به دنبال قول های استاندار لرستان مبنی بر رسیدگی به منطقه ی ضرون؛

هنوز پنجره ی «ضرون» به سمت قول های استاندار است

هنوز پنجره ی «ضرون» به سمت قول های استاندار است
از قول های استاندار لرستان مبنی بر رسیدگی به منطقه ی محروم ضرون، یک ماه گذشته است. به گفته ی اهالی منطقه ی ضرون هنوز هیچ اقدامی برای رسیدگی به منطقه صورت نگرفته است. همراه با خانم عذرا شاهیوند، دهیار روستای علی حسین آباد تصمیم به رفتن به منطقه ی ضرون می گیرم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا وبه نقل از سفیرافلاک؛از قول های استاندار لرستان مبنی بر رسیدگی به منطقه ی محروم ضرون، یک ماه گذشته است. به گفته ی اهالی منطقه ی ضرون هنوز هیچ اقدامی برای رسیدگی به منطقه صورت نگرفته است. همراه با خانم عذرا شاهیوند، دهیار روستای علی حسین آباد تصمیم به رفتن به منطقه ی ضرون می گیرم.

, شبکه اطلاع رسانی دانا,

ساعت هفت صبح است و هوا ابری. خانم شاهیوند می گوید هوا ابری است و احتمال بارندگی وجود دارد. دهیار روستای علی حسین آباد، منطقه ی ضرون را به هنگام ریزش های جوی، غیرقابل رفت و آمد می داند و می گوید: به هنگام زمستان، رفت و آمد به منطقه ی ضرون قطع می شود.

,

منطقه کوهستانی و صعب العبور است و حتا ماشین لاندیور که تنها وسیله ی رفت و آمد مردم ضرون به کوهدشت است؛ مسافران را جابجا نمی کند.

,

یک ساعت از هوای ابری گذشته است. با گذشت زمان، ابرها هم کم کم ناپدید می شوند. خانم شاهیوند زنگ می زند و می گوید راننده، تصمیم گرفته ما را به ضرون برساند.

,

آقای کریمی راننده ی پیکان است. وی جاده ی ارتباطی ضرون را نامناسب می داند و می گوید: حتا در مواقع ضرورت هم به ضرون نمی روم و در این هوای نیمه ابری فقط برای کمک به منطقه ی ضرون آمده ام.

,

سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک

, سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک,

آقای سیدی، همسر خانم شاهیوند در این سفر ما را همراهی می کند. او به مشکلات منطقه ی ضرون آگاهی دارد و تمام تلاش خود را برای رفع محرومیت از این منطقه انجام داده است.

,

هنوز از کوهدشت خارج نشده ایم. آنتن تلفن همراه در حال قطع شدن است. تلفن آقای سیدی زنگ می زند. راننده می ایستد و به کناری می زند. آقای سیدی می گوید کمی آن طرف تر، مکالمه امکان پذیر نیست.

,

رئیس اداره ی امور عشایر شهرستان کوهدشت، آن سوی خط است. او از آقای سیدی می خواهد دو خانوار فقیر در منطقه ی ضرون را به اداره ی امور عشایر معرفی کند. نزدیک عید است و انگار قرار است کالایی به این خانواده ها اختصاص یابد.

,

خانم شاهیوند و آقای سیدی تلاش خود را برای بالابردن تعداد خانوارها انجام می دهند و با تلاش آن ها سه خانوار به آقای حیدری معرفی می شود.

,

جاده پُر از گِل خشک است. گل هایی که از باران چند روز پیش بر جای مانده است. گِل ها شبیه تپه هایی کوچک است. پیکان در تپه های کوچک گیر می کند و به نفس زدن می افتد. راننده به عقب می رود و پیکان از تپه های کوچک بیرون می آید.

,

سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک

, سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک,

تپه های کوچک در حال تمام شدن هستند و پیچ قبرستان چراغان ما را به منطقه ی ضرون وارد می کند. این پیچِ خطرناک، محل وقوع تصادف هایی بوده است. راننده می گوید در طول مسیر، پیچ های خطرناکی وجود دارد و تازه، اول راه است.

,

سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک

, سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک,

پیچ قبرستان چراغان

,

جاده ی غیرقابل عبور، کم کم خودش را نشان می دهد. ماشین هر بار به دست انداز و سنگ های داخل جاده برخورد می کند. این جا خبری از آسفالت نیست و خانه هایی که رنگ مسکن مهر داشته باشد.

,

خانه ها از سنگ و بی نور است. دو دختر نوجوان بیرون از خانه شان ایستاده اند. زینب، یکی از دخترها به سمت مادرش می رود. مادر در مطبخ ایستاده است. زینب می گوید ما در این جا نه آب داریم و نه مدرسه.

,

سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک

, سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک,

فاطمه 13 سال دارد و مدرسه نرفته است. او دلش می خواهد باسواد شود و به بچه های روستایشان درس بدهد. مادر فاطمه، می گوید: برای دام هایمان نه کاه داریم و نه جو. خانواده ی آن ها فقیر است.

,

سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک

, سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک,

همراه با فاطمه به خانه شان می روم. در اتاق با جیرجیر باز می شود. خانه ی آن ها را پنجره ای کوچک روشن کرده است؛ پنجره ای که نور را به زحمت عبور می دهد.

,

سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک

, سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک,

سقف اتاق از تیرهای چوبی است و یک تلویزیون، تنها امکانات خانه است. پدر خانواده مریض است و از این که به استقبال نیامده؛ عذر می خواهد. او می گوید ما حتا یک خانه ی سنگی هم نداریم. خانه شان اجاره ای است و آن ها به جای اجاره بها، هر سال دو گوسفند را به صاحب خانه می دهند.

,

سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک

, سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک,

خانواده ی فاطمه تحت پوشش کمیته ی امداد نیستند. تنها منبع درآمد آن ها گوسفندهایی است که آن سوی تجیر به خواب رفته اند.

,

بیرون از پرچین؛ جواد، پسر خانواده ایستاده است و به ما نگاه می کند. او هم بیسواد است و می گوید ما در این جا هیچ چیز نداریم. جواد 18 سال سن دارد و تا حالا نتوانسته است که به مدرسه برود.

,

سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک

, سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک,

سارا، دیگر دختر خانواده است. او خودش را لای پرچین پنهان می کند و حاضر به گفت و گو نمی شود. سارا کلاس ششم ابتدایی است. او در روستای اطراف خودشان درس خوانده است.

,

از خانه ی فاطمه دور می شویم. سارا از دور برایمان دست تکان می دهد. دست هایش را در آسمان تکان می دهد و پروانه می شود.

,

پیچ های خطرناکِ قبرستان چراغان، سربالایی پیره بّر، شاهیلان و پیچ کهریز آقای کریمی را به دردسر انداخته است. پیکان در گردنه ی شاهیلان از حرکت می ایستد. راننده هر چه سوئیچ را می چرخاند؛ پیکان روشن نمی شود.

,

سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک

, سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک,

سربالایی پیرَه بُر

,

سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک

, سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک,

پیچ پیره بُر

,

سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک

, سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک,

پیچ شاهیلان

,

سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک

, سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک,

پیچ کهریز

,

جاده ی صعب العبور و پر از شیب و بی حفاظ، امکان سقوط به گردنه و دره ها را آسان کرده است. پیکان به سمت عقب می رود. از ترس، چشم هایم را می بندم. فریاد «یا امام رضا» است که سکوت کوهستان را می درد.

,

آقای کریمی به زحمت، پیکان را متوقف می کند. پیکان نزدیک گردنه از حرکت می ایستد. آقای سیدی، سنگ بزرگی را زیر تایرهای عقب پیکان می گذارد. راننده می گوید: حتا بولدزور و لودر هم در این جاده گیر می کند.

,

خانم شاهیوند، آقای سیدی پیکان را هُل می دهند. ترمزها بریده می شود. حالا پیکانِ خسته است که با جاده مبارزه می کند. خانم شاهیوند می گوید: اهالی ضرون معتقدند؛ این جاده با پیچ های خطرناکش، نظرکرده است.

,

سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک

, سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک,

امامزاده ظنور از نوادگان امام موسی کاظم(ع) در منطقه ی ضرون است و بنا به گفته ی اهالی، این امامزاده، مراقب منطقه است.

,

سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک

, سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک,

راننده، ماشین را از شیب ها و با سرعت عبور می دهد. او می گوید اگر آهسته برانم؛ ماشین خاموش می شود. حالا از شیب های تند کمی فاصله گرفته ایم و حرم امامزاده ظنور از دور نمایان می شود.

,

سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک

, سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک,

درختان بلوط و کوهستان و روستای سیدگل علی حسین آباد به تو خوشامد می گویند. اطراف جاده ی ارتباطی این روستا، از صخره ها انباشته شده است. صخره هایی که بالایِ سرِ آبادی است و با جان روستا بازی می کند.

,

سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک

, سفر به ضرون/ مناطق محروم کوهدشت/ سفیر افلاک,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه