یادداشت
رشد جریان انحرافی در اطراف رئیس جمهور!؟
تاریخ بعد از انقلاب نشان می دهد که در مسیر حرکت انقلاب موانع و دست اندازها یا کنار میرند و یا حذف می شوند و به آقای روحانی توصیه می شود که با نگاه عمیق تر و مستبصرانه به اطراف خود و پالایش های لازم خسارت ها را کم کند و به حرکت با قدرت انقلاب اسلامی کمک کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسل فردا ؛ یکی از مشاوران رئیس جمهور روحانی، محمود سریع القلم است. ایشان بعد از دوران دبیرستان به کشور ایالات متحده مهاجرت می کند و تا مقطع فوق دکتری در دانشگاه های آن کشور تحصیل کرده و تربیت یافته است. ایشان عضو هیئت علمی و استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی است . وی کتاب هایی در زمینه توسعه یافتگی ایران به چاب رسانده است که قصد داریم در این یادداشت کنکاشی در مبانی فکری وی داشته باشیم و از آن نتایجی را استخراج کنیم.

این استاد در یکی از کتاب های خود با عنوان عقلانیت و توسعه یافتگی ایران به راه ها و شیوه های توسعه یافتگی اشاره می کند و عوامل بازدارنده و موانع توسعه ایران را بررسی می کند. چارچوب نظری این کتاب بر تئوری های لیبرالی که در راس آنها آرای آدام اسمیت، جان لاک، میلتون فریدمن، روستو، فریدریک فون هایک و ... استوار شده است.
این اندیشمندان غربی با توجه به جهان بینی مادی خود، انسان را حیوانی تعریف می کنند که دارای برخی ویژگی های متمایز مانند تکلم، خندیدن و یا فکر کردن است و تمام مناسباتی که برای توسعه رقم می زنند در چارچوب حیوان دانستن انسان است و این استاد مقلدانه این اندیشه ها را به عنوان راه های توسعه در جامعه مهدوی و اسلامی معرفی می کند در صفحه ۲۱ این کتاب چنین آمده است "هر چه سریع تر ما باید ارتباط منطقی میان سه منبع هویتی دینی، ایرانی و جهانی خود را روشن کنیم. اعراب حوزه خلیج فارس تا حد قابل توجهی این کار را انجام داده اند... قوی بودن هویت ملی و دینی ایرانیان در مقابل منابع هویت جهانی قرار گرفته است" جای تعجب است که نویسنده رژیم های دیکتاتوری و پادشاهی کشورهای حوزه خلیج فارس را به عنوان الگو برای ایران معرفی می کند.
مثلاً حکومتی مثل سعودی که حتی با اسم انتخابات و مردم سالاری آشنایی ندارد چطور می تواند با هویت جهانی مد نظر نویسنده مورد اشاره که لیبرال دموکراسی است، ارتباط برقرار کرده باشد. اگر مقصد نویسنده مبحث دیگری است مثلا اینکه نظام های دیکتاتوری حوزه خلیج فارس در مقابل زیاده خواهی های غرب نمی ایستند و منافع مشترک با کشور های غربی دارند، ما پیشرفتی با فاکتورهایی که خود نویسنده کتاب به عنوان مولفه های توسعه بر می شمرد نمی بینیم؛ مثلاً: منافع هیات حاکمه با مصالح و منافع عمومی مردم همسو باشد - دولت تنها منبع فرهنگ اجتماعی نباشد و نهادهای غیر دولتی در نظام اجتماعی موثر و فعال باشند- تصمیم گیری مبتنی بر اصلاح نگری و اصلاح پذیری باشد، انتخاب افراد بر پایه رقابت، توانایی و لیاقت صورت گیرد؛ که ما هیچ یک از این اصول یاد شده را در رژیم های مرتجع یاد شده نمی بینیم.
نویسنده یکی از عنصرهای لازم برای توسعه را اتصالات تکنولوژیک، علمی و مدیریتی با غرب می داند. از نوشته های نویسنده چنین استنباط می شود که شیفتگی نویسنده به غرب گاهی نگاه منطقی، استدلالی و نقادانه را ندارد، و تمدن غرب را به صورت پکیج در بسته برای پیشرفت ایران توصیه می کند چون در این همه می توان موارد قابل استفاده و اصول مشترک را از غرب گرفت و مواردی که با ساختار فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ما همخوانی ندارد را کنار گذاشت.
پرداختن به چند نکنه در این باره ضروری است:
۱. برداشت نویسنده از جهان فقط آمریکا و چند کشور اروپایی است که متاسفانه به برخی از ویژگی هایی که این کشور ها را به این پیشرفت رسانده است نمی پردازد. مثلاً غارت و استثمار کشورهای مختلف جهان در قاره های مختلف توسط همین چند کشور و به بردگی گرفتن انسان های آزاد در همین چند قرن اخیر و جنگ و کشتارهای مختلف و استفاده از منابع کشورهای دیگر با استفاده از زور و کشتار.
۲. عدم درک تئوری انقلاب اسلامی توسط نویسنده که اهمیت انقلاب اسلامی و ایجاد زلزله در دنیا توسط آن، به خاطر آن منظومه فکری است. انقلاب اسلامی با پشتوانه غنی اسلام ناب و معارف ائمه اطهار دارای تئوری قدرتمند، جامع و کاملی است و برخی از آنها به عنوان اصول در قانون اساسی ذکر شده است نفوذ انقلاب اسلامی در دل های مردم مسلمان جهان از یک سو و در دل انسان های عالم از سویی دیگر به خاطر همین منظومه فکری منسجم است. اصول جذاب و فراگیر که برگرفته از فطرت انسان است باعث کسترش این تفکر شده است و برخی از این اصول عبارتند از: نفی ظلم، نفی استکبار، عزت ملت ها، آویزان قدرت ها نبودن و استقلال فکری ، سیاسی و اقتصادی که باعث جاذبه شده است.
۳. نقش مشاور برای افراد دارای منصب اثرات و نتایج گوناگونی دارد که از جهان بینی و معرفت شناسی مشاوران نشات می گیرد در تاریخ (اعم از تاریخ اسلام و تاریخ انقلاب اسلامی) نمونه های فراوان از مشاورانی داریم که تاثیرات بزرگی را ایجاد کرده اند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
- نقش مشاور یزید که کشیشی صلیبی (صهیونیستی) بود در پیشنهاد دادن عبیداله بن زیاد به یزید در اوضاع برآشفته کوفه به دلیل آمدن امام حسین (ع) که منتج به کشته شدن فرزند رسول اکرم و به اسارت بردن خاندان او شد.
- نقش مردی خای رهبر یهودیان ایران در زمان خشایارشاه که برادر زاده خود (استر) را نزد پادشاه می فرستد و استر بدون ظاهر نمودن یهودیت خود و اینکه برادر زاده مردی خای است با دلبری از شاه ایران همسر وی می شود. با دسیسه های خود در سه روز (از ۱۳ فروردین) حدود ۷۷ هزار و در برخی از نقل ها ۵۰۰ هزار نفر ایرانی را به قتل می رساند (جمعیت ایران در آن زمان ۸۰۰ هزار نفر بوده است)
- و همچنین مشاورانی که در دولت اصلاحات نقش مهمی در جهت گیری های فرهنگی سیاسی کشور داشتند ولی هم اینک در آغوش دشمنان ایران اسلامی در نقش ضد انقلاب و سربازان دشمن فعالیت می کنند؛ که به عنوان نمونه می توان افرادی همچون: فریبا داودی مهاجر، عطااله مهاجرانی، فاطمه حقیقت جو، مهرانگیز کار، هیلا صادقی، علی افشاری، اکبر گنجی، محسن کدیور و ... نام برد.
نتیجه ای که از این یادداشت می توان گرفت اینکه تاریخ بعد از انقلاب نشان می دهد که در مسیر حرکت انقلاب موانع و دست اندازها یا کنار میرند و یا حذف می شوند و به آقای روحانی توصیه می شود که با نگاه عمیق تر و مستبصرانه به اطراف خود و پالایش های لازم خسارت ها را کم کند و به حرکت با قدرت و با نفوذ انقلاب اسلامی کمک کند تا در آینده شاهد نمونه های تاریخی یاد شده نباشیم.
رضا بابایی
انتهای پیام/
,
, ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه