یادداشت/
در غرب آسیا نیچه مرده است
شاید نیچه اندیشه ورزی با نظریات جنجالی بود اما امروز اتفاقات غرب آسیا و مثلث مقاومت نشان می دهد که اندیشه او امروز مرده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مرصاد؛ اندیشمندان حوزه علوم انسانی بدون شک تحت تاثیر عوامل و اتفاقاتی هستند که در نقاط مختلفی از جهان هستی رخ می دهد. تفکر فلسفی نیز امروز از این قاعده مستثنی نیست و متفکران این حوزه گاهی اسیر امواج روانی رسانه هایی قرار می گیرند که هدفشان جز کبود کردن سلول های خاکستری مغز جوامع نیست!
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
باری صحبت در خصوص یکی از جنجالی ترین متفکران عصر حاضر در میان اندیشمندان و دانشگاهیان همیشه از جذابیت خاصی برخوردار بوده است. برخی تحت تاثیر همان جو سازی های پروپگانداهای امپریالیستی قرار می گیرند و مدام بر طبل خاموشی آرمان خواهی در جهان امروز می زنند.
بدون شک اظهاراتی که ناشی از همین فضا مطرح می شود، نمی تواند به صورت حداکثری با غرض ورزی مطرح شود زیرا گاهی انسان امروز تحت تاثیر رسانه های مختلف، دچار خطای شناختی نوع دوم و سوم می شوند. خطایی که آلبرت آلیس در تاکید آن بیان می کند که مسائل پر رنگ تر و با شدت بیشتری توسط افراد درک می شود و با یک فیلتر ذهنی برداشت ها تحت تاثیر یک حادثه شکل می گیرند.
آقای دکتر بیژن عبدالکریمی استاد فلسفه اخیرا اظهار نظری را مطرح کرده است که شاید ناشی از همان خطای نوع دوم و سوم باشد. او تاکید کرده است که دنیای مدرن نیز رفته رفته می رود به بخشی از دنیای کهن تبدیل شده، و جهانی جایگزین آن شود که آن را می توان "جهان نیچه ای یا جهان پست مدرن" نامید.
عبدالکریمی برای اثبات گفته های خود مواردی را مطرح کرده که به عنوال مثال می توان به ادعای نیچه در کتاب حکمت شادان اشاره کرد. او با اشاره به متن این کتاب نیچه گفته است: این سخن نیچه بدان معناست که مفهوم مسیحی (عبری) خدا قدرت پیشین خود را در فرهنگ غرب و باید افزود به تبع غرب در اکثر جوامع امروزی از کف داده است.
و یا اینکه در جای دیگری گفته است: نه فقط در غرب، بلکه حتی در جوامع غیرغربی نیز آرمان خواهی و اوتوپیا مرده است.
عبدالکریمی در توضیحات خود دلایل دیگری را هم مطرح کرده اما همین 2 مورد برای رد کل موضوع کفایت می کند. این گفتار که به پشتوانه اندیشه های نیچه مطرح شده است را یک اتفاق بارز در غرب آسیا به سادگی از اساس رد می کند.
عبدالکریمی تعبیری که از جهان امروز می کند را شرح نداده است اما آنچه که امروز غرب آسیا نامیده می شود هم جزئی از همان جهان هست هر چند که با ادعای او همخوانی ندارد.
بی پایه بودن ادعای مطرح شده در کتاب حکمت شادان و همچنین طرح مردن آرمان خواهی، پس از مشاهده حضور جوانانی برای مقابله با جریاناتی با تفکرات ضد انسانی و اسلامی، نه فقط در مرزهای داخلی کشور خود بلکه در خارج از این مرز ها به سادگی مشخص می شود.
اشتیاق جوانان برای مقابله با داعش موضوعی است که نمی توان به راحتی از آن چشم پوشی کرد. جوانانی که با اندیشه اسلامی و با هدف حفظ حریم حَرَم پای به عرصه جهاد نهاده اند، هر ادعایی را توسط هر اندیشه ورز دیگری نفی می کنند.
شاید نیچه اندیشه ورزی با نظریات جنجالی بود اما امروز اتفاقات غرب آسیا و مثلث مقاومت نشان می دهد که اندیشه او امروز مرده است. به طور دقیق تر باید گفت که سال هاست که نیچه مرده است و زنده هم نمی شود...
باری صحبت در خصوص یکی از جنجالی ترین متفکران عصر حاضر در میان اندیشمندان و دانشگاهیان همیشه از جذابیت خاصی برخوردار بوده است. برخی تحت تاثیر همان جو سازی های پروپگانداهای امپریالیستی قرار می گیرند و مدام بر طبل خاموشی آرمان خواهی در جهان امروز می زنند.
بدون شک اظهاراتی که ناشی از همین فضا مطرح می شود، نمی تواند به صورت حداکثری با غرض ورزی مطرح شود زیرا گاهی انسان امروز تحت تاثیر رسانه های مختلف، دچار خطای شناختی نوع دوم و سوم می شوند. خطایی که آلبرت آلیس در تاکید آن بیان می کند که مسائل پر رنگ تر و با شدت بیشتری توسط افراد درک می شود و با یک فیلتر ذهنی برداشت ها تحت تاثیر یک حادثه شکل می گیرند.
آقای دکتر بیژن عبدالکریمی استاد فلسفه اخیرا اظهار نظری را مطرح کرده است که شاید ناشی از همان خطای نوع دوم و سوم باشد. او تاکید کرده است که دنیای مدرن نیز رفته رفته می رود به بخشی از دنیای کهن تبدیل شده، و جهانی جایگزین آن شود که آن را می توان "جهان نیچه ای یا جهان پست مدرن" نامید.
عبدالکریمی برای اثبات گفته های خود مواردی را مطرح کرده که به عنوال مثال می توان به ادعای نیچه در کتاب حکمت شادان اشاره کرد. او با اشاره به متن این کتاب نیچه گفته است: این سخن نیچه بدان معناست که مفهوم مسیحی (عبری) خدا قدرت پیشین خود را در فرهنگ غرب و باید افزود به تبع غرب در اکثر جوامع امروزی از کف داده است.
و یا اینکه در جای دیگری گفته است: نه فقط در غرب، بلکه حتی در جوامع غیرغربی نیز آرمان خواهی و اوتوپیا مرده است.
عبدالکریمی در توضیحات خود دلایل دیگری را هم مطرح کرده اما همین 2 مورد برای رد کل موضوع کفایت می کند. این گفتار که به پشتوانه اندیشه های نیچه مطرح شده است را یک اتفاق بارز در غرب آسیا به سادگی از اساس رد می کند.
عبدالکریمی تعبیری که از جهان امروز می کند را شرح نداده است اما آنچه که امروز غرب آسیا نامیده می شود هم جزئی از همان جهان هست هر چند که با ادعای او همخوانی ندارد.
بی پایه بودن ادعای مطرح شده در کتاب حکمت شادان و همچنین طرح مردن آرمان خواهی، پس از مشاهده حضور جوانانی برای مقابله با جریاناتی با تفکرات ضد انسانی و اسلامی، نه فقط در مرزهای داخلی کشور خود بلکه در خارج از این مرز ها به سادگی مشخص می شود.
اشتیاق جوانان برای مقابله با داعش موضوعی است که نمی توان به راحتی از آن چشم پوشی کرد. جوانانی که با اندیشه اسلامی و با هدف حفظ حریم حَرَم پای به عرصه جهاد نهاده اند، هر ادعایی را توسط هر اندیشه ورز دیگری نفی می کنند.
شاید نیچه اندیشه ورزی با نظریات جنجالی بود اما امروز اتفاقات غرب آسیا و مثلث مقاومت نشان می دهد که اندیشه او امروز مرده است. به طور دقیق تر باید گفت که سال هاست که نیچه مرده است و زنده هم نمی شود...
باری صحبت در خصوص یکی از جنجالی ترین متفکران عصر حاضر در میان اندیشمندان و دانشگاهیان همیشه از جذابیت خاصی برخوردار بوده است. برخی تحت تاثیر همان جو سازی های پروپگانداهای امپریالیستی قرار می گیرند و مدام بر طبل خاموشی آرمان خواهی در جهان امروز می زنند.
بدون شک اظهاراتی که ناشی از همین فضا مطرح می شود، نمی تواند به صورت حداکثری با غرض ورزی مطرح شود زیرا گاهی انسان امروز تحت تاثیر رسانه های مختلف، دچار خطای شناختی نوع دوم و سوم می شوند. خطایی که آلبرت آلیس در تاکید آن بیان می کند که مسائل پر رنگ تر و با شدت بیشتری توسط افراد درک می شود و با یک فیلتر ذهنی برداشت ها تحت تاثیر یک حادثه شکل می گیرند.
آقای دکتر بیژن عبدالکریمی استاد فلسفه اخیرا اظهار نظری را مطرح کرده است که شاید ناشی از همان خطای نوع دوم و سوم باشد. او تاکید کرده است که دنیای مدرن نیز رفته رفته می رود به بخشی از دنیای کهن تبدیل شده، و جهانی جایگزین آن شود که آن را می توان "جهان نیچه ای یا جهان پست مدرن" نامید.
عبدالکریمی برای اثبات گفته های خود مواردی را مطرح کرده که به عنوال مثال می توان به ادعای نیچه در کتاب حکمت شادان اشاره کرد. او با اشاره به متن این کتاب نیچه گفته است: این سخن نیچه بدان معناست که مفهوم مسیحی (عبری) خدا قدرت پیشین خود را در فرهنگ غرب و باید افزود به تبع غرب در اکثر جوامع امروزی از کف داده است.
و یا اینکه در جای دیگری گفته است: نه فقط در غرب، بلکه حتی در جوامع غیرغربی نیز آرمان خواهی و اوتوپیا مرده است.
عبدالکریمی در توضیحات خود دلایل دیگری را هم مطرح کرده اما همین 2 مورد برای رد کل موضوع کفایت می کند. این گفتار که به پشتوانه اندیشه های نیچه مطرح شده است را یک اتفاق بارز در غرب آسیا به سادگی از اساس رد می کند.
عبدالکریمی تعبیری که از جهان امروز می کند را شرح نداده است اما آنچه که امروز غرب آسیا نامیده می شود هم جزئی از همان جهان هست هر چند که با ادعای او همخوانی ندارد.
بی پایه بودن ادعای مطرح شده در کتاب حکمت شادان و همچنین طرح مردن آرمان خواهی، پس از مشاهده حضور جوانانی برای مقابله با جریاناتی با تفکرات ضد انسانی و اسلامی، نه فقط در مرزهای داخلی کشور خود بلکه در خارج از این مرز ها به سادگی مشخص می شود.
اشتیاق جوانان برای مقابله با داعش موضوعی است که نمی توان به راحتی از آن چشم پوشی کرد. جوانانی که با اندیشه اسلامی و با هدف حفظ حریم حَرَم پای به عرصه جهاد نهاده اند، هر ادعایی را توسط هر اندیشه ورز دیگری نفی می کنند.
شاید نیچه اندیشه ورزی با نظریات جنجالی بود اما امروز اتفاقات غرب آسیا و مثلث مقاومت نشان می دهد که اندیشه او امروز مرده است. به طور دقیق تر باید گفت که سال هاست که نیچه مرده است و زنده هم نمی شود...
باری صحبت در خصوص یکی از جنجالی ترین متفکران عصر حاضر در میان اندیشمندان و دانشگاهیان همیشه از جذابیت خاصی برخوردار بوده است. برخی تحت تاثیر همان جو سازی های پروپگانداهای امپریالیستی قرار می گیرند و مدام بر طبل خاموشی آرمان خواهی در جهان امروز می زنند.
بدون شک اظهاراتی که ناشی از همین فضا مطرح می شود، نمی تواند به صورت حداکثری با غرض ورزی مطرح شود زیرا گاهی انسان امروز تحت تاثیر رسانه های مختلف، دچار خطای شناختی نوع دوم و سوم می شوند. خطایی که آلبرت آلیس در تاکید آن بیان می کند که مسائل پر رنگ تر و با شدت بیشتری توسط افراد درک می شود و با یک فیلتر ذهنی برداشت ها تحت تاثیر یک حادثه شکل می گیرند.
آقای دکتر بیژن عبدالکریمی استاد فلسفه اخیرا اظهار نظری را مطرح کرده است که شاید ناشی از همان خطای نوع دوم و سوم باشد. او تاکید کرده است که دنیای مدرن نیز رفته رفته می رود به بخشی از دنیای کهن تبدیل شده، و جهانی جایگزین آن شود که آن را می توان "جهان نیچه ای یا جهان پست مدرن" نامید.
عبدالکریمی برای اثبات گفته های خود مواردی را مطرح کرده که به عنوال مثال می توان به ادعای نیچه در کتاب حکمت شادان اشاره کرد. او با اشاره به متن این کتاب نیچه گفته است: این سخن نیچه بدان معناست که مفهوم مسیحی (عبری) خدا قدرت پیشین خود را در فرهنگ غرب و باید افزود به تبع غرب در اکثر جوامع امروزی از کف داده است.
و یا اینکه در جای دیگری گفته است: نه فقط در غرب، بلکه حتی در جوامع غیرغربی نیز آرمان خواهی و اوتوپیا مرده است.
عبدالکریمی در توضیحات خود دلایل دیگری را هم مطرح کرده اما همین 2 مورد برای رد کل موضوع کفایت می کند. این گفتار که به پشتوانه اندیشه های نیچه مطرح شده است را یک اتفاق بارز در غرب آسیا به سادگی از اساس رد می کند.
عبدالکریمی تعبیری که از جهان امروز می کند را شرح نداده است اما آنچه که امروز غرب آسیا نامیده می شود هم جزئی از همان جهان هست هر چند که با ادعای او همخوانی ندارد.
بی پایه بودن ادعای مطرح شده در کتاب حکمت شادان و همچنین طرح مردن آرمان خواهی، پس از مشاهده حضور جوانانی برای مقابله با جریاناتی با تفکرات ضد انسانی و اسلامی، نه فقط در مرزهای داخلی کشور خود بلکه در خارج از این مرز ها به سادگی مشخص می شود.
اشتیاق جوانان برای مقابله با داعش موضوعی است که نمی توان به راحتی از آن چشم پوشی کرد. جوانانی که با اندیشه اسلامی و با هدف حفظ حریم حَرَم پای به عرصه جهاد نهاده اند، هر ادعایی را توسط هر اندیشه ورز دیگری نفی می کنند.
شاید نیچه اندیشه ورزی با نظریات جنجالی بود اما امروز اتفاقات غرب آسیا و مثلث مقاومت نشان می دهد که اندیشه او امروز مرده است. به طور دقیق تر باید گفت که سال هاست که نیچه مرده است و زنده هم نمی شود...
,
باری صحبت در خصوص یکی از جنجالی ترین متفکران عصر حاضر در میان اندیشمندان و دانشگاهیان همیشه از جذابیت خاصی برخوردار بوده است. برخی تحت تاثیر همان جو سازی های پروپگانداهای امپریالیستی قرار می گیرند و مدام بر طبل خاموشی آرمان خواهی در جهان امروز می زنند.
,,
بدون شک اظهاراتی که ناشی از همین فضا مطرح می شود، نمی تواند به صورت حداکثری با غرض ورزی مطرح شود زیرا گاهی انسان امروز تحت تاثیر رسانه های مختلف، دچار خطای شناختی نوع دوم و سوم می شوند. خطایی که آلبرت آلیس در تاکید آن بیان می کند که مسائل پر رنگ تر و با شدت بیشتری توسط افراد درک می شود و با یک فیلتر ذهنی برداشت ها تحت تاثیر یک حادثه شکل می گیرند.
,,
آقای دکتر بیژن عبدالکریمی استاد فلسفه اخیرا اظهار نظری را مطرح کرده است که شاید ناشی از همان خطای نوع دوم و سوم باشد. او تاکید کرده است که دنیای مدرن نیز رفته رفته می رود به بخشی از دنیای کهن تبدیل شده، و جهانی جایگزین آن شود که آن را می توان "جهان نیچه ای یا جهان پست مدرن" نامید.
,,
عبدالکریمی برای اثبات گفته های خود مواردی را مطرح کرده که به عنوال مثال می توان به ادعای نیچه در کتاب حکمت شادان اشاره کرد. او با اشاره به متن این کتاب نیچه گفته است: این سخن نیچه بدان معناست که مفهوم مسیحی (عبری) خدا قدرت پیشین خود را در فرهنگ غرب و باید افزود به تبع غرب در اکثر جوامع امروزی از کف داده است.
,,
و یا اینکه در جای دیگری گفته است: نه فقط در غرب، بلکه حتی در جوامع غیرغربی نیز آرمان خواهی و اوتوپیا مرده است.
,,
عبدالکریمی در توضیحات خود دلایل دیگری را هم مطرح کرده اما همین 2 مورد برای رد کل موضوع کفایت می کند. این گفتار که به پشتوانه اندیشه های نیچه مطرح شده است را یک اتفاق بارز در غرب آسیا به سادگی از اساس رد می کند.
,,
عبدالکریمی تعبیری که از جهان امروز می کند را شرح نداده است اما آنچه که امروز غرب آسیا نامیده می شود هم جزئی از همان جهان هست هر چند که با ادعای او همخوانی ندارد.
,,
بی پایه بودن ادعای مطرح شده در کتاب حکمت شادان و همچنین طرح مردن آرمان خواهی، پس از مشاهده حضور جوانانی برای مقابله با جریاناتی با تفکرات ضد انسانی و اسلامی، نه فقط در مرزهای داخلی کشور خود بلکه در خارج از این مرز ها به سادگی مشخص می شود.
,,
اشتیاق جوانان برای مقابله با داعش موضوعی است که نمی توان به راحتی از آن چشم پوشی کرد. جوانانی که با اندیشه اسلامی و با هدف حفظ حریم حَرَم پای به عرصه جهاد نهاده اند، هر ادعایی را توسط هر اندیشه ورز دیگری نفی می کنند.
,,
شاید نیچه اندیشه ورزی با نظریات جنجالی بود اما امروز اتفاقات غرب آسیا و مثلث مقاومت نشان می دهد که اندیشه او امروز مرده است. به طور دقیق تر باید گفت که سال هاست که نیچه مرده است و زنده هم نمی شود...
,علی حسینی
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه