فریاد خاموش کودکان

فریاد خاموش کودکان
نمی دانم آنروز که باغچه بان اولین مهد کودک را در ایران ایجاد کرد چنین آینده ای را برای کودکان مان پیش بینی می کرد ؟!!! ...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از بجنا،چند صباحی پیش حین رانندگی در اتومبیل خود با درخواست نامتعارف از سوی دختر بچه 4 ساله امبرای پخش موسیقی (به زبان خودش آهنگ ... ) در خودرو ، روبرو شدم که با تعجب منو همسرم روبرو و از درخواست خودش شرمنده شد ، لذا بر آن شدم تا با بررسی جوانب موضوع بپردازم و نتیجه بررسی های چند هفته ای من پس از مراجعات مکرر به مهدهای کودک سطح شهر  و مطالبهی فیلم عملکرد ایشان در سالهای گذشته متوجه فریادی خاموش در ورای زیبایی های فریبنده شدیم ...

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بجنا،,

ابتدا بگذارید از آنچه در مقیاس کوچک در این مهدهای کودک رخ میدهد سخن بگویم ... نونهالان صبح خود را همانند پدر ومادر کارمندشان باسحرخیزی و شکم گرسنه آغاز می کنند و با همان وضعیت راهی مهد کودک می شوند ، کمکم دیگر همکلاسی ها از راه می رسند و در این میان خانم مربی جوان با ظاهری بسیار جذاب و پررنگ و لعاب ، که غالباً تحصیلات مربوطه را دارا نیست نیز از راه می رسدو پس از برگزاری مراسم صبح بخیر توسط ایشان نوگلان باغ زندگی شروع به صرف چاشت (بخوانید صبحانه) می کنند، سپس سته به طبقه سنی و یا کلاسی که در آن قرار دارند و یا بسته به خلاقیت مربی کلاس،نوع برنامه های دیگر تعیین می گردد . اغلب دیگر برنامه های رایج عبارتند از بازی با اسباب بازی ها ، نقاشی ، تمرین سرود و یا شعر و ...

,

اما صحبت من از این بی برنامگی های مهد های کودک نیست ، صحبت من از اجبار به خرید کلی کتاب کمک آموزشی و تکمیل آنها توسط مربیان بجای کودکان و ارائه به خانواده های آنان بعنوان عملکرد کودک ایشان نیست ، صحبت من از وضعیت برخوردهای بعضاً نامناسب مربیان با کودکان نیست ، تمامی آنچه مرا وادار به نگارش این متن کرد وضعیت فرهنگی نامناسب این مهدهای کودک است. سوق دادن کودکان در سنین کودکی که سنین تاثیر پذیری انسان است به سوی فرهنگ غربی ، نواهای مبتذل فرهنگ غربی ، رقص و آواز  و ... از موارد مهم است.

,

برگزاری جشن های تولد کودکان با حضور اجرا کنندگان موسیقی زنده آن هم به شکل مختلط همراه با آهنگهای نامناسب و نیز تشویق کودکان به شرکت در این رقص مختلط و رفتار نامناسب با آنها در صورت عدم شرکت در این برنامه ها ... از دیگر موارد است .

,

عدم وجود مربیان کارکشته و یا تحصیل کرده و یا عدم آشنایی آنان با روان شناسی کودکان که حاصل نگاه تجاری به مهدهای کودک است در این شغل خیلی پررنگ به چشم می خورد .

,

درمصاحبه و مکالمه با چندین مربی کودک و یا مشاهده ایشان از نزدیک ، آنچه بیشتر به چشم می خورد ، غربزدگی و فرورفتن ایشان در فرهنگ بیگانه بود . از انواع آرایش های زننده ، پوشش های نامناسب، رنگ موهای بسیار جلب توجه کننده، لباسهای بسیار نامناسب در محیط مهدکودک گرفته تا شیوه تاثیر گذاری نامناسب در کودکان که بجای ایجاد خودباوری  در ایشان ، باعث ایجاد حس سرخوردگی   ملی ، در نسل آینده خواهد شد. این مورد در بسیاری از موارد حتی در تهیه لوارم التحریر مورد درخواست ایشان به چشم می خورد بطوریکه در توصیه خرید این لوازم به خانواده ها ، توصیه خرید لوازم التحریر خارجی صورت می گیرد و در صورت خرید لوازم ایرانی ، رفتار نامناسب باعث ایجاد حس حقارت برای کودک در بین همکلاسی های خویش می شوند .

,

پخش انواع موسیقی های محرک و بسیار تند همراه با صدای خواننده های خارج نشین ، آنهم در طول مدت حضور در مهدکودک ، عامل ایجاد شادی کاذب و هیجانات غیر مفید و در نتیجه ایجاد وابستگی به موسیقی و یا عامل ایجاد بیماری های روانی در کودکان خواهند شد...

,

در این گفتار نمی خواهم از کارکردهای مثبت مهدکودک بهآسانی بگذرم اما آنچه عامل نگارش این مطلب شده ، حس عدم اطمینان و ترس از آینده ی فرزندان دلبندمان است.

,

از برخورد نامناسب با کودکان و توجه بیش از حد به کودکانی که والدین متمکن دارند و در مقابل عدم توجه و یا کم توجهی به فرزندان والدینی که وضعیت مناسب مالی ندارند تا تلاش به جهت اختلاط بیش از اندازه ، ... تلاش در جهت ایجاد برهنگی در لباس و شیوه های پوشش کودکان خصوصا در مراسمات مختلف ، عدم توجه به سن و جنسیت کودکان، استفاده از انیمیشن های شبکه های بیگانه در مهدهای کودک خیلی به چشم می خورد بدون آنکه توجه به عمق این مطالب و برنامه های صورت پذیرد.

,

در قدیم الایام در مکتب خانه ها پس از آموزش قرآن برای کودکان ، شاهنامه ، گلستان و بوستان می خواندند اما زمانی که کمی به زمان یکسال و نیمی که دخترم به مهد کودک رفته بود فکر کردم و همراه همسرم آن را بررسی کردیم متوجه شدیم که در طول این مدت ، دخترمان هیچ آشنایی با قرآن بجز در محیط خانواده پیدا نکرده بود ، بدین معنی که هیچ اموزشی از سوی مهد کودک در این مدت برای کودکان صورت نگرفته است ، نه تنها قرآن که با کندوکاو به این نتیجه رسیدیم که هیچ نوع آموزش عقیدتی و مذهبی حتی در ایام خاص مثل ایام محرم صورت نپذیرفته بود ... حتی در مورد قیام و یا شخصیت امام حسین (ع) هیچ اطلاعاتی به کودکان داده نمی شود و در قبال کاردستی ( مثلا" کاردستی که اسب امام حسین (ع)را به تصویر کشیده) که به کودکان داده می شود،  هیچگونه پاسخی به سوالات کودکان داده نمی شود ، ...

,

آیا می توان کودکانی که با فطرت پاک الهی آفریده می شوند و تمام سعی و تلاش والدین درون خانواده به سمت تربیت اسلامی است ، با وجود این وضعیت نابسامان فرهنگی و تربیتی در مهدهای کودک ، به شیوه اسلامی تربیت نمود؟

,

شاید در نظر عده ای عوام در کنار هم بودن دختر و پسر ، آشنایی با موسیقی و خوانندگان ، رقص و آواز و ... نوعی رشد و پیشرفت باشد ، اما کودکی که هنوز معانی و کاربرد خیلی از کلمات و جملاتی که به کار می برد را نمی داند ، حتی یک سوره قرآن نیاموخته ، یک بیت شعر از سعدی و حافظ را نمی داندو از فرهنگ خویش بی انکه مقصر باشد بیگانه شده و اطلاعی ندارد ، چگونه می تواند با جنس مخالف خود ارتباط صحیحی برقرار کند ؟ ... این نوعی فاجعه فرهنگی است کهنسل آینده را دچار بحران فرهنگی و روانی خواهد کرد ...

,

این درحالی است که کمترین نظارتی در این شرایط از سوی سازمان بهزیستی و یا دیگر نهادهای فرهنگی وجود ندارد و مطالبه مردمی نیز بعلل فراوان که عدم آگاهی والدین و روزمرگی ها جزو این علل هستند ، وجود ندارد . حال به این وضع ، عدم پرداخت حقوق و مزایای مناسب و مطالبات معوق مربیان ، قراردادهای سفید مدیران برای مربیان ، عدم وجود امنیت شغلی و ... همه و همه دست به دست هم داده اند تا نسل آینده ای پریشان داشته باشیم ، فارغ از آنکه این نسل پریشان چه آینده ای را برای میهن عزیزمان رقم خواهد زد .

,

رهبر انقلاب در سفر استانی به خراسان شمالی در سال 1391 بحث مهم سبک زندگی اسلامی ایرانی را مطرح کردند ، اما آیا توسط مسئولین دولتی که متولی این امور هستند و نه غالب مردم ، توجهی به این سبک زندگی در مهدهای کودک که آینده سازان میهن عزیزمان را می پرورانند ، شده است ؟ 

,

نویسنده:اسماعیل کفاشی-مدرس دانشگاه

,

انتهای خبر/رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه