بازنمایی سیمای زن در هنرهای تصویری از ابتدا تا کنون
هنرهای تصویری در سرزمین ما دارای وسعت و قدمتی چشمگیرند اولین آثاری که تا کنون از سرزمین ما به دست آمده نقاشی های روی دیوار غارها هستند که به بیش از ده هزار سال پیش می رسد این گروه از هنرها آینه روشنی از ساختار اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی دوره های خودند و بسیاری ازاطلاعات مرهون چنین آثاری است .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنان خبر گزارش می دهد؛ پیش از پیدایش اولین خطوط ، که خود حاصل تغییرات تدریجی نقاشی های انسان بودند ، بهترین ابزار ثبت و انتقال مفاهیم و پیام های مورد نظر بشر نقاشی و حجاری بود. این گروه از هنرها در طول تاریخ ، ضمن برخورداری از جنبه های کاربردی و پیوستگی با زندگی روزانه ی انسان ، ابزاری مهم برای ثبت و بیان مفاهیم و اعتقادات بشر بوده اند . به طوری که بخش عمده ی اطلاعات ما درباره ی گذشته های دور ، تمدن ها و فرهنگ های شناخته شده ناشی از استنتاج ها و استنباط های ما از آثار هنری به جای مانده از این دوره هاست(زنگی ، 1387: 3) .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنان خبر, , گزارش می دهد؛ پیش از پیدایش اولین خطوط ، که خود حاصل تغییرات تدریجی نقاشی های انسان بودند ، بهترین ابزار ثبت و انتقال مفاهیم و پیام های مورد نظر بشر نقاشی و حجاری بود. این گروه از هنرها در طول تاریخ ، ضمن برخورداری از جنبه های کاربردی و پیوستگی با زندگی روزانه ی انسان ، ابزاری مهم برای ثبت و بیان مفاهیم و اعتقادات بشر بوده اند . به طوری که بخش عمده ی اطلاعات ما درباره ی گذشته های دور ، تمدن ها و فرهنگ های شناخته شده ناشی از استنتاج ها و استنباط های ما از آثار هنری به جای مانده از این دوره هاست(زنگی ، 1387: 3) .,
هنرهای تصویری در سرزمین ما دارای وسعت و قدمتی چشمگیرند . اولین آثاری که تا کنون از سرزمین ما به دست آمده نقاشی های روی دیوار غارها هستند که به بیش از ده هزار سال پیش می رسد . این گروه از هنرها آینه روشنی از ساختار اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی دوره های خودند و بسیاری ازاطلاعات مرهون چنین آثاری است .
زن به مثابه ی جزئی از اجتماع ، موضوعی است که در ادبیات وهنر همیشه از اهمیت خاصی برخوردار بوده است ودرهنر های ایرانی از جمله نقاشی و حجاری نیز به تصویر کشیده شده است. زنان در نگار گری ایرانی از زمانهای طولانی تا عصر حاضر چهره های متفاوتی را تجربه کردند و این امر بیش از هرچیز معلول حوادث سیاسی، اجتماعی است که در طول تاریخ به وقوع پیوسته است.
یکی از رویکردها ی اصلی در شناخت و بررسی جایگاه زن درجوامع نخستین، تعریف او به عنوان یک اسطوره است . برای مثال در ایران باستان نخستین پیکره های مستقلی که ساخته و یا به تصویر کشیده می شود نمونه ی کوچکی از زنان باردار و حیوانات است که نشان از دو اعتقاد بنیادین پرستش باروری و طبیعت دارد(بختیاری،1392: 59). از سوی دیگر یکی از ریشه دارترین اعتقادات مذهبی بشر در طول حیات خود بخصوص در دورانهای اولیه پرستش زن و الهه های مادر است. پرستشی که نه تنها در قلمرو طبیعت که در حیطه ی مسائل انسانی نیز دنبال می شود و به تدریج به سروری زنان و شکل گیری دوران مادرشاهی می انجامد(دادور ،1389: 114).
نقش اجتماعی زنان در دوره ی پیش از ورود آریایی ها در آثار و بقایای باقی مانده مشهود است در حدود ده هزار سال پیش در عصر شکارگری زنان در پیشرفت بشریت ، کشف آتش، کشاورزی و اهلی کردن حیوانات و... سهمی اساسی داشتند . چنانچه در بسیاری از نقوش کشف شده زنان دربسیاری از فعالیت های یادشده از جمله ریسندگی و کوزه گری مشاهده می شوند(بیانی،1374: 47).با ورودآریایی ها به ایران زنان کماکان به حیات سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی خود ادامه دادند و همپای مردان در گرداندن چرخه های اقتصادی ،کشاورزی و دامپروری به ایفای نقش پرداختند.
در دوره ی هخامنشیان زنان دارای جایگاه بالایی بودند آنها در این دوره موجوداتی مقدس دانسته می شوندکه لازمه ی حیات بشری هستند ، برای نمونه در اولین منشور حقوق بشر که توسط کوروش تدوین گردید می توان عدالت جنسیتی و توجه به مقام زن به عنوان تربیت کننده ی نسل آینده را مشاهده نمود .در این دوره زنان در معنای واقعی در هرمکان و زمانی با مردان در فعالیت های سیستم اجتماعی برابر بودند حتی در برخی از قوانین دینی می توانستند به مقام«زوت» بالاترین مقام دینی _ مذهبی جامعه هخامنشی برسند. روز زن وتجلیل از زن در این روز، یکی دیگر ازجلوه های جایگاه ویژه ی زنان در این عصراست. با این وجود در عصر هخامنشیان نیز شاهد تفاوت های جنسیتی هستیم چنانچه زنان بعد از تولد فرزند خود از مزایای و پاداش متعددی برخوردار بودند با این وجود این پاداش درهنگام به دنیا آمدن فرزندان ذکور 2برابر فرزندان دختر بود که نشان از خرسندی و اهمیت بیشتر فرزند پسر دارد(امید بخش، 1392: 13-1).
در عصر ساسانی نیز نهاد خانواده و بخصوص زنان به عنوان رکن اصلی این نهاددارای اهمیت زیادی بودند. علی رغم تمام احترامی که زنان در این برهه زمانی دارند گاه در فرهنگ آن زمان جایگاهی پایین تر از مردان می یابند . برای مثال در دوره ی ساسانی که نظام خانواده عمودی بود و مرد یا پدر در راس خانواده قرار داشت و زن یا مادر در مرتبه ی دوم جای می گرفتند. چنانچه درکتیبه ی کعبه ی زرتشت، شاپور اول، دومین پادشاه ساسانی ذکر می کند که برای نیک نامی و دوام خود و اعضای خانواده اش آتش مقدس را در تمامی نقاط مختلف افروخته است در این جا ابتدا نام خودش و سپس نام همسرش آذر ناهید و در ادامه نام پسر و دخترانش را ذکر می کند (گلشنی راد ،1390: 131-117).
با ورود اسلام به ایران و فرو پاشی حکومت ساسانیان تغییراتی در حوزه ی زنان و جایگاه آنها شکل گرفت. البته باید میان دوران اولیه ی اسلامی با دوران بعدی درباب جایگاه زنان تفاوت قائل شویم جایگاه زنان در در سالهای آغازین اسلام این دوره برخاسته از تعالیم اسلامی نیست . زنان دراین دوره پیکر نگارانی می شدند که یا درحرم سرا بودند و یا به خنیاگری و لهو مشغولند و مسلماً از صورتک های زنان پارسا و مومنه ی که همچون گنجی پنهان بودند خبری نیست؛ چنانچه زنان در دستگاههای خلافتی بیشتر جنبه ی سرگرمی و لهو ولعب داشته اند و به عنوان خنیاگر ، نوازنده و ایجادگر لهو و لعب به ایفای نقش می پرداختند.
با گذشت زمان و شکوفایی حکومت اسلامی در میان ملل و تمدنهای دیگر خواستگاه مردمی آن گسترش پیدا می کند و به این ترتیب تصویر زنان به عنوان نمادی از پاکی و قداست مطرح و زنان کمتر به عنوان ایجادگر لهو لعب عنوان شدند( قزوینی شاد، 1391: 74-59). بااین وجود بازهم به شخصیت و توانایی زنان توجهی نشد و تعریف زن درخانه و محیط خصوصی ادامه پیدا کرد.
چنانچه در ادوار سلجوقی و ایلخانی نقش و کارکرد جنسیتی زن جای خود را به کارکرد تربیتی می دهد و زنان بیشتر از هرچیز در تربیت فرزند ، خانه داری و همسر داری تعریف می شوند امری که مهمترین تفاوت این پیکرک ها با نمونه های مربوط به اعصار گذشته است(حسینی، 1392: 344-327). با توجه به نتایج پژوهش های صورت گرفته می توان این نکته را یاد آور شد و آن اینکه در طول تاریخ ایران متاسفانه هیچ گاه به شخصیت زن توجهی نشده است و بسیاری از توجهات شکل گرفته یا در جاذبه ی جنسیتی و یا در کارکرد زن درخانه دنبال شده است.
درعصر قاجاریه زنان اگرچه در جامعه مذهبی و خفته ی قاجاریه به طور عینی و جدی نمی توانستند در مناسبات اجتماعی حضور داشته باشند اما حضور زنان در فضای اندرونی خانه ها به خوبی در قلمدان ها به تصویر کشیده شده است. زنانی که دوشادوش مردان در کشت و کار و مزرعه فعالیت کرده و تمامی امور مربوط به خانه همچون پخت وپز، نگهداری از کودکان را به عهده داشته اند. تکرار این کلیشه و تعریف زن در خانه و اندرونی بیش از هرچیز برخاسته از عرف و فرهنگ جامعه ی قاجاری بود که خود نیز برخاسته از اندیشه های مزکر گزینی یشینیان است. تصویر دیگری که می توان در قلمدان های عصر قاجاری مشاهد کردتصاویری از زیبایی و جاذبه های جنسی زنان بود که به واسطه ی برخورد ایران با کشورهای غربی در عصر قاجاری طراحی شده است . (شایسته فر ،1391: 148-127). به این ترتیب ملاحظه می شود که زنان در عصر قاجاریه همچون عصر سلجوقیان و ایلخانیان یا در جاذبه های جنسی و یا در امورخانه و خانه داری تعریف می شوند؛ توصیفی که شاید اوج آن را بتوان در عصر پهلوی دنبال کرد.
تاثیر پذیری فرهنگ ایرانی از غرب درنگاه به مقوله ی زنان راشاید بیش ازهرچیز بتوان در فیلم ها و سریال های برجای مانده از آن دوران مشاهده کرد. در سینمای عصر پهلوی شاهد ایفای نقش های متعدد توسط زنان هستیم. چنانچه در اولین فیلم ناطق ایرانی «دختر لر» قهرمان و شخصیت اصلی داستان یک زن است. با این وجود نگاهی به شخصیت های زنان در فیلم های ارائه شده در این دوره گواه بر این نگاه جنسی به زن درجامعه پهلوی است .
از آغار فیلم نامه نویسی ، فیلم سازان بزرگترین توهین را به زنان ایرانی روا داشتند، زیرا تنها یک چهره از زن یعنی زنی منحرف در پرده ی سینما نقش بست . موجودی رقاص ، آوازه خوان و خود فروش که با آسانی فریب می خورد ، تصویر عجیب و غریبی بود که در این سالها پیرامون زن در سینمای ایرانی ارائه شد. این درحالی بود که زندگی و وضعیت زنان خانه دار ،پزشک ، کشاورز،وکیل ، نویسنده و... که هریک به نوعی درجامعه حضور فعال داشتند برای فیلم سازان و تهیه کنندگان جاذبه ای نداشت به این ترتیب بود که سینما ایران عصر پهلوی یکسره از زنان واقعی خارج بود.
تعریف زنان در یک محور جاذبه ی جنسی موجی از نارضایتی را درمیان زنان ایرانی شکل بخشید و منجر گردید تا آنها نیز در فرایند انقلاب و مقابله با رژیم شاه به جمع معترضین بپیوندند.
با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی( ره) آن بخش مبتذل سینمای ایران که مربوط به تصویر زنان بود از میان رفت و زنان در سینما از حالت شی بودن خارج شدند. علی رغم خارج شدن زنان ایرانی از شی گونگی قبل از انقلاب در بعد از انقلاب شاهد شکل گیری تفسیری از زنان و کارکرد آنها بودیم که به نظر می رسد از شخصیت و هویت زنان فاصله ی زیادی داشت . در بعد از انقلاب ،به دلیل تغییراتی که در شرایط فرهنگی جامعه رخ داد چهره ی زن از این حالت عروسکی و نمایشی خارج شد و ارزش و اعتبار بیشتری گرفت این تحول اگرچه لازم و ضروی بود ولی متاسفانه کافی نبود. اگرچه ماسک هفت رنگ هوس انگیز از چهره ی زن برداشته شد اما به ابعاد شخصیتی او پرداخته نشد به عبارتی با حذف زشتکاری، مسئله ی دیگری در فیلم های ایرانی شکل گرفت برای مثال دربسیاری از ملودرام ها رفتارهای سطحی زنان ناقص العقل دربرابر درایت مردان به تصویر کشیده شد. حسادت ها و رقابت های زنانه نیز بخش دیگری از مضامین غالب در این دوره بودکه به نمایش گذاشته شد. زن در سریال های تلویزیونی پس از انقلاب موجودی خانه دار است که به جای داشتن نقش فعال مشغول جارو کردن ، شستن ظرفها و سبزی پاک کردن است. اگرچه آشپزی و نظافت یکی از مسئولیت های زنان در خانواده است اما نمایش دائم این تصویر این توهم غلط را ایجاد می کند که زن جز آشپزی و جارو کشیدن قابلیت دیگری ندارد(درخشش،1382:58-52).
به این ترتیب در سریال های و فیلم های ایرانی از یک سو شاهد گسترش حضور زنان هستیم و از سوی دیگر شاهد تکرار بسیاری از قالب ها و کلیشه های جنسیتی هستیم که خود برآمده ازفرهنگ حاکم براین سرزمین است .نگاهی به فیلم ها و سریال های که در تلویزیون و سینمای ایران به نمایش گذاشته شده است در دهه ی اخیرمی تواند تاکیدی بر فرضیه ی فوق باشد.
تاییدی که بیش از هر چیز نیازمند اصلاح مجدد تصویر زنان در جامعه خواهد بود تصویری که بیش از از سوی رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) در مرکز توجهات بین المللی قرار گرفت و زمینه کسب هویت و کرامت انسانی زنان گردید .
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه