مفهوم انسان شناسی (علم الإناسه)
مأموریّت اصلی علم انسانشناسی، این است که ما را قادر سازد خویشتن را از طریق درک فرهنگهای دیگر درک کنیم، پس علم انسانشناسی، یکپارچگیِ ساختار انسان را بیشتر درک میکند و به ما اجازه میدهد یکدیگر را بیشتر، درک و ارزیابی کنیم[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از ندای اصفهان، سید نبیل الحسنی از پژوهشگران معاصر کربلا و مدیر موسسه علوم نهج البلاغه عراق است که سالها با معاونت پژوهشی «عتبه حسینی» در کربلا همکاری داشته و حاصل این همکاری دهها کتاب است که بیشتر آنها را عتبه حسینی منتشر کرده است. نبیل الحسینی سفرهای مختلفی به ایران داشته و با مراکز پژوهشی دینی کشورمان در ارتباط است. متن زیر برگرفته از کتاب «الانثربولوجیا الثقافیه والاجتماعیه لمجتمع الکوفه عند الامام الحسین» به قلم این پژوهشگر است که ترجمه فصل اول آن در معرفی مفهوم «انسان شناسی» را با یکدیگر می خوانیم. در فصل های بعد نویسنده به انسان شناسی جامعه کوفه خواهد پرداخت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,شما می توانید متن اصلی این مقاله به زبان عربی را از اینجا دانلود کنید.
, اینجا,

, ۱٫ مقدمه
,از جمله تخصّصهایی که برگرفته از دانش جامعهشناسی است، علم «انترپولوژی»[۱] یا دانش انسانشناسی (مردمشناسی) است که مبتنی بر بررسی تمامی پدیدهها و آثاری است که جنبش و حرکت انسان و شیوۀ همزیستی او با سایر همنوعان خود و درک تمامی ابزارهایی را ترسیم میکند که گویای گونههای مختلف این همزیستی است.
, [۱],پس علم انسان شناسی، علمی فراگیر است که انسان و اعمال او را مورد بررسی قرار میدهد و بحثهای آن، پیرامون سرشت و طبیعت انسان به عنوان آفریدهای است که منسوب به جهان حیوانی است.
,و او تنها سازنده فرهنگ و پدیدآورنده آن و توانا به بیان هر چیزی است که در درون او جوَلان و حرکت دارد و میتواند آنها را با کلمات و سخنانی گفتاری و نمادین بیان کند و قادر به تفکّر مجرّد و زندگی کردن در چارچوب یک گروه است که افراد زیر مجموعۀ آن، با روابط اجتماعی، فرهنگی و روحی غیر ثابت، به علّت در ارتباط بودن با شرایط عینیِ متنوّع و پویایی که این گروه را احاطه کرده است، با یکدیگر مرتبط هستند.
,یا اینکه این روابط در زمان و مکان، با یکدیگر متفاوت هستند که به نوبه خود انعکاس دهنده آن روابط است و باعث میشود این روابط از لحاظ شکل و درونمایه، با یکدیگر متفاوت باشند.[۲]
, [۲],انترپولوژی، واژهای یونانی و مرکّب از دو واژه (authropos) به معنای انسان و (ipgia) به معنای دانش یا بررسی و شناخت است و این کلمه مرکّب، به معنای علم بررسی انسان میباشد.
,شاید در اینجا برای بسیاری این سؤال به ذهن متبادر شود که وجه تمایز این دانش از دانشهای دیگر چیست؛ چون علومی همچون روانشناسی، جامعهشناسی، تاریخ، زیستشناسی، جغرافیا، پزشکی و هندسه و دیگر علوم، همگی انسان را مورد توجّه میدهند، پس چه چیزی باعث تمایز این دانش از دانشهای دیگر میشود؟
,هنگامی که این علوم گوناگون را مدّ نظر قرار میدهیم، مشاهده میکنیم که به عنوان مثال دانش جامعه شناسی، به بررسی روابط اجتماعی انسانی توجّه دارد و مشکلات اجتماعی را مورد بررسی قرار میدهد و میکوشد در راستای ایجاد راه حلّی برای آن سهیم باشد.
,روانشناسی نیز، دانشی است که به بررسی رفتار انسان توجه دارد، همانگونه که علم تاریخ به بررسی تاریخ بشری میپردازد.
,اقتصاد به بررسی رفتار خاصّ انسان در عرصه مصرف و شناخت عرضه و تقاضا توجّه دارد و پزشکی میکوشد راه حلهایی برای افزایش سطح بهداشتی انسان بیابد و دیگر علوم تخصّصی دیگر نیز به همین منوال، پس تمامی این دانشها به بررسی انسان، توجه ویژهای را مبذول میدارند.
,ملاحظه میشود که این علوم، بررسی انسان را از جوانب گوناگون، مدّنظر قرار میدهند، اما این زوایا فراگیر و همه جانبه نیست، بدین معنا که این علوم به بررسی انسان در یک چارچوب علمی مشخص و بر اساس شالودههای روشمند و نظری مشخّصی که مبتنی بر آن هستند، اختصاص دارند.
,با وجودی که این دانشها به صورت مستقیم بر یکدیگر تکیه دارند و تحت چارچوبی با عنوان «علوم بینابینی»[۳] جای میگیرند، اما هر دانش و هر شاخه از معرفت، دارای اصول علمی و روشهای مشخّص برخاسته از درون خود آن علم است، همان مسألهای که باعث میشود اینگونه از شناخت، جنبهای از جنبههایی را مورد بررسی و توجه قرار دهد که به انسان، بهعنوان یک موجود ساده و بسیط، سود میرساند.
, [۳],اما علم انسانشناسی، دانشی است که بررسی انسان را از تمامی جوانب وجودی او؛ خواه فیزیکی، فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، روانشناسی و غیره، مدّ نظر قرار میدهد. پس علمی فراگیر است که به بررسی انسان از لحاظ اصالت، تحوّلات، رشد و نمو و ساختارهای اجتماعی، سیاسی، دیانت، زبان، هنرها و صنعتهای گوناگون میپردازد. انسانشناسی، علمی فراگیر است که مورد الهام قرار میگیرد و از همین خاستگاهِ فراگیر، شیوه و نظریه خود را در بررسی انسان ارائه میکند.
,این فراگیر بودن، ناشی از شاخههای گوناگون علم انسانشناسی است که پلی را میان علوم اجتماعی انسانی، طبیعی، پزشکی و دیگر علوم ایجاد میکند.[۴]
, [۴],از اینجاست که: «برخی از دانشمندان علم انسانشناسی، بر این باورند که مأموریّت اصلی علم انسانشناسی، این است که ما را قادر بسازد خویشتن را از طریق درک فرهنگهای دیگر درک کنیم، پس علم انسانشناسی، یکپارچگیِ ساختار انسان را بیشتر درک میکند و به ما اجازه میدهد یکدیگر را بیشتر، درک و ارزیابی کنیم».[۵]
, [۵],از این رو توجّه دانش انسانشناسی به این فرهنگها، بدین خاطر است که این فرهنگها یکی از راههایی است که ما را به شناخت انسان در جوامع گوناگون و شناخت روابط مشترک میان این جوامع رهنمون میسازد؛ چون هدف اصلی، شناخت این انسان است.
,از این روست که جامعهشناس انگلیسی، ماکس وبِر میگوید: «برای درک و شناخت یک جامعه، بایستی فهم ساکنان آن جامعه را بکار بگیریم». وی جامعهشناسی خود را «جامعهشناسی عملی» و مسأله مورد بررسی را «عامل اجتماعی» مینامد و میافزاید:
,«پژوهشگر گاهی نمیتواند مجرّد از عوامل باشد، اما مهمترین ابزار تجرّد و بیطرفی او این است که به این پرسشِ همیشگی و سمج پاسخ دهد که:
,چرا این مردم بدین شکل رفتار میکنند؟
,چون آنان یک پدیده را چه بسا با شرایط یکسان نشان میدهند که این مسأله، دارای معانی و درونمایههای گوناگونی است».[۶]
, [۶],ما نیز برگرفته از خاستگاه ماکس وبِر، همین سؤال را مطرح میسازیم: چرا مردمی که در روز عاشورا گرد هم آمدند، اینگونه عمل کردند؟
,آنان با وجود اختلاف قبایل و تبارهایشان، یک پدیده را نشان دادند، بدین معنا که علّت جمع شدن آنان، نزدیکی و پیوند خونی نبود، همانگونه که عامل این مسأله، دینی نیز نبود، و هر دو طرف درگیری، از دو آئین متفاوت نبودند، بلکه همگی مسلمان بودند و همگی بر کشتن فرزند دختر رسول خدا(ص) گرد هم آمدند، پس چرا بدین شکل (چه بسا با شرایط یکسان) رفتار کردند که همان فرمانبری از حکم یزید بن معاویه و جنگ بود؟
,این پرسش ما را به رجوع به دانش انسانشناسی وا میدارد تا این پدیده مختصّ به انسان کوفی در روز عاشورا و کارزار کربلا را مورد بررسی قرار دهیم.
,امّا رجوع به علم انسانشناسی- به تنهایی- برای درک انسان کوفی در صحنه کربلا کافی نیست، بایستی به وارث دانش پیامبر اعظم(ص) رجوع کنیم تا بتوان آن دستاوردهای انسانشناسی دعای حضرت امام حسین(ع) را مورد بررسی قرار داد، همان مسائلی که از طریق مسائل زیر، شناخت پیدا خواهیم کرد.
,۲٫ نظریههای انسانشناسان پیرامون پیدایش جوامع اسلامی
,شاید یکی از برجستهترین نظریات، نظریهای است که به «نظریه تقسیم» (شکاف) مشهور است که «ایوانز بر چارد»، در پژوهش خویش پیرامون جامعه نویر در جنوب سودان آن را پدید آورد و دستخوش تغییر قرار داد.
,قبیله نویر، قبیلهای بر کرانه رود نیل و بتپرست هستند، یعنی در کنار رود نیل- در جنوب سودان، جایگاه بسیاری از پژوهشهای انسانشناسی- زندگی میکنند که این جوامع قبیلهای، حداقل در نگرش برخی دانشمندانِ انسانشناسی، تجسّم تفکّر ساختار قبیلهای ناتوان از تشکیل جوامع غیر خویشاوندی هستند.
,ایوانز بر چارد، ساختار و ترکیب سیاسی- اجتماعی چنین جوامعی را، نمونه جامعهای میداند که پیوسته پس از رسیدن به مرحله خویشاوندی مشخّصی، خود را تقسیم میکند تا مجموعه فرهنگی- سیاسی مستقلّی شکل بگیرد. این جوامع، زندگی اجتماعی- سیاسی خود را با تأکید بر پیوند خویشاوندی و عدم پذیرش بیگانگان، بروز میدهد.[۷]
, [۷],این نظریه، نزدیکترین نظریه انسانشناسی به جامعه کوفه از لحاظ قبیلهای بودن است، امّا دیگر نظریهها از جمله نظریه اسقف، نظریه موزاییک، نظریه شیوه تولید آسیایی، نظریه سلطنتی، نظریه بازار[۸] و غیره،جایگاههای متنوّعی به خود گرفتهاند که برآیند ملاحظاتی است که متخصّصان، پیرامون جوامع گوناگون اسلامی از جمله حکومت عثمانی و جامعه عرب به عنوان یک واحد انسانی ریشهدار و یکپارچه به یک دین و فرهنگ شبه عمومی، تدوین نمودهاند.
, [۸],امّا در مورد جنبه فرهنگی، اجتماعی و روانی، بسیاری از تخصّصهای علم انسانشناسی وجود دارد که به بررسی فرهنگ مادی و معنوی که انسان از طریق رابطه خود با محیط پیرامون خود، مبتنی بر تأثیرپذیری و تأثیرگذاری میان آن دو در هر زمان و مکانی ایجاد میکند، میپردازد.
,تخصّصهایی که موضوعات بحث آن، پیرامون فرهنگ بشری است که انسان، پدید آورنده و ایجاد کننده آن است و در کشورهای جهان، دارای نامگذاریهای یکسانی است، اما در مضمون و درونمایه و شیوههای بحث و پژوهش، افزون بر تفاوت در شیوهها، با یکدیگر متفاوتند.
,از جمله این علوم انسانشناسی عبارتند از:
,۱- انسانشناسی اجتماعی
,۲- انسانشناسی فرهنگی
,۳- اتنوگرافی (مردمنگاری)
,۴- اتنولوژی (انسانشناسی)[۹]
, [۹],۵- انسانشناسی فیزیکی
,۶- ارکیولوژی (باستانشناسی)
,۷- انسانشناسی اجتماعی- فرهنگی.[۱۰]
, [۱۰],مسألهای که در این پژوهش مدّ نظر است، انسانشناسی اجتماعی ـ فرهنگی است، یعنی؛ نوع فرهنگی که جامعه کوفه آن روزگار، بدان متّصف بود و اینکه دستاوردهای این فرهنگ چه بود که آنان را به سرکشی و تمرّد برای کشتن زاده دختر رسول خدا(ص) واداشت و باعث گردید امام حسین(ع) آنان را به عذاب الهی نفرین کند؟
,چون این دانش «به توصیف و تحلیل رفتار انسانی در چارچوب فرهنگی که بدان منتسب است توجه دارد، همان شاخهای که به مقایسه میان جوامع و فرهنگ انسانی میپردازد و این شاخه، چارچوبهای تئوریک و روشمند زایش یافته از علوم اجتماعی را حفظ میکند. انسانشناسی اجتماعی- فرهنگی، نوعی شناخت گسترده و فراخ قلمداد میشود، تنها به یک دلیل ساده و آن، گنجاندن مفهوم فرهنگ در سایه آن است. پس فرهنگ، همانگونه که مشاهده خواهیم کرد، مفهوم بسیار گستردهای است که بسیاری از علوم در پرتو آن قرار میگیرند.
,از این رو بسیاری از تخصّصهای فرعی که دانشمندان انسانشناسی آن را به این دانش مرتبط ساختهاند، پدید آمد که آنها را در سایه انسانشناسی فرهنگی- اجتماعی جای دادهاند و مسألهای با عنوان انسانشناسی روانی- به حکم وابستگی و برآیندِ فرهنگ بودن- ظهور یافته است.
,نیز شاخههایی با نامهای انسانشناسی سیاسی با بهرهگیری از مفاهیم اختصاصی علم سیاست و تمرکز بر مفاهیم گوناگون فرهنگ و در خدمت به استعمار و انسانشناسی اقتصادی، انسانشناسی دینی و دیگر زیر شاخههایی مشابه ظهور یافته است که به حکم اینکه به بررسی فرهنگ بشری میپردازند، بهعنوان یک علم، انسانشناسی را به شاخههای دیگر معرفت مرتبط ساختهاند.
,همچنین زیرشاخهای با نام «انسانشناسی زبان شناختی» ظهور یافت که عرصه برجستهای در پژوهشهای انسانشناسی فرهنگی است، همان شاخهای که میکوشد رابط میان فرهنگ و زبان و ایجاد کننده روابط خاص فرهنگی میان آن دو باشد.
,شاید فزونیِ مجال پژوهشها و بررسیها در این زمینه، به انسانشناسی زبانشناختی، خاستگاه دیگری بخشیده که شاخهای نیمه مستقل را در پرتو انسانشناسی عمومی، برجسته میسازد.
,بسیاری از ادب شناسان عربیِ نوین، این شاخه را شاخه یا بخش چهارم انسانشناسی عمومی قلمداد میکنند که مفاهیم گوناگونی را از شاخههای مختلف ترکیب نموده که در جهت تلاش برای درک بهتر انسان، در راستای خدمت به انسانشناسی فرهنگی- اجتماعی است.[۱۱]
, [۱۱],۳. مفهوم فرهنگ در نگرشِ انسانشناسان
,تعریفهای گوناگونی از فرهنگ بر حسب علوم و شاخههای آن وجود دارد، و اگر به دانشمندان انسانشناسی رجوع کنیم، مشاهده میکنیم تعریفهایی به مانندِ دیگر علوم انسانی از فرهنگ ارائه میکنند.
,شاید یکی از مهمترین و برجستهترین تعریفهای ویژه فرهنگ، تعریف «ادوارد تایلور» باشد که مشخصاً فرهنگ را چنین تعریف میکند: «کلیّت مرکبی که شامل شناخت، باورها، هنر، اخلاق، قانون، عادتها،تواناییهاو عاداتی میشود که فرد بهعنوان عضوی از جامعه کسب میکند».
,پس فرهنگ، عبارت از مجموعهای از افکار مشترک و منظومهای از مفاهیم، قوانین و معانی است که آن را برپا میدارد و به شیوهای مشخّص، گروهی از افراد در داخل یک جامعه مشخص آن را بیان میکنند. لذا فرهنگ، کلیّت یکپارچهای از رفتارها، عادات، باورها و اقدامات انسانی در درون جامعه است.[۱۲]
, [۱۲],بر اساس این تعریفِ انسانشناسی از فرهنگ، جامعه کوفه که برای ستیز با زاده دختر پیامبر(ص) به صحنه پیکار روانه شد، دارای فرهنگ مشخصی بود که رفتارها، عادات، باورها و اقدامات درونی جامعه کوفه آن روزگار، بیانگر آن است.
,این رفتارها، عادات و باورها، برآیند مجموعهای از افکار مشترک و منظومهای از مفاهیمی است که در ذهن مردم انباشته شده بود تا اینکه در ضمن ساختار فکری واحدی، آنان را به این برآیند فاجعهآمیز و تراژدیک کشاند.
,(ادامه دارد…)
,پی نوشت
,[۱]-Anthropology
, [۱],[۲]– علم خصائص الشعوب، علی عبدالله الجباوی، ص۷٫
, [۲],[۳]– Interdisiplinary Approach
, [۳],[۴]– الثقافه و الصحّه و المرض، رؤیه جدیده فی الانثربولوجیا المعاصره، یعقوب یوسف الکندری، صص۲۵- ۲۶٫
, [۴],[۵]– الاسلام و الانثربولوجیا، احمد با قادر، ص۸۵٫
, [۵],[۶]– همان، ص۳۵٫
, [۶],[۷]– همان، ص۵۶٫
, [۷],[۸]– همان، ص۵۶٫
, [۸],[۹]– علم خصائص الشعوب، علی عبدالله الجباری، ص۹٫
, [۹],[۱۰]– الثقافه، الصحه و المرض، رؤیه جدیده فی الانثروبولوجیا المعاصره، یعقوب یوسف الکندری، ص۲۷٫
, [۱۰],[۱۱]– همان، صص ۲۷- ۲۸٫
, [۱۱],[۱۲]– همان، ص۲۹٫
, [۱۲],انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه