مجتهدزاده در فیس بوک خود نوشت:
آقای اوباما شما با کشور ما چه می کنید؟
متن مصاحبه زیر چندی پیش از سوی یکی از رسانه های ایران با من تهیه شد ولی هرگز اطلاع نیافتم که منتشر شده باشد. از این روی با استفاده از "حق تالیف" خود این مصاحبه را در صفحه فیس بوک خود منعکس می کنم - پیروز مجتهدزاده[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ پیروز مجتهدزاده کارشناس مسائل ژئوپولیتیکی در صفحه فیس بوک خود نوشت: آقای اوباما! بدانید که برخی از ما هم ژئوپولیتیک می دانیم و به همین دلیل می پرسیم که:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کارشناس مسائل ژئوپولیتیکی در صفحه فیس بوک خود نوشت: , : ,آقای اوباما شما با کشور ما چه می کنید؟
,آیا اعلام و انجام مانور نظامی مشترک با عربان خلیج فارس علیه ما تعبیر شما از توافق و برجام با ما است برای اشاعه صلح و امنیت منطقه؟
,*اخیر یک رزمایش نظامی بزرگ که از آن به عنوان بزرگترین رزمایش جهان یاد میشود توسط آمریکا و کشورهای عربی در منطقه خلیج فارس برگزار شد. از دیدگاه شما در شرایط کنونی منطقه پیام این رزمایش چه چیزی میتواند باشد؟
, *,برای من جای تأسف بسیار زیادی دارد که بخواهم حاصل مطالعات و تجزیه و تحلیل های خود را در قبال این اوضاع که به سرعت علیه ما به آشفتگی کشیده می شود، صریح و صادقانه بیان کنم. علت تأسف من در این خصوص این است که ناچارم صراحتا بگویم که این رزمایش در حقیقت یک دهنکجی آشکار از سوی ایالات متحده آمریکا، به توافقهایی است که با وزیر خارجه ما حاصل کردند به نام "برجام".
, ". ,از دیدگاه من این یک دهنکجی بزرگ است. ما زمانی به عمق این دهنکجی پی میبریم که اظهارات چند روز قبل رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا در ریاض مبنی بر اینکه ایران همچنان یک کشور تروریست پرور است را به یاد آوریم و باز به یاد بیاوریم که وزیر خارجه ایشان، آقای جان کری هم همزمان دچار بیماری فراموشی شد که اندکی جلوتر با آقای محمد جواد ظریف ما به "تفاهم های گسترده"؟؟؟!!! دست یافت و به "برجام" رسیده بود.
, .,بنده وقتی در مقام مقایسه این مسأله (تروریست خواندن ایران) با شعارهای حیرتانگیز وزیر خارجه خودمان بر میآیم بسیار متعجب و متاسف میشوم. این وزیر خارجه ما بود که گفت در این مذاکرات به نتایج مطلوب همهجانبه رسیدیم و حتی در برههای اعلام کرد که من با وزیر خارجه آمریکا به تفاهمهای گستردهای دست یافتم.
, .,البته خودِ این کلمه (تفاهمات گسترده) سؤالبرانگیز است که شما بر اساس کدام دستورالعمل و کدام مجوز به تفاهمات گسترده دست یافتید؟ و حد و حدود گستردگی این تفاهمات تا چه و کچا بوده است؟. با تمام اینها، ما امروز میبینیم که مرکب توافق خشک نشده است، ایالات متحده آمریکا دست به چنین اقداماتی میزند؛ اقداماتی که آشکارا درهم شکننده روح و حرمت تفاهمی است که مدعی آن هستند.
, .,
ما تا به امروز شاهد اقدامات خلاف وعده و خلاف تعهد بسیاری از سوی سازمانهای مختلف حقوقی و سیاسی ایالات متحده آمریکا بودهایم در راستای ضربه زدن به برجام و در همه این موارد دلخوش کردیم که اوباما و کری گفتند که آن تصمیمات را به اجرا نخواهند گذاشت. در سفری که رئیس جمهوری آمریکا و وزیر خارجه این کشور به ریاض داشتند که خودِ همان سفر بزگترین دهنکجی به ایران بود، هر دو آنها در آنجا سخنرانی رسمی کرده و ایران را تروریست پرور قلمداد کردند، گویی که نه مذاکرهای صورت گرفته و نه توافقی حاصل شده است. خوب اگر از من توقع باشد که در این گفته های مصلحت اندیشی جناحی به کار گیرم، باید این گونه بگویم "خوب امریکایی ها هم نیازدارند که برای بدست آوردن رضایت اسرائیل و آل سعود چند تا سیخ هم به ما بزنند" اما من چنین نمی گویم چون خلاف کامل حقیقت است. امریکایی ها که با ما به "تفاهمات گسترده" دست پیدا کرد که نشان دهنده عزم و اراده والای آقای اوباما در برابر فشارهای محافل صهیونیستی اسرائیلی و آل سعود عربی است، چه نیازی دارد که که در برابر همان ها این گونه خود را خوار و خفیف کند؟
بر همین اساس، بنده تصور میکنم که باید خطاب به وزیر خارجه مان بگوییم: آقا! لطفا قدری تفکر کنید، به دور و اطراف خود نگاهی بیاندازید و ببینید آیا وقت آن نرسیده است که ایالات متحده آمریکا را مورد خطاب قرار داده و بگوییم: شما همواره در شکستن توافقها پیش قدم بودید و حتی نتوانسته اید نهادهای داخلی در ساختار حکومتی خود را از درهم کوبیدن اصول اولیه این توافق ها باز دارید، لاجرم آیا زمان آن نرسیده است که اندکی فکر کنید که با این اقدامات خود ما را نیز وادار می کنید که این توافق را شکسته فرض کنیم و هیچ تعهدی به شما نداشته و غنی سازی را از سر گیریم؟.
, .,
*برخی استدلال می کنند که برجام موجب کاهش اختلافات منطقهای ایران شده و این اختلافات به سمت و سوی حل وفصل شدن پیش رفته اند. در نقطه مقابل، برخی نیز براین باورند که توافق هستهای حاصل شده مشکلات منطقهای ایران را بیش از پیش افزایش داده است. دیدگاه شما در این خصوص چیست؟
, *,واقعا اینگونه است؟ واقعا برخی گمان می کنند که برجام در این فاصله یکی – دو ماهه همه مشکلات منطقهای ایران را کاهش داده است؟ بسیار جای تعجب دارد که برخی گمان میکنند برجام کمکی به کاهش مشکلات منطقهای ایران کرده است. من خطاب به این افراد میگویم: یعنی شما روند رویدادهای را این گونه وارونه می بینید و حتی نمی بینید که اوباما همین چند روز پیش در ریاض چه گفته و رزمایش نظامی مشترک با شریکان عربی خود را چه نام داده است؟ و آنگاه می خواهید کشور ما را چشم بسته به قربانگاه امریکایی – سعودی و صهیونیستی هدایت کنید؟ بی جهت نیست که شما در نتیجه این گونه پیش داوری های خوش خیالانه میخواهید مجسمه آقای ظریف را به عنوان یک «دانشمند» و یا یک «قهرمان» که فاقد هر دو ویژگی است، بسازید.
, .,اصلا اینگونه نیست که وضعیت ایران در منطقه پس از برجام بهتر شده باشد. این آقایان که چنین ادعایی را مطرح می کنند باید چشمان خود را باز کرده تا حقایق را ببینند..شما نگاه کنید «جان کری» وزیر خارجه آمریکا در کنار «محمد جواد ظریف» می ایستد و صراحتا می گوید که سعودیها اجازه لشکرکشی به سوریه را دارند و اقای وزیر خارجه ما در نهایت دلیری و هوشمندی سکوت اختیار می کند. این حرف چه معنایی می تواند داشته باشد؟ این اظهارات نقض هرگونه تفاهم است، چراکه اصل توافق بر این بوده است که از بروز تنشهای بیشتر جلوگیری بشود. آیا این آقایان که حصول برجام را حصول صلح سریع السیر در خاور میانه می بینند، اجازه دادن جان کری به آل سعود برای لشکر کشی به سوریه، کشوری که در نتیجه مداخلات آل سعود در زمینه مسلح کردن مخالفان اسد و تشویق انشعاب در ارتش اسد و تشویق یکان های رزمی انشعابی ارتش اسد به یاغی گیری مسلحانه و آورنده القاعده و داعش به کمک شورشیان ضد اسد، سوریه را به آتش و خون کشیده است را کاری صلح دوستانه ناشی از حصول برجام با ایران می بینند؟ به همین دلیل است که من سال هاست که از دست آوردهای عملی سیاست خارجی "تسامح و تساهل" تعجب نمی کنم؟
,آیا لشکرکشی عربستان سعودی به سوریه موجب ایجاد صلح میشود؟ رویکرد نظامی در سوریه توسط چه کسانی اتخاذ شده است؟ آیا غیراز این است که تکفیری ها با سلاح سعودی ها کشتار و آواره کردن ملت سوریه را مرتکب شده اند و گروه های مسلح همراه با نظامیان انشعابی از ارتش سوریه چه کسی تشویق به آغاز جنگ داخلی در سوریه کرد و چه کسانی جز آل سعود از سال 2012 سازمان دادن به واحد های رزمی چند هزار نفره در افغانستان و پاکستان و اعزام آنها به کمک شورشیان مسلح سوریه را بدعت گذاردند؟ و بعد دولت سعودی از آمریکایی ها مجوز لشکرکشی رسمی به سوریه را می گیرند و وزیر خارجه ما فقط به تماشای صحنه گذراند و کلامی در اعتراض به چان کری بر زبان نیاورد. بنابراین شما بگوئید که آیا نباید از افکار و گفتار مردمی حیرت کنم که قائل به کاهش مشکلات منطقهای ایران پس از برجام هستند؟
,*عربستان سعودی در مقاطع مختلف از نفوذ خود در سازمانها و نهادهای منطقهای و اسلامی از جمله «اتحادیه عرب» و «سازمان همکاری خلیج فارس» برای صدور قطعنامه علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کرده است. به نظر شما دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران چه رویکردی را باید در مقابل اقدامات غیرسازنده عربستان در پیش گیرد؟
, *,شما نمی توانید رویکرد جدیدی اتخاذ کنید که مؤثر بوده و حیثیت و آبروی ما را جمعآوری کند، مگر اینکه رویکرد کنونی در روابط خارجی را اعدام کنید. رویکرد کنونی دستگاه دیپلماسی در روابط خارجی متکی بر الگوی رفتاری «تسامح» یعنی مسامحه کردن و «تساهل» یعنی «سهل انگاری کردن» بوده که حقیقتا شرم آور است.
, .,در روابط خارجی می بایست که به سمت حصول موازنه های سیاسی و استراتژیک حرکت کرد و در این حرکت باید در سازندگی ها و پیش روی ها روی حرکت های میلیمتری آن دقت داشت. مسامحه کردن و سهل انگاری نمودن در سیاست خارجی؟؟؟ با این وجود، آقایان از دولت هشتم جمهوری اسلامی سهل انگاری را ترجیح داده اند. این اندیشههای مُنحَط از ساخته های معاون آموزشی وزارت خارجه دولتهای هفتم و هشتم، آقای صادق خرازی آمده است و تا این الگوی کاری آزمون شده بیست ساله و امتحان پس داده مخرب ریشه کن نشود ما هیچ کاری نمی توانیم انجام دهیم.
, .,
ما برای اینکه بتوانیم کاری از پیش ببریم باید از ابتدا شروع کنیم به تخریب و ریشه کن کردن الگوی رفتاری تسامح و تساهل در سیاست خارجی. آنگاه توصیه من این است که نخبگان سیاسی یعنی مسئولان مدیریتی، و نخبگان دانشگاهی متخصص، نه ـ پسرخاله ها و آقازاده ها ـ در جلساتی دور هم گرد آمده و کار علمی انجام دهند و برای برخی سؤالات در خصوص «تعریف منافع ملی، حد و حدود منافع ملی و اشکال اجرایی و دفاع از منافع ملی» پاسخ هایی درخور فراهم آوریم و الگوهای جدید رفتاری قابل به روز شدن مداوم را بر اساس و پایه اصل دفاع از منافع ملی در روابط خارجی برنامه ریزی کنیم.
بنابراین، برنامه های آینده باید بر اساس ایجاد موازنه در روابط خارجی با تک تک کشورها از دوست گرفته تا دشمن برنامه ریزی شود، تابدین ترتیب، با اعتلا یافتن وزن ژئوپولیتیکی ما، حیثیت و منافع ملی ما حفظ بشود.
, .,
به جای طفره رفتن و چهره پنهان کردن و توضیحات بی جا دادن، باید با دلیری تمام با واقعیت رویداد استانبول روبرو شویم و مردانه به تجزیه و تحلیل علل بروز آن فاجعه درس عبرت آموزیم و برای سازندگی الگوهای رفتاری از درس تجربه هایی که می آموزیم بهره گیریم. در این راستا ابتدا باید بدون خود فریبی مطالعه کرده و ابعاد فاجعه استانبول را بشناسیم. ما به عنوان عضو مؤسس سازمان کنفرانس اسلامی در کنار سلمان سعودی و رجب طیب اردوغان در نشست سازمان کنفرانس اسلامی نشستیم و آن همه اهانت کم نظیر را تحمل کردیم. در نهایت نیز چه کردیم؟ قهر کردیم و به جای اینکه به ایران برگردیم، برگشتیم آنکارا و آن «سان و رژه» مسخره ای که مربوط به تشریفات ورود می شود در خروج برایمان انجام دادند و این اهانت بزرگ بعدی را از فردی فریبکار و خود بزرگ بین مانند "سلطان اردوغان خان عثمانی" هم تحویل گرفتیم و به ایران بازگشتیم.
این به چه معنایی است؟ این بدان معناست که وزارت خارجه ما حتی پروتکلهای پیش پا افتاده روابط خارجی را هم نمیداند. این مسائل باید در یک شورایی متشکل از مسئولان بلندپایه نظام و متخصصین دانشگاهی که خود را نفروخته اند، بررسی و به صورت نهادین اصلاح شوند نه شوراهای تشریفاتی پسرخاله ها و مزد بگیرانشان که از خود وزارت خارجه هم با این گونه موارد علمی سیاست خارجی بیگانه ترند.
, .,
در چنین شوراهای علمی – عملی (نه شوراهای همایش گذارنده و مقاله نویسنده و سایت درست کننده) باید تعریف منافع ملی مشخص شود: باید نحوه دفاع از منافع ملی مشخص بشود: باید راه های اجرا کردن الگوهای رفتاری مطالعه شده برنامه ریزی شود. ما نمی توانیم به شیوه کنونی ادامه دهیم. این چه نوع شیوه است؟ خودمان می گوییم حج عمره ممنوع شده و پس از آن خودمان برای عملی شدن مجدد آن گدایی می کنیم. این راهی که ما در پیش گرفتیم در دستگاه دیپلماسی به «گورستان» ختم خواهد شد.
, .,
زمانی در این کشور دیپماسی ورزیده ای درکار بود و همین شیوخی که امروز ایران را تهدید می کنند، به اتفاق بزرگانشان در انگلیس و بعد در اتحادیه عرب با پای خود برای دست بوسی به تهران می آمدند. اگر در آن زمان هم سیاست تسامح و تساهل بر دستگاه دیپلماسی حاکم بود، ما شاهد آن اقتدار نبودیم و به جایی می رسیدیم که هم اکنون به آن رسیدیم.
شما نگاه بکنید! الحمد الله دادگاه الهی را هم برای منتقدین این سیاست تسامح و تساهل و برجامی که تا کنون به دست خود امریکایی ها قطعه قطعه شده است به راه انداخته اند. و من بسیار متاسف هستم که آقای رئیس جمهور محبوب و دانشمند ما پیش از تشکیل دادگاه عدل الهی، این اندازه علم و حلم به خرج ندادند که متهم ها و مقصرین محاکمه شونده در آن دادگاه الهی را مشخص و معرفی کنند. آیا اوباما و جان کری و کنگره و سنای برجام شکننده امریکایی هم در ردیف محکومین در آن دادگاه الهی حضور خواهند داشت و یا منظورشان امثال من هستند که به دادگاه عدل الهی تحویل داده می شوند؟ من از یک تحصیل کرده دکترای دانشگاه گلاسکو انتظاری به مراتب بالاتر از این داشاته و دارم که گرفتار آمدن فکری خود در چنگال فردی که حتی به سطح تحصیلات دانشگاهی نرسیده و برای کشور ما فرضیه سیاست خارجی خانمان بر انداز "تسامح و تساهل" را ساز می کند به درستی تشخیص دهد و به جای ترد وی از امور خارجی کشور، گناه همه شکست ها و نارسایی های آن به اصطلاح الگوی رفتاری تسامح و تساحل در روابط خارجی را در دید عوام به گردن منتقدان دانشگاهی نیاندازند. وقتی ایشان می گویند: "منتقدین برجام باید منتظر عذاب الهی بمانند" فقط یک مساله را برای شنونده غیر عوام کالانعام روشن می کنند و آن هم اثبات این که ایشان حتی "ظرفیت انتقاد شنیدن را هم ندارد"؛ و این که ایشان در تنگنای مباحثه سیاسی - اجتماعی منتقدین خود را نفرین می کند، انگاری که ما رئیس جمهوری را انتخاب کرده ایم که ما را نفرین کند. حقیقتا نهایت تاسف است که به عنوان یک مسلمان مومن و تحصیلکرده، ایشان حتی نمی دانند که نفرین بی جا ممکن است خدای ناکرده به خود آدم برگردد!
, !,
*وزیر دفاع آمریکا اخیرا به کشورهای عربی سفر کرده است. در نشست وی با اعضای کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس توافق های اولیه ای برای تشکیل گشت مشترک دریایی برای مقابله با اقدامات ایران. به اعتقاد شما آمریکا قصد دارد سطح همکاری نظامی خود با کشورهای عربی را تا سطح همکاریاش با ناتو افزایش دهد؟
, *,در درجه اول، مطرح شدن چنین موضوعی این مسأله را به ما اثبات می کند که آقای اوباما عرصه را در رقابت با کنگره و سنا باخت. تصمیماتی که اخیرا اتخاذ شده صرفا این مسأله را به ما یادآور می شود که آقای اوباما در این شکست مفتضحانه ای که از کنگره، سنا و لابی یهودی دیده است، خود را به روزی انداخته که فقط و فقط می خواهد به آنها اثبات کند که با ایران دوست نیست.
, .,در درجه دوم، تشکیل گشت دریایی آن هم به منظور مقابله با ایران، کاملا بی معنا، بیجا و مطلقا بی ارزش است. آنها وقتی که چنین ادعایی می کنند در ابتدا باید این را اثبات کنند که ایران در ماورای دریاها دست به چه اقداماتی زده است که قصد مقابله با آن را داشته باشند؟ در واقع آنها به دنبال مصالح گستاخانه خود هستند، یا برای عمق دادن به انقیاد سیاسی عربان خلیج فارس در عین نمایش اندکی شاخ و شانه کشیدن برای ما و یا به دنبال گشت ها و تفتیش های خود هستند و ما هم از تفتیش کردن آنها بیمی نداریم.
, .,شخصا هیچ ارزشی برای چنین ادعاهایی قائل نیستم، چراکه هیچ رقابتی در ماورای دریاها نمی بینم. حتی ما در مبارزه با دزدی دریایی بیشترین همکاری ها را داشته و بیشترین زحمات را کشیدیم و از این بابت خود را سربلند می بینیم. اگر ایالات متحده آمریکا قصد دارد با چنین طرحی به کمک شیخ بحرین بیاید و تا در خدمت آل سعود اقدامات خرابکارانه دیگری را مرتکب شود، خوب است که دیگران متوجه این موضوع بشوند.
, .,*در خصوص تأمین امنیت خلیج فارس دو رویکرد وجود دارد؛ از یک سو کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس اقدام به امضای توافق های نظامی با کشورهایی نظیر آمریکا و انگلیس و ... می کنند و امنیت خود را در سایه حضور آنها در خلیج فارس می بینند. از سوی دیگر، ایران معتقد است که امنیت خلیج فارس تنها زمانی محقق می شود که امثال آمریکا و انگلیس از این منطقه بیرون بروند. به نظر شما چگونه می توان نوعی همگرایی میان این دو رویکرد به وجود آورد؟
, *,به نظر من نمی توان میان این دو رویکرد همگرایی ایجاد کرد، شاید بحث ایجاد موازنه بحثی علمی تر باشد. ما پیش از انقلاب هم با چنین وضعیتی مواجه بودیم. نتیجه این وضعیت در دوران قبل از انقلاب، بروز گونه هایی از تنش میان ایالات متحده آمریکا و رژیم پهلوی را سبب شد. مردم ایران عمدتا با این دوره آشنایی ندارند. ایالات متحده حتی اقدامات مفصلی را علیه رژیم شاه انجام داد.
, .,در حال حاضر نیز با همین وضعیت مواجه هستیم. دو رویکرد کاملا متفاوت در وضعیت منطقه خلیج فارس وجود دارد. یک رویکرد، رویکرد جمهوری اسلامی است که رویکردی شرافتمندانه و در راستای منافع ملی است و کمترین تردیدی در این زمینه وجود ندارد. تاریخ هم شهادت می دهد که رویکرد ایران صرفا به دنبال تأمین منافع ملی خود در خلیج فارس است از راه توسعه صلح و همکاری منطقه ای با همسایگان، نه بیشتر.
, .,رویکرد بعدی، رویکرد کشورهای عربی است. واقعیت این است که کشورهای عربی کوچک حوزه خلیج فارس که حتی یک هفته هم بدون انگلیس توان بقا نداشتند، امروز نیز متاسفانه خود را در وضعیتی دچار کرده اند که فکر می کنند بدون آمریکا قادر به ادامه حیات نیستند. بنابراین این یک رویکرد مستعمراتی است. علاوه بر این دو رویکرد، بعد سومی هم وجود دارد که همین رویکرد دوم را می تواند به بازگشت «استعمار نو» امریکایی تعبیر کند.
, .,دستگاه سیاست خارجی ما باید آنقدر مقتدر و متبهر باشد که بتواند چانه بزند. صرفا «قربان شما بروم» و «تصدق شما بشوم» سیاست خارجی نیست. به این نوع سیاست، سیاست تسلیم شدن می گویند.
, .,ما در این زمینه تجربه داریم. ما تجربه این را داریم که یک دور فعالیت های هسته ای خود را تعلیق کردیم. طرف مقابل این تعلیق را که بیش از 2 سال به طور انجامید، به چشم «تسلیم» دید و ما دقت نکردیم که تسلیم شدن در سیاست خارجی عین پذیرفتن حکم اعدام و نابود شدن است.
, . ,
پس از تعلیق فعالیت های هسته ای، ما شاهد هستیم که نخست وزیر بریتانیا رسما در سازمان ملل متحد اعلام کرد که باید طبق بند هفتم منشور ملل متحد با ایرانی ها برخورد کرد. با توجه به اینکه ماده هفت صحبت از اعمال تنبیهات بین المللی علیه کشوری که خطاکاریش در شکستن صلح جهانی ثابت شده باشد، این اعلام چه معنی می توانست داشته باشد، جز این که در برابر تهمت های بی اساس غربی ها و اسرائیلی ها و عربان شبه جزیره ایران محکوم است! و باید تحریم شود و هرگاه لازم شد مورد حمله نظامی قرار گیرد. این در حالی است ما بیش از 2 سال فعالیتهای هستهای خود را تعلیق کرده بودیم.
بعد آمدیم و تعلیق را شکستیم و اعلام کردیم غنی سازی را تا بیست درصد افزایش خواهیم داد و هنوز یک سال نگذشت که غرب تصمیم گیرد با ما از در صلح و آرامش وارد شده و تقاضای مذاکره برای توافق را به میان کشد. در هر صورت ما به امروز رسیدیم و مذاکرات بار دیگر آغاز شد. باید بگویم که ما در این مذاکرات، مهارت مذاکره را ندیدیم و تنها تعریف و تمجید از طرف مقابل را مشاهده کردیم. برای رسیدن به توازن در حق و حقوق، مذاکره باید متکی بر چانه زنی های قوی باشد نه تعارفات و تکلف های و قربان و صدقه رفتن ها.
, . ,
اکنون که نتیجه آن همه تعارفات و تکلف ها و قربان و صدقه رفتن های ناشی از سیاست تسامح و تساهل را می چشیم و اکنون که دستاوردهای برجام خود را به تدریج نشان می دهند، ما و جهانیان به خوبی می بینیم که این توازن چگونه برقرار شد و چگونه بدست آقای اوباما و وزیر خارجه اش شکسته می شود. اکنون رئیس جمهوری آمریکا و وزیر خارجه این کشور به خدمت شیوخ آل سعود می شتابند و ما را تروریست پرور قلمداد می کنند، و در عین حال به خوبی نشان می دهند که این مذاکرات بر اساس اندیشه کاهش دادن وزن ژئوپولتیکی ما در منطقه و جهان، بوده است نه برای توازن ژئوپولیتیکی به منظور برقراری صلح و امنیت.
,,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه