یک نویسنده اسدآبادی در گلایه‌ای از مسئولان شهرش:

دریغا از تبریکی خشک برای چاپ کتاب

دریغا از تبریکی خشک برای چاپ کتاب
یک نویسنده اسدآبادی با گلایه از مسئولان در عدم حمایت و بی‌توجهی به نویسندگان کتاب، گفت: وقتی یک مدیر در هر سطحی جابجا می‌شود، در و دیوار شهر پر می‌شود از بنرهای رنگارنگ تبریک و تهنیت! اما دریغا تبریکی خشک برای چاپ یک کتاب
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا صادق عادلیان یکی از نویسندگان اسدآبادی که اصالتا" اهل روستای حبشی است، در گفت‌وگو با خبرنگار آوای سیدجمال؛ در پاسخ به اینکه چطور نویسنده شده است، کمی با تعجب و مکث پاسخ می‌دهد: نویسنده شدن مگر دلیل می‌خواهد!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آوای سیدجمال,

و ادامه می‌دهد: اگر کسی بخواهد دست به قلم ببرد آن هم در گونه داستانی علاوه بر عوامل دیگر باید ذاتا" نویسنده باشد چرا که این ویژگی به زعم من مهم‌تر از هر چبزی دیگر است. این جوهر ذاتی با ترکیب شدن با عوامل دیگر نویسنده را خلق می‌کند و جسارت نوشتن را به او می‌دهد.

,

 نویسنده اسدآبادی کمی به گذشته بر می‌گردد، آن زمانی که قصه‌ها از زبان مادر و مادربزرگ شنیده است و با یادآوری خاطراتی از یکی از اقوام فامیل، ادامه می‌دهد: در کنار مادر و مادر بزرگم قصه‌گوهای خوبی بودند، مرحوم دایی‌ام نقال قوی بود و قصه‌های شاهنامه را در قالب داستان بسیار شیوا و جذاب تعریف می‌کرد و این افراد در پرورش یا حداقل آماده کردن ذهن من بی‌تاثیر نبودند.

,

وی گفت: سال دوم دبیرستان بود که یک روز در تابلو اعلانات آگهی مسابقه داستان‌نویسی نصب شده بود، همان روز به دوستانم گفتم می خواهم در این مسابقه شرکت کنم؛ آنها مسخره ام کردند و سربه سرم گذاشتند، همان شب در منزل مجردی داستان را نوشتم و برای دوستانم خواندم از تعجب چشمانشان گرد شد و اینجا بود که بالاخره در مسابقه داستانی آن سال اول شدم که سال بعد آن یک آلبوم هدیه گرفتم.

,

عادلیان ادامه داد: دل نوشته‌ها و مقالات ادامه داشت، تا اینکه سال سوم دبیرستان مقاله‌ای در معرفی روستای حبشی برای روزنامه ایران  فرستادم شش ماه بعد چاپ شد، البته بدون اسم من! خب با توجه به شرایط آن زمان به همه می گفتم من نوشتم اما کسی باور نمی کرد پوزخند می‌زدند،  برای همان خیلی اشک ریختم!

, !,

وی با بیان اینکه تاکنون سه کتاب منتشر کرده و دو جلد نیز با اینکه مجوز داشتند اما منتشر نشدند، گفت:  البته یک فیلم‌نامه که به دلیل نبود حامی مالی مسکوت ماند.

,

این نویسنده اسدآبادی رمان «منهای عشق» سال 82 انتشارات شوکا تهران، مجموعه داستان «همه چیز به خاطر قتل آهو بود» انتشارات پلک تهران، «راز جنون نمایشنامه» – پلک، «فرهنگ کردی نامک» - نسیم حیاط، «هیچ وقت هیچ جا» نشر روزگار را از آثار خود برشمرد.

,

وی با بیان اینکه کتاب «جهنم در منهای 47 درجه» پس از هفت بار اصلاحیه توسط نشر افراز به ارشاد رفت اما هیچ وقت مجوز نشر نگرفت، گفت: در حال حاضر نیز خاطرات آزاده مرحوم محمدعلی سلطانی در دست نگارش دارم که حدود 80 درصد کار تمام است.

, .,

عادلیان در خصوص رابطه جنگ و قلم اظهار کرد: قاعدتا" قلم با هر سوژه‌ای که قابلیت بسط و گسترش داشته باشد، ارتباط برقرار می‌کند، در جنگ سوژهای نابی پیدا می‌شود و ادامه و پیام اثر بستگی به نگاه نویسنده دارد از چه زاویه ای به آن بنگرد.

,

وی ادامه داد: بنده معتقدم صلح و نوعدوستی که نگاهی هستی شناسانه در خود داشته باشد، مؤثر واقع می‌شود، همه ما با توجه به موقعیت اقلیمی و استراتژیکی که داریم، با مقوله جنگ آشنا هستیم و می‌دانیم یک جنگ آن هم بین دو ملت چه عواقبی دارد. قلم اگر در خدمت انسانیت باشد و صاحب آن با سبک و تکنیک داستان آشنا باشد نوشتن در باره جنگ بسیار هم خوب است.

, .,

این نویسنده اسدآبادی با اشاره به اینکه داستان بازآفرینی تجربه‌ها در قالب روایت است، هر کسی مفاهیم برجسته ای در روایت دارد که مربوط به زیست خودش است، خاطرنشان کرد: داستان به ویژه رمان در حوزه شناخت بشر طبقه‌بندی می‌شود، به شکل پرسش و پاسخ، پرسش سطحی از شناخت است، وقتی پرسشی درباره پدیده‌ای در ذهن شکل می‌گیرد، حاصل شناخت نویسنده از آن پدیده است، پس تا شناختی صورت نگیرد هر چند سطحی پرسشی به وجود نمی آید.

,

وی ادامه داد: پاسخ‌ها معمولا" پرسش‌های بعدی به وجود می‌آورند و این روند ادامه پیدا می‌کند و منجر به شناخت بیشتر می‌شود، در رمان برخلاف علوم تجربی هر چقدر شناخت بیشتر می‌شود، پرسش بیشتری به وجود می‌آید و این باعث گستردگی پرسش‌های بیشتر می‌شود. برای شناخت مفهومی خاص بیش از نیاز به پاسخ صریح نیاز به پرسش بیشتر است.

,

عادلیان قلم زمان جنگ را من اینگونه معرفی می‌کند: سادگی، گزارشی، بدون پیچیدگی خاصی برعکس قلم نسل جدید که بیشتر پرسشگر است.

, .,

وی در پاسخ به آن سؤال که آیا امروز حمایت ویژه از نویسنده‌ای ارزشی نظام انجام می‌شود؟، پاسخ داد: بگذارید خط کشی نکنیم، حداقل ما این کار را نکنیم!، ادبیات بی‌آنکه چیزی، شالوده آن را بریزد یا پس از پیدایش توجیحش کند به جهان اراءه می‌شود، نویسنده کار نگارش اثر خود را از روی نمونه خاصی و به قصد ویژه انجام نمی دهد، وی تنها بر اساس مجموعه شرایطی که " من" او را پدید می آورند بدون توجه به چرایی، نگارش، یک اثر ادبی می پردازد.

, وی در پاسخ به آن سؤال که آیا امروز حمایت ویژه از نویسنده‌ای ارزشی نظام انجام می‌شود؟، پاسخ داد: بگذارید خط کشی نکنیم، حداقل ما این کار را نکنیم!، ادبیات بی‌آنکه چیزی، شالوده آن را بریزد یا پس از پیدایش توجیحش کند به جهان اراءه می‌شود، نویسنده کار نگارش اثر خود را از روی نمونه خاصی و به قصد ویژه انجام نمی دهد، وی تنها بر اساس مجموعه شرایطی که " من" او را پدید می آورند بدون توجه به چرایی، نگارش، یک اثر ادبی می پردازد.,

این نویسنده اسدآبادی اضافه کرد: مقوله اساسی و مهمی که در حوزه ادبی بوده، نقد ادبی است؛ نقد ادبی دانشی است که یک اثر را بررسی می‌کند و از زوایای مختلف آن را ارزیابی موشکافانه می‌کند، گاها" آثار خوبی که بی‌رحمانه به عنوان ضد ارزش معرفی شده‌اند که بعدها همان اثر دیده شده نه تنها ضد ارزش نبوده بلکه اثری فاخر و ارزشمند بوده است.

, این نویسنده اسدآبادی اضافه کرد: مقوله اساسی و مهمی که در حوزه ادبی بوده، نقد ادبی است؛ نقد ادبی دانشی است که یک اثر را بررسی می‌کند و از زوایای مختلف آن را ارزیابی موشکافانه می‌کند، گاها" آثار خوبی که بی‌رحمانه به عنوان ضد ارزش معرفی شده‌اند که بعدها همان اثر دیده شده نه تنها ضد ارزش نبوده بلکه اثری فاخر و ارزشمند بوده است.,

وی خود را یک نویسنده متعهد به جامعه دانست و گفت: طریق اثبات آن نیز نقد آثارم است که یک منتقد کاربلد و بی‌طرف می‌تواند این ادعا را اثبات کند.

,

عادلیان با گلایه از مسئولان در عدم حمایت، گفت: وقتی یک مدیری در هر سطحی جابجا می‌شود در و دیوار شهر پر می‌شود از بنرهای رنگارنگ تبریکات و تهنیات! اما در مورد کتاب که امسال ما دو اثر داشتیم، از یک انجمن برای بنده جز دکتر رنجبر که در تماسی محبت کردند و بابت چاپ کتاب تبریک گفتند دیگر هیچ مدیری، حتی مدیران مرتبط از یک پیام تبریک خودداری کردند!

, ! ,

وی ادامه داد: بنده فقط از خوانندگان کتاب توقع حمایت دارم و امیدوارم با تمیز دادن کتاب خوب از کتاب ناسره (کتاب سازی) هایی که متاسفانه مد شده و آنهایی که علاقمند به این عنوان هستند انجام می‌دهند انتخاب درست بکنند و اگر قرار است هزینه بکنند و وقتی در این روزهای پرشتاب زندگی بگذارند تا از کتاب لذت ببرند آگاهانه باشد و آن وقت بنده مزدم را گرفته ام.

, .,

عادلیان در پایان سخنانش با بیان اینکه ادبیات ناگهانی عرضه می‌شود و نویسنده زحمت نگارش را به دوش می کشد، افزود: اگر یک شاعر بهترین اشعارش را تا سی سالگی می‌گوید و پس از آن به ورطه تکرار می‌‌افتد یک نویسنده برعکس در چهل سالگی تازه به مرز پختگی می‌رسد، قطعا" بنده هم به عنوان نویسنده مثل همه اصناف دوست دارم در حرفه ی خودم بهترین باشم.

, .,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه