شهرِ مَن صبر کن!
تو صبر کن شاید روزی دیگر خیابان هایت چاله که چه عرض کنم چاه نداشته باشد و دره رود تاریخی ات محل دفن زباله های شهر نباشد و پل تاریخی و قدیمی ات در حال خراب شدن و ویرانی نباشد
, پس ای شهر من ، نمی دانم تا کی باید صبر کنی ؟ اما صبر کن تا زمانی که اعتبار لازم به دست آید آنوقت قول می دهم که آبادت کنیم از پارک های درهم و کثیف گرفته که شرمنده گردشگرانمان کرده تا پیاده روها و فضاهای سبز و میدان های وسط شهر و آثار تاریخی گمنام.
,,
تو صبر کن شاید روزی دیگر خیابان هایت چاله که چه عرض کنم چاه نداشته باشد و دره رود تاریخی ات محل دفن زباله های شهر نباشد و پل تاریخی و قدیمی ات در حال خراب شدن و ویرانی نباشد.
,,
این نوشته ها را یا دلنوشته حساب کنید یا انتقاد ، هر چه هست حقیقتی است که در آن دست و پا می زنیم هر روز می بینیم و از کنارش به راحتی رد می شویم و چشمانمان را می بندیم و توجیهی به اصطلاح منطقی برایش پیدا می کنیم.
,,
راستی یک پیشنهاد: چرا به جای اینکه هر ماه یا هر سال مقداری از اعتبار را صرف رنگ کرده و به جدول های شهر بمالیم و تا چندی دیگر دوباره نیاز به این کار باشد جدول های رنگی را جایگزینش نمی کنیم. چرا به جای اینکه نصف اعتبار را صرف لکه گیری خیابان ها کنیم ، خیابان ها را به طور یکدست پی ریزی و آسفالت نمی کنیم؟! چرا و خیلی چراهای دیگر.... می دانم گناه کسی نیست این ها همه تقصیر کمبود اعتبار است.
,انتهای پیام/
, انتهای پیام/]
ارسال دیدگاه