کوره راهی به هیچستان/

ضد تاملاتی در باب شبکه اجتماعی تلگرام

ضد تاملاتی در باب شبکه اجتماعی تلگرام
رشد اختاپوسی فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی هیچ مجالی به برساختن رویاهای بزرگ نداده و تخیل انسان ها را چنان عقیم و مثله می سازد که خروجی این فراگرد، سوژه سقط جنین شده ای است که دامنه رویا و تخیلش از مرز های اینجا و اکنون فراتر نرفته و مدام از یافته ها و داشته های دیرینه اش تغذیه می کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل ازشاهوخبر؛ قبل از هر چیز باید بگویم که شبکه های اجتماعی هم مثل هر پدیده ایی که در روزگار سرمایه داری متاخر به منصه ظهور رسیده است، طی حرکتی زیر پوستی و خزنده به آسانی در خدمت همان اهداف سرمایه داری لیبرال قرار می گیرد؛ در حقیقت ما ساکنان این مجمع الجزایر سایبری تبدیل به پیاده نظام ارتش سایبری نظام غول آسای سرمایه داری دوران پسااستعماری نوین گشته ایم.مگر هدف این مدل از سرمایه داری چیزی جز تقلیل و فروکاست منظومه ارزشی و نظامی از زیبایی شناسی به مثابه امر والا به ابتذالی در حد سرگرمی نیست؛ در واقع این ابرساختار توان عظیمش را با سازوکار خلاقانه و دلفریبی که در اختیار دارد صرف ستایش مفرط از امر روز مره و بازتولید ابتذال در قالب سرگرمی همگانی نموده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شاهوخبر؛ قبل از هر چیز باید بگویم که شبکه های اجتماعی هم مثل هر پدیده ایی که در روزگار سرمایه داری متاخر به منصه ظهور رسیده است، طی حرکتی زیر پوستی و خزنده به آسانی در خدمت همان اهداف سرمایه داری لیبرال قرار می گیرد؛ در حقیقت ما ساکنان این مجمع الجزایر سایبری تبدیل به پیاده نظام ارتش سایبری نظام غول آسای سرمایه داری دوران پسااستعماری نوین گشته ایم.مگر هدف این مدل از سرمایه داری چیزی جز تقلیل و فروکاست منظومه ارزشی و نظامی از زیبایی شناسی به مثابه امر والا به ابتذالی در حد سرگرمی نیست؛ در واقع این ابرساختار توان عظیمش را با سازوکار خلاقانه و دلفریبی که در اختیار دارد صرف ستایش مفرط از امر روز مره و بازتولید ابتذال در قالب سرگرمی همگانی نموده است., شاهوخبر,

کافی است نیم نگاهی هر چند گذرا و اجمالی به گروه ها و کانال های بی شماری بیندازیم که این روزها قارچ گونه از بطن و متن این فضای آشوب زده و آنومیک سر برمی آورند، آن وقت متوجه این وضعیت هولناک خواهیم شد که هر چه گروه یا کانال بی محتوا تر و چیپ تر باشد به همان اندازه هم تعداد اعضایش رو به فزونی است و عکس این قضیه هم شوربختانه صادق است.گروه ها و کانال هایی که در کار تولید پیام یا محتوایی معرفتی اند بدل به جزیره مهجور و متروکی گشته اند که ساکنان آن رابینسون هایی هستند که با تبعیدی خود خواسته به این جزیره دوردست، آخرین پاسداران سنگر فضیلت و دانایی اند.

, کافی است نیم نگاهی هر چند گذرا و اجمالی به گروه ها و کانال های بی شماری بیندازیم که این روزها قارچ گونه از بطن و متن این فضای آشوب زده و آنومیک سر برمی آورند، آن وقت متوجه این وضعیت هولناک خواهیم شد که هر چه گروه یا کانال بی محتوا تر و چیپ تر باشد به همان اندازه هم تعداد اعضایش رو به فزونی است و عکس این قضیه هم شوربختانه صادق است.گروه ها و کانال هایی که در کار تولید پیام یا محتوایی معرفتی اند بدل به جزیره مهجور و متروکی گشته اند که ساکنان آن رابینسون هایی هستند که با تبعیدی خود خواسته به این جزیره دوردست، آخرین پاسداران سنگر فضیلت و دانایی اند.,

به راستی انسان با دیدن این وضع اسفبار به این نتیجه هولناک خواهد رسید که انگار همه ما کارگزار بی مزد و منت تولید انبوه امر روزمره، آن هم در سیاق گفتمان مسلط ابتذال هستیم؛ بنا براین این جاست که خیل عظیم و بی شماری از کاربران با پیوستن به گروه ها وکانال های تهی مایه و بی محتوا به حکم این که به اردوگاه اکثریت تعلق دارند برای جایگاه اجتماعی خود چنان حقانیت و مشروعیت ذاتی قائل می شوند که انگار این سیاره سرگردان مدیون و مرهون تلاش مضاعف آنان در تولید و ترویج افسارگسیخته امر مبتذل است و طنز ماجرا این جاست که همین توده عوام، آن اقلیت بخت برگشته را که هنوز تسلیم این تقدیر تکنولوژیک سرمایه داری متاخر نشده اند به باد لعن و ناسزا گرفته که گویی اینها هستند که از صراط های مستقیم منحرف گشته اند.

, به راستی انسان با دیدن این وضع اسفبار به این نتیجه هولناک خواهد رسید که انگار همه ما کارگزار بی مزد و منت تولید انبوه امر روزمره، آن هم در سیاق گفتمان مسلط ابتذال هستیم؛ بنا براین این جاست که خیل عظیم و بی شماری از کاربران با پیوستن به گروه ها وکانال های تهی مایه و بی محتوا به حکم این که به اردوگاه اکثریت تعلق دارند برای جایگاه اجتماعی خود چنان حقانیت و مشروعیت ذاتی قائل می شوند که انگار این سیاره سرگردان مدیون و مرهون تلاش مضاعف آنان در تولید و ترویج افسارگسیخته امر مبتذل است و طنز ماجرا این جاست که همین توده عوام، آن اقلیت بخت برگشته را که هنوز تسلیم این تقدیر تکنولوژیک سرمایه داری متاخر نشده اند به باد لعن و ناسزا گرفته که گویی اینها هستند که از صراط های مستقیم منحرف گشته اند.,

این مولدان ابتذال گویی رسالتی تاریخی هم برای خود قائل گشته اند و آن هم این که با شکل دادن به فضایی یک دست و تفاوت زدایی شده، که نوعی سرخوردگی و دپرسیون بر روح کلی آن حاکم است، امر خنده را به قهقهه تبدیل کنند؛گویی خندیدن با صدای ملایم روح سرکش خسته و طغیانگرشان  را ارضا نکرده و کفایت نمی کند، و بازگویی اینان جز با سردادن قهقهه های مهیب و بی محابا نمی توانند انتقام تجربه های ویرانگر شکست و سرخوردگی نسلی خود را از روح این زمانه بی زمان بگیرند.

, این مولدان ابتذال گویی رسالتی تاریخی هم برای خود قائل گشته اند و آن هم این که با شکل دادن به فضایی یک دست و تفاوت زدایی شده، که نوعی سرخوردگی و دپرسیون بر روح کلی آن حاکم است، امر خنده را به قهقهه تبدیل کنند؛گویی خندیدن با صدای ملایم روح سرکش خسته و طغیانگرشان  را ارضا نکرده و کفایت نمی کند، و بازگویی اینان جز با سردادن قهقهه های مهیب و بی محابا نمی توانند انتقام تجربه های ویرانگر شکست و سرخوردگی نسلی خود را از روح این زمانه بی زمان بگیرند.,

تم دیگری که می خواهم در این نوشتار کوتاه فراخور اندک مجالی که هست بدان بپردازم،  بحث تهدیدی است علیه فضای خصوصی و قلمرو شخصی انسان ها؛کافکا زمانی امر مدرن را همبسته مفهوم تعرض به انزوا تلقی کرده بود و حاصل این تعرض را انسانی خلوت باخته نامیده بود که انگار هیچ حیاط خلوتی برای خود بودگی ندارد و لحظه های با شکوهش محصور در اتاق های شیشه ای، به قول هدایت قتل عام می شوند.در حقیقت مفهوم قلمرو شخصی به مثابه نوعی حق غیر قابل انکار در هیچ دوره ای به اندازه ای روزگار ما در معرض تهدید نبوده و با خطر فروپاشی و اضمحلال مواجه نبوده است.

, تم دیگری که می خواهم در این نوشتار کوتاه فراخور اندک مجالی که هست بدان بپردازم،  بحث تهدیدی است علیه فضای خصوصی و قلمرو شخصی انسان ها؛کافکا زمانی امر مدرن را همبسته مفهوم تعرض به انزوا تلقی کرده بود و حاصل این تعرض را انسانی خلوت باخته نامیده بود که انگار هیچ حیاط خلوتی برای خود بودگی ندارد و لحظه های با شکوهش محصور در اتاق های شیشه ای، به قول هدایت قتل عام می شوند.در حقیقت مفهوم قلمرو شخصی به مثابه نوعی حق غیر قابل انکار در هیچ دوره ای به اندازه ای روزگار ما در معرض تهدید نبوده و با خطر فروپاشی و اضمحلال مواجه نبوده است.,

اگر کافکا انسان مدرن را سوژه ای خلوت باخته می نامید، بدون شک انسان عصر سایبری انسانی رویاباخته و تخیل بافته است؛ چرا که رشد اختاپوسی فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی هیچ مجالی به برساختن رویاهای بزرگ نداده و تخیل انسان ها را چنان عقیم و مثله می سازد که خروجی این فراگرد، سوژه سقط جنین شده ای است که دامنه رویا و تخیلش از مرز های اینجا و اکنون فراتر نرفته و مدام از یافته ها و داشته های دیرینه اش تغذیه می کند .

, اگر کافکا انسان مدرن را سوژه ای خلوت باخته می نامید، بدون شک انسان عصر سایبری انسانی رویاباخته و تخیل بافته است؛ چرا که رشد اختاپوسی فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی هیچ مجالی به برساختن رویاهای بزرگ نداده و تخیل انسان ها را چنان عقیم و مثله می سازد که خروجی این فراگرد، سوژه سقط جنین شده ای است که دامنه رویا و تخیلش از مرز های اینجا و اکنون فراتر نرفته و مدام از یافته ها و داشته های دیرینه اش تغذیه می کند .,

بنا براین با زوال و افول سپهر خصوصی و  فضای شخصی کاربران علاوه بر این که خلوت و تنهایی خلاقه آنان مدام در معرض تهدیدات بی شماری است، مفهوم فردیت نیز در این کشاکش و جدال نابرابر قربانی همان هجمه سنگین اخلاق گله وار و بربریت معاصر گشته و همین اخلاق وقتی پای حیثیت و کرامت انسانی در میان باشد تبدیل به توحشی فراگستر شده و در این گیرودار اپیدمی وحشت و واهمه از همگانی شدن مفهوم خلوت در مقام نوعی اندرونی امروزین، ترس و لرزی بی حدود و ثغور و شبح وار بر حیات انسان ها چنان سایه افکن شده که ضریب ایمنی روحی و روانی را به شدت کاهش داده و مدام با این وحشت جنون آسا دست به گریبانیم.اینجاست که فروپاشی بنیان فضای شخصی منجر به زوال تنهایی و انحطاط تنهایی نیز شیب را برای قهقرای رویاهای بزرگ و تخیل افسار گسیخته، هموار و ملایم می کند و ثقل فاجعه در حقیقت آنجاست که انسانی قوه تخیل و حس های کیهانی اش را از کف بدهد در واقع  بدون هیچ چون و چرایی تسلیم تقدیر محتوم هیولای مخوف تکنولوژی با هزار توهای وحشت آفرینی می شود که همواره در کار حیرت زدایی از شاکله حیات و بازتولید ابتذال سطحی و مشمئز کننده در متن زندگی روزمره است.

, بنا براین با زوال و افول سپهر خصوصی و  فضای شخصی کاربران علاوه بر این که خلوت و تنهایی خلاقه آنان مدام در معرض تهدیدات بی شماری است، مفهوم فردیت نیز در این کشاکش و جدال نابرابر قربانی همان هجمه سنگین اخلاق گله وار و بربریت معاصر گشته و همین اخلاق وقتی پای حیثیت و کرامت انسانی در میان باشد تبدیل به توحشی فراگستر شده و در این گیرودار اپیدمی وحشت و واهمه از همگانی شدن مفهوم خلوت در مقام نوعی اندرونی امروزین، ترس و لرزی بی حدود و ثغور و شبح وار بر حیات انسان ها چنان سایه افکن شده که ضریب ایمنی روحی و روانی را به شدت کاهش داده و مدام با این وحشت جنون آسا دست به گریبانیم.اینجاست که فروپاشی بنیان فضای شخصی منجر به زوال تنهایی و انحطاط تنهایی نیز شیب را برای قهقرای رویاهای بزرگ و تخیل افسار گسیخته، هموار و ملایم می کند و ثقل فاجعه در حقیقت آنجاست که انسانی قوه تخیل و حس های کیهانی اش را از کف بدهد در واقع  بدون هیچ چون و چرایی تسلیم تقدیر محتوم هیولای مخوف تکنولوژی با هزار توهای وحشت آفرینی می شود که همواره در کار حیرت زدایی از شاکله حیات و بازتولید ابتذال سطحی و مشمئز کننده در متن زندگی روزمره است.,

در پایان این یادداشت کوتاه قصد دارم به واکاوی مفهوم جدیت به عنوان جزئی لاینفک از ساختار زندگی امروز بپردازم. فضاهای مجازی با دهن کجی دلقک مآبانه به همه چیز و لودگی بی حد وحصرشان، هر امر جدی را به باد استهزا و سخره گرفته و مانع از نگاه و تاملی جدی در زوایای تاریک و پنهان رخداد بیرونی هستند. اساسا این گونه فضاها با دست انداختن هر امر مقدس و نامقدسی و خندیدن به ریش و ریشه هرامر قابل ستایش و تامل برانگیز،  آن را چنان از جدیت می اندازند که گویی امر یاد شده از سپیده دمان تاریخ تا به اکنون امری مضحک و کمیک بوده است؛ به عنوان مثال کافی است درنگی کوتاه در روند اشتراک گذاری نسخه پی.دی.اف سیل بی شمار کتاب هایی بیاندازیم که هر روزه نقل مجالس و نُقل محافل مجازی گشته اند.همین وفور کتاب های ایی بوک حتی جدیت را از امر خواندن نیز صلب کرده اند.البته من این مثال را بر اساس تجربه های شخصی خودم عرض می کنم. حال ممکن است برای دیگران این موضوع ، فاقد محتوای صدقی باشد.به هر جهت مثال ها و نمونه های فروانی هست برای اثبات این مدعا که فضای مجازی علاوه بر این که دست به ویرانی تجربه های فردی زده و از حافظه جمعی ما نیز تجربه زدایی نموده، مفهوم جدیت را در ساحت ها و نمودهای عینی و ذهنی اش با خطر انقراض مواجه کرده است. زندگی در لابیرنت های سایبرنتیک در حقیقت زندگی در دنیایی است که همه چیز در آن به شکل هولناکی بی ریشه و پادرهوا مانده است. جمله فلان اندیشمند و متفکر را از زبان کسانی نقل می کنند که در زندگی نکبت بار خود حتی از کاربرد حروف هم در دستور زبان عاجز بوده اند، چه برسد به گفتن یا نوشتن سخنان حکیمانه و گزین گویه های تامل بر انگیز و این چیزی جز از جدیت انداختن مفهوم تفکر و اندیشه ای والا نیست که چراغی روشن فراسوی اعتلای بشریت در گذر تاریخ بوده است.

, در پایان این یادداشت کوتاه قصد دارم به واکاوی مفهوم جدیت به عنوان جزئی لاینفک از ساختار زندگی امروز بپردازم. فضاهای مجازی با دهن کجی دلقک مآبانه به همه چیز و لودگی بی حد وحصرشان، هر امر جدی را به باد استهزا و سخره گرفته و مانع از نگاه و تاملی جدی در زوایای تاریک و پنهان رخداد بیرونی هستند. اساسا این گونه فضاها با دست انداختن هر امر مقدس و نامقدسی و خندیدن به ریش و ریشه هرامر قابل ستایش و تامل برانگیز،  آن را چنان از جدیت می اندازند که گویی امر یاد شده از سپیده دمان تاریخ تا به اکنون امری مضحک و کمیک بوده است؛ به عنوان مثال کافی است درنگی کوتاه در روند اشتراک گذاری نسخه پی.دی.اف سیل بی شمار کتاب هایی بیاندازیم که هر روزه نقل مجالس و نُقل محافل مجازی گشته اند.همین وفور کتاب های ایی بوک حتی جدیت را از امر خواندن نیز صلب کرده اند.البته من این مثال را بر اساس تجربه های شخصی خودم عرض می کنم. حال ممکن است برای دیگران این موضوع ، فاقد محتوای صدقی باشد.به هر جهت مثال ها و نمونه های فروانی هست برای اثبات این مدعا که فضای مجازی علاوه بر این که دست به ویرانی تجربه های فردی زده و از حافظه جمعی ما نیز تجربه زدایی نموده، مفهوم جدیت را در ساحت ها و نمودهای عینی و ذهنی اش با خطر انقراض مواجه کرده است. زندگی در لابیرنت های سایبرنتیک در حقیقت زندگی در دنیایی است که همه چیز در آن به شکل هولناکی بی ریشه و پادرهوا مانده است. جمله فلان اندیشمند و متفکر را از زبان کسانی نقل می کنند که در زندگی نکبت بار خود حتی از کاربرد حروف هم در دستور زبان عاجز بوده اند، چه برسد به گفتن یا نوشتن سخنان حکیمانه و گزین گویه های تامل بر انگیز و این چیزی جز از جدیت انداختن مفهوم تفکر و اندیشه ای والا نیست که چراغی روشن فراسوی اعتلای بشریت در گذر تاریخ بوده است.,

در پایان باید گفت رشد سرسام آور گروه ها و کانال های تلگرامی با کاربران چند ده هزار نفری این شبکه اجتماعی را بدل به ویترینی از از ویدیوهای مضحک و تصویر هرزه نگارانه زنان و دخترانی کرده که جز جذابیت  جنسی و کرشمه های دلفریب زنانه حرفی برای گفتن ندارند. البته این یادداشت انتقادی به منزله نفی و انکار دیگرسویه های مثبت شبکه های اجتماعی نیست، اما مع الاسف در زندگی ما جهان سومی ها به علت فقدان نهادینه شدن فرهنگ تکنولوژی مزبور سویه های ویرانگر و مخرب آن زیر ذره بین قرار گرفته و در گرانیگاه حیات روز مره ما جا خوش کرده است. به طوری که امروز خانوارها بدون توجه به تبعات منفی و پیامد های مخرب وسایل ارتباطی و هوشمند نظیر گوشی، تب لت، بازی های رایانه ای و.. علاوه بر این که راه را بر تخیل خلاق کودکشان سد می کنند با این کار عملا مفاهیمی نظیر خشونت،پرخاشگری، بددهنی، بی حوصلگی و نوعی اخلاق خودمحورانه و گریز از همجوشی و روابط اجتماعی را در جوهر فردی فرزند محبوبشان درونی می کنند. البته این نگاه آسیب شناسانه تنها گوشه ای بود هر چند کوچک از آفت های تکنولوژی های ارتباطی امروزین و فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی که این روزها گوش های زمانه ما را از دود، دروغ و درد انباشته است... .

, در پایان باید گفت رشد سرسام آور گروه ها و کانال های تلگرامی با کاربران چند ده هزار نفری این شبکه اجتماعی را بدل به ویترینی از از ویدیوهای مضحک و تصویر هرزه نگارانه زنان و دخترانی کرده که جز جذابیت  جنسی و کرشمه های دلفریب زنانه حرفی برای گفتن ندارند. البته این یادداشت انتقادی به منزله نفی و انکار دیگرسویه های مثبت شبکه های اجتماعی نیست، اما مع الاسف در زندگی ما جهان سومی ها به علت فقدان نهادینه شدن فرهنگ تکنولوژی مزبور سویه های ویرانگر و مخرب آن زیر ذره بین قرار گرفته و در گرانیگاه حیات روز مره ما جا خوش کرده است. به طوری که امروز خانوارها بدون توجه به تبعات منفی و پیامد های مخرب وسایل ارتباطی و هوشمند نظیر گوشی، تب لت، بازی های رایانه ای و.. علاوه بر این که راه را بر تخیل خلاق کودکشان سد می کنند با این کار عملا مفاهیمی نظیر خشونت،پرخاشگری، بددهنی، بی حوصلگی و نوعی اخلاق خودمحورانه و گریز از همجوشی و روابط اجتماعی را در جوهر فردی فرزند محبوبشان درونی می کنند. البته این نگاه آسیب شناسانه تنها گوشه ای بود هر چند کوچک از آفت های تکنولوژی های ارتباطی امروزین و فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی که این روزها گوش های زمانه ما را از دود، دروغ و درد انباشته است... .,

, , ,

یادداشت: محمد موفقی

, یادداشت: محمد موفقی,

انتهای پیام/ف

, انتهای پیام/ف]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه