به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مشهد پیام، اگر بخواهم از حال و هوای مراسم افتتاحیه یازدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن و عترت که در مشهد برگزار شد بگویم، حرف بسیار است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مشهد پیام,شور و شوق بانوان و آقایانی که سعی داشتند خود را سریع تر به مراسم برسانند، مادرانی که عکس فرزند شهید خود را در عاقوش گرفته و راه میرفتند، مردانی که لبخند برلبشان بود و برای ورود به سالن مراسم افتتاحیه به یکدیگر تعارف میکردند، کودکانی که گوشه چادر مادرشان راگرفته و به در و دیوار نمایشگاه نگاه میکردند و جانبازان و ایثارگران یمنی که چفیه بسیجی بر شانه خود کشیده بودند و برای زودتر رسیدن به مراسم از دیگران پیشی میگرفتند.
,حضور خانوادههای شهدای مدافع حرم حال و هوای دیگری به مراسم بخشیده بود، همه عشق به قرآن و عترت بود و بس.
,همه آنچه که در مراسم میگذشت برای من خوشایند بود، لبخند رضایت من از شرایط و حال و هوا در چهره تک تک میهمانان این مراسم امتداد یافته بود.
,چرخش چشم در آن فضا مرا به نقطهای خیره کرد، آن هم تجلی عکس شهید محسن حاجی حسنی کارگر و شهید محمد رضا عباسی در بهترین مکان مراسم بود؛ شهید حاجی حسنی کارگر یکی از شهدای حادثه منا و شهید عباسی یکی از شهدای مهاجر الی الله بود که در سفری با هدف ترویج قرآن خود را قربانی خواست پروردگار کرده بودند. این شهدا مهر پر افتخارترین قاریان بین المللی مشهد را به سینهشان زده بودند.
,جای خالی شهید حاجی حسنی کارگر و شهید عباسی آن قدر حس میشد که تا لحظهها چشم از تصویرشان برنداشتم؛ همین روزها بود، همین نمایشگاه بود، جای دوری نرویم، همین سال گذشته بود که این دو شهید در دهمین نمایشگاه بین المللی قرآن و عترت در مشهد حضور سبزی داشتند.
,نمیتوان از یاد برد تک تک لحظاتی که این دو شهید در برگزاری هرچه بهتر دهمین دوره نمایشگاه بین المللی قرآن و عترت چه زحماتی کشیدند و چه جوانهایی را با قرآن و اهل بیت(ع) مانوس تر کردند.
,لحظهای با خود آخرین نوشته شهید حاجی حسنی را، پیش از عزیمت به مکه مکرمه مرور کردم:
,“قرآن، من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساختهام که هر وقت در کوچهمان آوازت بلند میشود، همه از من میپرسند چه کسی مرده است؟ چه غفلت بزرگی که میپنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است…
,قرآن، از تو شرمندهام اگر تو را از یک نسخه عملی به افسانهای موزهنشین مبدل کردهام. یکی ذوق میکند که تو را بر روی برنج نوشته و یکی ذوق میکند که تو را بر روی فرش نوشته است. یکی ذوق میکند که تو را بر طلا نوشته و یکی ذوق میکند که تو را بر کوچکترین قطع ممکن منتشر کرده است…”
,“قرآن، از تو شرمندهام؛ حتی آنان که تو را میخوانند و تو را میشنوند، آنچنان به پایت مینشینند که خلایق به پای موسیقی هر روزه نشستهاند. اگر چند آیه از تورا بخوانند، مستمعین فریاد میزنند احسنت..! گویی مسابقه نفس است.
,قرآن، من شرمندهام اگر به یک فستیوال مبدل شدهای حفظ کردن تو با شماره صفحه، خواندن تو از آخر به اول یک معرفت است یا رکوردگیری؟ ای کاش آنان که تو را حفظ کردند، حفظ کنی تا اینچنین تو را اسباب مسابقات هوش ندانند.
,خوشابهحال هر کسی که دلش رحلی است برای تو؛ آنان که وقتی تو را میخوانند، چنان حظ میکنند که گویی قرآن همین حالا بر ایشان نازل شده است.
,آنچه ما با قرآن کردهایم، تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدهایم”.
,“اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام
,شهید حاجی حسنی و شهید عباسی عمر و جان خود را فدای ترویج قرآن و ولایت کردند و در نهایت در راه قرآن قربانی حق تعالی شدند.
,اگر این دو شهید حافظ قرآن در راه خدا قربانی شدند ولی راهشان پر رهرو است، راهشان را جوانان، زنان، مردان و کودکانی ادامه میدهند که برای شروع مراسم افتتاحیه نمایشگاه قرآن و عترت سر از پای نمیشناختند و این مراسم را جشنی عبادی برای خود تلقی میکردند.
,شهید حسنی کارگر و شهید عباسی اگر چه در میان ما نیستند ولی یادشان در تمام لحظاتی که این نمایشگاه ادامه به کار داشته باشد در اذهان خطور میکند و همگان با خود میگویند گویی صوت قرآن از حنجره ملکوتی حاجی حسنی کم است.
,این نمایشگاه هم تمام میشود ولی شهدای حافظ قرآن و عترت بدانید راهی که شما در آن گام نهادید پر رهرو خواهد بود، با شهادت شما هزاران حاجی حسنی کارگر و عباسی متولد شدند که برای حفظ قرآن واهل بیت(ع) جان خود را فدایی میکنند.
,بیتابی مردم قرآن دوست مشهد را زمانی دیدم که عدهای در کنار سکوهای ورودی نمایشگاه نشسته بودند تا غرفه داران افطارشان تمام شود و بتوانند به داخل نمایشگاه بیایند، عشق مردم مشهد به عترت را زمانی دیدم که خانوادهای ۲۰ نفره روزه خود را در پارکینگ نمایشگاه افطار میکردند تا در وقتی مقتضی از نمایشگاه بازدید کنند.
,یاد یاران سفر کرده به خیر.
,انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه