یادداشت/

ارتفاع پست...

ارتفاع پست...
داستان فروشنده از آنجایی آغاز می شود که "رعنا و عماد" (شهاب حسینی و ترانه علی دوستی) مجبور می شوند آپارتمان محل زندگی خودشان را به دلیل اینکه در حال فرو ریختن است ترک کنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نقل از مرصاد؛ تردیدی نیست که قامت هنر فاخر و ظرفیت هنرمندان ایرانی بلند تر از نخل های طلایی جشنواره های اروپایی است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

 

حتی گاهی این اساتید هنر ایران هستند که نشان هایی مانند شوالیه را از همان سرزمین نخل و کن نمی پذیرند تا به آن اعتبار نداده باشند. حسین علیزاده ها کم نیستند...

 

بسیاری از سینماگران هم معتقد هستند سیاستگذاران اسکار و کن و... جوایزشان را تنها زمانی به هنرمندان کشورهایی مانند ایران فروشنده هستند که یک تراژدی یا درام اجتماعی از جامعه را تصویرگری کرده باشند.

 

پاسخ ژیل ژاکوب رئیس جشنواره کن به درخواست کیارستمی برای اکران فیلم امیر نادری نمونه خوبی است. ژاکوب با اکران فیلم نادری که فقر و فحشا در جامعه آمریکا را روایت کرده مخالفت می کند و می گوید: اگر فضای فیلم مربوط به ایران بود می توانستم موافق باشم!

 

اما در مورد فیلم یکصد دقیقه ای اصغر فرهادی نقدهای متعددی را خواندم... از نوشته های "بردشاو" خبرنگار گاردین تا نقد اوون گیلبرمن...

 

داستان فروشنده از آنجایی آغاز می شود که "رعنا و عماد" (شهاب حسینی و ترانه علی دوستی) مجبور می شوند آپارتمان محل زندگی خودشان را به دلیل اینکه در حال فرو ریختن است ترک کنند. آنها در همان حوالی خانه ای اجاره می کنند که قبلا یک "زن روسپی گر" در آن ساکن بوده است.

 

رعنا تنها در خانه جدید مشغول استحمام است که زنگ خانه را می زنند... او فک می کند عماد است در حالی که یکی از هم خوابه های ساکن قبلی خانه پشت در ایستاده است. او وارد خانه می شود رعنا را از ناحیه سر زخمی می کند و.....

 

عماد می ماند و آنچکه از استرس و فشار های روانی برای رعنا درست شده است و البته تصمیم های بعدی عماد که فروشنده با تعلیق های خوب و به موقع سینمایی به مخاطب منتقل می کند.

 

آنچه برای من در فیلم جالب است فرار ساکنان آپارتمانی است که می گویند در حال فرو ریختن است! همه فرار می کنند و از یکدیگر سوال می کنند که ماجرا چیست؟ پاسخ ها اکثرا "نمی دانم" است. عماد هم در این شلوغی ها رعنا را برای فرار صدا می زند.

 

آنها می روند تا تراژدی آخر رقم بخورد. اما ساختمان کهنه قبلی با همه ترکهایی که برمی دارد سرپا می ماند و فرو نمی ریزد!

 

چیزی شبیه همان از خانه رفتن بی بازگشتی که "درباره الی" به تصویر کشید و یا میل به رفتنی که به جدایی نادر از سیمین انجامید.

 

به هر حال اصغر فرهادی که با "ارتفاع پست" و حاتمی کیا شروع کرد امروز از نگاه خیلی ها روی قله سینمای ایران است. جایی که البته سیاستهای غیر هنری صاحبان نشان های نخل و خرس -خواه نقره ای باشد یا طلایی- بازهم برای تجلیل شوندگان چیزی جز یک "ارتفاع پست" نخواهد ساخت و البته داشته های هنرمندان ایران خیلی در گروه این جوایز نیست.

,

 

حتی گاهی این اساتید هنر ایران هستند که نشان هایی مانند شوالیه را از همان سرزمین نخل و کن نمی پذیرند تا به آن اعتبار نداده باشند. حسین علیزاده ها کم نیستند...

 

بسیاری از سینماگران هم معتقد هستند سیاستگذاران اسکار و کن و... جوایزشان را تنها زمانی به هنرمندان کشورهایی مانند ایران فروشنده هستند که یک تراژدی یا درام اجتماعی از جامعه را تصویرگری کرده باشند.

 

پاسخ ژیل ژاکوب رئیس جشنواره کن به درخواست کیارستمی برای اکران فیلم امیر نادری نمونه خوبی است. ژاکوب با اکران فیلم نادری که فقر و فحشا در جامعه آمریکا را روایت کرده مخالفت می کند و می گوید: اگر فضای فیلم مربوط به ایران بود می توانستم موافق باشم!

 

اما در مورد فیلم یکصد دقیقه ای اصغر فرهادی نقدهای متعددی را خواندم... از نوشته های "بردشاو" خبرنگار گاردین تا نقد اوون گیلبرمن...

 

داستان فروشنده از آنجایی آغاز می شود که "رعنا و عماد" (شهاب حسینی و ترانه علی دوستی) مجبور می شوند آپارتمان محل زندگی خودشان را به دلیل اینکه در حال فرو ریختن است ترک کنند. آنها در همان حوالی خانه ای اجاره می کنند که قبلا یک "زن روسپی گر" در آن ساکن بوده است.

 

رعنا تنها در خانه جدید مشغول استحمام است که زنگ خانه را می زنند... او فک می کند عماد است در حالی که یکی از هم خوابه های ساکن قبلی خانه پشت در ایستاده است. او وارد خانه می شود رعنا را از ناحیه سر زخمی می کند و.....

 

عماد می ماند و آنچکه از استرس و فشار های روانی برای رعنا درست شده است و البته تصمیم های بعدی عماد که فروشنده با تعلیق های خوب و به موقع سینمایی به مخاطب منتقل می کند.

 

آنچه برای من در فیلم جالب است فرار ساکنان آپارتمانی است که می گویند در حال فرو ریختن است! همه فرار می کنند و از یکدیگر سوال می کنند که ماجرا چیست؟ پاسخ ها اکثرا "نمی دانم" است. عماد هم در این شلوغی ها رعنا را برای فرار صدا می زند.

 

آنها می روند تا تراژدی آخر رقم بخورد. اما ساختمان کهنه قبلی با همه ترکهایی که برمی دارد سرپا می ماند و فرو نمی ریزد!

 

چیزی شبیه همان از خانه رفتن بی بازگشتی که "درباره الی" به تصویر کشید و یا میل به رفتنی که به جدایی نادر از سیمین انجامید.

 

به هر حال اصغر فرهادی که با "ارتفاع پست" و حاتمی کیا شروع کرد امروز از نگاه خیلی ها روی قله سینمای ایران است. جایی که البته سیاستهای غیر هنری صاحبان نشان های نخل و خرس -خواه نقره ای باشد یا طلایی- بازهم برای تجلیل شوندگان چیزی جز یک "ارتفاع پست" نخواهد ساخت و البته داشته های هنرمندان ایران خیلی در گروه این جوایز نیست.

,

 

حتی گاهی این اساتید هنر ایران هستند که نشان هایی مانند شوالیه را از همان سرزمین نخل و کن نمی پذیرند تا به آن اعتبار نداده باشند. حسین علیزاده ها کم نیستند...

 

بسیاری از سینماگران هم معتقد هستند سیاستگذاران اسکار و کن و... جوایزشان را تنها زمانی به هنرمندان کشورهایی مانند ایران فروشنده هستند که یک تراژدی یا درام اجتماعی از جامعه را تصویرگری کرده باشند.

 

پاسخ ژیل ژاکوب رئیس جشنواره کن به درخواست کیارستمی برای اکران فیلم امیر نادری نمونه خوبی است. ژاکوب با اکران فیلم نادری که فقر و فحشا در جامعه آمریکا را روایت کرده مخالفت می کند و می گوید: اگر فضای فیلم مربوط به ایران بود می توانستم موافق باشم!

 

اما در مورد فیلم یکصد دقیقه ای اصغر فرهادی نقدهای متعددی را خواندم... از نوشته های "بردشاو" خبرنگار گاردین تا نقد اوون گیلبرمن...

 

داستان فروشنده از آنجایی آغاز می شود که "رعنا و عماد" (شهاب حسینی و ترانه علی دوستی) مجبور می شوند آپارتمان محل زندگی خودشان را به دلیل اینکه در حال فرو ریختن است ترک کنند. آنها در همان حوالی خانه ای اجاره می کنند که قبلا یک "زن روسپی گر" در آن ساکن بوده است.

 

رعنا تنها در خانه جدید مشغول استحمام است که زنگ خانه را می زنند... او فک می کند عماد است در حالی که یکی از هم خوابه های ساکن قبلی خانه پشت در ایستاده است. او وارد خانه می شود رعنا را از ناحیه سر زخمی می کند و.....

 

عماد می ماند و آنچکه از استرس و فشار های روانی برای رعنا درست شده است و البته تصمیم های بعدی عماد که فروشنده با تعلیق های خوب و به موقع سینمایی به مخاطب منتقل می کند.

 

آنچه برای من در فیلم جالب است فرار ساکنان آپارتمانی است که می گویند در حال فرو ریختن است! همه فرار می کنند و از یکدیگر سوال می کنند که ماجرا چیست؟ پاسخ ها اکثرا "نمی دانم" است. عماد هم در این شلوغی ها رعنا را برای فرار صدا می زند.

 

آنها می روند تا تراژدی آخر رقم بخورد. اما ساختمان کهنه قبلی با همه ترکهایی که برمی دارد سرپا می ماند و فرو نمی ریزد!

 

چیزی شبیه همان از خانه رفتن بی بازگشتی که "درباره الی" به تصویر کشید و یا میل به رفتنی که به جدایی نادر از سیمین انجامید.

 

به هر حال اصغر فرهادی که با "ارتفاع پست" و حاتمی کیا شروع کرد امروز از نگاه خیلی ها روی قله سینمای ایران است. جایی که البته سیاستهای غیر هنری صاحبان نشان های نخل و خرس -خواه نقره ای باشد یا طلایی- بازهم برای تجلیل شوندگان چیزی جز یک "ارتفاع پست" نخواهد ساخت و البته داشته های هنرمندان ایران خیلی در گروه این جوایز نیست.

,

 

حتی گاهی این اساتید هنر ایران هستند که نشان هایی مانند شوالیه را از همان سرزمین نخل و کن نمی پذیرند تا به آن اعتبار نداده باشند. حسین علیزاده ها کم نیستند...

 

بسیاری از سینماگران هم معتقد هستند سیاستگذاران اسکار و کن و... جوایزشان را تنها زمانی به هنرمندان کشورهایی مانند ایران فروشنده هستند که یک تراژدی یا درام اجتماعی از جامعه را تصویرگری کرده باشند.

 

پاسخ ژیل ژاکوب رئیس جشنواره کن به درخواست کیارستمی برای اکران فیلم امیر نادری نمونه خوبی است. ژاکوب با اکران فیلم نادری که فقر و فحشا در جامعه آمریکا را روایت کرده مخالفت می کند و می گوید: اگر فضای فیلم مربوط به ایران بود می توانستم موافق باشم!

 

اما در مورد فیلم یکصد دقیقه ای اصغر فرهادی نقدهای متعددی را خواندم... از نوشته های "بردشاو" خبرنگار گاردین تا نقد اوون گیلبرمن...

 

داستان فروشنده از آنجایی آغاز می شود که "رعنا و عماد" (شهاب حسینی و ترانه علی دوستی) مجبور می شوند آپارتمان محل زندگی خودشان را به دلیل اینکه در حال فرو ریختن است ترک کنند. آنها در همان حوالی خانه ای اجاره می کنند که قبلا یک "زن روسپی گر" در آن ساکن بوده است.

 

رعنا تنها در خانه جدید مشغول استحمام است که زنگ خانه را می زنند... او فک می کند عماد است در حالی که یکی از هم خوابه های ساکن قبلی خانه پشت در ایستاده است. او وارد خانه می شود رعنا را از ناحیه سر زخمی می کند و.....

 

عماد می ماند و آنچکه از استرس و فشار های روانی برای رعنا درست شده است و البته تصمیم های بعدی عماد که فروشنده با تعلیق های خوب و به موقع سینمایی به مخاطب منتقل می کند.

 

آنچه برای من در فیلم جالب است فرار ساکنان آپارتمانی است که می گویند در حال فرو ریختن است! همه فرار می کنند و از یکدیگر سوال می کنند که ماجرا چیست؟ پاسخ ها اکثرا "نمی دانم" است. عماد هم در این شلوغی ها رعنا را برای فرار صدا می زند.

 

آنها می روند تا تراژدی آخر رقم بخورد. اما ساختمان کهنه قبلی با همه ترکهایی که برمی دارد سرپا می ماند و فرو نمی ریزد!

 

چیزی شبیه همان از خانه رفتن بی بازگشتی که "درباره الی" به تصویر کشید و یا میل به رفتنی که به جدایی نادر از سیمین انجامید.

 

به هر حال اصغر فرهادی که با "ارتفاع پست" و حاتمی کیا شروع کرد امروز از نگاه خیلی ها روی قله سینمای ایران است. جایی که البته سیاستهای غیر هنری صاحبان نشان های نخل و خرس -خواه نقره ای باشد یا طلایی- بازهم برای تجلیل شوندگان چیزی جز یک "ارتفاع پست" نخواهد ساخت و البته داشته های هنرمندان ایران خیلی در گروه این جوایز نیست.

,

 

,

حتی گاهی این اساتید هنر ایران هستند که نشان هایی مانند شوالیه را از همان سرزمین نخل و کن نمی پذیرند تا به آن اعتبار نداده باشند. حسین علیزاده ها کم نیستند...

,

 

,

بسیاری از سینماگران هم معتقد هستند سیاستگذاران اسکار و کن و... جوایزشان را تنها زمانی به هنرمندان کشورهایی مانند ایران فروشنده هستند که یک تراژدی یا درام اجتماعی از جامعه را تصویرگری کرده باشند.

,

 

,

پاسخ ژیل ژاکوب رئیس جشنواره کن به درخواست کیارستمی برای اکران فیلم امیر نادری نمونه خوبی است. ژاکوب با اکران فیلم نادری که فقر و فحشا در جامعه آمریکا را روایت کرده مخالفت می کند و می گوید: اگر فضای فیلم مربوط به ایران بود می توانستم موافق باشم!

,

 

,

اما در مورد فیلم یکصد دقیقه ای اصغر فرهادی نقدهای متعددی را خواندم... از نوشته های "بردشاو" خبرنگار گاردین تا نقد اوون گیلبرمن...

,

 

,

داستان فروشنده از آنجایی آغاز می شود که "رعنا و عماد" (شهاب حسینی و ترانه علی دوستی) مجبور می شوند آپارتمان محل زندگی خودشان را به دلیل اینکه در حال فرو ریختن است ترک کنند. آنها در همان حوالی خانه ای اجاره می کنند که قبلا یک "زن روسپی گر" در آن ساکن بوده است.

,

 

,

رعنا تنها در خانه جدید مشغول استحمام است که زنگ خانه را می زنند... او فک می کند عماد است در حالی که یکی از هم خوابه های ساکن قبلی خانه پشت در ایستاده است. او وارد خانه می شود رعنا را از ناحیه سر زخمی می کند و.....

,

 

,

عماد می ماند و آنچکه از استرس و فشار های روانی برای رعنا درست شده است و البته تصمیم های بعدی عماد که فروشنده با تعلیق های خوب و به موقع سینمایی به مخاطب منتقل می کند.

,

 

,

آنچه برای من در فیلم جالب است فرار ساکنان آپارتمانی است که می گویند در حال فرو ریختن است! همه فرار می کنند و از یکدیگر سوال می کنند که ماجرا چیست؟ پاسخ ها اکثرا "نمی دانم" است. عماد هم در این شلوغی ها رعنا را برای فرار صدا می زند.

,

 

,

آنها می روند تا تراژدی آخر رقم بخورد. اما ساختمان کهنه قبلی با همه ترکهایی که برمی دارد سرپا می ماند و فرو نمی ریزد!

,

 

,

چیزی شبیه همان از خانه رفتن بی بازگشتی که "درباره الی" به تصویر کشید و یا میل به رفتنی که به جدایی نادر از سیمین انجامید.

,

 

,

به هر حال اصغر فرهادی که با "ارتفاع پست" و حاتمی کیا شروع کرد امروز از نگاه خیلی ها روی قله سینمای ایران است. جایی که البته سیاستهای غیر هنری صاحبان نشان های نخل و خرس -خواه نقره ای باشد یا طلایی- بازهم برای تجلیل شوندگان چیزی جز یک "ارتفاع پست" نخواهد ساخت و البته داشته های هنرمندان ایران خیلی در گروه این جوایز نیست.

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه