وقتی وهابیون به شیعه و سنی رحم نمی کنند

وقتی وهابیون به شیعه و سنی رحم نمی کنند
فقه اهل سنت بر اساس تفکرات علمی، منطقی و کلامی پایه ریزی شده و اصول و قواعد مشخص و مستدلی دارد. وهابیت برخلاف مذاهب چهارگانه‌ اهل سنت که مبتنی بر اصول فقهی و قواعد اندیشه‌ اسلامی است، نه چهارچوب فقهی دارد و نه نگاه عقلی.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مکریان،شاید زمانی که در سال 1153 قمری، محمد بن عبدالوهاب پرده از تفکرات خود برداشت کسی فکرش را هم نمی‌کرد که یک روز تفکرات او، در کشورهای اسلامی و حتی کشورهای غیر اسلامی باعث جنگ و خونریزی و آدم‌کشی شود. آیا امروز کسی می‌تواند از تعداد بی‌شمار انسان‌هایی که توسط این تفکر کشته شده‌اند سخن بگوید؟ کافی است تنها به اواخر قرن بیستم و آغاز هزاره‌ سوم میلادی نگاه کنیم. القاعده در جهان، سپاه صحابه‌ پاکستان، طالبان در افغانستان، داعش در عراق و سوریه و اروپا، جبهه‌ النصره در سوریه، رژیم آل سعود در حجاز و خاورمیانه، گروه بوکوحرام در نیجریه، جندالله(ریگی) در ایران و... نمونه‌های گروه‌های تروریستی دارای این تفکر خطرناک هستند که فجایع انسانی بزرگ و کشتارهای بی‌حد و حصر را به راه انداخته‌اند. شاید بتوان ادعا کرد که تنها در 50 سال گذشته، میلیون‌ها نفر انسان بی گناه توسط این تفکر خطرناک کشته شده‌اند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مکریان,

اهل سنت، اهل اسلام
در اسلام دو مذهب اصلی وجود دارد: شیعه و اهل سنت. فقه اهل سنت در یک سیر تاریخی مدون شد. امام اعظم «ابوحنیفه النعمان بن ثابت بن زوطا بن مرزبان»، فقیه ایرانی‌تبار اهل سنت، اولین امام مذاهب چهار گانه و ملقب به سراج‌الائمه بود. پس از او «مالک بن انس» نیز تفکرات فقهی متفاوتی ارائه داد و نزد اهل سنت به مقام امامت رسید. «محمد بن ادریس الشافعی» نیز دیگر فقیه اهل سنت بود که با تفکرات فقهی متفاوت به مقام امامت رسید و در نهایت با ظهور فقیه و متکلم بزرگ سنی مذهب، یعنی «ابوعبدالله احمد بن محمد بن حنبل» به‌عنوان چهارمین امام فقهی اهل سنت، مذاهب اربعه در میان اهل سنت شکل گرفت. هرکدام از این مذاهب، مبتنی بر تفکرات فقهی خاص خود و اجتهاد مخصوصی بودند. امروز نیز علمای اهل سنت، تنها این چهار مذهب را برای تقلید مسلمانان سنی جایز می‌دانند و پیروان مذاهب و تفکرات دیگر را به عنوان مسلمان سنی به رسمیت نمی‌شناسند.
علمای الازهر هم به انحصار این چهار مذهب در اهل سنت اشاره کرده‌اند. فقه مذهب حنفی، بر اساس تفکرات امام اعظم ابوحنیفه بر هفت اصل فقهی استوار است: قرآن، سنت رسول خدا، قول صحابه، قیاس و رأی، استحسان، اجماع و عرف. فقه مالکی نیز بر 5 اصل بنا شده است: قرآن، سنت، اجماع، قیاس و اجتهاد. فقه شافعی نیز بر اصول چهارگانه فقهی استوار شده است که نزدیک‌ترین دیدگاه را به فقه امامیه دارد: کتاب الله، سنت رسول الله، اجماع، قول صحابی. و در آخر فقه حنبلی که مبتنی بر 5 اصل است: کتاب‌الله، سنت رسول‌الله، فتوای صحابه‌ پیامبر اسلام و قول برخی از صحابه که موافق با کتاب باشد و تمام احادیث مرسل و ضعیف. همانطور که ملاحظه می‌شود، فقه اهل سنت بر اساس تفکرات علمی، منطقی و کلامی پایه ریزی شده و اصول و قواعد مشخص و مستدلی دارد.
از امام حنبل تا ابن تیمیه
امام حنبلی نگاه خاص و متفاوتی با دیگر فقها و ائمه‌ اهل سنت داشت. او به‌عنوان امام چهارم در فقه اهل سنت، متکلم و فقیه سرشناس، اهل حدیث بود و به رأی باور نداشت و تمام استنادات فقهی او مبتنی بر قرآن و سنت رسول خدا بود. فقهی که پس از او به نام حنبلی پایه‌ریزی شد نیز بر اصولی پایه ریزی شد که برخلاف دیگر مذاهب اهل سنت، غیر از اخبار، بنای دیگری نداشت؛ یعنی در آن اجماع، قیاس، رأی، استحسان و عرف جایگاهی نداشت.
دو اصل مهم نیز در فقه حنبلی مورد توجه قرار داشت: نخست اینکه اصل در عبادات بر بطلان است، مگر آنکه دلیلی بر صحت عبادت وجود داشته باشد. (یعنی هر نوع عبادتی باید مستند باشد) دوم آنکه هر معامله‌ای حلال و مباح است، مگر آنکه دلیلی بر تحریم آن وجود داشته باشد. این نوع نگاه و بحث عمیق و آزاد در باب معاملات و عقود، فقه حنبلی را به زندگی مردم اهل سنت بسیار نزدیک‌تر می‌کرد. اما سال ها بعد در میان پیروان فقه او شیوخی پیدا شدند که تلاش کردند، قرائتی عجیب، محدود و کاملاً خارج از عقل و منطق ارائه دهند. مشهورترین این افراد ابن تیمیه بود. اعتقادات او انحرافی و مخالف عقاید عموم مسلمانان بود. او برای خداوند جسمیت قائل می‌شد و بر همین مبنا برای خداوند سبحان مکان نیز قائل بود و می‌گفت خداوند قابل اشاره‌ حسی است و می‌توان به سوی او اشاره کرد. زیارت قبور اولیاء حتی رسول خدا(ص) را نیز حرام می‌دانست و باور داشت که نباید به ارواح اولیای خداوند استغاثه یا توسل کرد. او معتقد بود که شفاعت خواستن از اولیای خدا حرام است و اگر کسی حتی بگوید: «خداوندا مرا به حق رسول خدا رحمت بفرما»، کافر شده است.
تفکرات خارج از قاعده‌ او باعث شد تا به دلیل نشر تفکرات انحرافی و حتی صدور فتاوای شاذ و مجعول، مورد شکایت و اعتراض علمای عصر خویش قرار گیرد و بارها به زندان بیفتد. تفکرات انحرافی او تا آنجایی بود که علمای مشهور اهل سنت نیز بر علیه او موضع گرفتند. برای مثال «محمد بن محمد بخاری در بدعت گذاری و تکفیر ابن تیمیه سخن گفته تا آنجا که در مجلس خود تصریح کرده که اگر کسی به ابن تیمیه «شیخ الاسلام» اطلاق کند، به خاطر همین اطلاق کافر است.»
ظهور وهابیت و خشک مغزی
سال‌ها پس از مرگ ابن تیمیه، در قرن دوازده هجری، محمد بن عبدالوهاب با تفکرات ابن تیمیه پرورش یافت. بسیاری معتقدند که او از همان ابتدا مورد نظر دستگاه جاسوسی انگلیس بود و مستر همفر مأمور شد تا از او و اعتقاداتش استفاده کند و انحرافی جدی در اسلام پدید آورد؛ یعنی بتواند فقه و منطق اسلام را کنار گذاشته و خشک مغزی و بی‌منطقی را جایگزین نماید. مجموع تلاش مستر همفر، پرورش سخت و افراطی‌تر تفکرات ابن تیمیه در محمد بن عبدالوهاب بود. باورهای او نه با اصول فقهی اهل سنت همخوانی داشت و نه مبتنی بر قواعد فقهی اسلام بود. پیش از این هیچ یک از علمای اسلام چه در میان شیعه و چه در میان اهل سنت، تفسیری این چنین خشک و سخیف از اسلام ارائه نداده بودند. او معتقد بود که بشر باید بی‌واسطه از خداوند استمداد کند و اگر از اولیای خدا طلب شفاعت نزد خداوند را نماید بدون شک کافر است. «توسل به اولیای الهی، طلب شفاعت از آنان، تعمیر و بنا و زیارت قبور مقدس و نیز تبرّک و استشفا از اولیای الهی» در تفکر او حرام و نشانه‌ کفر است. در این تفکر نخستین پیامبر خداوند نوح (ع) بود. او معتقد بود که خداوند را در آخرت می‌توان دید چرا که ابن تیمیه به جسمیت خداوند قائل بود. وی اعلام کرد تنها اعمال و رفتاری پذیرفته است که در قرآن و سنت آمده و هر آنچه در قرآن و سنت نیامده بدعت و نشانه‌ی کفر است.
از این دست تفکرات او که مورد پذیرش فرق اسلامی نیست، بسیارند. تفکرات محمد بن عبدالوهاب به مرور زمان و به ویژه با پیوند نحس این فرقه‌ خودساخته با رژیم سعودی، تکامل یافت و سخت‌تر و افراطی‌تر گشت. چنانکه احکام کفر و ارتداد آنها نه تنها شیعیان که اهل سنت را نیز در برگرفت و به سویی رفت که آنها هرگونه تفکری را غیر از باور خویش مساوی کفر می‌دانستند و حکم کفر نیز مرگ بود. از آغاز تأسیس فرقه‌ وهابیت، کشتار مسلمانان توسط آنها آغاز شد. جوی‌های خونی که این فرقه به راه انداخته، دیگر محدود به یک جغرافیا نیست و سراسر عالم را دربر می‌گیرد. آسیب آنها محدود به دیگر ادیان نبود، بلکه وهابیت همواره مسلمانان شیعه و سنی را از دم تیغ گذرانده و به پیروان ادیان دیگر نیز رحم نمی‌کند. این تفکر برخلاف مذاهب چهارگانه‌ اهل سنت که مبتنی بر اصول فقهی و قواعد اندیشه‌ اسلامی است، نه چهارچوب فقهی دارد و نه نگاه عقلی.
انتهای پیام/م

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه