جنگ آمریکا با ابزار اقتصاد علیه جهان
رابرت بلاک ول و جینیفر هریس در کتاب " جنگ آمریکا با ابزار اقتصاد علیه جهان" به ارائه مبانی فکری آمریکا نسبت به اقتصاد بعنوان ابزاری برای تسلط بر جهان تاکید دارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "کوگانا"، رابرت بلاک ول و جینیفر هریس در کتاب " جنگ آمریکا با ابزار اقتصاد علیه جهان" به ارائه مبانی فکری آمریکا نسبت به اقتصاد بعنوان ابزاری برای تسلط بر جهان تاکید دارند و مطالب مرتبط را بشرح زیر دسته بندی کرده اند:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "کوگانا"، ,- چکیده ی از تاریخ بهره گیری مؤسسین ایالات متحده آمریکا از ادوات اقتصادی و بکارگیری آن در تحقق اهداف ژئوسیاسی
,- حوادث بعد از آن و کاهش قدرت جغرافیای اقتصادی که بخشی از ابزارهای سیاست خارجه ی آمریکا محسوب می شد
,- اقدامات ایالات متحده در برگرداندن آن ابزارهای ژئو اقتصادی به عرصه ی تاثیر گذاری سیاسی
,مؤلفان کتاب در تعریف جغرافیای اقتصادی می گویند: آن اصطلاح عبارتست از بکارگیری ابزارها و مکانیزم اقتصادی برای تقویت جایگاه بین المللی کشور و تحقق منافع ملی که علاوه بر آنها با استکشاف آثار سیاست اقتصادی دیگر کشورها بر اهداف ژئوسیاسی کشور خود تمرکز یافته است.
,براساس این تعریف، یک کشورمی تواند از ابزارهای متفاوتی از قبیل: تبادل تجاری و سرمایه گذاری و تحریم های اقتصادی، مساعدات مالی و کالا در تحقق اهدافش استفاده کند. و نحوه بکارگیری شایسته ی این ابزار ها در نیل به اهداف ارتباط مستقیمی با برخی از معیارها دارد که اهم آن درمجموعه ی نقش محوری دولت در سیستم مالی جهانی، ساختار بازار در کشور از نظر حجم کلی و اندازه و درجه کنترل بر سرمایه گذاری داخلی و خارجی و انتظارات رشد آینده قابل توجه می باشد.
,جغرافیای اقتصادی در تاریخ آمریکا
,نویسندگان مذکورنشان می دهند که پس از انقلاب آمریکا، پدران بنیانگذار ایالات متحده آمریکا متقاعد شده بودند که ابزار اقتصادی می تواند اهداف و منافع ایالات متحده را به طور موثری تامین کند.
,سرمایه انبوه( سلاح هیئت تجاری در سیاست خارجی آمریکا) این نوع اندیشه ابتدا بوسیله ی الکساندر همیلتون موسس سرمایه داری آمریکا پدید آمد و چنین وضعیتی نیز در عملکرد رئیس پیشین ایالات متحده، توماس جفرسون به چشم آمده بود، یعنی زمانی که او "قلمرو لوئیزیانا " را در سال 1803 از فرانسه خریداری کرد و برای اینکار از بکارگیری نیروی نظامی برای تصرف منطقه اجتناب کرده است.
,ایالات متحده همچنین سرمایه گذاری خصوصی فرا مرزی متقابل را برای ملوانان در ارتقاء روابط با کشورهای امریکا لاتین وحفظ ایده ی حیاط خلوت ایالات متحده آمریکا بکارگرفته بود.
,با وقوع جنگ جهانی اول، واشنگتن ابزار اقتصادی را برای اعمال فشار بر آلمان بمیدان آورده بود و در دوران جنگ سرد تداوم این دوره برای آزادسازی جغرافیایی اقتصادی تجارت بین شرق و غرب برای مقابله با نفوذ شوروی و تضعیف مدل اقتصادی سوسیالیستی بکار گرفته است.
,تحولات پس از جنگ سرد
,بلکول و هریس معتقد هستند که اگرچه ایالات متحده به عنوان قوی ترین اقتصاد بین اللمی افتخار می کرد، ولی آن کشور برای موفقیت در سیاست خارجی به جای توسل به فشارهای اقتصادی بیشتر به نیروی نظامی روی آورده است و بهمین خاطر تبدیل حرکت بوروکراتیک وزارت امور خارجه به وزارت دفاع از سال 1980 و چرخش بسمت ابعاد نظامی در سیاست خارجی ایالات متحده از زمان جنگ سرد بسیار چشمگیر بوده است.
,این کتاب توضیح می دهد که حوادث یازده سپتامبر 2001 علائمی از بروز یک مرحله جدید در سیاست خارجی آمریکا را نشان داده است که با نظامی گری و گرایش به مداخله نظامی همراه بوده است و بصورتی که ابعاد اولویت جغرافیای اقتصادی برای تصمیم گیرنده ایالات متحده اهمیت چندانی نداشته است و کاهش در تمرکز بر ابعاد جغرافیایی اقتصادی که میراث تاریخی طولانی بنانگذاران آمریکاست نادیده گرفته شد، بنحوی که پیامدهای منفی این روند بر جایگاه آمریکا و میزان نفوذ این کشور در جهان قابل ملاحظه است تا جائیکه کشورهای دیگری مانند چین و روسیه با تأسیس مجموعه "بریکس" بعنوان رقیبان ایالات متحده وارد این عرصه ( جغرافیای اقتصادی) شدند.
,آمریکا بدنبال برگرداندن و حفظ ابزار اقتصاد جغرافیائی
,نویسندگان بر این باورند که پس از چند دهه غفلت از ژئو اکونومیک بالقوه ی آمریکا، نشانه هایی از تلاش های تصمیم گیرندگان آمریکا وجود دارد که در بکارگیری مجدد ابزار اقتصادی متمرکز شده است که در تامین موقعیت ایالات متحده به عنوان یک رهبر در سیستم بین المللی فعال شده است.
,که در درجه اول بر شناسایی چالش های با دید خاص از جغرافیای اقتصادی تمرکز کرده است و نقش آن در سیاست خارجی آمریکا روشن است اما این یک کار پیچیده است که نیاز به راه حل سیاسی خاص دارد..
,بخش انرژی یکی از بخش های مستعد برای جغرافیای اقتصادی ایالات متحده است که نفت صخره ی بدنبال تغییر شکل واقعیت ژئوپلتیک در سراسر جهان است که به غیر از تامین منافع اقتصادی از آمریکا حاصل از تکیه بر منابع داخلی انرژی، بلکه این رویه نفوذ سیاسی بسیاری از تامین کنندگان انرژی را برای چند دهه تضعیف می کند و سیاست خارجی آمریکا نسبت به واردات انرژی از بسیاری از محدودیت ها در پرتو وابستگی آن به خارج از کشورکه به او تحمیل شده بود آزاد می شود.
,در پایان کتاب نویسندگان آن، مجموعه ای از توصیه ها که ایالات متحده را تا به دست آوردن مجدد اجزای جغرافیای اقتصادی و قادر به مدیریت یکی از بخش های مهم در فرماندهی سیاست خارجی جهان باشد!، از جمله ی ضرورتها ی آمریکا در این مرحله عبارتند از:
,- تقویت رشد اقتصادی ایالات متحده،
,- انحراف منابع از وزارت دفاع به وزارت امور خارجه،
,- ایالات متحده موقعیت خود را به عنوان یک ابرقدرت با استفاده از زمینه انرژی برای کمک به متحدان مانند لهستان و اوکراین تقویت کند،
,- در تامین امنیت معاملات کسب و کار، سرمایه گذاری و همکاری در سراسر اقیانوس آرام و در سراسر اقیانوس اطلس برای کمک به تعادل برای مقابله با دستاوردهای اقتصادی و سیاسی چین و روسیه فعال باشد.
,- پروسه هائی را از طریق اشتغال در اقتصاد برای رسیدن به اهداف سیاسی
,در مناطق بین المللی بعنوان عوامل تعیین کننده در ارتقای توانایی خود و مقاومت در برابر حملات اقتصادی چین، حفظ و توازن قدرت در آسیا بکار گیرد.
,تهیه و ترجمه: عبدالمجید اورا
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه