چمران نمودار انسانیت است؛
از نهایت عاشقی تا نهایت تعقل و منطق
وقتی گذشتن او را از همه آن راحتیها میبینم، وقتی تلاش او را برای مردم لبنان و بچههای مدرسه جبل آمل مینگرم و میبینم که شهید عماد مغنیه یکی از چندین شاگرد او بود و بسیاری از سرداران لبنان از شاگردان او هستند، با تمام وجود به او افتخار میکنم و به امام «ره» حق میدهم که تنهای تنها برای او دلتنگ شود و پیغام دلتنگی بفرستند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول، چمران که مینویسی دستی میآید و کلمات را هی میکند به سمت نور، به سمت روشنایی، به سمت بینهایت عشق…
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشان اول،,از ابتدا که با شهیدی به نام مصطفی چمران آشنا شدم هرگاه بیادش افتادم با هیچ کلمهای جز عشق نتوانستم همترازش کنم. او برای من از ابتدا معنای حقیقی عشق و بزرگی و جوانمردی بود. حس میکنم بینهایت بودن در ذات اوست. در نگاه من، او نماینده حقیقی امیرالمومنین (علیه السلام) در زمین است. با همان نگاه خاص به دنیا. دنیایی که حضرت امیر آن را سه طلاقه کرده است و چمران که از دنیایی پر از رفاه گذشته و به لبنان رفته است و هر انسان به ظاهر عاقلی را به تعجب واداشته است، در این رابطه میگوید:
,«از اینکه به لبنان آمدم و پنج یا شش سال با مشکلاتی سخت دست به گریبان بودهام، متأسف نیستم. از اینکه آمریکا را ترک گفتم، از اینکه دنیای لذات و راحت طلبی را پشت سر گذاشتم، از اینکه دنیای علم را فراموش کردم، از اینکه از همه زیبائیها و خاطره زن عزیز و فرزندان دلبندم گذشتهام، متأسف نیستم … از آن دنیای مادی و راحت طلبی گذشتم و به دنیای درد، محرومیت، رنج، شکست، اتهام، فقر و تنهایی قدم گذاشتم. با محرومیت همنشین شدم. با دردمندان و شکسته دلان هم آواز گشتم. از دنیای سرمایه داران و ستمگران گذشتم و به عالم محرومین و مظلومین وارد شدم. با تمام این احوال متأسف نیستم …»
,وقتی گذشتن او را از همه آن راحتیها میبینم، وقتی تلاش او را برای مردم لبنان و بچههای مدرسه جبل آمل مینگرم و میبینم که شهید عماد مغنیه یکی از چندین شاگرد او بود و بسیاری از سرداران لبنان از شاگردان او هستند، با تمام وجود به او افتخار میکنم و به امام «ره» حق میدهم که تنهای تنها برای او دلتنگ شود و پیغام دلتنگی بفرستند.
,چمران یک نمودار است. نمودار انسانیت. از نهایت عاشقی تا نهایت تعقل و منطق. وقتی به شخصیت او مینگرم میفهمم که چرا میگویند عقل و عشق تضادی ندارند. او در نهایت قله عقل و عشق ایستاد و مرگ را به بازی گرفت. او در برابر مرگ رقصید و مرگ در برابر دلدادگی و هنرنمایی او به زانو درآمد. او دل به امام موسی صدر داد و همراه او شد تا نشان دهد انسانیت تا کجا پیش میرود.
,چمران در همه ابعاد کامل بود. او نمیتوانست تک بعدی باشد. در عرفان، در عشق، در علم، و البته در جهاد، و خلاصه در هر آنچه از انسانی چون او انتظار میرود. خلاصه اینکه به چمران از هر طرف بنگری ما رأیت الا جمیلا.
,شاید به همین علت است که حضرت امام خامنهای در توصیف ایشان میفرماید:
,«شهید چمران، سالها در سنگر جهاد فی سبیل اللّه دل دشمنان خدا را لرزانیده بود. او با دل خداشناس و اراده خلل ناپذیرش، همیشه مشت آهنین خود را بر چهره دشمن نواخته بود و با این حال، او با روح لطیف و خلق ملکوتی و چشم خدابین، به ماورای محدودهها و تنگناهای مادی نظر دوخته بود. راه او، راه جهاد و تلاش برای حاکمیت اسلام و به زانو درآوردن کفر و استکبار جهانی، راه امام بزرگوار، راه نجات فلسطین و لبنان و راه نجات همه مستضعفان است».
,آری او از تمام خوشیها و راحتیهای آمریکا گذشت و زمانی که در لبنان به حضورش نیاز بود به آنجا رفت و وقتی در ایران جنگ شد به ایران آمد و این یعنی همان بصیرت و موقعیتشناسی.
,و اما امروز؛ دلیرمردانی از دیار ما پا جای پای او گذاشتهاند و با غیرتی حسینی به دفاع از حریم زینبی میپردازند و راه چمرانها را ادامه میدهند و نشان میدهند که اسلام جغرافیا نمیشناسند. امثال من که روزگاری است دم از شهدای هشت سال دفاع مقدس زدهایم، یادواره گرفتهایم تا یاد شهدا را زنده نگه داریم، به همسران شهدا دست مریزاد گفتهایم و به آنها غبطه خوردهایم؛ اکنون که پای عمل رسیده است پای عقل و دلمان میلنگد. وقتی به فیلمهای شهدای مدافع حرم مینگرم و داستان دلبستگیشان را میشنوم بغضی عجیب گلویم را میفشارد و هضمش برایم سخت میشود که چگونه میتوان تا این حد بزرگ شد و گذشت کرد، آنهم از عزیزترین فرد زندگیت.
,حتی فکر میکنم گذشت در زمان حاضر خیلی سختتر از زمان ۸ سال دفاع مقدس است. چون اولا آن زمان دشمن به آب و خاک خودمان تجاوز کرده بود و همه مردم با این موضوع انس داشتند و فضای کل کشور، حال و هوای جنگ داشت. اما امروز، در این زمان مردم همه شهرهای ما در آرامش و غافل از اوضاع سوریه زندگی میکنند. آنها هم که اندک دغدغهای دارند تنها در حد همان اخبار روزانه رسانهها نسبت به اوضاع سوریه واقفند و هرازگاهی از شهدای حرم نسیمی میوزد و فضا را معطر و دلها را غمگین میکند. فراتر از همه اینها زمزمههایی به گوش میرسد که اصلا برای چه ما به سوریه کمک کنیم؟ یا به قول معروف چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. غافل از اینکه در فرزندان این مرز و بوم در خاک سوریه از مرزهای سرزمین خودمان دفاع میکنند تا پای آن تکفیریهای از خدا بیخبر به خاک پاک ما نرسد.
,جوانان امروز ما سیاست بنی صدر را قبول ندارند که با حماقت اجازه دهند دشمن وارد خانهمان شود و بعد او را محاصره کنند. آنها کیلومترها آن طرفتر دشمن را زمینگیر کردهاند و از جان خود مایه گذاشتهاند. آنها حقیقتا مصداق این آیهاند: «ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَهَاجَرُوا۟ وَجَٰهَدُوا۟ فِى سَبِیلِ ٱللَّهِ بِأَمْوَٰلِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِندَ ٱللَّهِ ۚ وَأُو۟لَٰٓئِکَ هُمُ ٱلْفَآئِزُونَ» ّ
,و آنها فائزونند ان شاءالله.
,وقتی تمام این گویشها را کنار هم میگذارم بیاد جمله معروف حضرت امام میافتم که فرمودند: راه کربلا از قدس میگذرد.
,انصافا باید به همسران و مادران و پدران شهدای مدافع حرم تبریک گفت که کاری بزرگ کردهاند. آنها امامشان و نائب امامشان را یاری کردند و آخرتشان را آباد.
,در پایان نوشتهام را با یکی از مناجاتهای زیبای شهید بزرگوار «دکتر مصطفی چمران» به پایان میبرم و از خداوند منان میخواهم که ما را رهرو راستین ایشان قرار دهد و در میدان زندگی که مرد از نامرد ممیز میشود، ما را در صف رهروان حضرتش بپذیرد.
,«خدایا هنگامی که شیپور جنگ طنین انداز میشود، قلب من شکفته شده به هیجان در میآید زیرا جنگ مرد را از نامرد مشخص میکند، جنگ بهترین محک امتحان برای فدائیان از جان گذشته است، در جنگ همه شعارهای میان تهی، همه ادعاهای پوچ، همه خودنماییها و غرورها و خودخواهیها فرو میریزد. در جنگ مرد حق فرصت دارد که با حربه شهادت بر شیاطین کفر و ظلم بتازد، در جنگ حیات با شرف مبادله میشود، در جنگ مرد خدا میتواند با قربان کردن جان خود، ایمان خویش را به خدا و به هدف اثبات کند.»
,«والسلام علی من التبع الهدی»
,خدیجه سادات صفوی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه