یادداشت
غربت قرآن در بین مسلمانان!
در بخش اول یادداشت در باب مفهوم غربت و نسبت و رابطه ی آن با تنهایی و بیگانگی مطالبی مطرح و تعدادی از مؤلفه های غربت زایی این کتاب آسمانی و اعجاز الهی در بین مسلمانان (شش مورد – از جمله؛ نگرش مادی به قرآن، نگاه ابزاری به قرآن، انحصار کارکرد قرآنی به اموات، عدم تدبر و تعقل در قرآن در بین توده ی مردم، قشری گری و فقدان عمل قرآنی و فقدان زندگی قرآنی) مورد بحث و فحص قرار گرفتند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از عصر ایذه:اینک و در دومین بخش این یادداشت (موارد هفتم تا هیجدهم) تقدیم می گردد
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, عصر ایذه,- تقدم ذاتی و حقیقی (نه زمانی و عرضی) مقدمات قرآنی بر نتایج قرآنی؛
در جلسات ادارات رسم و سنت بر این است که در آغاز جلسه، مجلس را با قرائت قرآن منوّر کنند بعد از آن، از آن جایی که این موضوع به یک عادت حسنه مبدل شده است، مفاهیم و معانی قرآنی بعنوان تقیّدات و نتایج قرآنی چندان مورد عنایت رئیس و اعضای نشست قرار نمی گیرد! گویی که قرائت تکلیفی بوده است که می بایست انجام شود و رفع تکلیفی صورت گیرد! در حالی که در همان آغاز خواندن قرآن لازم است که رفتار و گفتار ما از آن منبع وحیانی و روحانی تأسی گرفته، متأثر و منبعث گردد و جلسه ی مذکور عیناً و عملاً قرآنی شود. به عبارت دیگر؛ وضو گرفتن و طهارت، قرائت، تلاوت، ترتیل، استماع و انصات حتی تدبر و تعقل مقدماتی هستند (البته لازم و مستحسن) برای تعقیب نتایج و عمل قرآنی. اما حرمت گزاری های عرفی به قرآن کریم در سکنات و حرکات ظاهری ما نیز از مقدماتی هستند که تقدم ذاتی و جوهری یافته اند!
,مقام معظم رهبری در زمان ریاست جمهوری شان خطاب به کنفرانس اندیشه اسلامی در بهمن ماه سال 64 فرمودند: « ... سید جمال صد سال پیش از این میگریست و میگریاند که قرآن مخصوص هدیه دادن و زینت کردن و خواندن بر مقبره ها و نهادن بر طاقچه هاست؟!» (کتاب قرآن در آینه اندیشه ها)
,به هر تقدیر این تقدم ذاتی (نه زمانی) این ارجمندی حقیقی و جوهری (نه عرضی) در مقدمات خواندن قرآن عاملی در جهت غربت و هجرت قرآن کریم است.
,- کمبود مفرط الگوهای زنده و کامل قرآنی و عدم معرفی آنان به جامعه؛
ائمه ی معصوم ما و رسول عظیم الشان اسلام از الگوهای حسنه ی قرآنی بوده اند، هنوز تا به امروز هم در معرفی همه جانبه، عمیق و دقیق این الگوها به جامعه ی اسلامی موفق نبوده ایم! از طرفی نبود یا کمبود مفرط الگوهای زنده ی و کامل قرآنی و عدم معرفی آنان به جامعه به گونه ای که مردم با سرمشق های ناطق و مجسم قرآنی مأنوس و مألوف شوند، نقطه ای عطف و فضایی بزرگ اما ناشناسی است که ما را به سوی تاریکی غربت قرآن سوق می دهد! که به راستی فقدان این آستانه ی مبارک در معرفی این گونه الگوهای قرآنی، در جامعه و رسانه ملی هویدا و آشکار است و نپرداختن به این ضایعه و فقدان، در غربت قرآن مؤثر است.
,- ریا کاری در برابر قرآن؛
بوسیدن ، بر سر نهادن و بلند شدن در برابر عظمت قرآن از طرف مردم مسلمان بویژه آن هم از ناحیه ی برخی از مسئولان بالاخص در مراسم قرآنی گرچه می تواند از آداب برخورد با قرآن و از مقدمات حرمت گذاری عرفی به قرآن قلمداد گردد و بنحوه ای معنوی نیز تعبیر و تفسیر شود، اما اگر قرآن کریم بوسیده شود بسان نعوذ بالله یک کودک یا دوست و یا انسان دیگری و اگر در برابر آن قد را قامت کنیم آنگونه که در برابر یک بزرگتر یا مسئول بلند می شویم و سپس به دنبال این دو آن تحفه ی الهی کنار گذاشته شود و متخلق و متلبس به رفتارهای قرآنی نشویم، قطعاً نازیباترین رفتار را ریاکارانه در برابر عظمت و شکوهمندی قرآن به منصه ظهور رسانده ایم! در حالی که در مقابل بزرگی، شکوه و اعجاز این کتاب الهی باید به گونه ای باشیم که : « آن گونه باشیم که آنان که خدا را نمی شناسند، ما را که می شناسند خدای را بشناسند!» نه آنکه بنحوه ای باشیم که امام المتقین علی (ع) شکایت می کند: « بی گمان پس از من روزگاری فرا خواهد رسید که ... حاملان قرآن آن را کنار گذارند و حافظانش آن را فراموش کنند، در آن روزگار کتاب خدا و پیروان راستین آن را رانده و به دور افتاده اند.( نهج البلاغه خطبه 147)
,حضرت امام خمینی (ره) نیز می فرماید « آیا اگر ما این صحیفه ی الهیه را مثلاً جلدی پاکیزه و قیمتی نمودیم و در وقت قرائت یا استخاره بوسیدیم و بدیده نهادیم آن را مهجور نگذاشتیم؟ هیهات که هیچ یک از این امور نظر قرآن و منزّل عظیم الشان آن نیست» (کتاب آداب الصلاه ص 199 – 198)
,مقام معظم رهبری نیز خطاب به کنفرانس اندیشه اسلامی در بهمن ماه سال 64 فرمودند :« امروز نگاهی به صحنه ی زندگی مسلمانان بیفکنید، ببینید قران در کجاست ؟ در دستگاههای حکومتی؟ در نظام اقتصادی ؟ و ... در معاشرت ها ؟ در کجای حرکت عمومی و اجتماعی انسان ها ؟ از این همه میدان های زندگی مساجد و مأذنه ها و احیاناً برای ریا کاری و مردم فریبی بخش ناچیزی از رادیو ها مستثناست.» (کتاب قرآن در آینه اندیشه ها)
,- در حاشیه قرار دادن قرآن؛
قرآن در متن زندگی ما آن گونه که شایسته و بایسته است و شوکت و عزت قرآن حکم می کند ظهور و نمود ندارد گرچه در حاشیه زندگی به غفلت واگذار شده است! چرا؟ چون اصولاً زندگی و حیات انسانی از متن و معنا تهی شده است! و البته در حاشیه ای پر! و در قرارگاهی متعین قرار گرفته است! این است که دروغ، تهمت، غیبت، افترا، حسادت و... بر ذات حیات و زندگی ما چنبره ای سنگین و چیرگی سمّگین زده است! به راستی که اگر قرآن در حاشیه ی زندگی ما نبود آیا این گونه متن حیات ما به مخاطره می افتاد!؟
,« قرآن در حال حاضر در بین جوامع مسلمان به صورت یک کتاب تشریفاتی در آمده است، که تنها الفاظش را با صدای جالب از دستگاههای فرستنده پخش می کنند و جای آن در کاشی کاری های مساجد به عنوان هنر معماری، برای افتتاح خانه ای نو یا حفظ مسافر و شفای بیماران و حداکثر به عنوان تلاوت به عنوان ثواب از آن استفاده می کنند.» (برگزیده تفسیر نمونه جلد 3 ص 334)
,و چه زیبا نیز امام امت حضرت روح الله (ره) می فرماید. « مشکلات مسلمین زیاد است، لکن مشکل بزرگ مسلمین این است که قرآن کریم را کنار گذاشته اند و تحت لوای دیگری در آمده اند!» (صحیفه نور، ج13، ص123)
,- بی توجهی یا کم توجهی به جنبه ی وحیانی و اعجازی قرآن؛
امروزه قرآن کریم برای مسلمانان حالت عادی و جلوه ای معمولی به خود گرفته است!! چرا که به کلی از یادها و خاطره ها برده ایم که این کتاب معجزه ی خداست. کلام خالق است با مخلوق انسانی و سخن گفتن حضرت حق تعالی است برای بندگان. ولی چون دچار فراموشی شده ایم نسبت به کرامت و هدایت قرآن کریم غفلت کرده ایم و متوجه نیستیم که این کتاب سخن گفتن خداست با مردم، اما ما به این یقین و عمق نرسیده ایم و البته این جهالت و غفلت ما را به سوی غربت قرآن می کشاند!
,- ضعف در تبلیغ مناسب و مؤثر قرآن و مفاهیم آن؛
تأکید مکرر مقام معظم رهبری بر موضوعات معارف و مفاهیم قرآنی بویژه در جلسات جشنواره های مسابقات قرآنی، عدم تبلیغ منسجم قرآن در کلیه ی شبکه های صدا و سیما (نه فقط در شبکه قرآن و معارف) تأکید بر قرائت قرآن به جای تلاوت آن و ... همه بر ضعف تبلیغی ما در باره ی قرآن کریم دلالت و اشارت دارد که در غربت قرآن نقش بسزایی دارد.
,ناپلئون بناپارت امپراطور فرانسه می گفت: « آن چه من از این کتاب (قرآن) استفاده کردم این است که اگر مسلمانان به دستورات جامع این کتاب عمل کنند، روی ذلت و خواری را نخواهند دید مگر این که ما در میان آنها و قرآن جدایی بیفکنیم.» (کتاب قرآن در آیینه بزرگان)
,« سوز مهجوریت قرآن بیش از مظلومیت اهل بیت است! » و دیگر آن که « اگر ما بتوانیم مزه قرآن را به خوبی به مردم بچشانیم آنها دیگر سراغ چیز دیگری نمی روند، ایراد از ما بوده است که نتوانستیم این کار را انجام بدهیم.» (حاج آقا قرائتی - پایگاه خبری تحلیلی ایرانی اسلامی)
,به راستی اگر در زمان ما آوای آسمانی قرآنی با صدایی نسبتاً ملایم در سطوح شوارع و معابر، از وسایط نقلیه ی و مغازه ها پخش شود مردم چه می گویند!؟ در حالی که روزانه آهنگ هایی متنوع و گونه گون از اتومبیل های ما منتشر می شود و بنحوه ای عادت گونه ای آن را پذیرفته ایم!
,- رواج حس بی نیازی به قرآن؛
گاهی برخی می گویند و شبهه پراکنی می کنند که؛ یهودیان و مسیحیان با کمک کتب دینی خود به پیشرفت های شگفتی در زمینه مسائل علمی و مادی رسیده اند، آن گاه مسلمانان که داعیه ی کامل ترین دین و بزرگترین معجزه را دارند به کجا که ختم نشده اند!؟
,آنان اختلافات مذهبی ، درگیریهای فرقه ای و منازعات سیاسی در ممالک اسلامی ، (عراق، سوریه، اردن، افغانستان و … ) را به عنوان شاهد و مثال ادعای خود مطرح می کنند!
,از طرفی دیگر عده ای نیز به گونه ای شبهه ناک وانمود می کنند؛ که با وجود این همه علوم و معارف انسانی ، تجربی، فلسفی و پیشرفت های علمی و فناوری چه نیازی به کتب دینی و آسمانی از جمله قرآن کریم است!؟ و بالعکس نیز، در طول تاریخ از جمله در زمان خلیفه دوم که می گفت : « حسبنا کتاب الله »، کتاب خدا ما را بس است! معتقد بودند که با وجود قرآن به هیچ اثر بشری نیازی نیست!
,در پاسخ می توان گفت که اولاً ؛ راز پیشرفت علمی و فناوری غرب در تلاش و پایبندی آنان به کتب آسمانی خودشان است. آری؛ تقید کامل آنان حتی به نواقص دینی و تحریفاتی خود می تواند آنان را به چنین پیشرفت هایی بزرگ سوق دهد.
,ثانیا؛ کشورهای مسلمان از نظر علمی و فناوری عقب مانده نیستند، گرچه کمتر توسعه یافتگی دارند و اگر در حد غرب در ساحت علم و اجتماع به سربلندی و تعالی نائل نشده اند و دچار اختلافات عدیده و عجیبی گشته اند، بدان علت است که ما مسلمانان در پایبندی عملی و اعتقادی به قرآن و دین دچار رخوت و کم رغبتی شده ایم.
,«اسلام بذات خود ندارد عیبی / هر عیب که هست ز نامسلمانی ماست»
,و دیگر آن که از سیاست بازی های دنیای غرب نیز غفلت نموده ایم. فی المثل پدیده شوم «داعش» محصول اسلام ستیزی غرب است! ترویج حس بی نیازی به قرآن به گونه ای است که می شود گفت اگر بخواهیم به غیر مسلمانان بگوییم که قرآن چگونه معجزه ای است باید بگوییم، قرآن همان کتابی است که در نزد مسلمانان در عین محبوبیت، مهجور شده است!
,در پاسخ به شبهه دوم نیز می توان گفت؛ همانگونه که بی نیازی به قرآن صد البته ظلمت و ضلالتی مبین است ، بی نیازی به سایر کتب هم محرومیتی آشکار است. بنابراین استفاده از قرآن کریم و علوم روز منافات و تناقضی با هم ندارند. آنچه اصالتاً حس بی نیازی ساختگی به قرآن را تقویت و تجری می دهد و ما را در دشت سوزان غربت قرآن سرگردان می کند نه شبهه منکران است و نه سیاست بیگانگان! بلکه در اصل و اساس نقصان بینش و روش غیر قرآنی و نا متعارف ماست !
,- کم رغبتی در مواجهه با قرآن؛
از آنجایی که ما کمتر توانسته ایم با فهم و کردار قرآنی مصالح و حاجات معنوی و حیاتی خود را از این کتاب آسمانی دریافت کنیم و در اثر اشتغالات کاذب ، معاصی وگناهان، افتخار مواجهه با قرآن کریم را از دست داده ایم، در برخورد با قرآن دچار کم رغبتی شده ایم به گونه ای که از «مَسّ» معانی متعالی و پیام های حیاتی قرآن در مانده ایم تا جایی که این حرمان سوزان ما را به سوی غربت قرآن رهنمون می کند.
,- ترویج ترفند تقابل عربیت با عجمیت؛
یکی از عوامل غربت قرآن ترویج و تبلیغ تقابل عربی – عجمی « بنحوه ی خاص ایرانی بودن» می باشد. در حالی که این موضوع نادرست مبتنی است بر خلط مبحث عربیت با اسلامیت که خود از جمله ی سفسطه های رایج عصر ماست! اگرچه لسان قرآن کریم عربی مبین است ولی قرآن کتابی آسمانی است که به انسان و اسلام عنایت دارد و به نام هیچ قوم و قبیله ای (چه عربی و چه عجمی) مصادره نخواهد شد. بنابراین شگرد مسموم تقابل عربی – عجمی ضمن اینکه اصالت و اعتباری ندارد هیچ گونه ارتباطی با لسان قرآن و ماهیت مقدس دین اسلام ندارد. چرا که نه قرآن کتابی است عربی و نه اسلام دین اعراب است! بلکه قرآن معجزه ای است الهی که البته به زبان عربی نازل شده است و هر انسان مومن و معتقدی را می تواند به هدایت و سعادت برساند به هر تقدیر عامل مذکور در غربت قرآن کریم مؤثر است.
,- تفاسیر ناصواب از قرآن؛
تفاسیر ناروا و ناصواب از قرآن کریم یکی از علل و عوامل به غربت افتادن قرآن است. گاهی این تفاسیر مربوط به (جزئیت قرآن) آیات کلام الله می شود. فی المثل «تفسیر ناصواب آیه ی 46 از سوره ی هود: « قال یا نوح انه لیس من اهلک انّه عمل غیر صالح» که این گونه تأویل و تفسیر کردند که «خدا به حضرت نوح خطاب کرد که او فرزند تو نیست و از نطفه تو نیست و فرزند یک مرد زانی است !»
,در حالی که بنا بر حدیث علی بن موسی الرضا (ع) هم آیه را غلط قرائت می کردند و هم آن را غلط تفسیر مینمودند در واقع آیه به این نکته اشارت دارد که فرزند نوح صالح نیست.» (سایت تبیان_سفینه البحار ج 2 ص 98 )
,به عبارت دیگر ترجمه این آیه می گوید که ؛« خدا به نوح خطاب کرد که فرزند تو هرگز با تو اهلیت ندارد (صالح نیست) زیرا او را عملی بسیار ناشایسته است.» بنابراین نسبت و آقازادگی برای فرد نجات بخش نیست بلکه عمل صالح نجات بخش است.
,از جهتی دیگر تفسیر آیات متشابه بدون تکیه بر محکمات قرآنی نیز از جمله این تفاسیر ناصواب است. چنانکه خوارج از آیه 57 سوره ی انعام « ان الحکم الا لله» تفسیری ناروا کردند و شعار « لا حکم الا لله» را ساختند و در نهایت بنابر چنین بینش کور و ناروایی ، مولای متقیان را به شهادت رساندند!
,گاهی هم تفسیر ناروا مربوط به «کلیت قرآن» می شود. فی المثل معنا و مفهوم را از خدای منان می داند و الفاظ و واژه ها را از حضرت رسول (ص)! و گهی قرآن کریم که جوهره ی ذاتی آن بر « ایمان و عمل » دلالت و حکایت دارد و در این باب مرتباً تأکید و تکرار می کند را به گونه ای تفسیر و تأویل می کنند که گویی این کتاب اکسیری است برای بهشتی شدن و نجات از دوزخ! آن هم فقط بـا خـواندن آن! گویی قـرآن به سان آنچنان اکسیـری است که فی المثل مس را به طلا مبدل می کند! در حالی که عمل مبتنی بر ایمان حیات معنوی ما را می سازد و نجات دهنده است نه قرائت و تلاوت آیات به تنهایی و علیحده ولو اینکه هزاران بار هم تکرار و خوانده شود!
,- هم ردیفی و هم عرضی قرآن با سایر کتب در مدارس و کتابخانه ها؛
مقام معظم رهبری در روز معلم سال 1385 فرمودند ؛ « قرآن در آموزش و پرورش مهجور واقع شده است. علت این است که در دوران طولانی قرآن در آموزش و پرورش ما ، به خصوص در آن سنین یادگیری مهجور بوده یا اصلاً وجود نداشته است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، توقع این بود که یک کار کارستانی انجام بگیرد. کارهایی هم شده لیکن جای حضور قرآن در دوره های گوناگون واقعاً خالی است. باید فکر شود، امروز خوشبختانه حرکت قرآنی در کشور خیلی خوب است ، لیکن در آموزش و پرورش باید نهادینه شود. (پایگاه خبری اتقان)
,واقعیت این است که گرچه به علوم و کتب بشری محتاج و نیازمندیم و علوم روز نه تنها با معارف قرآنی و اسلامی منافاتی ندارند بلکه این علوم فهم و فقه ما را در تفسیر و تأویل مدد رسانی می کنند. اما قرآن از آن جهت که امری وحیانی و کلامی است مافوق مخلوق، باید در مدارس از منزلت، پویایی و اهمیت ویژه ای برخوردار باشد به گونه ای که زنگ قرآن و تدریس این کتاب آسمانی بسان لحظه ی نزول آن تلقی و تداعی شود! و ساعت تدریس آن از جمیع کتب و دروس مدرسه ماهیتاً و حقیقتاً به جهت کمی و کیفی ممتاز و متمایز باشد و در کتابخانه های شخصی و عمومی نیز جایگاه واقعی قرآن و معارف آن به جهت پژوهشی و به روز بودن در منزلگاهی متعالی و در خور شأن و قداست قرآن تعبیه و تهیه گردد. در حالی که اینک این گونه نیست و همین است که این عامل غربت قرآن را به ارمغان می آورد.
,- ناسپاسی نسبت به فرامین و دستورات قرآنی؛
ما مسلمانان نه تنها عملا قدردان و سپاسگزار نعمت نزول قرآن نیستیم بلکه در اثر کفران و ناسپاسی نسبت به فرامین و آموزه های آن وجود مقدس الهیه ، آن را به غربت و هجران رهسپار کرده ایم!
,معلق و معطل کردن فریضه حیات بخش امر به معروف و نهی از منکر ، به گونه ای که ناملایمات انسانی و اجتماعی زندگی ما را به مخاطره افکنده اند ! کفران در برابر عظمت «موهبت حجاب» که امنیت فردی و سلامت جمعی را ضمانت می کند به گونه ای شده است که عملاً بد حجابی و تبرّج در بین زنان و مردان مسلمانان به سوی نهادینگی سوق پیدا کرده است! در حالی که انسان سرشار از تهی و تهی از معنای عصر ما، برهنگی برای معرفی خویشتن و بی تفاوتی برای از هم گسیختگی دیگران را مایه کامیابی و شادابی خویش قرار داده است! از سمت و سویی دیگر شاید ناباورانه و شگرف (حتی واپس گرایانه!) تلقی گردد که اگر بگوییم گرایش روز افزون جامعه اسلامی به آسایشگاه یا خانه سالمندان (Home for the Aged) ، که تحفه و هدیه ای ارسالی از فـرهنگ غـرب است! با فرامین و توصیههای قرآنی مناسبت و موافقت ندارد ! جهت تحقیق بیشتر در این زمینه به آیات 24 – 23 سوره ی اسراء مراجعه فرمایید.
,ادامه دارد ….
,,
هومان مرادی اشکفتی
,]
ارسال دیدگاه