مسیر خوشبختی، دیگر از دانشگاه نمی گذرد
هم چنان، گروهی که در دانشگاه های معتبر، به تحصیل مشغول بوده اند،به دلیل رقابتی بودن بازار کار،و داشتن مهارت و توانایی بیشتر آنان، و هم چنین تمایل بازار برای جذب این افراد، وارد بازار کار شده، و گروهی که تنها به داشتن مدرک از دانشگاه های درجه دو و سه، دل خوش کرده اند، پس از پایان دوران تحصیل، با این حقیقت تلخ مواجه می شوند که فرصت شغلی برای استفاده از مدرک تحصیلی نخواهند داشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسیم زنجان، مهرداد گنجی از فعالین دانشجوئی دانشگاه زنجان در یادداشتی عنوان"مسیر خوشبختی، دیگر از دانشگاه نمی گذرد."،نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسیم زنجان،,کودکی کودکان دهه ی شصت و هفتاد ایران عزیز،در رویای شغل در مهندسی و پزشکی گذشت.
,کودکان آن روز ایران، خود را در کسوت دکترها و مهندسین آینده ی ایران میدیدند و با گذشت زمان، کودکان آن روز، جوانان امروز جامعه ی امروز ایران را شکل می دهند.
,اما رویای دست نیافتنی آن روز، به متاع بی ارزش و قابل دسترس جوانان امروز بدل شده است.
,هر چند این امر برای رشته های پزشکی،کمتر ملموس می باشد و به وجود آمدن دانشگاه های متعدد در سطح کشور، از دولتی و آزاد و پیام نور گرفته، تا دانشگاه های علمی و کاربردی و مجازی و غیر انتفاعی،رویای آن روز را به واقعیت تلخی برای جوانان و خانواده ها بدل کرده است. هرچند پس از گذشت سال ها،همچنان کنکور،همچون سدی استوار، در مقابل پای جوانان متقاضی ورود به دانشگاه، خود نمایی میکند، اما فرق این روزها با روزگاران دهه ی شصت و هفتاد، در این است که آن روز ها، با توجه به کم بودن ظرفیت پذیرش دانشجو در رشته های مختلف،گروهی که واقعا تمامی تلاش خود را صرف تحصیل و مطالعه می کردند،به سختی وارد دانشگاه ها می شدند، اما دانشگاه هایی معتبر، با سطح علمی و امکانات پژوهشی عالی،و خروجی این دانشگاه ها نیز، جوانان متخصص و نخبه ای بودند که بلافاصله جذب بازار کار می شدند.
,گروهی هم که موفق به ورود به دانشگاه نشده بودند، و رویای کودکی خود را از دست رفته می پنداشتند،وارد خدمت مقدس سربازی شده و پس از گذران دوران خدمت، وارد بازار کار شده و حرفه ای را به صورت جدی ادامه داده، و به صنعتگران ماهر و با تجربه ای تبدیل می شدند، البته اگر واقعا در آرزوی ورود به دانشگاه، بودند نیز برای عبور از سد کنکور تلاش خود را می کردند و در مواقعی نیز موفق به عبور از این سد می شدند.
,برای دختران جامعه ی آن روز نیز، این اتفاق به گونه ای دیگر رقم می خورد، گروهی با همت و تلاش، نهایتا وارد دانشگاه می شدند و گروهی نیز این رویا را از سر به در کرده و به زندگی معمول خویش رضایت می دادند. آنچه در روند معمول آن روز مهم بود، توجه به این نکته بود که ورود به دانشگاه، هر چند سخت و دشوار بود، اما کسانی که وارد دانشگاه می شدند، به علت ورودی کم دانشگاه ها به نسبت جمعیت، با گذراندن چندین سال از عمر خویش، آینده ی شغلی تضمین شده ای در انتظار داشتند و ورود این تعداد متخصص، به بازار کار، برای جامعه و دولت قابل تحمل بوده و برنامه ریزی ها متناسب با تامین شغل و آتیه ی این افراد صورت می گرفت.
,گروهی دیگر که وارد دانشگاه نشده بودند، عمر خود را هدر نداده و با یادگیری حرفه های صنعتی مورد نیاز جامعه، به صنعتگرانی تبدیل می شدند که جامعه به آن ها نیاز داشت و آن ها نیز از شغلی با آینده ی مناسب برخوردار می شدند.
,اما نکته ی تاسف برانگیز اینجاست.آنچه برای امروز جامعه ی ایران رقم خورده است، اندکی قابل تأمل است، دانشگاه های معتبر آن روز، هم چنان همتی مضاعف و تلاشی بسیار را برای ورود می طلبند، اما در کنار این سد، به تدریج مسیر هایی فرعی گشوده شد. مسیرهایی که رهروان آن ها، افرادی بودند که به هر دلیلی، یا تمایلی برای ورود به دانشگاه های معتبر را ندارند، و یا توانایی رقابت در سطوح بالای کنکور را، به همین دلیل،ترجیح آنها تحصیل در دانشگاه های بی کیفیت و سطح پایین است که در کشور تعداد آنها کم نیز نمی باشد. اما این آسیب، چه زمانی خود را بهتر نشان می دهد؟
,تعداد بالای جوانان بی کار جامعه ی امروز ایران، که گاه با مدارک دکتری و کارشناسی ارشد و کارشناسی، در انتظار ایجاد شغل مناسب از سوی دولت برای خویش هستند، گواه این مدعاست.
,فردی که عمر خویش را برای دریافت مدرک دانشگاهی، در دانشگاه های درجه دو و سه، تلف کرده است، متقابلاً انتظار دارد،پس از پایان تحصیل، با استفاده از مدرک تحصیلی خویش وارد بازار کار شده، و شغلی متناسب برای وی وجود داشته باشد، اما متاسفانه در کنار افزایش ظرفیت دانشگاه ها، و تعدد دانشگاه ها در کشور،بازار کار متناسب خروجی این دانشجویان، در نظر گرفته نشده است.
,هم چنان، گروهی که در دانشگاه های معتبر، به تحصیل مشغول بوده اند،به دلیل رقابتی بودن بازار کار،و داشتن مهارت و توانایی بیشتر آنان، و هم چنین تمایل بازار برای جذب این افراد، وارد بازار کار شده، و گروهی که تنها به داشتن مدرک از دانشگاه های درجه دو و سه، دل خوش کرده اند، پس از پایان دوران تحصیل، با این حقیقت تلخ مواجه می شوند که فرصت شغلی برای استفاده از مدرک تحصیلی نخواهند داشت.
,این امر باعث سرخوردگی، یاس و ناامیدی این افراد شده، و مشکلات بسیاری را در حوزه ی آسیب های اجتماعی برای کشور رقم می زند. در مقابل،دخترانی که در این دانشگاه ها تحصیل کرده اند، نیز با بالا رفتن توقعات، کسی را هم شأن خویش می دانند، که حداقل تحصیلات دانشگاهی داشته باشد، و بتواند خواسته های ایشان را برآورده سازد.
,آمار بالای نرخ بیکاری و هم چنین بالا رفتن سن ازدواج در جامعه، دو آسیب جدی، از این تصمیم غلط می باشد.
,تصمیمی که باعث به هم خوردن توازن اجتماعی عرضه و تقاضا شده و نیروی کار را به سوی مسیری کم بازده سوق داده است. کشور همچنان نیاز به متخصصین خود را از بین نخبگان تحصیل کرده بر طرف ساخته، اما شغل ها و حرفه های صنعتی مورد نیاز کشور، در جامعه ی امروز با بی مهری مواجه شده و جوانان تحصیل کرده کمتر رغبتی برای داشتن این شغل ها از خود نشان می دهند. آسیبی که باعث بالا رفتن نرخ بیکاری، و مشکلات اجتماعی وابسته به این معضل اجتماعی شده است.
,حال سوالی که در ذهن هر دانشجو شکل میگیرد، این است که در این آشفته بازار وضعیت شغلی کشور، چه آینده ای در انتظار اوست؟سوالی که پاسخ آن قطعا در این نکته نهفته است که روزگار تضمین وجود شغل، برای فارغ التحصیلان رشته های دانشگاهی به سر آمده است.
,انتهای پیام/م
,]
ارسال دیدگاه