وضعیت رشد علمی در کشور

شتاب علمی در گرو مدیریت جهادی

شتاب علمی در گرو مدیریت جهادی
علم چیز خوبی است و عالمان قابل احترامند ولی خانواده ها و به تبع آن فرهنگ و جامعه ما در این حوزه افراط می کنند. شیرینی حس خوبی است ولی آیا نیم کیلو قند در چای شما ریخته شود می توانید آنرا بخورید و بگویید حس خوبی دارید؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  بازتاب گهر؛ عجیب است که ما همواره اصرار داریم به دنبال نسخه داروهای تاریخ گذشته برویم. کرکره دکان علم خیلی وقت است که پایین کشیده شده است. علم بیرق هدایت بشر به سوی آرزو و خوشبختی را در پایان دوره مدرن به پایین کشید ولی گویا این خبر هنوز به گوش ما نرسیده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بازتاب گهر,

متأسفانه روزهای پایانی دولت به کندی سپری می شود و مدعیان 100 روزه روز به روز بر بی تدبیری دولت قبل افزوده و عدالت و راستگویی دروغین خود را در تریبون ها فریاد می کشند، ولی بر کسی پوشیده نیست که تمام ضعف های آموزشی و عقب ماندگی رشد علمی را نمی توان به گردن تحریم ها انداخت،و امیدوار بود که با رفع تحریم ها تمام این عقب افتادگی ها جبران شود.

آیا مشکل نظام آموزشی ایران و عقب ماندگی علمی و علم زدگی در دانش آموزان و دانشجویان، مربوط به تحریم ها و یا نبودن مقطع راهنمایی و کلاس ششم است؟ قطعاً اینگونه نخواهد بود چرا که مشکل نظام آموزشی ایران بسیار بزرگ تر از تغییر مقاطع تحصیلی و رفع تحریم ها است و چنان که مسئولان آموزش و پرورش و همچنین مسئولان آموزش عالی بخواهند تحول مثبتی در حوزه مسئولیت خود ایجاد کنند باید اصلاحات کلان تری را مدنظر قرار دهند. آموزش و پرورش شالوده و بنیان سایر منابع محسوب می شود و حل این مشکلات و چالشهای موجود در آن به توسعه منابع انسانی جامعه می انجامد ، که لازم است بنا به ضرورت فوق به بررسی معضلات موجود بپردازیم.

علم زدگی

 

در آموزش و پرورش،پرورشی در کار نیست،ما پرورش را محدود به دعای سر صف و تعلیمات دینی نموده ایم و با سرعت و شتاب در حال پیشرفت در جاده آموزش هستیم. در اینجا نیز سرعت ما از حد معمول بیشتر است. ما معمولاً همانطور که رانندگی می کنیم، زندگی می کنیم و همانطور که زندگی می کنیم رانندگی می نماییم و رانندگی بهترین تست شخصیت ماست. در کشور ما آمار تصادفات جاده ای بسیار بالاست و تصادفات بیش از سکته و سرطان،قربانی می گیرد. در آموزش هم شتاب و سرعت آنقدر زیاد است که تعداد زیادی از دانش آموزان چپ می کنند آنوقت دیگر فرصت حداقلی پرورش آنها را هم از دست داده ایم. به راستی مسئول اینهمه قربانی کیست؟

ژان هلک در باره اهمیت این نهاد در بعد جهانی می گوید:”در یک تعریف گسترده توسعه منابع انسانی به آموزش و پرورش،حرفه آموزی و بهره گیری از استعدادهای انسان برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی مربوط می شود. بنا به تعریف طرح توسعه سازمان ملل متحد ( undp ) توسعه منابع انسانی از پنج منبع نیرو می گیرد.آموزش و پرورش،بهداشت و تغذیه،محیط زیست،اشتغال و آزادی سیاسی و اقتصادی”

 

علم زدگی

در آمریکا و اروپا دروس بچه ها تایپ، ژیمناستیک و گشت علمی است در حالیکه کودکان هندی و ایرانی ریاضیات جدید، هندسه و مثلثات و دروسی که غربیها در دانشگاه و در صورت لزوم می خوانند و از ما بهتر نتیجه می گیرند را تدریس می کنند. چرا که دانشجو در زمان درست و برای کار درست و با انگیزه درست آن را فرا می گیرد.

اما کودکان هندی باید جدول لگاریتم حفظ کنند و تمام وقت دانش آموزان ایرانی در کلاس های تقویتی، زبان و کنکور تلف می شود. فکر نکنید آمادگی برای کنکور خیلی با حفظ کردن جدول لگاریتم تفاوت دارد. سی سال بعد می فهمیم که بهتر بود نام بنیادهای نخبگان، تیزهوشان و المپیادهای مختلف را بنیاد معلولان روحی یا پخمگان می گذاشتیم چون جامعه از تحصیل کردگان معتاد یا بیکار و نوابغ دیوانه که از مشکلات روحی اشباع می باشند پر می شود. درست مانند هندوستان که به کارگاه سرمایه گذاری و غربالگری برای صنایع کامپیوتری غرب در عصر کامپیوتر تبدیل شده است.

عدم ثبات در سیاست های کلان در آموزش و پرورش

حسن بنیانیان کارشناس مسائل فرهنگی می گوید:تحول در آموزش و پرورش مستلزم ثبات در سیاست‌های کلان و یک حرکت همگانی از پایین تا بالای آموزش و پرورش است. ما آموزش و پرورش را مثل ساختارهای دیگر کوچک می‌شمریم و فکر می‌کنیم اگر در رأس آموزش و پرورش تحولی اتفاق افتاد و طرحی تهیه شد، منشأ تحول آموزش و پرورش خواهد بود. در حالی که این گونه نیست. این یک سند برای آغاز تحول است.

مارال بافنده مدرس دانشگاه در گفت و گو با خبرنگار بازتاب گهر می گوید: در کشور ما مثل کشورهای عربستان و همسایه های جنوبی مسأله علم و دانشگاه و تحصیل، پیچیده، غیر کاربردی و تزیینی می باشد. انسان یاد بنزهای شش درب عربها می افتد که معادلش در ایران مدارک رنگارنگ تخصصی و فوق تخصصی است. به دنبال آن پاسخهای متخصصین ما هم پیچیده است. تفاوت تفکر یک آسیایی و اروپایی در همین تفکر ساده و پیچیده ی اوست. فرق در تفکر کاربردی و یا تزیینی آنهاست. دانشجویان پزشکی در آلمان یا سوئد در ظاهر علم و محفوظات همکاران ایرانی خود را ندارند ولی کارهای ساده و اصولی مثل پاشویه کردن برای یک تب را با وسواس و اطمینان زیاد انجام می دهند ولی کیفیت، بهره وری و کاربرد کار آنها بالاتر است. دانشجویان ما نادرترین سندرمهای پزشکی را که ممکن است در طول طبابت مشاهده نکنند را از بر کرده اند ولی در تجویز پیچیده ترین آنتی بیوتیک ها در یک سرماخوردگی ساده لحظه ای شک نمی کنند. قضیه همان جدول لگاریتم است که به خورد سیستم ما داده اند.

علم زدگی

می پرسیم چرا دانش‌آموزان ما در ابتدا راه علم آموزی با اشتیاق وارد مدرسه می‌شوند، اما پس از مدتی نسبت به تحصیل بی‌علاقه می‌شوند و دیگر میلی به ادامه تحصیل ندارند؛آن وقت است که تمام کاسه کوزه ها سر معلم بیچاره شکسته می شود که اگر معلم با هوش باشد و در ایجاد اشتیاق در دانش آموز دارای مهارت باشد به راحتی میتواند تمام ضعف های نظام آموزشی را بپوشاند و دانش آموز را به تحصیل وا دارد، تعجبمان از این نطق شیوای جناب مدیر تمام نشده بود که ادامه داد؛ اگر معلم باهوش و با سواد بود در یک دانشگاه خوب قبول می شد و دیگر برای تحصیل به مدرسه نمی آمد،آنقدر محو عرایض شیرین جناب مدیر شده بودیم که حسابی یادمان رفت که نبود نظام ارزشیابی در مجموعه آموزش و پرورش برای خودنمایی عیب ها هم معضلی است که لابد گریبان معلمان را می گیرد!

دانش‌آموزان سر کلاس از طریق کتاب شکنجه‌ی روحی می‌شوند، چون آن‌ها را مجبور می‌کنند 10 بار این کتاب را بخوانند، در حالی که اگر یک فرد با هوش متوسط 3 بار آن کتاب را بخواند، مطالبش را یاد می‌گیرد. در واقع با این کاردانش‌آموز را از علم  " زده "  می‌کنند و به همین دلیل تابستان که می‌رسد همه ی کتاب های سال گذشته جمع آوری شده و نقشه های آتش بازی شب چهارشنبه سوری در ذهن دانش آموزان نقش میبندد و این چنین است که دانش‌آموزان با فرا رسیدن تابستان گل از گلشان می شکفد.

علم زدگی

مریم منصوری دانشجوی فوق لیسانس دانشگاه تهران در این خصوص می گوید: نظام آموزشی که باید در آن پول خرج کنی تا علم بیاموزی به هیچ دردی نمی خورد،دردناک تر این است که در ازای پولی که برا فراگیری علم می پردازی علمی به آن صورت نمی آموزی. وقتی استعداد و علاقه دانش آموز و دانشجو هیچ اهمیتی برای سازوکار های نظام آموزشی ندارد و فقط پول حرف اول را می زند می توان گفت مرگ علم نزدیک است و حتی شاید صورت گرفته باشد و ما نمی خواهیم باور کنیم.

رضا امامی فر یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه تهران می گوید:کسی را پیدا نمی کنید که در مقابل سوال علم بهتر است یا ثروت؟ پاسخ ندهد ثروت، چرا که دانشگاه ها در برابر علم کمی که به دانشجو می آموزند هزینه های سنگینی درخواست می کنند، کار به پرداخت این هزینه ها ختم نمی شود و در ادامه برای اینکه آدم بتواند علومی که نیاز بازار کار است را فرا بگیرد باید در کنار دانشگاه هزینه کند و خارج از دانشگاه با شرکت در کلاس های مختلف سعی کند از رقبای خود عقب نماند.

علم زدگی

میترا نصیری مربی مهد کودک می گوید:فارغ التحصیل رشته ی مهندسی از دانشگاهی روزانه هستم، در گذشته فکر می کردم میتوانم درسم را به پایان برسانم ولی الان باورم شده است که این کار شدنی نیست. وقتی استاد دانشجو را مجبور می کند مقاله به اسم استاد چاپ کند و اگر این کار را نکند تحت هیچ شرایطی درس را پاس نخواهد کرد، به یاد این جمله می افتیم که اگر کسی بخواهد معتاد شود راحت میتواند این کار را انجام دهد و همه چیز برایش مهیا است،ولی اگرکسی بخواهد درس بخواند و به علم آموزی بپردازد هزار و یک مانع پیش رو دارد.و همین مانع هایی شبیه رفتار استاد، باعث شد ادامه تحصیل را رها کنم و با حقوق 200 هزار تومنی زندگی را بگذرانم.

می طلبد که برای رفع مشکلات پیش رو باید نگاه به درون داشت و با توجه به تلاشهای بی وقفه و مدیریت جهادی و سیاستهای ابلاغی که مقام معظم رهبری در بحث برگزاری کرسی های آزاد اندیشی، علم و فناوری، جنبش نرم افزاری داشتند را مدنظر قرار دهیم و بپذیرم که تنها مشکل عقب ماندگی علمی کشور را به تحریم ها ختم نمی شود، یادمان نرفته است که در سالهای گذشته ایران براساس Scopus  رشد ۱۱ برابری نسبت به رشد علمی جهان داشت که متاسفانه در سالهای اخیر نسبت وارونه و عقب گردی داشته است که نیازمند توجه و آسیب شناسی کارشناسان در این زمینه را می طلبد.

 ابراهیم پولادوندی*

انتهای پیام/

,

متأسفانه روزهای پایانی دولت به کندی سپری می شود و مدعیان 100 روزه روز به روز بر بی تدبیری دولت قبل افزوده و عدالت و راستگویی دروغین خود را در تریبون ها فریاد می کشند، ولی بر کسی پوشیده نیست که تمام ضعف های آموزشی و عقب ماندگی رشد علمی را نمی توان به گردن تحریم ها انداخت،و امیدوار بود که با رفع تحریم ها تمام این عقب افتادگی ها جبران شود.

آیا مشکل نظام آموزشی ایران و عقب ماندگی علمی و علم زدگی در دانش آموزان و دانشجویان، مربوط به تحریم ها و یا نبودن مقطع راهنمایی و کلاس ششم است؟ قطعاً اینگونه نخواهد بود چرا که مشکل نظام آموزشی ایران بسیار بزرگ تر از تغییر مقاطع تحصیلی و رفع تحریم ها است و چنان که مسئولان آموزش و پرورش و همچنین مسئولان آموزش عالی بخواهند تحول مثبتی در حوزه مسئولیت خود ایجاد کنند باید اصلاحات کلان تری را مدنظر قرار دهند. آموزش و پرورش شالوده و بنیان سایر منابع محسوب می شود و حل این مشکلات و چالشهای موجود در آن به توسعه منابع انسانی جامعه می انجامد ، که لازم است بنا به ضرورت فوق به بررسی معضلات موجود بپردازیم.

علم زدگی

 

در آموزش و پرورش،پرورشی در کار نیست،ما پرورش را محدود به دعای سر صف و تعلیمات دینی نموده ایم و با سرعت و شتاب در حال پیشرفت در جاده آموزش هستیم. در اینجا نیز سرعت ما از حد معمول بیشتر است. ما معمولاً همانطور که رانندگی می کنیم، زندگی می کنیم و همانطور که زندگی می کنیم رانندگی می نماییم و رانندگی بهترین تست شخصیت ماست. در کشور ما آمار تصادفات جاده ای بسیار بالاست و تصادفات بیش از سکته و سرطان،قربانی می گیرد. در آموزش هم شتاب و سرعت آنقدر زیاد است که تعداد زیادی از دانش آموزان چپ می کنند آنوقت دیگر فرصت حداقلی پرورش آنها را هم از دست داده ایم. به راستی مسئول اینهمه قربانی کیست؟

ژان هلک در باره اهمیت این نهاد در بعد جهانی می گوید:”در یک تعریف گسترده توسعه منابع انسانی به آموزش و پرورش،حرفه آموزی و بهره گیری از استعدادهای انسان برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی مربوط می شود. بنا به تعریف طرح توسعه سازمان ملل متحد ( undp ) توسعه منابع انسانی از پنج منبع نیرو می گیرد.آموزش و پرورش،بهداشت و تغذیه،محیط زیست،اشتغال و آزادی سیاسی و اقتصادی”

 

علم زدگی

در آمریکا و اروپا دروس بچه ها تایپ، ژیمناستیک و گشت علمی است در حالیکه کودکان هندی و ایرانی ریاضیات جدید، هندسه و مثلثات و دروسی که غربیها در دانشگاه و در صورت لزوم می خوانند و از ما بهتر نتیجه می گیرند را تدریس می کنند. چرا که دانشجو در زمان درست و برای کار درست و با انگیزه درست آن را فرا می گیرد.

اما کودکان هندی باید جدول لگاریتم حفظ کنند و تمام وقت دانش آموزان ایرانی در کلاس های تقویتی، زبان و کنکور تلف می شود. فکر نکنید آمادگی برای کنکور خیلی با حفظ کردن جدول لگاریتم تفاوت دارد. سی سال بعد می فهمیم که بهتر بود نام بنیادهای نخبگان، تیزهوشان و المپیادهای مختلف را بنیاد معلولان روحی یا پخمگان می گذاشتیم چون جامعه از تحصیل کردگان معتاد یا بیکار و نوابغ دیوانه که از مشکلات روحی اشباع می باشند پر می شود. درست مانند هندوستان که به کارگاه سرمایه گذاری و غربالگری برای صنایع کامپیوتری غرب در عصر کامپیوتر تبدیل شده است.

عدم ثبات در سیاست های کلان در آموزش و پرورش

حسن بنیانیان کارشناس مسائل فرهنگی می گوید:تحول در آموزش و پرورش مستلزم ثبات در سیاست‌های کلان و یک حرکت همگانی از پایین تا بالای آموزش و پرورش است. ما آموزش و پرورش را مثل ساختارهای دیگر کوچک می‌شمریم و فکر می‌کنیم اگر در رأس آموزش و پرورش تحولی اتفاق افتاد و طرحی تهیه شد، منشأ تحول آموزش و پرورش خواهد بود. در حالی که این گونه نیست. این یک سند برای آغاز تحول است.

مارال بافنده مدرس دانشگاه در گفت و گو با خبرنگار بازتاب گهر می گوید: در کشور ما مثل کشورهای عربستان و همسایه های جنوبی مسأله علم و دانشگاه و تحصیل، پیچیده، غیر کاربردی و تزیینی می باشد. انسان یاد بنزهای شش درب عربها می افتد که معادلش در ایران مدارک رنگارنگ تخصصی و فوق تخصصی است. به دنبال آن پاسخهای متخصصین ما هم پیچیده است. تفاوت تفکر یک آسیایی و اروپایی در همین تفکر ساده و پیچیده ی اوست. فرق در تفکر کاربردی و یا تزیینی آنهاست. دانشجویان پزشکی در آلمان یا سوئد در ظاهر علم و محفوظات همکاران ایرانی خود را ندارند ولی کارهای ساده و اصولی مثل پاشویه کردن برای یک تب را با وسواس و اطمینان زیاد انجام می دهند ولی کیفیت، بهره وری و کاربرد کار آنها بالاتر است. دانشجویان ما نادرترین سندرمهای پزشکی را که ممکن است در طول طبابت مشاهده نکنند را از بر کرده اند ولی در تجویز پیچیده ترین آنتی بیوتیک ها در یک سرماخوردگی ساده لحظه ای شک نمی کنند. قضیه همان جدول لگاریتم است که به خورد سیستم ما داده اند.

علم زدگی

می پرسیم چرا دانش‌آموزان ما در ابتدا راه علم آموزی با اشتیاق وارد مدرسه می‌شوند، اما پس از مدتی نسبت به تحصیل بی‌علاقه می‌شوند و دیگر میلی به ادامه تحصیل ندارند؛آن وقت است که تمام کاسه کوزه ها سر معلم بیچاره شکسته می شود که اگر معلم با هوش باشد و در ایجاد اشتیاق در دانش آموز دارای مهارت باشد به راحتی میتواند تمام ضعف های نظام آموزشی را بپوشاند و دانش آموز را به تحصیل وا دارد، تعجبمان از این نطق شیوای جناب مدیر تمام نشده بود که ادامه داد؛ اگر معلم باهوش و با سواد بود در یک دانشگاه خوب قبول می شد و دیگر برای تحصیل به مدرسه نمی آمد،آنقدر محو عرایض شیرین جناب مدیر شده بودیم که حسابی یادمان رفت که نبود نظام ارزشیابی در مجموعه آموزش و پرورش برای خودنمایی عیب ها هم معضلی است که لابد گریبان معلمان را می گیرد!

دانش‌آموزان سر کلاس از طریق کتاب شکنجه‌ی روحی می‌شوند، چون آن‌ها را مجبور می‌کنند 10 بار این کتاب را بخوانند، در حالی که اگر یک فرد با هوش متوسط 3 بار آن کتاب را بخواند، مطالبش را یاد می‌گیرد. در واقع با این کاردانش‌آموز را از علم  " زده "  می‌کنند و به همین دلیل تابستان که می‌رسد همه ی کتاب های سال گذشته جمع آوری شده و نقشه های آتش بازی شب چهارشنبه سوری در ذهن دانش آموزان نقش میبندد و این چنین است که دانش‌آموزان با فرا رسیدن تابستان گل از گلشان می شکفد.

علم زدگی

مریم منصوری دانشجوی فوق لیسانس دانشگاه تهران در این خصوص می گوید: نظام آموزشی که باید در آن پول خرج کنی تا علم بیاموزی به هیچ دردی نمی خورد،دردناک تر این است که در ازای پولی که برا فراگیری علم می پردازی علمی به آن صورت نمی آموزی. وقتی استعداد و علاقه دانش آموز و دانشجو هیچ اهمیتی برای سازوکار های نظام آموزشی ندارد و فقط پول حرف اول را می زند می توان گفت مرگ علم نزدیک است و حتی شاید صورت گرفته باشد و ما نمی خواهیم باور کنیم.

رضا امامی فر یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه تهران می گوید:کسی را پیدا نمی کنید که در مقابل سوال علم بهتر است یا ثروت؟ پاسخ ندهد ثروت، چرا که دانشگاه ها در برابر علم کمی که به دانشجو می آموزند هزینه های سنگینی درخواست می کنند، کار به پرداخت این هزینه ها ختم نمی شود و در ادامه برای اینکه آدم بتواند علومی که نیاز بازار کار است را فرا بگیرد باید در کنار دانشگاه هزینه کند و خارج از دانشگاه با شرکت در کلاس های مختلف سعی کند از رقبای خود عقب نماند.

علم زدگی

میترا نصیری مربی مهد کودک می گوید:فارغ التحصیل رشته ی مهندسی از دانشگاهی روزانه هستم، در گذشته فکر می کردم میتوانم درسم را به پایان برسانم ولی الان باورم شده است که این کار شدنی نیست. وقتی استاد دانشجو را مجبور می کند مقاله به اسم استاد چاپ کند و اگر این کار را نکند تحت هیچ شرایطی درس را پاس نخواهد کرد، به یاد این جمله می افتیم که اگر کسی بخواهد معتاد شود راحت میتواند این کار را انجام دهد و همه چیز برایش مهیا است،ولی اگرکسی بخواهد درس بخواند و به علم آموزی بپردازد هزار و یک مانع پیش رو دارد.و همین مانع هایی شبیه رفتار استاد، باعث شد ادامه تحصیل را رها کنم و با حقوق 200 هزار تومنی زندگی را بگذرانم.

می طلبد که برای رفع مشکلات پیش رو باید نگاه به درون داشت و با توجه به تلاشهای بی وقفه و مدیریت جهادی و سیاستهای ابلاغی که مقام معظم رهبری در بحث برگزاری کرسی های آزاد اندیشی، علم و فناوری، جنبش نرم افزاری داشتند را مدنظر قرار دهیم و بپذیرم که تنها مشکل عقب ماندگی علمی کشور را به تحریم ها ختم نمی شود، یادمان نرفته است که در سالهای گذشته ایران براساس Scopus  رشد ۱۱ برابری نسبت به رشد علمی جهان داشت که متاسفانه در سالهای اخیر نسبت وارونه و عقب گردی داشته است که نیازمند توجه و آسیب شناسی کارشناسان در این زمینه را می طلبد.

 ابراهیم پولادوندی*

انتهای پیام/

,

متأسفانه روزهای پایانی دولت به کندی سپری می شود و مدعیان 100 روزه روز به روز بر بی تدبیری دولت قبل افزوده و عدالت و راستگویی دروغین خود را در تریبون ها فریاد می کشند، ولی بر کسی پوشیده نیست که تمام ضعف های آموزشی و عقب ماندگی رشد علمی را نمی توان به گردن تحریم ها انداخت،و امیدوار بود که با رفع تحریم ها تمام این عقب افتادگی ها جبران شود.

,

آیا مشکل نظام آموزشی ایران و عقب ماندگی علمی و علم زدگی در دانش آموزان و دانشجویان، مربوط به تحریم ها و یا نبودن مقطع راهنمایی و کلاس ششم است؟ قطعاً اینگونه نخواهد بود چرا که مشکل نظام آموزشی ایران بسیار بزرگ تر از تغییر مقاطع تحصیلی و رفع تحریم ها است و چنان که مسئولان آموزش و پرورش و همچنین مسئولان آموزش عالی بخواهند تحول مثبتی در حوزه مسئولیت خود ایجاد کنند باید اصلاحات کلان تری را مدنظر قرار دهند. آموزش و پرورش شالوده و بنیان سایر منابع محسوب می شود و حل این مشکلات و چالشهای موجود در آن به توسعه منابع انسانی جامعه می انجامد ، که لازم است بنا به ضرورت فوق به بررسی معضلات موجود بپردازیم.

,

علم زدگی

, علم زدگی,

 

,

در آموزش و پرورش،پرورشی در کار نیست،ما پرورش را محدود به دعای سر صف و تعلیمات دینی نموده ایم و با سرعت و شتاب در حال پیشرفت در جاده آموزش هستیم. در اینجا نیز سرعت ما از حد معمول بیشتر است. ما معمولاً همانطور که رانندگی می کنیم، زندگی می کنیم و همانطور که زندگی می کنیم رانندگی می نماییم و رانندگی بهترین تست شخصیت ماست. در کشور ما آمار تصادفات جاده ای بسیار بالاست و تصادفات بیش از سکته و سرطان،قربانی می گیرد. در آموزش هم شتاب و سرعت آنقدر زیاد است که تعداد زیادی از دانش آموزان چپ می کنند آنوقت دیگر فرصت حداقلی پرورش آنها را هم از دست داده ایم. به راستی مسئول اینهمه قربانی کیست؟

,

ژان هلک در باره اهمیت این نهاد در بعد جهانی می گوید:”در یک تعریف گسترده توسعه منابع انسانی به آموزش و پرورش،حرفه آموزی و بهره گیری از استعدادهای انسان برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی مربوط می شود. بنا به تعریف طرح توسعه سازمان ملل متحد ( undp ) توسعه منابع انسانی از پنج منبع نیرو می گیرد.آموزش و پرورش،بهداشت و تغذیه،محیط زیست،اشتغال و آزادی سیاسی و اقتصادی”

,

 

,

علم زدگی

, علم زدگی,

در آمریکا و اروپا دروس بچه ها تایپ، ژیمناستیک و گشت علمی است در حالیکه کودکان هندی و ایرانی ریاضیات جدید، هندسه و مثلثات و دروسی که غربیها در دانشگاه و در صورت لزوم می خوانند و از ما بهتر نتیجه می گیرند را تدریس می کنند. چرا که دانشجو در زمان درست و برای کار درست و با انگیزه درست آن را فرا می گیرد.

,

اما کودکان هندی باید جدول لگاریتم حفظ کنند و تمام وقت دانش آموزان ایرانی در کلاس های تقویتی، زبان و کنکور تلف می شود. فکر نکنید آمادگی برای کنکور خیلی با حفظ کردن جدول لگاریتم تفاوت دارد. سی سال بعد می فهمیم که بهتر بود نام بنیادهای نخبگان، تیزهوشان و المپیادهای مختلف را بنیاد معلولان روحی یا پخمگان می گذاشتیم چون جامعه از تحصیل کردگان معتاد یا بیکار و نوابغ دیوانه که از مشکلات روحی اشباع می باشند پر می شود. درست مانند هندوستان که به کارگاه سرمایه گذاری و غربالگری برای صنایع کامپیوتری غرب در عصر کامپیوتر تبدیل شده است.

,

عدم ثبات در سیاست های کلان در آموزش و پرورش

,

حسن بنیانیان کارشناس مسائل فرهنگی می گوید:تحول در آموزش و پرورش مستلزم ثبات در سیاست‌های کلان و یک حرکت همگانی از پایین تا بالای آموزش و پرورش است. ما آموزش و پرورش را مثل ساختارهای دیگر کوچک می‌شمریم و فکر می‌کنیم اگر در رأس آموزش و پرورش تحولی اتفاق افتاد و طرحی تهیه شد، منشأ تحول آموزش و پرورش خواهد بود. در حالی که این گونه نیست. این یک سند برای آغاز تحول است.

,

مارال بافنده مدرس دانشگاه در گفت و گو با خبرنگار بازتاب گهر می گوید: در کشور ما مثل کشورهای عربستان و همسایه های جنوبی مسأله علم و دانشگاه و تحصیل، پیچیده، غیر کاربردی و تزیینی می باشد. انسان یاد بنزهای شش درب عربها می افتد که معادلش در ایران مدارک رنگارنگ تخصصی و فوق تخصصی است. به دنبال آن پاسخهای متخصصین ما هم پیچیده است. تفاوت تفکر یک آسیایی و اروپایی در همین تفکر ساده و پیچیده ی اوست. فرق در تفکر کاربردی و یا تزیینی آنهاست. دانشجویان پزشکی در آلمان یا سوئد در ظاهر علم و محفوظات همکاران ایرانی خود را ندارند ولی کارهای ساده و اصولی مثل پاشویه کردن برای یک تب را با وسواس و اطمینان زیاد انجام می دهند ولی کیفیت، بهره وری و کاربرد کار آنها بالاتر است. دانشجویان ما نادرترین سندرمهای پزشکی را که ممکن است در طول طبابت مشاهده نکنند را از بر کرده اند ولی در تجویز پیچیده ترین آنتی بیوتیک ها در یک سرماخوردگی ساده لحظه ای شک نمی کنند. قضیه همان جدول لگاریتم است که به خورد سیستم ما داده اند.

,

علم زدگی

, علم زدگی,

می پرسیم چرا دانش‌آموزان ما در ابتدا راه علم آموزی با اشتیاق وارد مدرسه می‌شوند، اما پس از مدتی نسبت به تحصیل بی‌علاقه می‌شوند و دیگر میلی به ادامه تحصیل ندارند؛آن وقت است که تمام کاسه کوزه ها سر معلم بیچاره شکسته می شود که اگر معلم با هوش باشد و در ایجاد اشتیاق در دانش آموز دارای مهارت باشد به راحتی میتواند تمام ضعف های نظام آموزشی را بپوشاند و دانش آموز را به تحصیل وا دارد، تعجبمان از این نطق شیوای جناب مدیر تمام نشده بود که ادامه داد؛ اگر معلم باهوش و با سواد بود در یک دانشگاه خوب قبول می شد و دیگر برای تحصیل به مدرسه نمی آمد،آنقدر محو عرایض شیرین جناب مدیر شده بودیم که حسابی یادمان رفت که نبود نظام ارزشیابی در مجموعه آموزش و پرورش برای خودنمایی عیب ها هم معضلی است که لابد گریبان معلمان را می گیرد!

