استاد دانشگاه فرهنگیان گیلان:
استقلال فرهنگی زمینه ساز اقتصاد مقاومتی
دستیابی به اقتصاد مقاومتی متکی به باور و وجود توانایی در خود، برابر تحرکات دشمن سلطه گر است. اگر کسی باور نداشته باشد که می تواند بر سرپای خود بایستد و در همه جنبه ها به نیازهای خود پاسخ دهد و یا جامعه های که چنین باوری را ندارد نمی تواند تحرکاتی برای خودکفایی و استقلال اقتصادی داشته باشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از روشن خبر، خانم دکتر صونیا زارع، استاد دانشگاه فرهنگیان، در مطلبی به بحث اهمیت فرهنگ اسلامی در زمینه سازی اقتصاد مقاومتی پرداخته اند که در ادامه آن را می خوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, روشن خبر,انقلاب اسلامی با بیان نظریه نه شرقی نه غربی توانست در صدد قطع ریشه وابستگی در برابر استکبار برآید. این حقیقت بزرگ انقلاب اسلامی را میتوان در کلام و دغدغه های رهبر و بنیانگزار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) مشاهده کرد. تاکید بر فرهنگی بودن انقلاب اسلامی و اصرار بر استقلال از دیگر قدرت ها و بازیابی هویت خودی، از جمله مسایلی است که در آرای امام خمینی به صورت جدی در مورد انقلاب اسلامی مطرح شده است. امام بزرگوار میفرمایند: اگر چنانچه ما احتیاج داشته باشیم در ارزاقمان به خارج، این وابستگی برای ما اسباب این میشود که در امور سیاسی هم وابسته باشیم. و ما باید وابستگی مان را از اجانب و شرق و غرب قطع کنیم. اگر ما بخواهیم که مملکتمان یک مملکت مستقل آزادِ مال خودمان باشد، باید در این اموری که مربوط به اقتصاد است، مربوط به فرهنگ است، مربوط به امور دیگر کشور است، خودمان فعالیت کنیم و ننشینیم دیگران انجام بدهند. ( صحیفه امام، ج ۱۰، ص ۳۷۳) اگرچه وقتی سخن از استقلال به میان میآید ذهن شنونده پیش از هر چیز، به سراغ مفهوم بی نیازی اقتصادی می رود اما گستره مفهوم استقلال موضوعات دیگری نظیر استقلال هویتی-فرهنگی، سیاسی و نظامی را نیز شامل می شود که اگر به میزان استقلال اقتصادی مهم و اثرگذار نباشند از آن فاصله بسیاری هم ندارند.
,امام خمینی (ره) از آغاز مبارزات بر این حقیقت پافشاری میکردند که از خودبیگانگی و مرعوب شدن در برابر تبلیغات پرطمطراق بیگانگان موجب نفی هویت جمعی میشود و مرعوب شدن در برابر فرهنگ وارداتی زمینه فقدان استقلال در موضوعات دیگر را نیز شامل می شود. از دیدگاه ایشان بزرگترین مولفه ای که می تواند جامعه های بزرگ از انسانها را با هویتی واحد گرد هم آورد تمایزات موهوم میان آنان را شکسته و نابود سازد، مولفه باور و اعتقادات دینی است. تعالیم اسلامی از سویی مرزهای مختلف سیاسی، نژادی و زبانی را درمی نوردد و از آنها فراتر می رود و از سوی دیگر، افزون بر اتصال به وحی الهی دارای تاریخی روشن و پرافتخار است که توجه به آن می تواند هویت فردی و جمعی مسلمانان را به بهترین شکل تامین و تعریف کند. امام راحل می فرمایند: هیچ ملتی نمی تواند استقلال پیدا کند الا اینکه خودش، خودش را بفهمد. مادامی که ملتها خودشان را گم کردند و دیگران را به جای خود نشاندند، استقلال نمی توانند پیدا کنند. کمال تاسف است کشور ما که حقوق اسلامی و قضای اسلامی و فرهنگ اسلامی دارد، این فرهنگ را، این حقوق را نادیده گرفته است و دنبال غرب رفته است. همچون غرب در نظر یک قشری از این ملت جلوه کرده است که گمان می کنند غیر از غرب هیچ خبری در هیچ جا نیست. و این وابستگی فکری، وابستگی عقلی، وابستگی مغزی به خارج منشاء اکثر بدبختی های ملتها و ملت ماست. (صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۴)
,استکبار جهانی که در راس آن آمریکای جهان خوار قرار دارد با چنین تفکری مبارزه نموده و به کینه ی منافع مالی و انسانی از دست رفته در ایران در هر شرایطی نقشه ای تازه طرح نموده و سعی در به زانو درآوردن نظام اسلامی نموده است. یکی از این نقشه ها، شدیدترین و وحشیانه ترین تحریم هایی بود که در طول دوران انقلاب اسلامی علیه کشور ما به اجرا درآمده است. در چنین شرایطی مقام معظم رهبری نیز با تأسی از قرآن و سنت و سیره نبی مکرم اسلام (ص) و ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین و خط روشن امام خمینی (ره) راه برون رفت از این وضعیت را در اقتصاد مقاومتی معرفی کرده اند. اقتصاد مقاومتی، اقتصادی است که توان مقاومت در برابر بیشترین شوک ها و فشارها را دارد و تلاش میکند در عین پرهیز از اسراف و تبذیر، تولید داخل را پر رونق نگه دارد و وابستگی به خارج را کاهش داده و منطقی نماید. این مفهوم تاکید بر استقلال اقتصادی و نیل به خودکفایی به مفهوم انزوای تجاری نیست، بلکه حضور فعال در عرصه های تولید و تجارت بر مبنای بهره گیری از فرصت های اقتصادی و استفاده اصولی از قابلیت ها و توانمندی های داخلی است. اما بی شک برای تحقق چنین اقتصادی نیازمند بستر سازی فرهنگ اقتصاد مقاومتی هستیم.
,به یقین نظامی که خداوند به عنوان هدایت ( بقره/ ۳۸) برای انسان تعریف کرده همان نظام اسلامی است که از آدم (ع) تا خاتم (ص) در قالب شرایع و مناهج گوناگون بیان شده است (آل عمران/۱۹ و شوری/۱۳) بنابراین اسلام تنها راهی است که انسان می تواند در چارچوب آن خود را به کمال نهایی خویش برساند. در این نظام همه ابعاد زندگی مادی و معنوی، جسمی و نفسانی، دنیوی و اخروی انسان مورد اهتمام بوده و همه چیز مورد نیاز غایت یابی انسان و دستیابی به کمال تبیین شده است.(نحل/۸۹)
,در حوزه عمل اقتصادی خداوند خواهان اقتصاد مقاومتی است به طوری که اقتصاد فرد مسلمان و جامعه اسلامی برپایه خود استوار بوده و به جز خداوند به کس یا جایی تکیه نداشته باشد. البته از نظر اسلام خود اقتصاد نقش اساسی و مهمی در زندگی بشر و جامعه انسانی ایفا می کند چرا که قرآن اقتصاد را همانند ستون میانه خیمه می داند که موجب قوام جامعه و ایستادگی آن به عنوان یک هویت اجتماعی مستقل می شود. به عنوان نمونه به یک مورد از آیات قرآن اشاره میشود. در آیه ۶۰ سوره انفال خداوند میفرماید : «وَ اَعدّوالَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوّه» این آیه تاکید دارد که هرچه میتوانید قوت و توان خود را افزایش دهید و زمینه های استعداد و مقاومت را در جامعه اسلامی فراهم کنید. این آیه سرلوحه اقتصاد مقاومتی است. آنچه اسلام در اقتصاد و امور اجتماعی و فرهنگی بیش از همه به آن اهمیت میدهد حفظ عزت و کرامت انسانی است و بقیه امور در ذیل این عامل قرار میگیرند و هرگاه قرار باشد چیزی فدا شود این عزت و کرامت انسانی نیست که فدا میشود.
,در فرمایشات امام علی (ع) هدایت اسلامی اقتصادی جامعه به شکل بسیار زیبایی قابل مشاهده است چنانکه زهد اقتصادی را مصرف حداقلی و تولید حداکثری معرفی می فرمایند همچنان که خود به این روش عامل بودند. حضرت در عین دعوت به زهد، مردم را به تولید و کار و تلاش و عمران و آبادی هم فرامی خوانند که این همان راهبرد اقتصاد مقاومتی ما میباشد. از آنجا که اقتصاد مقاومتی در رویارویی و تقابل با اقتصاد وابسته قرار می گیرد، نمی پذیرد که صرفا مصرف کننده باشد، منفعل نیست و در مقابل اهداف اقتصاد سلطه ایستادگی میکند.
,حال سوال اینجاست مهندسی فرهنگی اقتصاد مقاومتی به معنای مدیریت افکار سازی جامعه چگونه میتواند نسبت تعادلی و تکاملی را میان عوامل و متغیرهای تشکیل دهنده اقتصاد مقاومتی شکل دهد؟
,با توجه به این نکته که بینش ها، نگرشها و باورهای انسانی است که سبک زندگی و نیز جهت و حتی میزان تحرکات بشر را تعیین می کند، بنابراین دستیابی به اقتصاد مقاومتی متکی به باور و وجود توانایی در خود، برابر تحرکات دشمن سلطه گر است. اگر کسی باور نداشته باشد که می تواند بر سرپای خود بایستد و در همه جنبه ها به نیازهای خود پاسخ دهد و یا جامعه های که چنین باوری را ندارد نمی تواند تحرکاتی برای خودکفایی و استقلال اقتصادی داشته باشد.همچنین اگر جامعه های باور نداشته باشد که دشمنانی سلطه گر بر آن هستند تا جامعه را نابود سازند و بر آن سلطه یابند، هرگز اقتصاد مقاومتی برای رهایی از فشارهای دشمنان شکل نخواهد گرفت. امروزه برخی بر این باورند که اصولا نمیتوانیم یا این که تصور وجود دشمن، توهمی بیش نیست و همواره بر ادعای نمیتوانیم و توهمی بودن وجود دشمن پافشاری میکنند تا جامعه به باور منفی از جهت توانایی و بی خیالی از نظر دشمن هراسی برسد.
,پس ما باید باور فرهنگی را اصلاح کنیم و به عبارت دیگر دو عنصر فکری و فرهنگی را که در تحقق اقتصاد مقاومتی به عنوان فرهنگ اسلامی نقش اساسی دارند و عبارت است از خودباوری و استقامت در برابر فشارهای دشمن را تقویت کنیم جامعه باید در بینش و نگرش به این باور برسد که توانایی پاسخگویی به همه نیازهای اقتصادی را دارد و میتواند فشار دشمن را کاهش داده یا از بین ببرد.
,خداوند در قرآن کریم آیه ۱۱ سوره رعد تغییرات فرهنگی در جامعه را منوط به تغییرات فکری و فرهنگی در افراد جامعه میداند. بنابراین همه حوزه ها و ابعاد مختلف یک جامعه از سیاست، اقتصاد، ورزش، هنر، امور نظامی و انتظامی، آموزشی و پرورشی باید در چارچوب فرهنگ اسلامی اقتصاد مقاومتی حرکت کنند. مادامی که خاستگاه «فرهنگ اقتصاد» برپایه ی مفاهیمی همچون سود محوری، سرمایه سالاری و تکثر گرایی باشد و کارشناسان و مدیران اقتصاد به این دسته از معادلات وفادار باشند، اقتصاد مقاومتی مورد نظر نظام اسلامی تحقق پیدا نخواهد کرد. به عبارت دیگر، هرگاه مفاهیم، تعاریف، سیاستها، قوانین، ساختارها، ضوابط و مدیریت اقتصادی حول محور اقتصاد سرمایه داری تعریف شود، نمیتوان از تولید ثروت برپایه ی جهاد و مقاومت و اخلاص و ایثار سخن گفت. پس می توان نتیجه گرفت که کیفیت و نوع فرهنگ حاکم بر اقتصاد میتواند پذیرای مفهوم ارزشی و مقاومت باشد یا نباشد. در واقع تحقق اقتصاد مقاومتی از طریق پیش نیازهای فرهنگی را در موارد زیر میتوان مطرح کرد :
,- تعریف اقتصاد حول محور اقتصاد اسلامی.
- هماهنگ ساخت زمینه اقتصادی با زمینه ی فرهنگی.
- استخراج فقه نظام اقتصادی و نظام سازی آن توسط فقیهان در سطح بنیادی.
- بازنگری در مفاهیم، تعاریف، سیاستها، قوانین و ضوابط اقتصادی موجود کشور.
- نظریه پردازی و الگوسازی بر اساس مفاهیم و تعاریف جدید و هماهنگ با نگاه ارزش محور.
- آموزش و فرهنگ سازی در سطح کارشناسان و کارگزاران نظام اسلامی و سطح عمومی مردم.
انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه