انسان از دیدگاه قرآن؛

گفتاری ناب از شهید علی اکبر اژه ای

گفتاری ناب از شهید علی اکبر اژه ای
[انسان اسلام] هرگز خود را تنها، پوچ و بی هدف، سرگردان و بی ارزش نمی یابد، بلکه خود را با ابدیت پیوند خورده می بینند، پیوند با بی نهایت، با کمال مطلق که هر لحظه به سوی او در حرکت است و حتی مردنش پایان راه نیست که آغاز حرکتی نوین است...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، شهید علی اکبر اژه ای در سال ۱۳۳۱ در خانواده ای روحانی در اصفهان به دنیا آمد. پدر او آیت الله علی محمد اژه ای از مجتهدین عالیقدر اصفهان بود. پس از سپری کردن تحصیلات دبیرستانی به تحصیل علوم دینی پرداخت و همزمان، با مشورت آیت الله گلپایگانی برای ادامه تحصیل به دانشگاه رفت و در رشته روانشناسی و فلسفه موفق به اخذ لیسانس گردید.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,

مبارزات سیاسی مذهبی را در سال ۴۴ با ورود به کانون تربیتی جهان اسلام که یک پایگاه فعال و مرکز سیاسی ـ مذهبی بود شروع کرد. با کمک دیگر برادران جزواتی پرمحتوا به نام «فرصت در غروب» را منتشر کرد و در راه روشنگری نسل جوان و دانشجو سختی ها و مشقات فراوانی را متحمل شد.

,

وی معتقد بود انقلاب زمانی می تواند تداوم داشته باشد که دارای تشکیلات منسجم باشد، با مطالعات سیاسی عمیقی که داشت به روشنگری و افشاگری چهره های ضد انقلابی و ضد اسلام از جمله گروههای منافقین و توده ای، لیبرالها، و ملی گراها پرداخت. در زمینه فعالیت های فرهنگی و سازندگی نسل جوان با حضور خود در مدارس این رسالت را بدوش کشید و شاگردان پاک باخته ای را تقدیم اسلام نمود.

,

از خصوصیات اخلاقی و معنوی شهید اینکه روحانی پرشور، پرتلاش و عاشق بود و سرانجام با عشقی که داشت در هفتم تیر ۶۰ به همراه شهید بهشتی در انفجار حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید.

,

متن زیر یکی از آثار ماندگار این متفکر شهید ۲۹ ساله است که در نشریه سمپاد (سازمان ملی پرورشی استعدادهای درخشان) منتشر شده است و اکنون برای اولین بار توسط پایگاه تحلیلی خبری ندای اصفهان در فضای مجازی منتشر می شود. تسلط شهید بر مباحث قرآنی و تطبیق آن با مسائل سیاسی روز ستودنی است.

,

کتاب شهید اژه ای

, کتاب شهید اژه ای,

انسان از دیدگاه قرآن

, انسان از دیدگاه قرآن,

مقدمه

, مقدمه,

همواره از جمله مسائل مهمی که برای انسان مطرح بوده است خود انسان به عنوان یک سوال حیاتی است: بزرگترین سوال عصر ما نیز خود انسان و بزرگترین مشکل زمان، ناشناخته بودن موجودی به نام انسان است. قبل از آنکه شناخت روشن و آگاهانه ای از انسان داشته باشیم، و قبل از آنکه تعریف منطقی انسان را در اختیار داشته باشیم، بزرگترین اشتباه آن است که درباره انسان ناشناخته، انسانی که ویژگی هایش روشن نگشته و بازشناسی نشده است، طرح و برنامه ای داشته باشیم. چگونه ممکن است که انسان بودن و انسان شدن هدف ما باشد، اما خود انسان برای ما ناشناخته باشد.

,

کلیه مکتب ها و فلاسفه ای که برای انسانِ ناشناخته، طرحی داده اند همه به بن بست رسیده اند؛ بنابراین اگر نفهمیم که انسان چگونه موجودی است و چگونه باید باشد، همه طرح ها و برنامه ها و فرمول ها و قانون ها، همه و همه عبث و پوچ خواهد بود. ساختمانی را می خواهیم بسازیم که اصولا نمی دانیم چگونه ساختمانی باید باشد و برای چه منظور است. هر طرح و برنامه ای که برای انسان ریخته می شود باید قبل از هر چیز روشن شود انسان چگونه موجودی است.

,

بنابراین، هر مکتب و ایدئولوژی باید قبل از هر چیز اعلام کند که انسان چیست؟ و چگونه انسانی را می خواهد بسازد؟ چون اصولا مکتب برای انسان است پس چگونه ممکن است در مورد خود انسان سکوت کند؟!

,

اینکه باید دید اسلام، به عنوان یک مکتب پویا و انسان ساز به انسان چگونه نگریسته و انسان را چگونه موجودی می داند؟ موجودی مادی همانند سایر موجودات؟ جانداری مانند دیگر جانداران؟ شیئی رها شده در طبیعت؟ موجودی بی پناه و بی طرح؟ موجودی بر اساس برنامه و حساب؟ موجودی جبری یا موجودی خودساخته و انتخابگر؟… کدامین موجود؟ اینجا است که ضرورت شناخت انسان از دید اسلام کاملا روشن می شود و این ضرورت وقتی حیاتی تر می گردد که دقت کنیم اصولا کدامین جهان بینی و کدامین ایدئولوژی می تواند و حق دارد در مورد انسان نظر درست و منطقی بدهد؟ وقتی جهان، سازنده و صاحب دارد طبیعتا پیدا است که بهتر از هر کس سازنده گیتی می تواند شناخت منطقی از انسان در اختیار او قرار دهد. وحی راه صحیح و غیر قابل تردیدی است که برای دریافت پاسخ صحیح این سوال حیاتی در اختیار انسان قرار داده، راه های دیگر هر یک چهره ای از سیمای انسان را به ما نشان می دهند و هر یک به گونه ای محدود به انسان می نگرند[۱] زیرا به اعتراف خود علم، انسان موجود ناشناخته است. به همین سبب به سراغ قرآن این پیام حیات بخش و این سروش جان بخش می رویم تا ببینیم در این زمینه چگونه سخن می گوید. کوشش ما در این مقاله فشرده بر آن است که خطوط نسبتا روشنی از سیمای انسان در قرآن را بیان کنیم باشد که انگیزه ای جهت کاوش و تحقیق ژرف تر و همه جانبه تر شود.

, [۱],

پیرامون انسان

, پیرامون انسان,

انسان موجودی دو بُعدی

, انسان موجودی دو بُعدی,

قرآن انسان را موجودی می داند که ترکیب شده از دو بعد است:

,

۱- بعد مادی

,

۲- بعد الهی

,

«…. اِنّی خالق بشراً مِن صَلصالٍ مِن حَمَاءٍ مَسئون * فاذا سَوَّیتَهُ وَ نَفَختَ فِیهِ مِن رُوحی فقعواله ساجدین» [۲]

, [۲],

(من آفریننده بشری از گل و لای کهنه و متغیر هستم * پس آنگاه که آن را معتدل بیارایم و در آن از روح خویش بدمم همه بر او سجده کنید.)

,

در این صورت انسان برخلاف سایر جانداران که یک بعدی هستند از دو بعد تشکیل شده است، البته هر بعد در نهاد خودش ابعاد و اجزاء فراوانی را دارا است و می بینیم قرآن یک بعد انسان را از ابتدائی ترین و پایین ترین مراحل مادی بیان می کند و بعد دیگرش را روح خدایی می داند. نه انسان را در شکل صد در صد مادی جبری می بیند، در عین حالی که کاملا بر واقعیت مادی او اعتراف می کند و نه انسان را در شکل صد در صد معنوی طرح می کند، بلکه انسان را موجودی می داند ترکیب شده از هر دو بعد، شکل گرفته از بعدی خاکی و مادی و بعدی معنوی و الهی، هم کشش های مادی و خصوصیات مادی را دارا است و هم کشش های معنوی.

,

بینش قرآن در مورد انسان از همین پایه شروع می شود، جهان بینی اسلامی بر اساس واقع بینی استوار است، واقعیت انسان را آن گونه که هست بیان می کند.

,

در طول تاریخ بشر، کاملا مشهود است که هر بار انسان فقط به نیمه ای از وجود و سرشت خود توجه کرده و بُعد دیگرش را تقریبا فراموش کرده است، حرکت تکاملی خود را در همه جوانب حفظ نکرده، به بعد خاص انسانی او که مایه امتیاز او بر آفریده های دیگر است آسیب وارد آمده است.

,

بررسی تمدن ها و فرهنگ ها می تواند برای هر پژوهشگری این نتیجه را به دست دهد که انسان نه می تواند به طور صد در صد بر پایه مادی خویش بایستد، چون جوشش های دیگری در وجود او نهفته است و نه بر پایه صد در صد غیرمادی که نتیجه اش دور شدن از قسمتی از واقعیات و گرفتار شدن به اوهام و خیالات در زمینه آنها است.

,

نکته دیگر اینکه اصولا تفسیر فرهنگ و تمدن بشر به طور علمی و همه جانبه هنگامی امکان پذیر است، که انسان را با همه ابعادش در نظر بگیریم. اگر انسان جانداری بود همانند سایر جانداران و در درون او کشش های دیگر وجود نمی داشت به هیچ وجه تمدن و فرهنگی برایش مطرح نمی گشت.

,

تمام فلسفه ها حتی همان ها که به ظاهر صددرصد مادی هستند همه مظاهر فرهنگی انسان و همه ابعاد تمدن ایشان بدون تردید زاییده ویژگی های درونی انسان است.

,

اشتباه نشود، نه این که بخواهیم تاثیر عوامل خارجی را انکار کنیم، عوامل گوناگون بدون تردید وجود دارند و نقش خود را بازی می کنند اما این عوامل چرا فقط در مورد انسان کارساز هستند. چرا انسان فرهنگ و تمدن برایش مطرح می شود، چرا جانوران دیگر لااقل تا آنجا که اطلاعاتمان اجازه می دهد دارای این گونه تجلیات در آن حد از تنوع و تکامل که در زندگی بشر می یابیم نیستند.

,

روشن است که زمینه درونی انسان و کشش های درونی انسان اگر مطرح نبود، این تحولات گوناگون به وجود نمی آمد، به همین سبب است که هر کس تعریفی از انسان می کند از قبیل حیوان ناطق، حیوان آزاد، حیوان هوشمند، حیوان ابزارساز، حیوان فرهنگی، حیوان اقتصادی، حیوان متافیزیکی و… یعنی در حقیقت انسان موجودی است برتر از سایر حیوانات و دارای خصوصیات معینی می باشد.

,

بینش قرآن این است که انسان موجودی است دو بعدی، بعدی مادی که همه خصوصیات گوناگون مادی را شامل می شود و بعدی الهی که همه ویژگی های انسانی را در بر می گیرد، و روی بعد مادی آن نیز اثر می گذارد و به آن شکل خاص می دهد، به همین سبب انسان موجودی است که در زیباترین و نیکوترین شکل آفریده شده است.

,

«لَقَد خَلَقنا الانسان فی اَحسن تَقویم» [۳]

, [۳],

انسان را در بهترین شکل آفریدیم

,

«… و صَّورکم فَاحسَنَ صُوَرَکٌم» [۴]

, [۴],

و شما را به زیباترین شکل صورت داد.

,

انسانی که ترکیبی در زیباترین شکل ممکن خود دارد و همین ترکیب ژرف و دقیق او را موجودی عظیم و شگرف ساخته است. چون در او میل متضاد که دائما با یکدیگر در جنگ و ستیز هستند آفریده شده یکی میل به سقوط مادی متناسب با آفرینش او از لجن[۵] و دیگر میل به صعود الهی متناسب با دمیدن روح الهی در او.

, [۵],

آری چون در او میل به سقوط و پایین رفتن نهفته است، این انسان در دید قرآن اگر به سقوط کشانیده شود در پست ترین شرایط سقوط، قرار خواهد گرفت و از آن ترکیب نیکو و عالی بهره ای نخواهد گرفت.

,

«ثُمَّ رَدَدناهُ اَسفَلَ سافلین» [۶]

, [۶],

(سپس او را به پایین ترین درجه برگرداندیم.)

,

اگر انسان بتواند از نیروهایی که خداوند در آفرینش او قرار داده حداکثر بهره برداری را بنماید و توجه اش به ترکیب دو بعدی خود باشد و از هر دو بعد به شکل طبیعی و هماهنگ استفاده کند، انسانی متعالی و ارزشمند خواهد شد.

,

زیربنای همه تعالیم اسلام توجه به دو بعدی بودن انسان است. انسان اسلام نه فقط مادی صرف است و نه فقط معنوی مطلق بلکه به هر دو بخش از وجود او توجه شده و هر دو قسمت از نیازهای او مطرح گردیده است، نیازهای مادی و نیازهای معنوی.

,

انسان خداجو

, انسان خداجو,

انسان که دردرونش کشش های مادی است از جهت دیگر در او روح خدایی دمیده شده، میل به بی نهایت و تعالی در وجودش نهفته است. گرایش طبیعی انسان به خداوند ناشی از همین میل است و از دید قرآن امری کاملا روشن است.

,

«فَاقِم وَجهک لِلدّین حنیفا فَطَرهَ الله الّتی فَطَر النّاسَ عَلَیها لَاتبدیل لِخَلق الله» [۷]

, [۷],

(پیامبر، رو به جانب آئین پاک آور که فطرت[۸] خدایی است که مردم را بر آن سرشت قرار داده و در آفرینش خدا تبدیلی نیست.)

, [۸],

در درون انسان گرایش به خدا نهفته است، و اگر این گرایش رهبری صحیح نشود به شکل های مختلف تجلی خواهد کرد. بت پرستی با انواع و اشکال مختلف آن، گرایش های به ارباب انواع و بالاخره شخصیت پرستی تا عصر حاضر حتی در به اصطلاح مادی ترین جوامع از لحاظ مکتب و مرام، همگی تجلیات ارضاء انحرافی این میل طبیعی انسان است.

,

به هر شکل انسان موجودی خداجو است و تکامل طبیعی او وقتی امکان پذیر است که این بعد اساسی که در سرشت او نهفته است فراموش نشود و به تعبیر دیگر تکامل یعنی حرکت به سوی بالاتر و در حقیقت، تکامل هماهنگ و همه جانبه انسان وقتی امکان پذیر است که در جایی توقف نکند بلکه همواره به سوی بی نهایت به سوی خدا در حرکت باشد.

,

استعدادهای گوناگون

, استعدادهای گوناگون,

«اِنا خَلَقنا الانسان مِن نُطفهٍ اَمشاج نَبتَلیه» [۹]

, [۹],

(انسان را از نطفه ای مخلوط و درهم آفریدیم تا او را بیازماییم.)

,

انسان دارای استعدادهای بس گوناگون و متفاوتی است. این استعدادها در دو جهت خیر و شر است:

,

«وَ نَفسٍ وَ ما سَوّایها * فَالهَمَها فُجورَها و تَقویها» [۱۰]

, [۱۰],

(قسم به نفس و آن که او را در حد اعتدال آفرید * پس به او خیر و شر را الهام کرد.)

,

انسان با گزینش هر یک از این دو جهت می تواند مسیر خود را روشن کند؛ به همین سبب قرآن در پی آنکه می فرماید: انسان را از نطفه ای مخلوط و ممزوج (از استعدادهای متفاوت) آفریدیم[۱۱] انگیزه قرار دادن این استعدادهای متفاوت را آزمایش انسان می داند.

, [۱۱],

«فَجَعَلنا سَمیعاً بصیراً * اِنّا هَدَیناهُ السَّبیل اِمّا شاکراٌ اِمّا کَفوراً» [۱۲]

, [۱۲],

(او را شنوای بینا قرار دادیم * ما راه را به او نمایاندیم یا سپاسگزار خواهد بود یا ناسپاس.)

,

پس به طور کلی انسان موجودی است که در او انواع تمایلات (خیر و شر) نهفته است، این تمایلات گوناگون و استعدادهای متفاوت برای بهره برداری از امکاناتی است که در برابر انسان قرار دارد و انسان می تواند با بهره گیری از این امکانات در یکی از دو جهت تکامل یا انحطاط گام بردارد.

,

قرآن امکاناتی را که در اختیار انسان قرار داده شده است آن قدر وسیع و گسترده می داند که شامل همه جهان می شود و به انسان قدرتی اعطا می کند که می تواند طبیعت و آنچه در او است به استخدام خود در آورد. به ندای قرآن گوش می دهیم و آهنگ دل نواز آن را در این زمینه می شنویم، آنجا که می فرماید:

,

«اَلَم تَرَؤا اَنَّ الله سَخَّر لَکُم ما فی السُّماواتِ و ما فِی الاَرض…»[۱۳]

, [۱۳],

آیا نمی نگرید که خداوند آنچه در آسمان ها و زمین است به تسخیر شما در آورد (رام شما کرد).

,

کدامین موجود می تواند از این استعدادهای گوناگون و امکانات بس وسیع بهره گیری کند؟ کدامین موجود می تواند در میدان گسترده ای که از ابتدائی ترین مراحل تکامل آغاز و به سوی بی نهایت کشیده می شود حرکت کند؟ کدامین موجود است که می تواند طرح و نقشه حرکت خویش را در این میدان گسترده و عظیم بریزد؟ آیا این موجود نباید در درون خود دارای خصوصیاتی باشد که به او امکان حرکت و فعالیت دهد؟ این خصوصیات کدام است؟ به سراغ قرآن می رویم تا ببینیم این پیام الهی در این زمینه به ما چه می گوید.

,

امکان آگاهی وسیع و همه جانبه

, امکان آگاهی وسیع و همه جانبه,

در آیه دوم سوره انسان (دهر) به دنبال آفرینش انسان به صورت آمیزه ای از کشش های گوناگون از آمادگی او برای آزمایشی که فرا راه او نهاده شده یاد می کند و می گوید:

,

«فَجَعلناهُ سَمیعاً بصیراً»

,

او را شنوا و بینا کردیم.

,

یعنی دو راه کسب آگاهی وسیع عینی به او دادیم، تا بشنود و ببیند و درباره شنیده ها و دیده ها تحلیل گرانه بیندیشد. به راهنمایی الهی که در دو شکل راهنمایی تکوینی (حس و عقل) و تشریعی (وحی) صورت گرفته ارج نهد و از همه این امکانات وسیع آگاهی برای راهیابی بهره گیرد.

,

آیات قرآن در زمینه این استعداد فراوان است از جمله به آیه دیگری توجه کنید:

,

«وَالله اَخرَجَکُم مِن بُطون اُمَّهاتکُم لا تعلَمونَ شیئا و جَعَلَ لَکُم السَّمَعَ و الابصار و الأفئده لَعَلَکُم تَشکُرون» [۱۴]

, [۱۴],

خدا شما را در حالی که چیزی نمی دانستید از شکم های مادرانتان بیرون آورد و برای شما گوش و چشم و قلب قرار داد. باشد که سپاسگزار باشید.

,

در این آیه نیز از ابزار مهم آگاهی و شناخت و راهیابی (چشم و گوش و دل) یاد شده است[۱۵].

, [۱۵],

در داستان آفرینش آدم از این آگاهی وسیع به صورت دیگر یاد شده است:

,

«وَ عَلَّمَ آدَم الأسماءُ کُلَّها ثُمّ عَرضَهُم عَلی الملئکه، فقالَ اَنبئونی باَسماء هولاء اِن کُنتُم صادِقین * قالوا سُبحانَکَ لا عِلمَ لَنا اِلا ما عَلمتَنا اِنکَ العَلیم الحکیم * قالَ یا آدَم اَنبِئهم بِاَسمائِهِم فَلَما اَنباءهم بِاَسمائهِم قالَ لَکُم اِنّی اَعلَم غَیبَ السّموات و الارض…» [۱۶]

, [۱۶],

و (خداوند) همه اسماء را به آدم تعلیم داد، آنگاه به ملائکه عرضه کرده، گفت: اگر شما در ادعای خود صادقید اسماء را بیان کنید. فرشتگان گفتند: ای خدای پاک و منزه ما نمی دانیم جز آنچه تو خود به ما تعلیم دادی، توئی دانای کاردان. خداوند فرمود ای آدم اسماء را برای ملائکه بیان کن، پس هنگامی که اسماء را برای آنان بیان کرد، خداوند فرمود ای فرشتگان اکنون دانستید که من بر غیبت آسمان ها و زمین داناترم.

,

در ای آیات به خوبی مشاهده می شود که سخن از علم و آگاهی است. سخن از امتیاز انسان است که حتی او را آنقدر بالا می برد که می تواند از ملائکه نیز پیشتر برود و آموزگار آن ها گردد.

,

یکی از جنبه های ارزش عالی انسان در این است که قدرت وسیع برای آگاه شدن دارد و می تواند حقایق جهان را کشف کند، اگر امکان کشف و شناخت حقایق و قوانین عالم به تعبیر دیگر امکان امکان شناخت برای انسان نبود، او همانند سایر جانداران در مرز مشخص و معینی می ایستاد و بر اساس غرایز خود حرکت می کرد، اما انسان دارای این نیرو است که می تواند آگاه شود.

,

اگر قدرت آگاهی و شناخت نداشت چگونه می توانست از امکانات بس گسترده ای که در اطراف او هست بهره گیری کند[۱۷]. همین کشش درونی انسان به آگاه شدن است که یک پایه اساسی تمدن و فرهنگ بشر را تشکیل می دهد. خلاقیت شگرف انسان که در همه ابعاد تجلی کرده است بدون داشتن این قدرت معنی و مفهومی نخواهد داشت. تسلطی که انسان روز به روز بر طبیعت پیدا کرده و نفوذ خویش را روز به روز بیشتر می کند بدون قدرت آگاهی او امکان پذیر نبود.

, [۱۷],

انسان موجودی خودآگاه

, انسان موجودی خودآگاه,

آگاهی انسان نه تنها به جهان خارج از خود انسان است بلکه این امکان و امتیاز بزرگ را دارد که می تواند به خود نیز آگاه شود، خود آگاهی از جمله ویژگی های انسان است.

,

«فَلا اُقسِمُ بالنّفس اللّوامه» [۱۸]

, [۱۸],

اصولا انسان وقتی کارهایش ارزش پیدا می کند که بر اساس خودآگاهی باشد یعنی از روی شناخت که این شناخت هم شامل پدیده های خارجی است و هم آگاهی به انگیزه ای که انسان را به کاری کشانده است والا برخی از اعمال انسان را حیوانات هم می توانند انجام دهند[۱۹] (با تمرین و تکرار بر اساس پاداش یا تنبیه) اما انسان اگر قرار باشد به صورت مکانیکی عملی را انجام دهد که این عمل بر اساس خودآگاهی نباشد، طبعا ارزش انسانی نخواهد داشت.

, [۱۹],

تمدن فعلی، انسان ها را در مسیر جبری و ناخودآگاه به حرکت در آورده است. از آنها اشیایی ساخته که اتوماتیک حرکت می کنند، حتی اتوماتیک فلسفه ای را بر می گزینند و فاجعه عصر ما نابودی حرکت خود آگاهانه انسان است[۲۰]. و عصیان نسل عصر ما، علیه این پدیده است که او را نیز نیروی مخوف جبر اجتماعی و اقتصادی می فشرد و خودآگاهی را از او گرفته و راهش را از پیش تعیین کرده است[۲۱] زیرا انسان که امکان خود آگاهی دارد و در درون او جوششی به سوی بازگشت به انسانیت خویش، به سوی تکامل، به سوی آگاه شدن، بیدار شدن و حرکت خود آگاهانه انجام دادن است، اگر به سوی سقوط کشانده شود، اگر خودآگاهی او سلب گردد، عصیان می کند، خویشتن را ملامت می نماید.

, [۲۰], [۲۱],

بی جا نیست که قرآن به این زمینه خودآگاه شدن و به حساب خود رسیدن در انسان قسم می خورد زیرا پایه ای بزرگ در جهت تکامل انسان است و همین زمینه درونی است[۲۲] که اندیشمندان راستین[۲۳] جهان را به بیداری کشانده و فریاد می زنند که بشر باید به خود بازگردد و شخصیت خویش را باز یابد و تکیه قرآن بر این زمینه تکیه ای بس قابل توجه است.

, [۲۲], [۲۳],

انسان موجودی با اراده و انتخابگر

, انسان موجودی با اراده و انتخابگر,

بهره گیری از امکانات وسیع که در برابر انسان است و شکفته شدن استعدادهای گوناگون انسان به پایه ای دیگر نیازمند است که اگر آن پایه مطرح نباشد نمی تواند از میدان وسیع طبیعت و استعدادهای شگرفی که در درون دارد استفاده کند. این پایه همان آزادی و اختیار انسان است.

,

انسان نه تنها موجود اندیشمند و خودآگاه است و ظرفیت علمی اش تا آنجا که اطلاع داریم از همه موجودات جهان برتر است امتیاز دیگری که دارد قدرت آزادی و انتخابگری او است.

,

«وَ اَن لَیسَ لِلانسان اِلّا ما سعی» [۲۴]

, [۲۴],

برای انسان چیزی جز تلاش و کوشش خود او نیست.

,

«اِنّا هَدیناه السَّبیل اِمّا شاکراً و اِمّا کفورا»[۲۵]

, [۲۵],

ما راه را به او نشان دادیم یا سپاسگزار خواهد بود یا ناسپاس

,

«اَلذی خَلَق المَوتَ و الحَیاهِ لِیَبلوَکم اَیّکم اَحسَنُ عملاً»[۲۶]

, [۲۶],

(کسی که مرگ و زندگی را آفرید تا بیازماید کدام یک نیکو کردارتر هستند.)

,

در داستان خلقت انسان پس از آنکه قدرت تفکر او را مطرح می کند از این استعداد انسان به صورت دیگری سخن به میان می آورد:

,

«و قُلنا یا آدم اُسکُن اَنتَ و زَوجک الجنّه و کُلامِنها رَغَداً حیثُ شِئتُما و لاتقربا هِذِه الشّجرهَ فتکونا من الضالمین»[۲۷]

, [۲۷],

(و گفتیم ای آدم تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و در آنجا از هر نعمت که خواستید، بی هیچ زحمت برخوردار شوید ولی به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود.)

,

می بینیم که قرآن به شکل زیبایی امکان انتخاب و اراده را که در وجود انسان نهفته بود به او گوشزد می کند و یادآوری می کند که موجودی هستی که می توانی تصمیم بگیری.

,

برای تجلی این نیروی عظیم که در وجود انسان نهفته بود صحنه ای به وجود می آید و خدا به آدم و همسرش فرمان می دهد که به درخت نزدیک نشوید، اگر شدید ستم کرده اید.

,

اینجا سخن از فرمان و امر است، اما می بینیم آدم نزدیک می شود و فریب شیطان را می خورد.

,

«فَازّلَهما الشّیطان»[۲۸] شیطان هر دو را لغزاند؛ مگر فرمان خدا نبود؟ اگر آدم دارای نیروی خاصی نباشد، اگر آدم همانند سایر موجودات حرکتش جبری نباشد، معنی ندارد سرپیچی کند، سرپیچی و عصیان آدم خود به خود نشان می دهد که او دارای خصوصیتی است که می تواند در برابر امر و نهی قرار گیرد و مسئولیت این امر و نهی را بر عهده بگیرد. این خصوصیت همان اختیار انسان است، اگر همانند سایر موجودات بود، کوچکترین تخلفی از او امکان نداشت. در راه همین انتخاب است که انسان به تلاش های خیره کننده برای آزمایش آگاهی و قدرت خویش دست می زند، بنابراین انسان موجودی است که می تواند تصمیم بگیرد. او دیگر در مدار غرایز محصور و مجبور نیست. او شیء نیست که مجبور قوانین ماده باشد بلکه او موجودی است که می تواند به عنوان یک عامل در مجموعه عوامل دخالت کند.

, [۲۸],

همین دو نیروی عظیم[۲۹] است که او را برتر از همه جهان و مسجود فرشتگان می کند و به او امکان می دهد که جهان را به استخدام خود در آورد. زندگی اش بر اساس حرکات صددرصد جبری نباشد، انسان که نیمه ای از آن مادی و نیمه دیگرش به سوی تعالی و بی نهایت است در درونش امکان انتخابگری نهفته است.

, [۲۹],

فلسفه های جبری که انسان را در حصارهای گوناگون جبر گرفتار می کند عملا این قدرت عظیم و شگرف انسان را فراموش کرده اند.

,

آری انسان نه صددرصد موجودی حیوان گونه است آن گونه که بیولوژیسم می گوید و نه صددرصد ساخته و پرداخته تاریخ آن گونه که هیستوریسم می گوید و نه مقهور جبری جامعه که سوسیولوژیسم بیان می کند و نه همانند سایر موجودات طبیعی است چنان که ناتورالیسم بیان می کند و بالاخره نه مقهور و مجبور جبر مادی آن گونه که در تحلیل نهایی ماتریالیسم بیان می کند و حتی نه مجبور الهی که به حذف اراده انسان منتهی می شود، آن گونه که قدریون الهی می گویند[۳۰]. بلکه موجودی است در عین حال که همه عوامل گوناگون بیولوژیکی، طبیعی، تاریخی، اجتماعی در او تاثیر می گذارد اما می تواند به عنوان یک عامل در میان همه عوامل وارد شود و با قدرت اندیشه و تفکر خود از میدان جبری که اطرافش را محکم فرا گرفته است خارج شود. طبیعت را به استخدام خود در آورد و به شکل دلخواه خود از آن بهره گیری کند، تاریخ و جامعه را در جهتی که انتخاب او است به حرکت در آورد. اما این تلاش به سادگی انجام نمی پذیرد، با عبور از هزاران مانع و مشکل امکان پذیر می شود، بشر به سادگی نتوانست بر محیط طبیعی اطراف خویش مسلط شود و از گزند عوامل طبیعی رهانیده گردد. قرن ها گذشت تا توانست با اختراعات و اکتشافات خود، روز به روز ابزاری نوتر و کامل تر جهت به استخدام در آوردن طبیعت بیافریند این امر در سایر ابعاد هم مطرح است، خروج از جاذبه جبری نیازمند به کاوش و تحقیق و مطالعه و بررسی و حرکت است.

, [۳۰],

در این صورت انسان با قدرت اختیار و انتخابگری و قدرت شناخت و تفکری که دارد می تواند از همه استعدادها و امکانات فراوانی که در برابر او است بهره مند گردد و با حذف این دو امتیاز، انسان در ردیف سایر جانداران قرار می گیرد و دیگر فرهنگ و تمدن و ترقی و تعالی و تکامل برایش معنی و مفهومی نخواهد داشت.

,

انسان امانت دار خدا و مسئول

, انسان امانت دار خدا و مسئول,

توانایی انسان در جهت آگاه شدن در میدانی بس وسیع و نیز میدان عمل بس گسترده ای که به انسان داده شده، می تواند همه جهان را رام خویش گرداند و این امکان را دارد که راه و جهت خویش را به دلخواه خود انتخاب کند. امانتی بس عظیم و بزرگ است که تنها در خور انسان بود و تنها او بود که توانست این امانت بزرگ را بپذیرد.

,

«اِنّا عَرَضنا الاَمانهَ عَلی السَمواتِ و الارضِ و الجِبال فَأَبَینَ اَن یَحسِلنَها و أَشفَقنَ مِنها وَ حَملها الانسان»[۳۱]

, [۳۱],

(ما آن امانت را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کردیم، اما همه از آن بیمناک شدند و از بردن آن سر بر نتافتند، ولی انسان، بودنش را بر عهده گرفت.)

,

آری انسان امانت دار خدا می شود آگاه و هوشمند و آزاد و انتخابگر دارای امکانات وسیع و گسترده ای می گردد در نتیجه انسان مسئول اعمال و رفتار خویش می گردد مسئولیتی وسیع و گسترده و عمیق[۳۲].

, [۳۲],

عبور از لابلای اضداد

, عبور از لابلای اضداد,

مسئولیتی که انسان دارا است، مسئولیت سنگین و بزرگی است، مسئولیتی است که باید از لابلای مشکلات فراوان با تلاش و کوشش پی گیر عبور کند.

,

«قُلنا اِهبطُوا مِنها جَمیعاً بَعضکُم لِبعضٍ عَدوُّولَکُم مُستقرَّ و مَتاعٌ اِلی حِین» [۳۳]

, [۳۳],

(و گفتیم فرود آیند (از بهشت آماده خوری) برخی از شما با برخی دیگر دشمن هستید و تا زمان مشخصی زمین جایگاه شماست.)

,

تضادهای گوناگونی که در دل زندگی جمعی مطرح است که این تضادها ریشه در درون خود انسان ها هم دارد، تمایلات گوناگون و متضادی که در او نهفته و او را به طرف خود می کشاند.

,

«… اِنَّ النَّفس لَأمارهٌ بالسوء»[۳۴]

, [۳۴],

و باز در خارج نیروی مزاحم و قطب نیرومندی به نام شیطان قرار دارد[۳۵].

, [۳۵],

«… اِنَّ الشّیطانَ لَکُما عَدَوُّ مبین»[۳۶]

, [۳۶],

(خطاب به آدم و همسرش) شیطان برای شما دشمن آشکاری است که دائما انسان را به سوی سقوط می کشاند.

,

اما امکان انتخاب راه بر دوش خود او است که می تواند جهت خویش را برگزیند؛ اگر راه تکامل و ترقی و پیشرفت و تعالی را پیش گرفت طبعا روز به روز در مسیر آن حرکت خواهد کرد[۳۷].

, [۳۷],

قرآن بلافاصله در همین جا انتخاب ایدئولوژی را مطرح می کند:

,

«فَاِمّا یَاتِینّکم مِنّی هدیً فَمَن تَبِعَ هُدیَ فَلا خوفً عَلَیهِم و لا هم یَحزنون»[۳۸]

, [۳۸],

(آنگاه که از جانب من راهنمایی برای شما آید پس هر آن کس پیروی او کند بیم و اندوهی بر او نیست.)

,

اما اگر راه انحطاط را پیش گرفت و از این امانت الهی حداکثر بهره برداری را ننمود بلکه در جهت سقوط از آن استفاده کرد، طبعا پیدا است که چه نتیجه ای به دست خواهد آورد.

,

«وَ الذّین کَفروا و کذّبوا بآیاتنا اولئک اَصحاب النّار هم فیها خالدون»[۳۹]

, [۳۹],

کسانی که حقایق را انکار کردند (کافر شدند) و دروغ به آیات خدا بستند آنان اصحاب آتشی ابدی خواهند بود.

,

طبیعی است این انسان قطعا زیان کار خواهد بود، زیانی بس عظیم که از آن امانت پرشکوه و از آن قدرت تفکر و اختیار که در نهادش نهفته بود در راه سقوط و پستی استفاده کرده و در نتیجه تعالی و عظمت را از دست داده است.

,

«اِنّ الانسان لفی خُسر الا الذین آمنوا و عَمِلوا الصالحات»[۴۰]

, [۴۰],

انسان زیان کار است مگر کسانی که ایمان آورده و عمل شایسته ای انجام می دهند.

,

اگر تمدن فعلی نتیجه اش سقوط همه ارزش های متعالی است بدین سبب است که انسان را خود آگاه یا ناخود آگاه صرفا به سوی خواسته های مبتذل مادی او می کشاند. انسانی که در او پرتوی از نیروی خدایی دمیده شده است را در جهانی مادی، خشک و بی روح، گنگ و پوچ مبهم و عبث، بیهوده و بی ثمر، بی شکل و بی هدف و بی برنامه قرارش می دهد و می بینیم محصولش چگونه است.

,

از دید قرآن (اسلام) انسان وقتی ارجمند می شود که از امانت بزرگ الهی که امکان انتخاب راه دلخواه است حداکثر بهره برداری را بنماید[۴۱]. رشد و تکامل او وقتی امکان پذیر است که از این امکان به شکلی نیکو بهره برداری کند، او که در وجودش میل به تعالی و صعود نهفته است نباید راهی را برگزیند که او را به سقوط بکشاند، راهی که او را در دام هوس ها و تمایلات حیوانی افکند، راهی که او را در مسیر جبری زمان همانند پر کاهی قرار دهد، از او کالایی سازد برای مصرف دیگران، وسیله ای برای هدف های شیطانی دیگران، ارزش انسانی او را تا پایین ترین حد ممکن یعنی ابزار هواها و تمایلات پلید دیگران شدن پایین آورد.

, [۴۱],

آری بدترین فاجعه قرن ما همین فاجعه است. انسان عصر ما تحقیر شده و آشکارا انسانیتش را از دست داده است. فلسفه های جبری مادی نیز بیش از هر چیز زمینه را برای مسخ انسان فراهم آورده اند، او را محکوم و مجبور ساختند و خلاقیت و آگاهی او را در شکل های گوناگون انکار کردند.

,

ولی همان امانت خدایی بار دیگر کار خودش را کرده، انسان عصر ما را بیدار نموده تا یوغ بردگی ماشینیسم را از گردن خود بردارد و در حالتی است که به جستجوی مکتبی که او را از حقارت و پستی ماتریالیسم و ماشینیسم برهاند برخاسته مکتبی که زبون و درمانده اش نکند و انسانیتش را به او بازگرداند[۴۲].

, [۴۲],

از دید اسلام تنها راه رشد و رهایی اش از همه این بندها، آزاد شدن از بند خودپرستی و گرایش به سوی خداپرستی است. انسانی که فقط به فکر خویش است (خوردن، خوابیدن، پوشیدن و غیره) نمی تواند انسان آزاد باشد زیرا او قبل از هر چیز اسیر تمایلات مادی خویش است و همین در بند تمایلات بودن است که زمینه ای می شود که شیطان گرایان او را بنده خویش کنند. وقتی امکانات کامجویی و هوسرانی برایش فراهم شد وقتی فقط به فکر جاه و نام و نان باشد معلوم است چه می شود. اما اگر خدا دوست شد، خدا برتر از هر موجود دیگری برایش مطرح بود، در مسیر رشد واقعی قرار خواهد گرفت، از همه استعدادها و نیروهای درونی خود در حد اعتدال بهره مند خواهد شد. بهره مندی اش در حدی است که او را اسیر نکرده، امکان اراده و انتخابگری تلاش در راه رشد انسانی را از او سلب نکند. چنین فردی هرجا لازم باشد از تمایلات خویش در می گذرد تا خشنودی خدا که رشد و تکاملش در او نهفته است را به دست آورد زیرا که رضا و خشنودی خدا از هر خواسته دیگر خواستنی تر است.

,

«زُیّن لِلناس حُبّ الشَهَوات مِن النساء و البَنین و القَناطیر المُقَنطره مِن الذّهب و الفضه و الخیل و المسومه و الانعام و الحرث ذلک مَتاع الحَیوه الدّنیا و الله عِندَه حُسن المآب * قُل أَأونّبکم بخیرٍ مِن ذلکم لِلذین اتقوا عِند رَبّهم جَنّاتُ تجری مِن تَحتها النهار خالِدین فیها و ازواجٌ مطهره و رضوان من الله و الله بصیرٌ بالعباد»[۴۳]

, [۴۳],

(در نظر انسان ها دوست داشتن و دل بستن به چیزهای دوست داشتنی از قبیل زن، فرزند، همیان های پر زر و سیم، اسب های نشاندار، چارپایان و کشتزارها آراسته جلوه می کند. البته بهره انسان در این زندگی دنیا همین ها است (زندگی مادی) ولی فرجام نیکو نزد خدا است، بگو به شما بگویم که بهتر از اینها چیست. برای کسانی که بر راه پاکی و تقوا در آیند، در نزد خدایشان بهشت هایی است که در زیر درختانش جویبارها روان است، جاودانه در آنها به سر می برند با همسرانی پاک و پاکیزه، و خشنودی خدا، خدا نسبت به حال بندگان خود بینا است.)

,

آری انسان اسلام به حکم فطرت همه این خواسته ها را دوست می دارد چه در دنیا و چه در آخرت ولی آنچه محور همه خواسته هایش را تشکیل می دهد خشنودی خدا است[۴۴]. این انسان که از بند تمایلات خویش خارج شده و به خدا پیوسته است خدا را بیشتر از همه دوست می دارد.

, [۴۴],

«وَ مِن النّاسِ مَن یَتّخذ مِن دُون الله انداداً یُحبّونهم کَحُبِّ الله و الذین آمنوا اَشّدُ حُباً للهِ»[۴۵]

, [۴۵],

(عده ای از مردم در برابر خدا به چیزهایی دل می بندند که آنها را به اندازه خدا دوست دارند ولی انسان های با ایمان خدا را از همه چیز بیشتر دوست دارند.)

,

چنین انسانی هرگز خود را تنها، پوچ و بی هدف، سرگردان و بی ارزش نمی یابد، بلکه خود را با ابدیت پیوند خورده می بینند، پیوند با بی نهایت، با کمال مطلق که هر لحظه به سوی او در حرکت است و حتی مردنش پایان راه نیست که آغاز حرکتی نوین است.

,

از درگاه بی کران خداوندی خواهانیم که به ما توفیق دهد که در آن راهی که خواسته او است قدم برداریم و آن گونه که او مایل است زندگی کنیم و همواره تلاش و کوشش ما در جهت نزدیک شدن به او و جلب رضای او باشد.

,

پی نوشت

, پی نوشت,

[۱] بررسی و کاوش در مورد این مساله از دیدگاه مکتب های دیگر به ویژه مکاتب مهم عصر ما به خوبی روشنگر حقیقت بالا است.

, [۱],

[۲] حجر، آیات ۲۸ و ۲۹

, [۲],

[۳] تین، آیه ۴

, [۳],

[۴] مومن، آیه ۶۶، همین طور تغابن، آیه ۳

, [۴],

[۵] صلصالٍ مِن حَماءٍ مَسنون که شبیه لجن می شود.

, [۵],

[۶] تین، آیه ۵

, [۶],

[۷] روم، آیه ۲۸

, [۷],

[۸] برای آشنایی بیشتر با بحث فطرت به کتاب خدا از دیدگاه قرآن نوشته استاد سید محمد حسینی بهشتی مراجعه کنید.

, [۸],

[۹] انسان (دهر)، آیه ۲

, [۹],

[۱۰] شمس، آیات ۷ و ۸

, [۱۰],

[۱۱] انسان (دهر)، آیه ۲

, [۱۱],

[۱۲] انسان (دهر)، آیه ۲ و ۳

, [۱۲],

[۱۳] لقمان، آیه ۲۰

, [۱۳],

[۱۴] نحل آیه ۷۸

, [۱۴],

[۱۵] آیات دیگری از قبیل آیه ۹ سجده، ۲۳ ملک، ۴ و ۵ علق و ۸ بلد در همین زمینه است.

, [۱۵],

[۱۶] بقره، آیه ۳۱ تا ۳۳

, [۱۶],

[۱۷] انسان وقتی ابزارساز می شود که در درون او استعداد و کشش جهت فراگیری و شناخت باشد تا بتواند با بهره گیری از طبیعت به ساختن ابزار و در نتیجه رام کردن هرچه بیشتر طبیعت اقدام کند.

, [۱۷],

[۱۸] قیامت، آیه ۲

, [۱۸],

[۱۹] آزمایشات متعددی در این زمینه انجام پذیرفته و در کتب روانشناسی آمده است.

, [۱۹],

[۲۰] اما نه بر پایه خرافات و موهومات، بلکه متکی بر علم و بر اساس علم…

, [۲۰],

[۲۱] پیدایش و گسترش نسبی مکتب فلسفی اگزیستانسیالیسم یکی از آثار این عصیان در قرن ما است.

, [۲۱],

[۲۲] برای کاوش عمیق در زمینه وجدان (آن نیروی ملامتگر) به کتاب وجدان به قلم استاد محمدتقی جعفری مراجعه کنید.

, [۲۲],

[۲۳] فرانتس فانونها، امه سه زر ها، اقبال ها، عمار اوزانگان ها و امثال آن ها

, [۲۳],

[۲۴] نجم، آیه ۳۹

, [۲۴],

[۲۵] انسان (دهر)، آیه ۳

, [۲۵],

[۲۶] ملک، آیه ۲ (آیات فراوان قرآن در زمینه اختیار انسان توجه هر پژوهشگری را به خود جلب می کند از جمله آیات ۲۵ و ۲۸ آل عمران، ۴۵ یونس، ۱۳ رعد، ۱۳ نحل، ۱۵ تا ۱۷ و ۷۳ اسراء، ۳۵ انبیا، ۲۸ فاطر، ۵۴ یس، ۶۹ زمر، ۷۷ زخرف، ۳۷ قیامت، ۶ انفطار، ۱۱ بلد و ۸ مطففین.

, [۲۶],

[۲۷] بقره، آیه ۳۵

, [۲۷],

[۲۸] بقره، آیه ۳۶

, [۲۸],

[۲۹] قدرت آگاهی و قدرت انتخابگری

, [۲۹],

[۳۰] که پیدایش و رشد همه این بینش ها و تفکرات جبری مستقیم و غیرمستقیم برای توجیه همه ناروائی ها و نابرابری های گوناگون، مورد استفاده افراد خاصی قرار می گرفته است معاویه با جبر الهی کارهایش را توجیه می کند و استالین با جبر تاریخی و چه شباهتی شگرف؟

, [۳۰],

[۳۱] احزاب، آیه ۷۲

, [۳۱],

[۳۲] تمام مسئولیت ها و تعهداتی که مکتب های الهی انسان را متوجه آن می کنند بر اساس همین امانت عظیمی است که به انسان عرضه شده و او را از جهان برتر و ممتاز گردانیده است آیات قرآن که انسان را مسئول و متعهد می داند آن قدر فراوان است که بیانگر ارزش متعالی این امانت است.

, [۳۲],

[۳۳] بقره، آیه ۳۶

, [۳۳],

[۳۴] یوسف، آیه ۵۳

, [۳۴],

[۳۵] بحث و کاوش عمیق در زمینه درگیری شیطان و انسان از دید قرآن خود یکی از بحث های فوق العاده ظریف و سازنده است که می تواند به انسان حقایق فراوانی در مورد این تضاد برساند.

, [۳۵],

[۳۶] اعراف آیه ۲۲

, [۳۶],

[۳۷] در همین جا است که ایدئولوژی مطرح می گردد. کدامین ایدئولوژی می تواند تکامل همه جانبه انسان را ضامن گردد؟ اولین اصل آن است که آن ایدئولوژی انسان را آن گونه که واقعا هست بشناسد. مکاتب و ایدئولوژی های مختلف در مورد انسان هر یک نظری می دهند، یکی او را تکامل یافته جبری بر اثر ابزار تولید می داند و دیگری او را در دل طبیعت بی شعور و بی هدف می خواهد جهت دار و با هدفش گرداند و هر کدام طرحی. باید دید واقعا کدام یک می توانند مورد انتخاب آگاهانه انسان قرار گیرند.

, [۳۷],

[۳۸] بقره آیه ۳۸

, [۳۸],

[۳۹] بقره آیه ۳۹

, [۳۹],

[۴۰] عصر، آیات ۲ و ۳

, [۴۰],

[۴۱] «هدف انسان» سوال بس بزرگی که در برابر همه ایدئولوژی ها قرار دارد. در همین مفهوم نهفته است، جهان بینی مادی در برابر این مشکل به بن بستی عظیم گرفتار می شود زیرا می خواهد انسان با شعور را در طبیعت بی شعور هدف دار کند.

, [۴۱],

[۴۲] رسالت عظیم مسلمانان، آگاهی هرچه بیشتر به اسلام و شناساندن هر چه روشن تر آن به جهان در و زمینه ایده و عمل است. مکتبی که تنها را جهان در آن است.

, [۴۲],

[۴۳] آل عمران آیات ۱۴ و ۱۵

, [۴۳],

[۴۴] وَ رضوانٌ مِن الله اکبر… (توبه آیه ۷۲) ۱۶۵

, [۴۴],

[۴۵] بقره آیه

, [۴۵],

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه