یادداشت/
کمیسیون فرهنگی مجلس و اقدامی که باید انقلابی باشد
یکی از مولفههای مهمی که کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی باید در بدو فعالیت خود به آن توجه کند؛مردمی نگهداشتن و مردمی ماندن فرهنگ است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح تفت؛با گذشت بیش از 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی و با آغاز فعالیت دوره جدید مجلس شورای اسلامی به نظر میرسد نمایندگان این نهاد به ویژه کمیسیون فرهنگی، در تبعیت از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب بیش از همه باید استقرار فرهنگ انقلابی را پیگیری کنند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح تفت,در شرایطی که انقلابی بودن و انقلابی ماندن در ماههای اخیر به یکی از کلیدواژههای سخنرانیهای مقام معظم رهبری تبدیل شده است و آن را در دیدارهای مختلف با اقشار گوناگون برای اجرا در عرصههای مختلف از اقتصاد گرفته تا سیاست و دین مطرح میکنند، توجه به مولفههای انقلابی ماندن در زمینه فرهنگ که اشتراکات و شباهتهای فراوانی با سایر عرصهها دارد، از اهمیت فراوانی برخوردار است.
شکست در جهاد کبیر فرهنگی زمینه ساز دیگر شکست هاست
حضرت آیتالله خامنهای در دیدارهای خود از ایستادگی در برابر خواستهای دشمن به عنوان جهاد کبیر یاد کردهاند، اما این جهاد در عرصه فرهنگ مولفههای خاص خود را دارد و به نوعی تضمینکننده جهاد کبیر در سایر عرصهها است، به گونهای که تهی شدن از انگیزه برای مقابله با دشمن در عرصه فرهنگ رقم میخورد و اگر جمعیت و ملتی انگیزه ایستادگی در برابر خواستهای دشمن را از دست بدهد، دیگر نه در عرصه اقتصاد، نه در عرصه سیاست و نه در عرصه دین و اخلاق در برابر دشمن نخواهد ایستاد و تلاشها در سایر عرصهها برای بقا و حفظ اقتدار در مقابل جریان سلطه بینتیجه خواهد بود.
بقای فرهنگ مردمی، تضمین شده است
از جمله مولفههایی که کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در آغاز فعالیت دور جدید خود باید به آن توجه کند و در برخی موضعگیریهای رهبر انقلاب نیز مورد اشاره قرار گرفته است، مردمی نگهداشتن و مردمی ماندن فرهنگ است. این موضوع از جهات مختلفی محل توجه است. نخست آنکه بقای فرهنگ در اختیار مردم است و این مردم هستند که تعیین میکنند کدام رفتار فرهنگی جاری و ساری باشد و کدام رفتار فرهنگی به فراموشی سپرده و نابود شود، از این صرف بودجههای فرهنگی تا زمانی توجیهپذیر است که بتواند رفتار مردم را تغییر دهد و مردم را با خود همراه سازد، که اگر چنین شد فرهنگ مردمی به حیات خود ادامه میدهد زیرا وقتی مردم فرهنگی را پذیرفتند ضامن بقای اقتصادی آن نیز خواهند بود، به بیان دیگر اقتصاد فرهنگ متعلق به مردم است و ضامن بقای اقتصادی رفتارهای فرهنگی مردم هستند. تامین بودجههای فعالیتهای فرهنگی از سوی مردم علاوه بر ضمانت بقای فرهنگ موجب نظارت مردمی نیز میشود، چه اینکه مردم برای آنچه مستقیما پولی پرداخت کردهاند، دلسوزی بیشتری خواهند داشت و بر حیف و میل نشدن پول خود بیشتر مصر خواهند بود.
گرچه نهادهای حکومتی میتوانند با صرف بودجه به هدایت رفتارهای فرهنگی کمک کنند، اما هرگز نباید فراموش کرد که فرهنگ متعلق به مردم است و ضمانت بقای رفتارهای فرهنگی پذیرش آن از سوی مردم است.
نمونه بارز رفتارهای فرهنگی مردم، رفتارهای مذهبی است که در مناسبتهای مختلف مذهبی به چشم میخورد. هزاران مراسم و جلسه دینی با بودجه مردم اداره میشود. مسلما اگر قرار بود دولت یا حکومت هزینه اداره این جلسات فرهنگی و مذهبی را تامین کند، وقتی درآمدهای دولت با کاهش مواجه میشود، این جلسات نیز دچار رکود میشد.
نمونه دیگر حضور مردم در فرهنگ، نقش مردم در اداره حوزههای علمیه است. اداره شدن حوزههای علمیه که نقشی اساسی در فرهنگ مردم دارند، از محل وجوه شرعی ضامن حیات و بقای حوزههای علمیه است، زیرا کسانی که هزینه ساخت حوزههای علمیه را پرداخت میکنند، فرزند خود را نیز راهی حوزه میکنند تا درس دین بخواند و به فرهنگ و دین خدمت کند، اما جایگزین شدن بودجههای دولتی به جای کمکهای مردمی نتیجهای جز عقبرفت مردم و ایجاد تردید در مردمی بودن حوزههای علمیه ندارد و رونق را از حوزههای علمیه میگیرد. آنچه موجب شده است حوزههای علمیه در دوران خفقانهای شدید و فشارهای دشوار اقتصادی و سیاسی به حیات خود ادامه دهند، نه بودجههای دولتی بلکه اعتقاد مردمی و مردمی بودن آنها بوده است.
مساله دیگری که باید مورد توجه کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی قرار گیرد، حمایت از تولیدات فرهنگی بومی سازگار با فرهنگ اصیل اسلامی و انقلابی است. بر اساس برخی نظرسنجیها، مردم بزرگترین نقطه ضعف دولت فعلی را در عرصه فرهنگ میدانند و البته این مساله به دولت فعلی منحصر نمیشود و در دولتهای قبلی نیز شاهد کمتوجهی به فرهنگ بودهایم.
با توجه به گسترش روزافزون مجاری انتشار اطلاعات و کالاهای فرهنگی که بخشی به صورت طبیعی ناشی از روند پیشرفت تکنولوژی و بخشی دیگر به ویژه در عرصه نرمافزاری با هدف توسعه جریان یکسویه اطلاعات به سوی کشورهای کمترتوسعهیافته انجام شده، سرمایهگذاری به منظور تولید کالاهای فرهنگی که ضمن دارا بودن خصویت جذابیت، تقویتکننده هویت ایرانی و اسلامی هممیهنان باشند، از اهمیت بسیار برخوردار است.
توام شدن ناتوانی سازمان صدا و سیما به عنوان مهمترین سازمان فرهنگی کشور در جذب مخاطبان که آمارها بیانگر افزایش روزافزون آن است، افزایش دسترسی به اطلاعات از طریق اینترنت و قشونکشی دشمن در عرصه فرهنگ از طریق تولید محتوا در اینترنت و شبکههای ماهوارهای، اهمیت تولید کالاهای فرهنگی برای رقابت در این بازار آزاد را صدچندان کرده است.
به این مسایل باید لزوم ایجاد وفاق و همدلی در میان نهادهای دستاندر کار فرهنگ کشور را افزود. یکی از عللی که کارشناسان آن را در شکست طرحهای فرهنگی دخیل میدانند، فقدان وفاق و سیاست واحد در برابر معضلات فرهنگی است. از میزان و نحوه صرف بودجه یا کمک به نهادهای فرهنگی داخل نظام تا نحوه و چارچوب مواجهه یا مقابله با ابزارهای فرهنگی دشمن.
یکی از چالشهای فراروی سازمان صدا و سیما که در افت کیفیت تولیدات و در نتیجه کاهش تعداد مخاطبان بیتاثیر نبوده است، چالش بودجه است که به دلیل اختلاف نظر با دولت، موفق به جذب آن نشده است. نمونه دیگر نحوه مواجهه با گیرندههای ماهواره است. از یک سو عده ای از صاحبمنصبان بر طبل برچیدن ماهوارهها میکوبند و در این راه نیروی انتظامی حتی از راپل استفاده میکند تا به پشت بام خانهها برود و ماهوارهها را جمعآوری کند و از سوی دیگر عدهای به بهانه برنامههای مفید ماهواره در برابر جمعآوری دستگاههای گیرنده برنامههای ماهوارهای موضعگیری میکنند.
دودستگی یا چنددستگی در برابر معضلات فرهنگی در سایر عرصهها مانند بدحجابی نیز به چشم میخورد، اما آنچه مساله را اسفناکتر میکند، صفکشی سیاسی در پشت موضعگیریهای فرهنگی است که ایجاد وحدت رویه در این زمینه را دشوار میکند. بخشی از این صفکشیها از وادادگی و فقدان روحیه انقلابی در میان برخی از مسئولان و صاحبمنصبان نشات میگیرد و بخشی از منافع سیاسی و اقتصادی در پس چنین موضعگیریهایی که پی بردن به انگیزههای واقعی اشخاص را دشوار میسازد.
به هر حال اگر بپذیریم وظیفه اصلی نمایندگان مجلس شورای اسلامی قانونگذاری و نظارت است، تصویب قانونهای زمینهساز تعالی فرهنگی جامعه و همچنین نظارت بر دستگاههای فرهنگی به همراه اتخاذ راهکارهای اصولی به منظور همراه کردن آحاد مسئولان و مردم در اجرای چنین تصمیمهایی که باید با چاشنی پختگی همراه باشد، میتواند فرهنگ انقلابی را به عنوان فرهنگ هویتساز و جریان غالب در جامعه پیاده کند و از این طریق روحیه انقلابی را در عرصههای گوناگون کشور جاری سازد و اقتدار کشور را در برابر جریان فرهنگی سلطه و اجزای آن و نیز از حملات قدارهبندهای فرهنگی مصون نگه دارد.
نویسنده: مصطفی اردانی زاده
انتهای پیام/م*
در شرایطی که انقلابی بودن و انقلابی ماندن در ماههای اخیر به یکی از کلیدواژههای سخنرانیهای مقام معظم رهبری تبدیل شده است و آن را در دیدارهای مختلف با اقشار گوناگون برای اجرا در عرصههای مختلف از اقتصاد گرفته تا سیاست و دین مطرح میکنند، توجه به مولفههای انقلابی ماندن در زمینه فرهنگ که اشتراکات و شباهتهای فراوانی با سایر عرصهها دارد، از اهمیت فراوانی برخوردار است.
,شکست در جهاد کبیر فرهنگی زمینه ساز دیگر شکست هاست
, شکست در جهاد کبیر فرهنگی زمینه ساز دیگر شکست هاست,حضرت آیتالله خامنهای در دیدارهای خود از ایستادگی در برابر خواستهای دشمن به عنوان جهاد کبیر یاد کردهاند، اما این جهاد در عرصه فرهنگ مولفههای خاص خود را دارد و به نوعی تضمینکننده جهاد کبیر در سایر عرصهها است، به گونهای که تهی شدن از انگیزه برای مقابله با دشمن در عرصه فرهنگ رقم میخورد و اگر جمعیت و ملتی انگیزه ایستادگی در برابر خواستهای دشمن را از دست بدهد، دیگر نه در عرصه اقتصاد، نه در عرصه سیاست و نه در عرصه دین و اخلاق در برابر دشمن نخواهد ایستاد و تلاشها در سایر عرصهها برای بقا و حفظ اقتدار در مقابل جریان سلطه بینتیجه خواهد بود.
,بقای فرهنگ مردمی، تضمین شده است
, بقای فرهنگ مردمی، تضمین شده است,از جمله مولفههایی که کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در آغاز فعالیت دور جدید خود باید به آن توجه کند و در برخی موضعگیریهای رهبر انقلاب نیز مورد اشاره قرار گرفته است، مردمی نگهداشتن و مردمی ماندن فرهنگ است. این موضوع از جهات مختلفی محل توجه است. نخست آنکه بقای فرهنگ در اختیار مردم است و این مردم هستند که تعیین میکنند کدام رفتار فرهنگی جاری و ساری باشد و کدام رفتار فرهنگی به فراموشی سپرده و نابود شود، از این صرف بودجههای فرهنگی تا زمانی توجیهپذیر است که بتواند رفتار مردم را تغییر دهد و مردم را با خود همراه سازد، که اگر چنین شد فرهنگ مردمی به حیات خود ادامه میدهد زیرا وقتی مردم فرهنگی را پذیرفتند ضامن بقای اقتصادی آن نیز خواهند بود، به بیان دیگر اقتصاد فرهنگ متعلق به مردم است و ضامن بقای اقتصادی رفتارهای فرهنگی مردم هستند. تامین بودجههای فعالیتهای فرهنگی از سوی مردم علاوه بر ضمانت بقای فرهنگ موجب نظارت مردمی نیز میشود، چه اینکه مردم برای آنچه مستقیما پولی پرداخت کردهاند، دلسوزی بیشتری خواهند داشت و بر حیف و میل نشدن پول خود بیشتر مصر خواهند بود.
,گرچه نهادهای حکومتی میتوانند با صرف بودجه به هدایت رفتارهای فرهنگی کمک کنند، اما هرگز نباید فراموش کرد که فرهنگ متعلق به مردم است و ضمانت بقای رفتارهای فرهنگی پذیرش آن از سوی مردم است.
,نمونه بارز رفتارهای فرهنگی مردم، رفتارهای مذهبی است که در مناسبتهای مختلف مذهبی به چشم میخورد. هزاران مراسم و جلسه دینی با بودجه مردم اداره میشود. مسلما اگر قرار بود دولت یا حکومت هزینه اداره این جلسات فرهنگی و مذهبی را تامین کند، وقتی درآمدهای دولت با کاهش مواجه میشود، این جلسات نیز دچار رکود میشد.
,نمونه دیگر حضور مردم در فرهنگ، نقش مردم در اداره حوزههای علمیه است. اداره شدن حوزههای علمیه که نقشی اساسی در فرهنگ مردم دارند، از محل وجوه شرعی ضامن حیات و بقای حوزههای علمیه است، زیرا کسانی که هزینه ساخت حوزههای علمیه را پرداخت میکنند، فرزند خود را نیز راهی حوزه میکنند تا درس دین بخواند و به فرهنگ و دین خدمت کند، اما جایگزین شدن بودجههای دولتی به جای کمکهای مردمی نتیجهای جز عقبرفت مردم و ایجاد تردید در مردمی بودن حوزههای علمیه ندارد و رونق را از حوزههای علمیه میگیرد. آنچه موجب شده است حوزههای علمیه در دوران خفقانهای شدید و فشارهای دشوار اقتصادی و سیاسی به حیات خود ادامه دهند، نه بودجههای دولتی بلکه اعتقاد مردمی و مردمی بودن آنها بوده است.
,مساله دیگری که باید مورد توجه کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی قرار گیرد، حمایت از تولیدات فرهنگی بومی سازگار با فرهنگ اصیل اسلامی و انقلابی است. بر اساس برخی نظرسنجیها، مردم بزرگترین نقطه ضعف دولت فعلی را در عرصه فرهنگ میدانند و البته این مساله به دولت فعلی منحصر نمیشود و در دولتهای قبلی نیز شاهد کمتوجهی به فرهنگ بودهایم.
,با توجه به گسترش روزافزون مجاری انتشار اطلاعات و کالاهای فرهنگی که بخشی به صورت طبیعی ناشی از روند پیشرفت تکنولوژی و بخشی دیگر به ویژه در عرصه نرمافزاری با هدف توسعه جریان یکسویه اطلاعات به سوی کشورهای کمترتوسعهیافته انجام شده، سرمایهگذاری به منظور تولید کالاهای فرهنگی که ضمن دارا بودن خصویت جذابیت، تقویتکننده هویت ایرانی و اسلامی هممیهنان باشند، از اهمیت بسیار برخوردار است.
,توام شدن ناتوانی سازمان صدا و سیما به عنوان مهمترین سازمان فرهنگی کشور در جذب مخاطبان که آمارها بیانگر افزایش روزافزون آن است، افزایش دسترسی به اطلاعات از طریق اینترنت و قشونکشی دشمن در عرصه فرهنگ از طریق تولید محتوا در اینترنت و شبکههای ماهوارهای، اهمیت تولید کالاهای فرهنگی برای رقابت در این بازار آزاد را صدچندان کرده است.
,به این مسایل باید لزوم ایجاد وفاق و همدلی در میان نهادهای دستاندر کار فرهنگ کشور را افزود. یکی از عللی که کارشناسان آن را در شکست طرحهای فرهنگی دخیل میدانند، فقدان وفاق و سیاست واحد در برابر معضلات فرهنگی است. از میزان و نحوه صرف بودجه یا کمک به نهادهای فرهنگی داخل نظام تا نحوه و چارچوب مواجهه یا مقابله با ابزارهای فرهنگی دشمن.
,یکی از چالشهای فراروی سازمان صدا و سیما که در افت کیفیت تولیدات و در نتیجه کاهش تعداد مخاطبان بیتاثیر نبوده است، چالش بودجه است که به دلیل اختلاف نظر با دولت، موفق به جذب آن نشده است. نمونه دیگر نحوه مواجهه با گیرندههای ماهواره است. از یک سو عده ای از صاحبمنصبان بر طبل برچیدن ماهوارهها میکوبند و در این راه نیروی انتظامی حتی از راپل استفاده میکند تا به پشت بام خانهها برود و ماهوارهها را جمعآوری کند و از سوی دیگر عدهای به بهانه برنامههای مفید ماهواره در برابر جمعآوری دستگاههای گیرنده برنامههای ماهوارهای موضعگیری میکنند.
,دودستگی یا چنددستگی در برابر معضلات فرهنگی در سایر عرصهها مانند بدحجابی نیز به چشم میخورد، اما آنچه مساله را اسفناکتر میکند، صفکشی سیاسی در پشت موضعگیریهای فرهنگی است که ایجاد وحدت رویه در این زمینه را دشوار میکند. بخشی از این صفکشیها از وادادگی و فقدان روحیه انقلابی در میان برخی از مسئولان و صاحبمنصبان نشات میگیرد و بخشی از منافع سیاسی و اقتصادی در پس چنین موضعگیریهایی که پی بردن به انگیزههای واقعی اشخاص را دشوار میسازد.
,به هر حال اگر بپذیریم وظیفه اصلی نمایندگان مجلس شورای اسلامی قانونگذاری و نظارت است، تصویب قانونهای زمینهساز تعالی فرهنگی جامعه و همچنین نظارت بر دستگاههای فرهنگی به همراه اتخاذ راهکارهای اصولی به منظور همراه کردن آحاد مسئولان و مردم در اجرای چنین تصمیمهایی که باید با چاشنی پختگی همراه باشد، میتواند فرهنگ انقلابی را به عنوان فرهنگ هویتساز و جریان غالب در جامعه پیاده کند و از این طریق روحیه انقلابی را در عرصههای گوناگون کشور جاری سازد و اقتدار کشور را در برابر جریان فرهنگی سلطه و اجزای آن و نیز از حملات قدارهبندهای فرهنگی مصون نگه دارد.
,نویسنده: مصطفی اردانی زاده
,انتهای پیام/م*
,]
ارسال دیدگاه