اینجا دولت آباد،کمی بدتر از سوریه
امروز اگر با بمب و خمپاره خانه های مردم سوریه را ویران می کنند وجود ماهواره در خانه های ما از بمب و خمپاره ویرانگر تر است. امروز اگر با گلوله سینه جوانان سوری را نشانه گرفته اند وجود شبکه های مجازی فیس بوک، اینستاگرام، توئیتر و… قلب و فکر و ذهن جوانان ما را نشانه گرفته است که اگر کاری بشود یک جامعه را نابود می کند نه یک نفر را![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از چشم برخوار، چندی پیش در محفلی که سخن از اوضاع بلبشوی فرهنگی این زمانه بود نشسته بودیم و سراپاگوش نسبت به صحبت های دوستان فرهنگی که از غلظت آلودگی هوای فرهنگی این روزها سخن می گفتند؛ تا اینکه به شهر خوش نقش دولت آباد رسیدیم و البته جو فرهنگی حاکم بر آن. شاید اگر قبل از صحبت های این دوستان از راجع به معضلات فرهنگی این شهر مصاحبه ای می کردند می گفتم: دولت آباد شهری است که تا همین چندسال پیش رتبه اول طلاق را نسبت به جمعیت داشته وآمار اعتیادش نگران کننده است، زنگ خطر برای وضعیت حجابش به صدا در آمده و مواردی از این قبیل؛ این ذهنیت من بود نسبت به شهرم. ولی با صحبت های دوستان متوجه شدم بحث سر دولت آباد امروز است نه دیروز، دولت آباد ۲۰۱۶٫ موارد یکی یکی مطرح می شد و دودی که از سرو کله دوستان بالا می رفت قابل مشاهده بود تازه فهمیدیم با این که در این شهر زندگی می کنیم ولی چقدر دوریم نسبت به این شهر، تازه فهمیدیم دولت آباد ۲۰۱۶ همان تهران ۲۰۱۶ می باشد با اندکی توفیر جغرافیایی.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, چشم برخوار،,
می خواهم بنویسم موارد را… ولی نمی توانم! یعنی وقتی که عرق شرم بر جبین قلمم سرازیر شده چگونه بتوانم بنویسم؟ فقط می خواهم به قاری این سطور بگویم: وما ادراک الدولت آباد. صد البته قصد سیاه نمایی ندارم، این است حال و روز این روزهای شهرهای ما؛ کلاه فرهنگی همه شهرها پس معرکه است. شاید پر بیراه نگفته باشد «لوهان» که دهکده جهانی را مطرح کرد، جهانی که همه آنان دیده می شوند این یک دهکده ای است با ابعاد جهانی! و این است ثمره ی عصر ارتباطات و عصر الکترونیک، مدها، افکار، قلم ها همه و همه به سرعت از این طرف دنیا به آن طرف دنیا می رود ودر روح و فکر و قلب مردم اثر گذار می شود و نتیجه اش آن می شود که امروز می بینیم.دوم؛ این روزها ذکر و خیر شهدای مدافع حرم نقل مجلس بچه حزب الهی ها شده، شهدایی که از این زرق و برق دنیا دل کنده و مهاجرت کردند برای خدا، آنهایی که راه را شناختند و باگام هایی استوار در راه حق قدم برداشتند، دلباختگانی که در یک کلام هم مجاهد فی سبیل الله هستند و هم مهاجر الی الله. براستی آیا جوانان نسل سوم انقلاب با نسل اول چه فرقی می کنند. آن فارغ التحصیلان دانشگاه نامروتی و خیانت که جوانان نسل سوم انقلاب را سرزنش می کردند، حالا بیایند این ها را پیدا کنند در بلاد شامات و عراق. شیربچه های حیدر کرار مرزشان آسمان است، آسمان تهران و شام و غزه چه فرقی می کند. آنها اگر چه می دانند راه قدس از کربلا می گذرد ولی به این هم ملتفت هستند که این راه از دل سوریه می گذرد پس از جغرافیای سرزمین هجرت می کنند به جغرافیای عشق و جنون؛ آنها مثل آن پست مردمانی نیستند که شعار نه غزه نه لبنان را سردادند، آنها نیک می دانند که برای دفاع از حریم ولایت باید مرزهای ارضی را درنوردید و دل در گرو مرزهای غیرت و دلاوری داد.آری هنوز هم روضه شام جگر سوز تر است؛ الشام الشام الشام، هنوز هم ندای بای ذنب قتلت کودکان در آسمان شام طنین انداز است.
,
آری این را عالم بداند و برای همیشه در تاریخ ثبت شود آنچه سایه جنگ از سر ایران دور کرد نه «برجام تقریبا هیچ» شان، که از صدقه سر آن پاسداری است که آن مزدور بی بوته داعشی را کیلومتر ها آن طرف تر از مرزهایمان دور نگه داشته است، برجام تان همان پیشکش مدیران با فیش حقوقی نجومی شان.
,
سوم؛ اما بدان تو ای جوان پا به رکاب ولایت روی سخنم با توست. امروز وظیفه و مسئولیت ما سنگین تر از هر زمان دیگری است. امروز اگر عشق شهادت در وجودمان فوران می کند و شیرینی شهد شهادت را بیش از هر زمان دیگری درک می کنیم، امروز اگر سودای حضور در میدان های سوریه را در سر داریم، ولی باید این را هم بدانیم که امروز شهرهای ما کم از سوریه ندارد. امروز اگر با بمب و خمپاره خانه های مردم سوریه را ویران می کنند وجود ماهواره در خانه های ما از بمب و خمپاره ویرانگر تر است. امروز اگر با گلوله سینه جوانان سوری را نشانه گرفته اند وجود شبکه های مجازی فیس بوک، اینستاگرام، توئیتر و… قلب و فکر و ذهن جوانان ما را نشانه گرفته است که اگر کاری بشود یک جامعه را نابود می کند نه یک نفر را! امروز اگر یک گروه داعش در سوریه جولان می دهد، در ایران بیش از ۱۵۰ گروه انحرافی جولان می دهند و در حال تخریب افکار جوانان و تضعیف اعتقاداتشان و در یک کلام در فکر «بردنشان» هستند، امروز غربگرایی و تقلید از غرب یک افتخار است و باعث مباهات است. آری مبارزه ما از این نوع است، کار فرهنگی و حضور در میادین فرهنگی به مراتب سخت تر از حضور در میادین جنگی است و رسالت ما این است که محکم و استوار در این میادین حضور فعال داشته باشیم که این خود جهاد محسوب می شود.این است مسئولیتی که جوانان حزب الهی و انقلابی بردوش دارند و باید در این مسیر گام بردارند.بیش از این اطاله کلام نکنم، توخود حدیث مفصل خوان از این مجمل.
,
احمد رحیمی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه