شعری در وصف شهید محمود مولایی
شهید محمود مولایی در زمان جنگ تحمیلی تنها ۱۸سال سن داشتند، تک پسر خانواده و دانشجوی تربیت معلم بودند که با رضایت پدر عازم جبهه شدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تایبادخبر، شهید محمود مولایی در زمان جنگ تحمیلی تنها ۱۸سال سن داشتند، تک پسر خانواده و دانشجوی تربیت معلم بودند که با رضایت پدر عازم جبهه شدند. خانواده شهید محمود مولایی خانواده ای کاملا انقلابی میباشند که در چند کیلومتری نوار مرزی شرق کشور در روستای رهنه از توابع شهرستان تایباد در استان خراسان رضوی زندگی میکنند. شعر زیر در وصف این شهید توسط جواد دلیریان (۱۳۹۵/۳/۲۷) سروده شده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تایبادخبر,میکنم توصیف اشک وناله را
,وصف پرپرگشتن گل لاله را
,نورچشم مادر و قلب پدر
,نرگس و یاس و گل آلاله را
,میکنم توصیف محمود جوان
,تک پسر تک نوگل یک باغبان
,آرزو و چشم و امید پدر
,بوده اندر دارفانی این پسر
,نام او محمود مولائئ بود
,وصف و توصیفش تماشائی بود
,او معلم بود و کارش علم بود
,پیشه اش تهذیب نفس و حلم بود
,نازنین دردانه دلدار بود(پدرمرحوم)
,تشنه دیدار روی یار بود
,یوسفی را در ته بازار بود
,چشم دشمن را مثال خار بود
,نور چشمان دلاور بودو بس(پدرمرحوم)
,گوشه ای از قلب مادر بود و بس
,تک پسر و بی برادر بود و بس
,قوت و امید خواهر بود و بس
,آسمانی بود و رفت اندر سما
,پر کشید و رفت او سوی خدا
,راه مولایش حسین را پیشه کرد
,پیش خود محبوب را اندیشه کرد
,درس و مشق و علم و دانشگاه را
,زد کنار و تاخت سمت جبهه ها
,تشنه جام شهادت نیز بود
,عاشق دین و ولایت نیز بود
,تاخت سمت جبهه ها با شور و شوق
,با هزاران لذت و ایمان و ذوق
,سنگر و توپ و تفنگ را سجده کرد
,آب و خاک وکوخ و سنگ را سجده کرد
,در شلمچه خانه و مأوا گرفت
,بین سنگرهای ایمان جا گرفت
,کربلای پنج را شرکت نمود
,لشکر اسلام را خدمت نمود
,برج ده،شصت و پنج پرواز کرد
,با خدایش عشوه کرد و ناز کرد
,جام شیرین شهادت را ربود
,بهترین خم سعادت را ربود
,عهد و پیمان با خدایش بسته بود
,در سجود و ربنایش بسته بود
,عاقبت بر آرزوی خود رسید
,درجوانی سمت محبوبش دوید
,شد شهید و ترک دنیا کرد و رفت
,ترک این خشکیده صحرا کرد و رفت
,نام او جاوید و جایش خالی است
,بهترین استاد و نمره اش عالی است
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه