یادداشت؛
وقتی دشمن شاد می شویم
آنچه از خروجی دیدار فائزه هاشمی با یکی از سران بهائیت به چشم می خورد، شادی دشمن بود؛ زیرا بارقه ها امیدش را روشن تر دنبال می کند و علت آن چیزی جز دهن کجی فائزه هاشمی به نظام نمی تواند باشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ناب نیوز؛ در حالی که چند روز از انتشار خبر دیدار فائزه هاشمی با یکی از رهبران فرقه ضاله بهائیت می گذرد؛ واکنش های متفاوتی از سوی طرفداران نامبرده در فضای رسانه ای به چشم می خورد. برخی این دیدار را امری پسندیده و در راستای جذب افراد هم کیش ، و برخی از باب تالیف قلوب و برخی بی تفاوت آنرا امری عادی قلمداد می کنند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ناب نیوز؛, ناب نیوز؛, ؛,در کنار این واکنش ها برخی هم به شدت آن را محکوم و خواستار برخورد قضایی با دیدار کننده با این عنصر بهائیت را داشته اند؛ اما آنچه از خروجی این دیدار به چشم می خورد، شادی دشمن بود. زیرا بارقه ها امیدش را روشن تر دنبال می کند و علت آن چیزی جز دهن کجی فائزه هاشمی به نظام نمی تواند باشد. شخصیتی که به خوبی جایگاه، موقعیت و حکم بهائیت را می داند ، کسی که از جنایت های این جریان مطلع است ، کسی که نمی تواند حضور پر رنگ بهائیت را در قضایای فتنه 88 و مخصوصا در عاشورای 88 با آن همه گستاخی به ساحت حضرت ابا عبدالله و نظام مقدس اسلام فراموش کند.
,این در حالی است که چند روز قبل از آن بیانیه ای در وزارت امور خارجه امریکا حبس هفت سرکرده بهائیت در ایران را محکوم و از مقامات کشورمان خواستار آزادی هر چه سریعتر آنها شدند .
,این دیدار که به قول یکی از لیدر های اصلاحات دیدار بسیار معمولی و به حقی تلقی شده بود چنان جراتی به مقامات آمریکایی می دهد که چنین در خواستی را ارائه و برای آن حکم می گیرند.
,آیا دیدار نامبرده مصداق کامل دهن کجی این فرد به نظام اسلامی نیست؟ آیا کمپین حمایت از فائزه هاشمی توسط منافقین و ضد انقلاب مصداقی از شادی دشمن دیرینه جنایتکار مخصوصا امریکا و منافقین و ضد انقلاب نیست؟ آیا استقبال بهائیت بی مسلک و بی دین از سخنان و رفتار او مصداق دشمنی دیرینه و خصمانه این فرقه نسبت به اسلام و جنایتهای بیش از صد سال این نحله نیست؟
,کار به آنجا می رسد که سخنگوی بهائیت انگلیس می گوید چنین دیداری در واقع شکستن سدهای گروهکی است که کار آن ها سالها ایجاد انحراف و دشمنی و جاسوسی به نفع بیگانگان دارد
,گروهکی که از اول تشکیل آدمکشی، قتل ، ترور،قساوت در دستور کارشان بوده و در جریان یکی از اقدامات خصمانه خود در دوران ناصر الدین شاه با مردم رفتار بسیار خشنی داشته که یک نمونه آن اسیران جنگی را تحت بدترین شکنجه ها از جمله جدا کردن دست و پا و آتش زدن اسیران و ترور شخصی همچون امیر کبیر .
,فقهای بزرگوار شیعه، نگاهبانان امین دین اسلام از ابتدای دعوت پیامبر اکرم (ص) و به دنبال آن در دوران امامت ائمه اطهار علیهم السلام، همواره با خطر انحراف و کجروی و ظهور ادیان و مکاتب انحرافی و باطل روبرو بودهاند. ظهور این فرقهها یا ناشی از کجروی و کج فهمی و درک نادرست از قرآن و مفاهیم دینی و یا دخالت دشمنان داخلی و خارجی برای فریب و گمراهی مردم و سست نمودن ایمان و اعتقادات جامعه اسلامی بوده است . هدف این دشمنان آن بوده تا صفوف مومنین به مکتب راستین و حقه تشیع را از هم گسیخته نموده و با ایجاد تفرقه در جامعه به اهداف و آرزوهای خود برای تسلط بر مردم و بهرهبرداری مادی از مواهب جامعه به نفع قدرتهای طاغوتی برسند. در طول پانزده قرن که از گسترش اسلام در جهان میگذرد، این آیات محکم قرآن و ارشادات و راهنمائیهای پیغمبر مکرم اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) بوده که همچون چراغی روشن، راه صحیح و درست را به مردم نشان دادهاند. به همین علت عمده دشمنی و مخالفت حکومتهای ظالم و غاصب، با امامان معصوم سلام الله علیهم اجمعین بوده و همواره با مسمومیت و زندان و شهادت روبرو بودهاند. این شرایط تا زمان غیبت کبرای حضرت صاحب الزمان (عج) ادامه داشت تا اینکه آن حضرت در نامهای به آخرین نایب خاص خود ( علی ابن محمد سمری ) فرمودند:
," و امّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم"
,امامان بزرگوار شیعه این وظیفه راهنمائی و هدایت مردم و جلو گیری از انحرافات و مکاتب باطل را بر عهده " فقهای عالم و عادل و متقی " در هر زمان واگذار کرده و فرموده اند :
,"فاما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا لهواه مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه"
,به همین علت است که بیشترین دشمنی حکومتهای باطل و صاحبان و رهبران خطوط و فرقه های انحرافی در طول دوران غیبت کبری تا زمان حاضر با فقهای بزرگوار و روحانیون عالیقدر و مراجع محترم بوده است . این علمای بزرگوار در هر زمان با تکیه بر آیات قرآن و احادیث معصومین و با درک صحیح و درست از اوضاع و احوال روزگار و خطوط فکری موجود در جامعه، چراغی روشنگر فرا راه جامعه قرار داده و این مکتب ها و فرقه های باطل را افشا نمودهاند . مردم مسلمان نیز به لحاظ اعتمادی که به این بزرگواران داشته و دارند همواره سوالات فقهی و شرعی و دینی خود را با این فقهای دانشمند در میان گذاشته و درک صحیح از ارشادات آنان، مسیر زندگی و نحوه برخورد با این جریانات انحرافی را تعیین نمودهاند . یکی از جریانات خطرناک فکری که با حمایت بیگانگان و به مدد کج فکری و کجروی عدهای از مسلمانان ناآگاه در طی دو قرن اخیر در جامعه ایران رخنه کرده است،"فرقه انحرافی بهائیت" است . این فرقه انحرافی که با شعارها و ظاهر دینی سعی کرده خود را به جامعه ایرانی قالب کند به مدد روشنگری و راهنمائی های فقهای بزرگوار شیعه نتوانسته به موفقیت برسد و به عنوان «فرقه ضاله» ، ننگ انحراف بر پیشانی آن خورده شده است.
,ادامه دارد...
,محسن.س
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه