گالیکش از نماینده خود چه میخواهد؟
گالیکش از شهرام کوسه غراوی نماینده حوزه انتخابیه شرق گلستان در مجلس شورای اسلامی چه میخواهد؟.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نیلکوه پرسش در ابتدا بسیار ساده جلوه میکند اما وقتی عمیق میاندیشی متوجه میشوی پاسخش بهمراتب بسیار سختتر از آن است که در اندیشه داری، پس دوباره از خود میپرسی: گالیکش از غراوی چه میخواهد؟! شاید برای ما که دغدغه سلامتی و شادابی نوادگانمان راداریم و برای آیندهی فرزندانی که در این شهرزاد و ولد میشوند، سخت بیمناکیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نیلکوه ,

, نخستین خواسته، جابجایی غولی باشد که عوام به بهانه کارآفرینی به ستایش آفرینندگانش مشغول هستند، غولی که بخشی از پیکره این شهر را همچون خوره میخراشد و از درون پوکش میسازد و اندوهمان را بیشازپیش برمیانگیزاند و ... اما به گواه خود ما، قطعاً این خوشخیالی ست چراکه اگر همهی مردان مجلسی که ((شهرام کوسه غراوی)) عضو کمیسیون عمرانش است نیز، گرد همآیند قطعاً ره بهجایی نخواهند برد برای آنکه غول چراغ جادوی شهر ما بیشتر ازآنچه متصور باشیم ریشه دوانیده و تا ابدالدهر میهمان فرزندان و نوادگان ماست.
,پس سرمان را بیهوده به درد نمیآوریم و غول چراغ جادو را رهایش میکنیم تا آرامآرام و زیرپوستی، ما، فرزندان، نوادگان، نبیرهها و ندیده های مان را از درون متلاشی کند.
,داستان کهنه و شرمآور بیکاری نیز قصه امروز و دیروز نیست. قصهی چندین هزارساله است. یعنی از زمان نخستین برادرکشی تاکنون این قضیه کش خورده است. به عقل ناقص حقیر بخل و حسادت برای نخستین آدم کشی و برادرکشی تاریخی بهانه است. احتمالاً براثر اندوه بیکاری هابیل به دست قابیل کشتهشده است. اگر قابیل نگونبخت به کاری سرگرم میشد که غیرازاین بود و فرصت پیدا نمیکرد تا نقشه قتل هابیل را بکشد و برادرکشی به راه بیندازد و در تاریخ نام اجداد بنیآدم را لکهدار سازد.
,حالا چرا راه دور برویم که فردا مستمسکی بشود تا داعشیان دینی و وطنی برعلیه فدوی دست به دشنه برند و جوانکشی به راه بیندازند. همین چند روز قبل بود که وزیر کشور در مقابل دیدگان ((کوسه غراوی و همکارانش)) از 3 میلیون و 500 هزارنفری گفت که طبق آمار رسمی بیکار هستند. این در حالی ست که همه ما میدانیم آمار بیکاران فراتر از این آمار رسمی ست که وزیر محترم کشور اعلام نموده است. اصولاً در جامعهی امروز ما آمار غیررسمی کلاً بالاست.
,حالا گیرم بیکاری باشد یا جرم و جنایت یا فقر و فساد و فحشا و قاچاق و هزار درد و مرض و کوفت دیگر ... فرقی ندارد. فقط کافی ست رسمی و غیررسمیاش کنیم. رسمی را برای ما اعلام میکنند تا آب میان دل ما تکان نخورد و به وحشت نیفتیم اما خودشان از منابع کاملاً رسمی، آمار غیررسمیها رادارند. حالا با این تفاسیر از((شهرام کوسه غراوی)) باید چه انتظاری داشت.
,آیا باید از او درخواست کرد تا به صاحبان صنایع و شرکتهای تولیدی کمک کند تا کارگاههای خود را هر چه سریعتر در شهرک صنعتی گالیکش آماده بهرهبرداری نمایند تا جمعی از جوانان ما جذب این کارگاهها شوند و از خانهبهدوشی در کلانشهرها رهایی یابند.گیرم که این اتفاق افتاد مگر یک شهرک چند نفر کارگر را میتواند در خود جای بدهد؟! آیا در شهرهای دیگر که شهرکهایی بهمراتب بزرگتر و مجهزتر از گالیکش دارند آمار بیکاری کاهشیافته و برفرض هم که کاهشیافته، چند درصد افت داشته است.؟!
,تخصیص اعتبار برای احداث بیمارستانی که حاج غلام خسروی سه هکتار از بهترین زمینهایش را وقف آن کرد نیز از دیگر خواستههای مردم این شهر از جناب نماینده است درحالیکه بیمارستان مینودشت پس از سالها انتظار همین چند وقت قبل با حضور وزیر محترم بهداشت((بهصورت نصف و نیمه)) با هزار سلاموصلوات افتتاح شد و هنوز هم کم و کاستیهای بسیار دارد و یا بیمارستان کلاله پس از گذشت بیش از یک دهه که از افتتاحش میگذرد، هنوز دکتر ارتوپد ندارد. برفرض محال که ((غراوی)) تمام تلاشش را انجام داد و بیمارستان 4 سال بعد افتتاح شد که یقیناً غیرممکن است.
,کدام متخصص و پزشک عالیرتبه را میتوانیم از درون ((مطبهای درآمدزا با ارقام نجومی)) بیابیم و بفرستیم در اتاقهای عمل، درهمان یک فقره بیمارستان نامبروان منطقه، که شما از من بهتر میدانید کدام است و من معذورم از نام بردن آن؛ خود شما بهتر میدانید و آگاه هستید که زیر سقفش چه میگذرد. حال زیر سقفش فدای کاکلتان! گاها با بیمار جوری برخورد میشود که انگار وجود ندارد.
,من به واله پزشکی را دیدم که نمیدانست درد بیمار چیست، پزشک محترم، مریض نگونبخت را به اتاق عمل برد تا شکم بیمار را بشکافد بلکه بداند مریض ازچه رنج میکشد. من گاها وارد برخی از بیمارستانها که میشوم، میپندارم - دور از جان - وارد دارالمجانین شدهام تا بیمارستان. حال با این کمبود شدید پزشک حاذق که در منطقه وجود دارد.
,صرف افتتاح یک بیمارستان مجهز با دوجین پرستار و پزشک عمومی چه فایدهای دارد؟!. اگر قرار باشد بیمارستان در گالیکش افتتاح و پرستار و پزشک عمومی تازهکاری، پذیرای بیماران باشد که همان درمانگاه شیر و خورشید ازسرمآنهم زیاد است وهمان بهتر که مردم به سراغ حاذقترین طبیب این شهر(دکتر بنیامین)بروند که خنیاگری حاذق و طبیبی معجزهگر است.
,چهار بانده کردن جاده مینودشت، کلاله به تنگراه که در ردیف پروژههای مهم عمرانی منطقه و درامتداد جاده آسیایی تهران - مشهد قرارگرفته است. نیز از آن پروژههایی ست که تاکنون زمان زیادی صرف اجرای آن شده است. بنابراین یکی از خواستههای بهحق مردم گالیکش و منطقه اجرای سریع و آنی این پروژه حیاتی و مهم است. امیدواریم باهمت مهندس غراوی قتلگاه مسافران نگونبخت تابستانی و نوروزی بیشتر از این شاهد قتلهای غیر عمد نباشد.
,خیلی از افرادی که در این چند روز با آنها همکلام شدهام بر این چند خواسته پافشاری مینمودند. جابجایی غول، راهاندازی شهرک صنعتی، آغاز به کار ساختوساز بیمارستان، چهار بانده کردن مسیر مینودشت، گالیکش، به سمت جنگل گلستان و... البته افراد دیگری نیز بودند که تکمیل طرحهای نیمهتمام را خواستار شدند وبخشی نیز بر مستقل شدن همه ادارات و ارگانهای دولتی و انتصاب افراد بومی، دلسوز و کار بلد و متخصص بهعنوان مدیر و سرپرست تأکید داشتند اما ... فراتر از همه اینها و به گمان حقیر، چیزی که گالیکش به آن نیاز دارد، فرهنگ و لزوم توجه بیشترمتولیان به ((عرصه فرهنگ)) است.
,اما در زمانهای که نمایندگان ملت به گواه شیر مرد مجلس (علی آقای مطهری) رغبتی برای حضور در کمیسیون فرهنگی از خود نشان ندادند شاید کوتهفکری باشد که ما از نمایندهمان بخواهیم تا به بحث فرهنگ و مسائل و مصائب فرهنگی در گالیکش توجه و اهتمام بیشتری بورزد. اما فارغ از این اندوه هزل آلود تأکید میکنم ما در گالیکش به پروژههای فرهنگی نیاز بیشتری داریم تا دیگر پروژهها، من فعالیتهای عمرانی را لازمه توسعه شهرمی دانم اما بر این عقیدهام که فرهنگ از نان شب نیز واجبتراست چراکه زیرساخت همهی فعالیتهای جامعه به فرهنگ بازمیگردد و این اظهرالمنشمس است که ما در شهری به نام گالیکش دچار فقر شدید فرهنگی هستیم و نیاز فوری به توسعه فرهنگی داریم.
,در حال حاضر تنها مکان فرهنگی شهر، یک باب ساختمان کتابخانه است که متأسفانه نیمی از آن را نیز یکی از ستادهای اجرایی بهحکم دادگاه تصرف کرده است. من از آن دسته برادرانی که در طول سال و در مناسبتهای مختلف دستبهجیب میشوند استدعا دارم - اگر واقعاً کمکها برای خودنمایی و ریا صورت نمیپذیرد - همت و بزرگواری نمایند و دستبهجیب شوند تا 600 متر عرصه کتابخانه به صاحبان اصلیاش که جوانان و همهی مردم این شهر است بازگردد. چراکه خرید این زمین اگر از ساخت هزار مسجد و مدرسه والاتر و واجبتر نباشد یقیناً کمتر هم نیست.
,چقدر خوب است نماینده محترممان که ازنظر مالی تأمین است و نیازی به حقوق و مزایای مجلس ندارد، به همت خیران شهر و با پرداخت بخشی از حقوق ماهیانهی خویش، زمینی را که از فرهنگ دوستان این شهر دریغ شده، دوباره بستاند. چراکه ارزشش را دارد.حال اگر جناب نماینده از حقوق و مزایای مجلس نیز نمیتواند برای این موضوع هزینه کند در صورت امکان از آن 612 میلیارد تومانی که هرساله دستگاههای عریض و طویل از پول ملت و خزانه دولت بودجه میگیرند و خرج کارهای غیرفرهنگی و عبث میکنند یک رقم ناچیز200 میلیون تومانی برای این امر مهم از آنان بطلبد.
,احداث یک آمفیتئاتر و سالن نمایش بزرگ و درخورشان و منزلت این مردم نیز از دیگر الویت های فرهنگی شهرستان گالیکش است. حیف است که هنرمندان این شهر برای فعالیتهای فرهنگی و اجرای نمایش هرروز درب اتاق این رییس یا آن رییس پاسکاری و ساعتها معطل بمانند تا از سالن نمازخانهای که تبدیل به اتاق کنفرانس شده و یا سالن محقری که متعلق به یک کانون است با هزار منت و خفت استفاده نمایند و یا مردم این شهر برای دیدن یک جنگ و جشن هنری و گذراندن دقایقی کوتاه برای شادی و شعف آنهم به شیوه اسلامی، در سالنهای ورزشی بیکیفیت و بدون تهویه و امکانات مناسب گرد همآیند و با مقوا و برگه خودشان را باد بزنند.
,مردم این شهر سالن سینمایی مجهز با استانداردهای جهانی نمیخواهند، چیزی شبیه به سالن شهید عودی کلاله اما با امکانات و تجهیزات بهروزتر؛ نیاز امروز این شهر است. حیف است گالیکش پاتوق هنرمندان سینما و تلویزیون ایران باشد و هنرمندی همچون عباس خدری در سطح ملی داشته باشد اما از ابتداییترین امکانات بیبهره باشد.
,یکی دیگر از کمبودهای اساسی در حوزه فرهنگی، نبود یک مجتمع فرهنگی برای کودکان و نوجوانان این شهر است. همان مرکزی که کوسه غراوی ساختمانش را با هزینه شخصیاش برای کودکان محروم مراوهتپهای ساخت. صحبت از مرکزی میکنم که کارایی آن برای کودکان و نوجوانان به عینه دیده و اثباتشده است و حقیر خود از نزدیک شاهد حس زندگی در آن بودهام. جای خالی ((کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)) این روزها بیشتر از گذشته در گالیکش به چشم میخورد. کانونی که متأسفانه در این سالها تلاشی برای ساخت آن صورت نگرفته و یا اگر هم تلاشی شده، گویا عبث مانده و به نتیجه نرسیده است.
,عدم برخورداری تنها تفرجگاه شهر (پارک جنگلی) از امکانات، ظلم دیگری ست که به مردم و جوانان این شهر میشود. تصور بفرمایید میهمانی از استانی دیگر برای چند روزی به شهر ما بیاید، ماتم میگیریم که کدام بنای تاریخی یا تنگه دوستداشتنی را بهعنوان تفرجگاه شهرمان به آنان معرفی کنیم. کل گشتوگذار در تنها خیابان شهر هم به یک ساعت نمیرسد باقی ساعات را چگونه بگذرانیم؟!
,از فرهنگ و تفرجگاه که بگذریم؛ به ورزش میرسیم. قطعاً مهمترین خواسته ورزشکاران و ورزش دوستان گالیکش از نماینده محترم کمک به احیای ورزش بهویژه فوتبال نیست. بلکه؛ رفع بلاتکلیفی تنها استادیوم ورزشی شهراست که قریب به 30 سال در اختیار جوانان و ورزشکاران گالیکش بوده و فوتبالیستهای صاحبنام بسیاری را درون خویش پرورش داده و شاهد رقابت تیمهای فوتبال صاحبنام داخلی و خارجی با تیمهای شهر بوده است اما ... زمین مذکور قریب به 10 سال است که از سوی ستادی - که نمیتوان نام از آن برد - موردادعای مالکیت واقعشده و... این روزها نیز به پاتوقی برای معتادین محترم تبدل شده است. البته در مملکتی که هرروز یک شاهکار جدید و چندلایه از دستهگلهای برخی از آقایان سیاستمدارنمایان میشود،صلاحیت نمایندهای پس از کسب رأی مردم رد میشود، فیلمها از روی پرده اکران به زیر کشیده و مجوز کنسرتها باطل میشود، باور بفرمایید تبدیل استادیوم به پاتوق معتادین، چندان شگفتآور نیست ... بنابراین سهل است که بگویم: جامعهای که کتابخانه و زمین فوتبال شهرش دچار ظلم و محدودیت شود و صدای فریاد ساکنانش به بالادستیها نرسد؛ باید هم که امثال بابک زنجانیها و امیر منصور آریاها و شهرام جزایریها و کرورکرور آدمدزد، جانی، فاسد، رشوه دهنده، رشوهخور و رباخوار را در خود پرورش دهد. این جامعه بدون تردید ،یک جامعه بیمار و رو به موت است.
,و...حالا فارغ از این جامعه روبه (موت)، باید دید مهندس شهرام کوسه غراوی که رییس ستاد انتخاباتیاش در روز انتخابات توسط برخی از طرفداران رقیب مورد نوازش قرار گرفت در 4 سال آتی برای گالیکش و گالیکشیها چه میکند. غراوی باید قدر8746 نفری که در گالیکش به او رأی دادند تا بر رقیب قدرتمند و کهنهکارش پیروز شود را بداند، قطعاً و یقیناً نیمی از این آرا برای غیر ترکمنهاست. کاندیدای مستقل ترکمنها باید با حفظ علائق قومی کارنامهای فرا قبیلهای از خودش برجای بگذارد تا ماندگار شود.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه