اینجا کربلاست؛حسین زمان را دریابیم
من مانده ام و شرمساری، شرمساری از نسل دیروز، نسل جبهه و جنگ ، من مانده ام شرمساری از نسل فردا و من مانده ام و شرمساری از نسل امروز.کربلای من کجاست ؟ شاید همین جا، پشت همین میز، کنار همین کتاب ها و شاید جایی دیگر.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسل فردا ؛ من مانده ام و شرمساری، شرمساری از نسل دیروز، نسل جبهه و جنگ ، من مانده ام شرمساری از نسل فردا و من مانده ام و شرمساری از نسل امروز.کربلای من کجاست ؟ شاید همین جا، پشت همین میز، کنار همین کتاب ها و شاید جایی دیگر.
1-اینجا کربلاست دهم محرم سال شصت و یک هجری قمری
علی اکبر از خیمه خارج شده و چند قدمی جلو می رود و از دور با نگاهی لشکر دشمن را بر انداز می کند. انعکاس نور خورشید بر شمشیرهای برهنه ی سربازان بی شمار شامی و کوفی چشمان مبارکش را آزرده می کند. اما اندکی هراس به قلب استوارش راه پیدا نمی کند . سر می چرخاند و به پدر نظاره می کند. برای گرفتن اذن میدان به طرف امام ، ولی امر، فرمانده و پدر بزرگوارش به راه می افتد.
علی اکبر خوب می داند که راه سختی را در پیش گرفته است. راهی که عاقبتی جز شهادت در انتظارش نیست و چه نیکو عاقبتی است شهادت در راه احیای دین خداوند.
بعد از گرفتن اذن و وداع جانانه با پدربه سمت میدان رزم به راه می افتد . جنگ نمایانی می کند و لشکر دشمنان خدا را به خاک و خون می کشد و اما این بار تمامی تیغ ها اسماعیل ابراهیم کربلا را در بر می گیرند... فوقع ما وقع.
2-اینجا کربلاست شانزدهم آذر سال هزار و سیصد و سی و دو هجری شمسی
یزید زمان ابن زیادش را فرستاده تا عاشورایی دیگر را رقم بزند. آمریکای جنایت کارنماینده ی عالی رتبه اش را ، نیکسون ملعون را به ایران فرستاده تا برایش از آن کودتای ننگین خبر ببرد .فرستاده تا یوق بردگی استبداد را بر گردن ایران بیاویزد و برگردد. اما جوانان ایران این رویای آمریکا را به کابوس مبدل می سازند و سه قطره خون که پیش پای نیکسون ملعون به زمین می ریزد.احمد قند چی ، مهدی شریعت رضوی و مصطفی بزرگ نیا.
3-این جا کربلاست بیست و هفتم دی سال هزار و سیصد و سی و چهار هجری شمسی
جلوی جوخه ی اعدام یزیدیان نواب ایستاده است. همان مبارز بی مثالی که دلاورانه عرصه را بر استبداد و استکبار تنگ کرده و کابوس دشمنان دین خدا شده است. سید مجتبی آغوش گشوده است تا سینه اش پذیرای تیرهای حرمله های زمان باشد سید مجتبی نواب صفوی مبارزی است که نامش برای همیشه در آسمان شهدای مبارزه با استبداد و استعمار می درخشد و برای رسیدن به آرمان های مقدسش از جان دادن هم هراسی ندارد.
4-این جا کربلاست سوم خرداد سال هزار و سیصد و شصت و یک هجری شمسی
خرمشهر در چنگال یزیدیان است و حسن باقری در اندیشه ی خلق بیت المقدس و فتحی جاویدان و در اندیشه ی لبیکی جانانه به ندای هل من ناصر خمینی . حسن آماده ی پرواز است و برای دیدار محبوب سر از پای نمی شناسد. فرمانده ی جوان راه پیروزی را خوب می داند و نقشه ی آن را برای یارانش ترسیم نموده است. پای حسن باقری که به میدان کارزار بازشد ، خرمشهر، شهر خون آزاد شد و خرمشهر را خدا آزاد کرد.
5-اینجا کربلاست بیست و یکم دی سال هزار و سیصد و نود هجری شمسی
سنگرهای علمی یکی پس از دیگری به دستان توانمند جوانان ایرانی در حال فتح شدن هستند و یزیدیان نگون بخت ،آشفته از این فتوحات. این بار استکبار چه نقشه ی شومی در سر می پروراند و قصد گذاشتن کدام داغ را بر دل ملت ایران دارد. مصطفی احمدی روشن دانشمندیست که انگار وجودش خواب را از چشمان پلید شیاطین زمان ربوده است و این بار مصطفی طعم تیغ یزیدیان را می چشد و آسمانی می شود .
6-اینجا کربلاست سال دو هزار و شانزده میلادی
استکبار و تکفیربه نکاح هم در آمدند و نطفه ی نحسی را منعقد کرده اند و فرزندی قبیح را به دنیا آورده اند. یزیدیان این بار خیال خام رسیدن به حرم زینب سلام ا... علیها را در سر می پرورانند. مسلمان می کشند و خانمان بر می اندازند و این بار سعید مسلمی ها و محمد زهره وند ها و دیگر مدافعان حرم به پا می خیزند و نغمه ی کلنا عباسک یا زینب را سرمی دهند و دلاورانه پیش روی استکبارسینه سپر می کنند و در راه زینب آسمانی می شوند.
7-اینجا کربلاست سال هزار و سیصد و نود پنج هجری شمسی
سالن مطالعه ی خوابگاه . من مانده ام و کوله بار درس هایی که باید می خواندم و نخواندم . من مانده ام و سر در گمی، من مانده ام و مردمی که به من و نسل من چشم دوخته اند تا سکان دار کشتی جامعه شویم . من مانده ام و ندای هل من ناصر رهبری که بی جواب مانده است. من مانده ام و شرمساری، شرمساری از نسل دیروز، نسل جبهه و جنگ ، من مانده ام شرمساری از نسل فردا و من مانده ام و شرمساری از نسل امروز.کربلای من کجاست ؟ شاید همین جا، پشت همین میز، کنار همین کتاب ها و شاید جایی دیگر . فرقی نمی کند . تمام جهان وسعت کربلا را دارد . با حسین (علیه السلام ) بودن یا نبودن . مسئله این است....
یادداشت از مهرداد احمدی
انتهای پیام/
,
, 1-اینجا کربلاست دهم محرم سال شصت و یک هجری قمری,
,
,
,
,
,
, 2-اینجا کربلاست شانزدهم آذر سال هزار و سیصد و سی و دو هجری شمسی,
,
,
,
,
,
, 4-این جا کربلاست سوم خرداد سال هزار و سیصد و شصت و یک هجری شمسی,
,
,
,
, 5-اینجا کربلاست بیست و یکم دی سال هزار و سیصد و نود هجری شمسی,
,
,
,
, 6-اینجا کربلاست سال دو هزار و شانزده میلادی,
,
,
,
, 7-اینجا کربلاست سال هزار و سیصد و نود پنج هجری شمسی,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه