کادوی تولدت چه بخرم!؟
آقا رخست بده، قلب را باید ریموو کرد، برای حضورت، فرصت سرچ نیست، مغزم کار نمیکند، زبانم افسار پاره کرده است، چرا درنگ میکنم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه اطلاعرسانی آستانخبر، فاطمه احمدرپور در دلنوشتهای نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آستانخبر,بوی اسپند، لباس نو و عطر و...
,آواز پرندگان، ترنم باران بهاری و خیسی ژل گونه سنگها و ...
,کرشمه درختها و صبح دیدم گذشتم
,شربت ایستگاههای صلواتی، شیرینی اوستا قناد و نقلهای مادربزرگ و جشنهای دم کوچهها را
,دیدم و گذشتم
,امشب به گمانم آقا قدم میزند در تمام کوچههای شهر و من روسیاه میتوانم سبد بگیرم و نرگس بچینم
,امشب میشود گل نرگسها را جدا کرد
,میشود درشتها را سوا کرد
,میشود خودخواه بود و زیباترین را سوا کرد
,اما...
,گلهای نرگس را بدون او چه کنم؟
,یار که در خانه نباشد نرگس برای چه در گلدان باشد؟
,باید امشب خودخواهتر باشم
,باید آقا را در کنج دل زندانی کرد
,باید نرگس فاطمه را زندانی کرد
,باید سو استفاده کرد از حضورش
,باید به آقا هدیه داد
,آقا عجب شانسی داری اول برج است و میشود سنگ تمام گذاشت
,اما چه هدیهای بخرم دقایقی نگاهم کند؟
,,
چقدر خلأ را احساس میکنم، انگار فرسنگها فاصله دارم
,,
صحبت نگاه یار که آمد قلبم لرزید
,بیاختیار دستم روی قلبم رفت
,چقدر سنگین است، اصلاً آقا جا ندارد بیاید!
,باید خانهتکانی کرد
,ساعت میدود، ساعت تو چرا سر ناسازگاری داری!
,,
آقا رخست بده، قلب را باید ریموو کرد، برای حضورت
,فرصت سرچ نیست
,مغزم کار نمیکند، زبانم افسار پاره کرده است، چرا درنگ میکنم
,وای به حالمان، اگر تو بیایی که از شرم آب میشوم
,خانه از پایه ویران است، با تشریفات شب میلادت هم رفو نمیشود
,فقط امشب بهحق مادرت زهرا
,شفاعت کن تا در خط انتظارت، جا گیرمان بیاید
,پیش خودمان باشد، من دعا نمیکنم بیایی
,ولی تو دعا کن من با دل بیایم
,به جشن میلادت
,انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه