در حاشیه ناکارآمدی شیوههای حمایت از نخبگان؛
مدیریت بنیاد را به نخبگان بسپارید
ناکارآمدی روشهای حمایتی بنیاد ملی نخبگان، همواره در محافل دانشجویی و نخبگانی موردبحث بوده است. در این میان به نظر میرسد، منتقدان بنیاد از استدلالهای مستحکمتری برخوردارند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ایران روشن؛ حمایت از نخبگان جامعه همواره موردتوجه دولتها در کشورهای مختلف بوده و بهعنوان یکی از شاخصهای آیندهنگری آن کشور موردتوجه است. در ایران نیز این موضوع از قدیمالایام موردتوجه بوده است، اما میزان حمایت از نخبگان در دورههای مختلف، تغییر کرده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ایران روشن,در برخی از جوامع، نخبگان جامعه که ایدههای جدیدی را در ذهن می پروانند، از نبود حمایتهای مالی یا برنامههای مناسب برای خود گلایه میکنند و آن را عدم اهتمام آن کشور به فعالیتهای دانشبنیان تفسیر میکنند که موضوعی دور از ذهن نیست.
,با توجه به اینکه امکان دارد حمایت از نخبگان در هر جامعهای، دارای مؤلفههای خاص خود باشد، باید بدانیم که در ایران حمایت از نخبگان به معنای ایجاد مسیری برای تواناسازی مستعدان برتر کشور و هدایت آنان به سمت تأثیرگذاری بیشتر و بهتر در حوزه تخصصی خود است.
,این موضوع آنجا اهمیت خود را نشان میدهد که مقام معظم رهبری سالها پیش در دیدار دانشجویان سمنان می فرمایند: " مدیریت تحولات کشور باید در دست نخبگان دانشگاهی و حوزوی باشد...".
, می فرمایند,در همین راستا دکتر غلامعلی منتظر معاون برنامهریزی و نظارت بنیاد ملی نخبگان معتقد است: بنیاد ملّی نخبگان دستگاهی حاکمیتی است که باهدف سیاستگذاری و برنامهریزی در زمینه توسعه منابع انسانی برگزیده کشور با مأموریت برنامهریزی در زمینه «نخبه شناسی»، «نخبه پروری»، «نخبهگزینی» و «نخبه گماری» فعالیت میکند.
, معتقد است,وی در خصوص فعالیت اصلی بنیاد، اشاره میکند: با توجه به نکات فوق بنیاد ملّی نخبگان عضو ندارد بلکه رویکرد آن شناسایی «اجتماعات نخبگانی» از طریق رصد رفتار و فعالیتهای نخبگانی آنان در تمامی حوزهها شامل: علم، فنّاوری، فرهنگ، نوآوری، قرآن، هنر، ادب و ... و همچنین پشتیبانی از فعالیتهای آنان با همکاری همه دستگاههای ذیربط برای اثرگذاری مناسب آنان در جامعه تخصصی خود است.
,درواقع منتظر نمای کلی کاری بنیاد ملی نخبگان ایران را ترسیم میکند. این در حالی است که ناکارآمدی این نگاه به فضاهای نخبگانی جامعه در سالهای اخیر بهخوبی قابللمس است.
,بسیاری از صاحبان فکر و ایده، که همان جوانان این مملکت هستند، برای ثبت اختراع و ادامهی فعالیتهای خود و همچنین دریافت مبالغ ناچیزی از منابع میلیاردی کشور که صرف چیزهایی مانند حقوقهای نجومی میشود، باید انواع و اقسام کاغذبازیها و بالا و پایین رفتن از پلههای ادارات دانشگاهی را تجربه کنند.
,این موضوع را چندی پیش دبیر انجمن علمی مکانیک یکی از دانشگاههای استان قم با ایران روشن در میان گذاشته بود. وی به خبرنگار ما می گوید:"دانشجوی ما بهقدری در مسائل اداری غرق میشود که اصلاً طرح خود را فراموش میکند."
, می گوید,از طرفی یکی از نخبگان تبریزی که بهتازگی دکترای افتخاری علمی 2016 را از وزارت علوم ترکیه دریافت کرد در سخنان خود اشاره می کند: نهادهای مسئول یعنی بنیاد ملی نخبگان و فدراسیون مخترعان جهانی کشور باهم در تضاد هستند و مخترعانی که با بنیاد کار میکنند، از امتیازهای فدراسیون محروم هستند و مخترعانی که با فدراسیون کار میکنند از امتیازهای بنیاد ملی نخبگان محروم میشوند.
, اشاره می کند,یوسف رفیعی تضاد این دو نهاد را فراتر میبرد و آن را به مسئلهی فرار مغزها گره میزند و میگوید: تضاد این نهادها با یکدیگر موجب میشود که پدیده فرار مغزها در کشور رخ دهد اگر این نهاد اساسنامههای خود بررسی کنند و دلیل اینکه چرا مخترعان را حمایت نمیکنند مشخص شود قوانین بازنگری میشود و درنتیجه مخترع از کشور فرار نمیکند.
,این در حالی است که محمد هروی یکی از نخبگان تحت پوشش بنیاد ملی نخبگان نیز دربارهی نحوهی حمایت و انواع تسهیلات این بنیاد می گوید: یکی از اشکالات اساسی بنیاد، بلاتکلیف گذاشتن نخبگان بعد از تحصیل آنها است، درواقع بنیاد تا زمانی که نخبگان محصل هستند از آنها حمایت مالی و تسهیلاتی به عمل میآورد اما پس از دوره تحصیل، هیچ برنامهای برای آنها ندارد.
, می گوید,باید گفت اصلاً منشأ همهی تحولات همین بنیاد نخبگان است. با توجه به ناکارآمدیهای مکرر روشهای این بنیاد، سؤال اینجاست که اگر مدیریت این بنیاد به خود نخبگان واگذار شود، بهتر نیست؟!
]
ارسال دیدگاه