چه کسانی «حاج قاسم» را سیاسی میخواهند؟
فضای سیاسی حاکم بر ایران با رفتار منطقهای نظام گره خورده است. موفقیت ایران در منطقه و دفاع تمام قد از جبهه مقاومت برای کسانی که روزی شعار «نه غزه نه لبنان» سر میدادند خیلی خوشایند نیست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس، اولین بار صادق زیباکلام تئوریسین اصلاحات بود که هنگام شمردن رقبای حسن روحانی برای انتخابات 96، نام قاسم سلیمانی را نیز کنار نام احمدی نژاد گذاشت. جدای از اینکه زیباکلام خیلی بیشتر از سایر دوستان اصلاح طلبش «حرف» میزند و خیلی بیشتر هم «رسانهای» است اما ایگونه فضاسازیهایش را باید جدی گرفت. او پیشتر هم در موضوع کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی برای انتخابات 92 و همچنین ریاست مجلس دهم با اظهاراتش مسیری را پیمود که با ضریب رسانهها به نتیجه دلخواه طیف بر هم پیچیده اعتدال و اصلاحات کمک کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس,حسام الدین آشنا مشاور فرهنگی رئیسجمهور نیز مدتی پس از زیباکلام به میدان آمد و در پاسخ و یا در تایید خطی که زیباکلام پیش گرفته بود، گفت: «نگذاریم حاج قاسم را چون محسن و باقر به کارزار کلید و گازانبر بکشانند!». او با این کار توانست ادعای کاندیداتوری را به قول رسانهایها روی خط نگه دارد. بعد از آن هم بارها و بارها افراد مختلف در اینباره اظهار نظر کردهاند.
,
اما چرا عدهای به دنبال سیاسی کردن شخصیت حاج قاسم سلیمانیاند و چرا زمانی که وی به بهترین نحو در حال پیشبرد اهداف منطقهای نظام است، حرف از اصولگرا بودن و کاندیداتوری او میزنند؟ اینجا چند نکته قابل توجه است:
1- سردار سلیمانی امروز نه تنها در ایران و جهان اسلام، که برای مستضعفین عالم به یک نماد تبدیل شده است. او که نه همچون ژنرالهای درجه چندم کشورهای دیگر سرتا پایش را مدال گرفته است و نه مثل آنها با اسکورت و خدم و حشم در جایی تردد میکند، امروز با همان سلفیهایی که با لباس خاکیاش در جبهه سوریه و عراق میاندازد، به عنوان مرد اول مبارزه با تروریست در جهان مطرح شده است. این «نماد» امروز متعلق به نظام است و برخی این را برنمیتابند. جناحی کردن حاج قاسم میتواند او را در رده سیاستمدارانی قرار دهد که مدام در این رسانه و آن رسانه مورد تفقد مخالفین خود قرار میگیرند. این فضا میتواند پایان یک اسطوره را رقم بزند.
,
2- فضای سیاسی حاکم بر ایران با رفتار منطقهای نظام گره خورده است. موفقیت ایران در منطقه و دفاع تمام قد از جبهه مقاومت برای کسانی که روزی شعار «نه غزه نه لبنان» سر میدادند خیلی خوشایند نیست. به خصوص که برای این عده مشکلات اقتصادی نیز به بهانهای برای عدم حمایت از مقاومت بدل شده است. به نظر میرسد برخی جریانات با سیاسی کردن و جناحی کردن اقدامات منطقهای ایران در طولانی مدت، برای فشار افکار عمومی بر روی نظام و نیروهای مسلح برنامه داشته باشند.
,3- سیاسی کردن قاسم سلیمانی را در فضای «پسا برجام» نیز میتوان تحلیل کرد. آمریکا که بنا به فرموده رهبر انقلاب در انجام تعهدات خود در برجام دبه کرده، امروز توانسته برخی از داخلیها را قانع کند که برای دستیابی به نتایج بهتر و حل مشکلات اقتصادی لازم است با ایران بر سر مسائل دیگر از جمله منطقه، موشکی، تروریسم ... گفتگو کند. مسالهای که به عنوان برجام 2 و 3 و 4 در فضای سیاسی کشور مطرح شده که البته با واکنش رهبر انقلاب نیز مواجه گشت. گفتگو بر سر مسائل منطقه از راهبردهای پسابرجامی است که اقتدار ایران در منطقه مهمترین عامل به ثمر نرسیدن آن است. اگر قاسم سلیمانی را بتوان جناحی کرد، آنوقت است که میتوان دلیل امتناع ایران از نشستن پای میز مذاکره در باب منطقه و ... را نیز جناحی دانست. آنوقت است که میتوان برای آن داستان سرایی ها کرد.
,شاید کسانی که دنبال سیاسی کردن قاسم سلیمانیاند این اهدافی که به آن اشاره شد را نداشته باشند اما این تلهای است که در بلند مدت متوجه کشور خواهد شد. البته این بر کسی پوشیده نیست که برخی قصد دارند ترمز مجاهد را با سیاست بکشند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه