یادداشت/علی سعیدی؛
توسعه غربی اسب تروای امپریالیسم جهانی
هنوز سیاست مدران بسیاری حاضراند به بهانه پیشرفت و توسعه کشورشان، هم رنگ و هم صدا با تمدن غرب بشوند. برای هر تمدنی هیچ چیز زیان بار تر از آن نیست که تئوریسن های آن تمدن را علیه نظام بشورند و مبانی و اهداف تمدن را انکار کنند و زیر سوال ببرند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری دانشجویان بیدار، یادداشت/علی سعیدی:1-سالیانی است که موج های وارده بر پیکره نظام تمدن غرب، سهمگین تر و شدیدتر میشوند و جالب تر آنکه این امواج از سوی کسانی ایجاد و تولید میشوند که خود در این نظام زیسته اند و در فرهنگ تمدن غرب رشد یافته اند. از مبانی و اهداف آن آگاهی کافی و لازم را بدست آوردند و چه بسا در ترسیم این اهداف نیز یاری رسانده باشند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,دکترین ترومن و دکترین " تقدیر آشکار" بعد از جنگ جهانی دوم، فضای متفاوت در سطح بین المللی ایجاد کرد، در درگیری دو بلوک شرق و غرب، این کشور های دیگر بودند که طعمه سیاست های این صیادان جهانی میشدند. کشورهایی همچون ، اندونزی، عربستان، کلمبیا، اکوادور، عراق و در مقطعی ایران و بسیاری از کشور های دیگر.
,سرانجام روزی رسید که تئوریسن های تمدن غرب، نسبت به اهدف پوشالی خود متنبه و بیدار شدند و بر علیه آرمان شهر ساخته و پرداخته شده در ذهن خود ، دست به فعالیت زدند. با این وجود، هنوز سیاست مدران بسیاری حاضراند به بهانه پیشرفت و توسعه کشورشان، هم رنگ و هم صدا با تمدن غرب بشوند. برای هر تمدنی هیچ چیز زیان بار تر از آن نیست که تئوریسن های آن تمدن علیه نظام بشورند و مبانی و اهداف تمدن رو انکار کنند و زیر سوال ببرند.
,2-در تمدن غرب یکی از همین افراد،" جان پیر کینز" است که در مقام یک اقتصاددان در یکی از شرکت های اقتصادی، در صدد اجرای طرح های اقتصادی در کشور های دیگر با دکترین " تقدیر آشکار" و به بهانه نجات کشور ها از چنگال کمونیست، نقش بازی میکرد و تا حدی میتوان گفت در رابطه با هدف کلی خود یعنی ایجاد امپریالیسم جهانی موفق بوده است.
,آقای کینز در مصاحبه با خانم امی گود من، نقش خود را بدین گونه شرح میدهد. « به طور کلی ما آموزش دیده بودیم و کار ما عبارت بود از ساخت و ساز امپراطوری آمریکا. به این ترتیب که میبایستی موقیعت هایی را برای جذب حداکثر منابع و منافع به طرف این کشور، شرکت های چند ملیتی و دولتی ایجاد میکردیم و در این زمینه نیز خیلی کار آمد بودیم، ما بزرگترین امپراطوری تاریخ جهان را ایجاد کردیم و این کار را طی 50 سال بعد از جنگ جهانی دوم انجام دادیم، البته با امکانات نظامی ناچیز، مگر در مواردی نادر مثل جنگ عراق، ولی نظامیان تنها در آخرین مرحله به عنوان آخرین راه حل مداخله میکنند.
,این امپراطوری، خلاف تمام امپراطور های دیگر در تاریخ جهان، پیش از همه به وسیله ساخت و ساز اقتصادی،تقلب، بزهکار ساختن افراد و شیوه خاص زندگی ما و با جنایتکاران اقتصادی به وجود آمده است که من یکی از آنها هستم.». او در کتاب " اعترافات یک جنایت کار اقتصادی " از استادش در رابطه با ماهیت نقش خود بیان میدارد که « ما اعضای یک باشگاه کوچک انحصاری هستیم، به ما پول میدهند، حسابی هم پول میدهند که کشور های جهان را ابعاد میلیاردی غارت کنیم. بخش عمده کار شما ( کینز) تشویق رهبران جهان در پیوستن به شبکه گسترده ای است که برای منافع تجاری آمریکا فعالیت میکند.».
,شبکه گسترده اقتصادی در حال حاضر چیزی جزء" بانک جهانی" ، " سازمان تجارت جانی " و "صندوق بین المللی پول" نمیتواند باشد. پیر کینز در رابطه ماهیت این ساختار ها و نقش "مک نارما" در ایجاد این ساختار ها اینگونه میگوید « و حالا متوجه میشوم که بزرگترین و شیطانی ترین نفش مک نارما در تاریخ، تبدیل بانک جهانی در سطحی بی سابقه و به طور فریب کارانه به عامل امپراطوری جهانی بوده است.».
,این گزاره ها بخشی از اعترافات یک جنایت کار اقتصادی بود، با گذر زمان، چهر واقعی سیاست گزاران تمدن غرب، بیشتر از پیش نمایان شده و روزی خواهید رسید که تئوریسین های تمدن غرب به تمام جنایت های این نظام پوشالی، اعتراف خواهند کردو مبانی شکل گیری نظام غرب را به زیر سوال خواهند برد.
,3-توسعه در نظام اندیشه تمدن غرب، در رشد اقتصادی و توسعه اقتصادی در پیوستن به ساختار های اقتصاد جهانی جهت چپاول سایرکشور ها معنا مییابد. در نظام اندیشه غرب اگر کشوری خواهان توسعه و پیشرفت باشد باید خواه ناخواه به زیر بیرق امپرالیسم جهانی برود و برده شدن را بیاموزد! و در این راه باید از مانع اصلی عبور کند که طبق تعریف تمدن غرب این مانع اصلی فرهنگ است، یا به عبارتی هزنیه توسعه را بپردازد که همان بی بنیان شدگی فرهنگی است و فرهنگ نیز چیز جز نظام اندیشه و سبک زندگی نیست.
,در واقع طبق تعریف غرب برای توسعه اقتصادی باید با فرهنگ جهانی هم رنگ شد. در تاریخ فراوان مثال وجود که دارد که تمدن غرب، طرح های اقتصادی خود را به مثابه اسب تروای وارد کشور ها و از درون، فرهنگ و نظام اندیشه را جهت برده شدن برای امپریالیسم جهانی آماده میکرد.
,با وجود این افرادی وجود دارند که برای توسعه و پیشرفت همان راهی پیشنهاد میدهند که اندونزی و مالزی و ترکیه و... پیموده اند. و میگویند برای توسعه راه ی جز پیوستن به ساختار های جهانی و هم نوایی با فرهنگ واحد جهانی وجود ندارد.
,انتهای خبر/رض
]
ارسال دیدگاه