گزارش میدانی خبرنگار دانا از راهپیمایی روز جهانی قدس

از قرآن خواندن پیرزن برای راهپیمایان تا مرگ بر آمریکاهای بازیگوشانه کودکان کاراته باز/وقتی مردم با دعای «اللهم فک کل اسیر» آرمان آزادی قدس شریف را زنده نگه داشتند

از قرآن خواندن پیرزن برای راهپیمایان تا مرگ بر آمریکاهای بازیگوشانه کودکان کاراته باز/وقتی مردم با دعای «اللهم فک کل اسیر» آرمان آزادی قدس شریف را زنده نگه داشتند
پل حافظ که تمام می شود ناگهان حجم جمعیت حیرانت می کند.آن قدر که برای لحظاتی بدون آن که توجه کنی چه شعاری می دهند خیره نگاهشان می کنی و بس.حتی پیاده رو ها هم از جمعیت خالی نیست.اکثر پیرزن ها و پیرمردهایی هستند که علیرغم همه سختی ها و ناراحتی های جسمانی که دارند خود را به خیابان انقلاب رسانده اند تا با دعای «اللهم فک کل اسیر» آرمان آزادی قدس شریف را زنده نگه دارند.
[

به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ آسفالت خیابان تفتیده است و آسمان سوزان. حرارت آفتاب بر چهره میدان فردوسی داغ گذاشته است.هر سو که بنگری ماموران راهنمایی و رانندگی و نیروی انتظامی مشغول کارند و گاردهای فلزی را در امتداد خیابان می چینند جایی که نشان از آغاز مسیر راهپیمایی می دهد.
پیرمرد که ریش های سفید و شانه زده ای دارد ، کلاه عرق چینی بر سر گذاشته و کفش هایش برق می زنند .در سایه درخت های میان میدان فردوسی کنار همسرش که بر صندلی پورتابلی نشسته و فریم عینک سیاه کائوچیش از میان چادرش پیداست ایستاده است.با تکان دادن پرچم سبزی با ذکر یا حسین که میان دست های پر از انگشترش فشرده ، فریاد می زند:«ای سازمان ملل که غیرت نداری ننگ بر تو».لحظاتی سکوت می کند و چشم به پیرامون می اندازند و دوباره «ای عربستان که مردم یمن را به خاک و خون می کشی مرگ بر تو» و همان طور به موازات هم از آل خلیفه و آمریکا و اسرائیل اعلام برائت می کند و  با همان صدای رسا حواس رهگذران و ایستادگان در میدان را به خود جلب می کند.پیرزن ها و پیرمردهای دیگری هم به کنارش می آیند و کم کم حلقه ای تشکیل می دهد از آن ها که خود آغازگران و ادامه دهندگان انقلاب و راه آن هستند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
,

 

,

, ,

 

,


در شمال میدان صفی از جوانان ، در سایه به دیوار تکیه کرده اند.اکثر ظاهر حزب اللهی دارند و چفیه های نم داری بر سر گذاشته اند.نیسان آبی رنگی در پیرامون میدان توقف می کند که پر است از پلاکارد و پرچم.دو جوان از میان صف چسبیده به دیوار کنده می شوند  ، ابتدا پلاکاردها را کنار میدان می چینند  و در هر دستشان پنج پلاکارد می گیرند و میان حاضران در میدان پخش می کنند و با پخش کردن پلاکاردها آرام آرام نوای « مرگ بر اسرائیل » بلند می شود.
در شرق میدان فضا کمی حال و هوای کودکانه به خود گرفته.نونهالانی که لباس های کاراته به تن دارند در پناه بزرگتر هایی که بر سکوهای کنار میدان لمیده اند با صداهای نپخته اما گیرایشان مرگ بر آمریکا می گویند و در لا به لای بازی و شعف کودکانه شان تجربه انقلابی گری را می اندوزند.
اندک اندک از کوچه پس کو چه های منتهی به خیابان انقلاب و میدان فردوسی جمعیت روان می شود به سوی دانشگاه.پرچم های زرد رنگ با آیه شریفه « نصر من الله و فتح قریب»در تلالو خورشید می درخشد و شکل زیبایی به انبوه سیاهی جمعیت می بخشند.
پل حافظ که تمام می شود ناگهان حجم جمعیت حیرانت می کند.آن قدر که برای لحظاتی بدون آن که توجه کنی چه شعاری می دهند خیره نگاهشان می کنی و بس.حتی پیاده رو ها هم از جمعیت خالی نیست.اکثر پیرزن ها و پیرمردهایی هستند که علیرغم همه سختی ها و ناراحتی های جسمانی که دارند خود را به خیابان انقلاب رسانده اند تا با دعای «اللهم فک کل اسیر» آرمان آزادی قدس شریف را زنده نگه دارند.
پیرزنی با عصای چوبی تراش خورده اش کنار خیابان به دیواری تکیه زده و قرآن می خواند و بعد به سمت جمعیت فوت می کند.می گوید«خدا ایشالا گیر ظالمتون نندازه.خدا پشت و پناهتون» و دوباره سر در قرآنش فرو می برد.
کمی آن طرف تر پیرمردی با لباس و شلوار مغز پسته ای رنگ و کلاه عرق چین سبز سیدی ، گیوه سفید به پا کرده.یک دستش را به ریش های سفید بلندش می کشد و با دست دیگرش شاخه های گل میخی را از داخل ساکش بیرون می آورد و به بچه هایی که سن و سالشان هنوز دو رقمی نشده و بیشتر به دختر های تازه به تکلیف رسیده می داد و برای سلامتیشان دعا می کرد.
پیرزنی به سراغش می آید با دستمال سفیدی ، خیسی دور لب و دهانش را پاک می کند و دست های لرزانش را به سمت پیرمرد دراز کرده و با صدای نامفهومش شاخه گلی طلب می کند.پیرمرد که می خواهد برایش توضیح بدهد که گل ها را برای بچه ها آورده ، پیرزن عکس شهیدش را از لای چادرش بیرون می آورد و اشکش از کناره چشمش می چکد به زمین و پیرمرد با ذکر صلواتی شاخه گل را بی دریغ به پیرزن ارزانی می کند.
پیرزن لنگان لنگان روی سکوی میان پیاده رو نشست و گل را کنار تابلوی عکس فرزندش گرفت و زیر لب زمزمه کرد«رهبر اگر فرمان دهد/جان را نثارش می کنیم.»
نگاهم را که از پیرزن برداشتم صدای «رهبر اگر فرمان دهد/جان را نثارش می کنیم.» مرا با راهپیمایان همراه کرد.چهارراه ولیعصر نمایشگاهی برای ارائه  جنایات صهیونیست هابود.از نخستین جنایاتی که توسط بن گورین صورت گرفته تا امروز که نتانیاهو همچنان بر جنایت های خود پافشاری می کند.در کنار همه این بیلبوردها و بنرها زیر عکس شیخ زکزاکی ، شیخ عیسی قاسم و جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان طوماری برای آزادی آن ها  و حمایت از حقوق شهروندی رهبر شیعیان بحرین طوماری جمع می کنند.امضاها همه سطح سفید طومار را فراگرفته و به آن اضافه می کنند.
صدای ترانه مرگ بر آمریکای حامد زمانی چونان صدای زمینه ای به راهپیمایی گره خورده بود به نمایش مردی که میان چهارراه ولیعصر در شمایل کیسه پول ، نمادی از دلارهای عربستان بود و مرد دیگری را با زنجیر شبکه های اجتماعی در حصار کشیده بود جان می داد.
جمعیت  از حرکت باز نمی ایستاد.نبش خیابان فلسطین ماشین های آتش نشانی آب های خنک را با فشار زیادی بر فراز حاضران پخش می کنند.راهپیمایان زیر فشار آین آب که بر سرشان فرود می آید جان تازه ای میگردند و با بالا بررفتن صدایشان فریاد محکم مرگ بر آمریکا را بر صورت منادیان استکبار می کوبند.

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

 

,

, ,

 

,


جمعیتی از سیاه پوستان نیجریه ناگهان از ورودی خیابان فلسطین وارد مسیر اصلی می شوند.موبایل ها از جیب ها بیرون می آیند و جمعیت مشتاق از حضور مسلمانان رنگین پوست دکمه فیلمبرداری را فشار می دهند و این لحظه ها را در موبایلشان ذخیره می کنند.
بر انبوه جمعیت در مسیر خیابان وصال و در نزدیکی ورودی های دانشگاه افزوده شده و عملا حرکت راهپیمایان کند می شود.عده ای مشغول ذکر گفتن و عده ای در سکوت راه می پیمایند اما یک نشان مشترک در صورت همه هست؛لبخند.
تانکرهای آب در کوچه های منتهی به انقلاب مستقر شده اند تا مردم با زدن آب به سر و صورتشان گرما را از تن بشویند و رمقی بگیرند برای ادامه مراسم.عده ای هم مشغول تجدید وضو می شوند و خود را برای انجام فریضه نماز جمعه آماده می کنند.در کوچه پس کوچه ها هر جا که سایه ای هست عده ای سجاده پهن کرده اند و هنوز ساعتی مانده به نماز جمعه به نماز قضا و دعا و مناجات ایستاده اند.

,
,
,
,

 

,

, ,

 

,


زمین حرارتش را به صورت راهپیمایان می پاشید.مجری برنامه همان زمان اعلام کرد که به دلیل گرمای هوا قسمت هایی از بیانیه امروز را اندکی قبل از پایان مراسم قرائت می کنیم و مردم برای شنیدن باقی بیانیه به رسانه ها ارجاع داده شدند.
بعد از آن بود که صدای مرگ بر آمریکا با پخش فرمایشاتی از مقام معظم رهبری درباره مرحوم حمید سبزواری قطع شد و همه با ذکر صلواتی شاعر انقلاب  را در روز جهانی قدس یاد کردند.مداح که پشت میکروفن رفت ازدحام جمعیت در برابر در اصلی دانشگاه دوباره شعارهایشان را از سر گرفتند و لا به لای صدایشان اشعار شاعری که درباره مدافعان حرم و شهیدان و مجاهدان جهان اسلام شعر می گفت تنیده می شد.و جمعیتی با سلام و صلوات به داخل صحن دانشگاه می رفتند.
سخنرانی سردار سلامی  پیش از خطبه های نماز جمعه آغاز شد اما هنوز سیل جمعیت بود که به سمت دانشگاه تهران و اطرافش سرازیر بودند.خطبه های نماز جمعه که شروع شد آرام آرام صداها فروکش کرد.
آفتاب مستقیم می تابید و جمعیتی در را بازگشت نبود .وقتی همه مشغول عبادت بودند.

,
,
,
,
,

 

,

انتهای پیام/بخ

,

 

,

 

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه