در دوره رواج طلاقهای رقابتی؛
زندگیهای مشترکی که با مهر طلاق، آذینبندی میشوند
گذشت و چشمپوشی از کمبودهای یکدیگر، چیزی که بهعنوان ریشه، در زندگیهای امروزی خشکشده و بهمرور تنه تنومند امر مقدس "ازدواج" را از درون پوچ و پوسیده میکند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "منبری ها" طلاق، بحثی که در عین تکراری بودن، تنورش همیشه داغ بوده و در این چند سال اخیر حرارتش چنان زیاد شده که آتشش دامن خیلیها را گرفته، بهگونهای که در جامعهی اسلامی ما به اوج خودش رسیده است!
, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "منبری ها" طلاق، بحثی که در عین تکراری بودن، تنورش همیشه داغ بوده و در این چند سال اخیر حرارتش چنان زیاد شده که آتشش دامن خیلیها را گرفته، بهگونهای که در جامعهی اسلامی ما به اوج خودش رسیده است!, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "منبری ها" طلاق، بحثی که در عین تکراری بودن، تنورش همیشه داغ بوده و در این چند سال اخیر حرارتش چنان زیاد شده که آتشش دامن خیلیها را گرفته، بهگونهای که در جامعهی اسلامی ما به اوج خودش رسیده است!, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از "منبری ها" طلاق، بحثی که در عین تکراری بودن، تنورش همیشه داغ بوده و در این چند سال اخیر حرارتش چنان زیاد شده که آتشش دامن خیلیها را گرفته، بهگونهای که در جامعهی اسلامی ما به اوج خودش رسیده است!, "منبری ها",درگذشته بهندرت شاهد چنین اتفاق تلخی بودهایم و هضم و تحمل کسی که با عنوان مطلقه در جامعه حضور داشت سخت بود، تا جایی که حتی آن فرد را به چشم یک مجرم نگاه میکردند! و خود آن فرد نیز در پذیرفتن اینکه در زندگی مشترکش شکستخورده دچار نوعی خود درگیری فردی و اجتماعی میشد.
, درگذشته بهندرت شاهد چنین اتفاق تلخی بودهایم و هضم و تحمل کسی که با عنوان مطلقه در جامعه حضور داشت سخت بود، تا جایی که حتی آن فرد را به چشم یک مجرم نگاه میکردند! و خود آن فرد نیز در پذیرفتن اینکه در زندگی مشترکش شکستخورده دچار نوعی خود درگیری فردی و اجتماعی میشد., درگذشته بهندرت شاهد چنین اتفاق تلخی بودهایم و هضم و تحمل کسی که با عنوان مطلقه در جامعه حضور داشت سخت بود، تا جایی که حتی آن فرد را به چشم یک مجرم نگاه میکردند! و خود آن فرد نیز در پذیرفتن اینکه در زندگی مشترکش شکستخورده دچار نوعی خود درگیری فردی و اجتماعی میشد., درگذشته بهندرت شاهد چنین اتفاق تلخی بودهایم و هضم و تحمل کسی که با عنوان مطلقه در جامعه حضور داشت سخت بود، تا جایی که حتی آن فرد را به چشم یک مجرم نگاه میکردند! و خود آن فرد نیز در پذیرفتن اینکه در زندگی مشترکش شکستخورده دچار نوعی خود درگیری فردی و اجتماعی میشد.,اما امروزه و در عصر ارتباطات و تعاملات، جایی که شرط پیشرفت، داشتن ارتباط اجتماعی با افراد مختلف و حضور در جامعه هست، بهجای رسیدن به شناخت و نوعی درک و بخشش در ارتباط با دیگران، متأسفانه شاهد رواج بیشتر طلاق بوده و هستیم!
, اما امروزه و در عصر ارتباطات و تعاملات، جایی که شرط پیشرفت، داشتن ارتباط اجتماعی با افراد مختلف و حضور در جامعه هست، بهجای رسیدن به شناخت و نوعی درک و بخشش در ارتباط با دیگران، متأسفانه شاهد رواج بیشتر طلاق بوده و هستیم!, اما امروزه و در عصر ارتباطات و تعاملات، جایی که شرط پیشرفت، داشتن ارتباط اجتماعی با افراد مختلف و حضور در جامعه هست، بهجای رسیدن به شناخت و نوعی درک و بخشش در ارتباط با دیگران، متأسفانه شاهد رواج بیشتر طلاق بوده و هستیم!, اما امروزه و در عصر ارتباطات و تعاملات، جایی که شرط پیشرفت، داشتن ارتباط اجتماعی با افراد مختلف و حضور در جامعه هست، بهجای رسیدن به شناخت و نوعی درک و بخشش در ارتباط با دیگران، متأسفانه شاهد رواج بیشتر طلاق بوده و هستیم!,مردم روشنفکری که حتی با شناخت و روابط و دیدارهای قبل از ازدواج، بازهم فرسنگها با واژه یکی شدن فاصلهدارند!
, مردم روشنفکری که حتی با شناخت و روابط و دیدارهای قبل از ازدواج، بازهم فرسنگها با واژه یکی شدن فاصلهدارند!, مردم روشنفکری که حتی با شناخت و روابط و دیدارهای قبل از ازدواج، بازهم فرسنگها با واژه یکی شدن فاصلهدارند!, مردم روشنفکری که حتی با شناخت و روابط و دیدارهای قبل از ازدواج، بازهم فرسنگها با واژه یکی شدن فاصلهدارند!,همین امر ثابت میکند که علت پایداری و ثبات زندگیهای گذشته، اگر "عشق" نبوده، ولی "گذشت و چشمپوشی از کمبودهای طرفین از یکدیگر بوده است".
, همین امر ثابت میکند که علت پایداری و ثبات زندگیهای گذشته، اگر "عشق" نبوده، ولی "گذشت و چشمپوشی از کمبودهای طرفین از یکدیگر بوده است"., همین امر ثابت میکند که علت پایداری و ثبات زندگیهای گذشته، اگر "عشق" نبوده، ولی "گذشت و چشمپوشی از کمبودهای طرفین از یکدیگر بوده است"., همین امر ثابت میکند که علت پایداری و ثبات زندگیهای گذشته، اگر "عشق" نبوده، ولی "گذشت و چشمپوشی از کمبودهای طرفین از یکدیگر بوده است".,چیزی که بهعنوان ریشه، در زندگیهای امروزی خشکشده و بهمرور، تنه تنومند امر مقدس "ازدواج" را از درون پوچ و پوسیده میکند و شاهد هستیم که ثمرهی ازدواجهای بدون ریشه، "نه بهپای هم پیر شدن زوجین است و نه پرورش نسلها" بلکه عاقبتش "رسیدن به طلای سیاهی است، با رنگ و بوی متعفن طلاق"!
, چیزی که بهعنوان ریشه، در زندگیهای امروزی خشکشده و بهمرور، تنه تنومند امر مقدس "ازدواج" را از درون پوچ و پوسیده میکند و شاهد هستیم که ثمرهی ازدواجهای بدون ریشه، "نه بهپای هم پیر شدن زوجین است و نه پرورش نسلها" بلکه عاقبتش "رسیدن به طلای سیاهی است، با رنگ و بوی متعفن طلاق"!, چیزی که بهعنوان ریشه، در زندگیهای امروزی خشکشده و بهمرور، تنه تنومند امر مقدس "ازدواج" را از درون پوچ و پوسیده میکند و شاهد هستیم که ثمرهی ازدواجهای بدون ریشه، "نه بهپای هم پیر شدن زوجین است و نه پرورش نسلها" بلکه عاقبتش "رسیدن به طلای سیاهی است، با رنگ و بوی متعفن طلاق"!, چیزی که بهعنوان ریشه، در زندگیهای امروزی خشکشده و بهمرور، تنه تنومند امر مقدس "ازدواج" را از درون پوچ و پوسیده میکند و شاهد هستیم که ثمرهی ازدواجهای بدون ریشه، "نه بهپای هم پیر شدن زوجین است و نه پرورش نسلها" بلکه عاقبتش "رسیدن به طلای سیاهی است، با رنگ و بوی متعفن طلاق"!,که اگر دیروزها از سر ناچاری و بهعنوان آخرین راه، چنگ به دامن طلاق میانداختند، ولی امروزه بهنوعی "رقابت" تبدیلشده، طوری که حتی مسیر چشم و همچشمیهای رایج را نیز تغییر جهت داده است!
, که اگر دیروزها از سر ناچاری و بهعنوان آخرین راه، چنگ به دامن طلاق میانداختند، ولی امروزه بهنوعی "رقابت" تبدیلشده، طوری که حتی مسیر چشم و همچشمیهای رایج را نیز تغییر جهت داده است!, که اگر دیروزها از سر ناچاری و بهعنوان آخرین راه، چنگ به دامن طلاق میانداختند، ولی امروزه بهنوعی "رقابت" تبدیلشده، طوری که حتی مسیر چشم و همچشمیهای رایج را نیز تغییر جهت داده است!, که اگر دیروزها از سر ناچاری و بهعنوان آخرین راه، چنگ به دامن طلاق میانداختند، ولی امروزه بهنوعی "رقابت" تبدیلشده، طوری که حتی مسیر چشم و همچشمیهای رایج را نیز تغییر جهت داده است!,چراکه درگذشته چشم و همچشمیها برای ازدواج و تشکیل خانواده، آنهم از نوع اعلی بوده ولی امروزه، در دورهای که به آن عصر ارتباطات و پیشرفت گفته میشود، مردم رو بهسوی طلاق و همرنگ جماعت غرب شدن، سوق داده میشوند!
, چراکه درگذشته چشم و همچشمیها برای ازدواج و تشکیل خانواده، آنهم از نوع اعلی بوده ولی امروزه، در دورهای که به آن عصر ارتباطات و پیشرفت گفته میشود، مردم رو بهسوی طلاق و همرنگ جماعت غرب شدن، سوق داده میشوند!, چراکه درگذشته چشم و همچشمیها برای ازدواج و تشکیل خانواده، آنهم از نوع اعلی بوده ولی امروزه، در دورهای که به آن عصر ارتباطات و پیشرفت گفته میشود، مردم رو بهسوی طلاق و همرنگ جماعت غرب شدن، سوق داده میشوند!, چراکه درگذشته چشم و همچشمیها برای ازدواج و تشکیل خانواده، آنهم از نوع اعلی بوده ولی امروزه، در دورهای که به آن عصر ارتباطات و پیشرفت گفته میشود، مردم رو بهسوی طلاق و همرنگ جماعت غرب شدن، سوق داده میشوند!,دیگر ثمرهی این رقابت مذموم، نه احساس شکست در فرد ایجاد میکند و نه باعث منزوی شدن وی میگردد، بلکه نوعی افتخار و آخر باکلاسی بهحساب میآید!
, دیگر ثمرهی این رقابت مذموم، نه احساس شکست در فرد ایجاد میکند و نه باعث منزوی شدن وی میگردد، بلکه نوعی افتخار و آخر باکلاسی بهحساب میآید!, دیگر ثمرهی این رقابت مذموم، نه احساس شکست در فرد ایجاد میکند و نه باعث منزوی شدن وی میگردد، بلکه نوعی افتخار و آخر باکلاسی بهحساب میآید!, دیگر ثمرهی این رقابت مذموم، نه احساس شکست در فرد ایجاد میکند و نه باعث منزوی شدن وی میگردد، بلکه نوعی افتخار و آخر باکلاسی بهحساب میآید!,حتی بعضیها ازدواج میکنند که مهر طلاق زینت شناسنامه و زندگیشان شود و متأسفانه در کمال بیشرمی، برای آن، جشن هم میگیرند!
, حتی بعضیها ازدواج میکنند که مهر طلاق زینت شناسنامه و زندگیشان شود و متأسفانه در کمال بیشرمی، برای آن، جشن هم میگیرند!, حتی بعضیها ازدواج میکنند که مهر طلاق زینت شناسنامه و زندگیشان شود و متأسفانه در کمال بیشرمی، برای آن، جشن هم میگیرند!, حتی بعضیها ازدواج میکنند که مهر طلاق زینت شناسنامه و زندگیشان شود و متأسفانه در کمال بیشرمی، برای آن، جشن هم میگیرند!,اینجاست که باید گفت: در اعتقاد زخمی برخی افراد، طلاق جایگاهی پیداکرده، والاتر از ازدواج!
, اینجاست که باید گفت: در اعتقاد زخمی برخی افراد، طلاق جایگاهی پیداکرده، والاتر از ازدواج!, اینجاست که باید گفت: در اعتقاد زخمی برخی افراد، طلاق جایگاهی پیداکرده، والاتر از ازدواج!, اینجاست که باید گفت: در اعتقاد زخمی برخی افراد، طلاق جایگاهی پیداکرده، والاتر از ازدواج!,اینطور که میبینیم رواج طلاقهای رقابتی، تلفاتی بهمراتب ناچیزتر بر خود فرد، در مقایسه با جامعه دارد و تنها این جامعهی اسلامی است که قربانی رکوردهای سر به فلک کشیدهی سلایق شخصی افراد میشود!!!
, اینطور که میبینیم رواج طلاقهای رقابتی، تلفاتی بهمراتب ناچیزتر بر خود فرد، در مقایسه با جامعه دارد و تنها این جامعهی اسلامی است که قربانی رکوردهای سر به فلک کشیدهی سلایق شخصی افراد میشود!!!, اینطور که میبینیم رواج طلاقهای رقابتی، تلفاتی بهمراتب ناچیزتر بر خود فرد، در مقایسه با جامعه دارد و تنها این جامعهی اسلامی است که قربانی رکوردهای سر به فلک کشیدهی سلایق شخصی افراد میشود!!!, اینطور که میبینیم رواج طلاقهای رقابتی، تلفاتی بهمراتب ناچیزتر بر خود فرد، در مقایسه با جامعه دارد و تنها این جامعهی اسلامی است که قربانی رکوردهای سر به فلک کشیدهی سلایق شخصی افراد میشود!!!,و این سلیقهها همان اتفاقی است که کتاب وحی، انجام آن را به لرزه درآوردن عرش الهی قلمداد میکند...
, و این سلیقهها همان اتفاقی است که کتاب وحی، انجام آن را به لرزه درآوردن عرش الهی قلمداد میکند..., و این سلیقهها همان اتفاقی است که کتاب وحی، انجام آن را به لرزه درآوردن عرش الهی قلمداد میکند..., و این سلیقهها همان اتفاقی است که کتاب وحی، انجام آن را به لرزه درآوردن عرش الهی قلمداد میکند...,راستی یادمان باشد که عرش خدا روی گسل زندگیهای بیاساس امروزی ما، هر ثانیه ریشتر به ریشتر میلرزد!!!
, راستی یادمان باشد که عرش خدا روی گسل زندگیهای بیاساس امروزی ما، هر ثانیه ریشتر به ریشتر میلرزد!!!, راستی یادمان باشد که عرش خدا روی گسل زندگیهای بیاساس امروزی ما، هر ثانیه ریشتر به ریشتر میلرزد!!!, راستی یادمان باشد که عرش خدا روی گسل زندگیهای بیاساس امروزی ما، هر ثانیه ریشتر به ریشتر میلرزد!!!,پریوش اسلام فر/ انتهای پیام
, پریوش اسلام فر/ انتهای پیام, پریوش اسلام فر/ انتهای پیام, پریوش اسلام فر/ انتهای پیام, پریوش اسلام فر/ انتهای پیام]
ارسال دیدگاه