,

دانش‌آموزان سر کلاس از طریق کتاب شکنجه‌ی روحی می‌شوند، چون آن‌ها را مجبور می‌کنند 10 بار این کتاب را بخوانند، در حالی که اگر یک فرد با هوش متوسط 3 بار آن کتاب را بخواند، مطالبش را یاد می‌گیرد. در واقع با این کاردانش‌آموز را از علم  " زده "  می‌کنند و به همین دلیل تابستان که می‌رسد همه ی کتاب های سال گذشته جمع آوری شده و نقشه های آتش بازی شب چهارشنبه سوری در ذهن دانش آموزان نقش میبندد و این چنین است که دانش‌آموزان با فرا رسیدن تابستان گل از گلشان می شکفد.

,

علم زدگی

, علم زدگی,

مریم منصوری دانشجوی فوق لیسانس دانشگاه تهران در این خصوص می گوید: نظام آموزشی که باید در آن پول خرج کنی تا علم بیاموزی به هیچ دردی نمی خورد،دردناک تر این است که در ازای پولی که برا فراگیری علم می پردازی علمی به آن صورت نمی آموزی. وقتی استعداد و علاقه دانش آموز و دانشجو هیچ اهمیتی برای سازوکار های نظام آموزشی ندارد و فقط پول حرف اول را می زند می توان گفت مرگ علم نزدیک است و حتی شاید صورت گرفته باشد و ما نمی خواهیم باور کنیم.

,

رضا امامی فر یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه تهران می گوید:کسی را پیدا نمی کنید که در مقابل سوال علم بهتر است یا ثروت؟ پاسخ ندهد ثروت، چرا که دانشگاه ها در برابر علم کمی که به دانشجو می آموزند هزینه های سنگینی درخواست می کنند، کار به پرداخت این هزینه ها ختم نمی شود و در ادامه برای اینکه آدم بتواند علومی که نیاز بازار کار است را فرا بگیرد باید در کنار دانشگاه هزینه کند و خارج از دانشگاه با شرکت در کلاس های مختلف سعی کند از رقبای خود عقب نماند.

,

علم زدگی

, علم زدگی,

میترا نصیری مربی مهد کودک می گوید:فارغ التحصیل رشته ی مهندسی از دانشگاهی روزانه هستم، در گذشته فکر می کردم میتوانم درسم را به پایان برسانم ولی الان باورم شده است که این کار شدنی نیست. وقتی استاد دانشجو را مجبور می کند مقاله به اسم استاد چاپ کند و اگر این کار را نکند تحت هیچ شرایطی درس را پاس نخواهد کرد، به یاد این جمله می افتیم که اگر کسی بخواهد معتاد شود راحت میتواند این کار را انجام دهد و همه چیز برایش مهیا است،ولی اگرکسی بخواهد درس بخواند و به علم آموزی بپردازد هزار و یک مانع پیش رو دارد.و همین مانع هایی شبیه رفتار استاد، باعث شد ادامه تحصیل را رها کنم و با حقوق 200 هزار تومنی زندگی را بگذرانم.

,

می طلبد که برای رفع مشکلات پیش رو باید نگاه به درون داشت و با توجه به تلاشهای بی وقفه و مدیریت جهادی و سیاستهای ابلاغی که مقام معظم رهبری در بحث برگزاری کرسی های آزاد اندیشی، علم و فناوری، جنبش نرم افزاری داشتند را مدنظر قرار دهیم و بپذیرم که تنها مشکل عقب ماندگی علمی کشور را به تحریم ها ختم نمی شود، یادمان نرفته است که در سالهای گذشته ایران براساس Scopus  رشد ۱۱ برابری نسبت به رشد علمی جهان داشت که متاسفانه در سالهای اخیر نسبت وارونه و عقب گردی داشته است که نیازمند توجه و آسیب شناسی کارشناسان در این زمینه را می طلبد.

,

 ابراهیم پولادوندی*

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه