یادداشت/ میرستار مهدیزاده

خودنمایی بانوی چادری ممنوع!

خودنمایی بانوی چادری ممنوع!
در جامعه ما برخی مانند دو زیستان در تیررس چشم خانواده و اهل محل با حجاب هستند اما در محیط کار و ناشناس بدون چادر و پوشش کامل است ، این نوع حرکات به خاطر تضاد بین فشار فرهنگی مذهبی و گرایش خانواده و گرایش متفاوت زن و دختر امروزی است، دوست دارد بدون حجاب باشد اما خانواده و آشنایان از او نمی پذیرند لذا به دو زیستی پوششی روی می آورد این رفتار را می توان " نفاق پوششی" نام نهاد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، هدف اصلی از تشریع حجاب، احتجاب است. احتجاب یعنی پوشیده شدن، برخی با وجود رعایت حجاب از نگاه و گفت وگو با نامحرم خود را اشباع و سیر می کنند و با حفظ حجاب از لذت بردن نامحرم جلوگیری نمی کنند در حقیقت حجاب را سپری قرار می دهند تا به لذت های نامشروع نفسانی خود برسند، آنها اندام و موی خود را به نامحرم نشان نمی دهند، اما صدا و کلام و محبت سرشار خود را ساعت ها در اختیار نامحرم قرار می دهند، این گروه با حجاب هایِ بی تقوا هستند که حجاب برای آنان یک عادت بی خاصیت و یک بار فرهنگی و اجتماعی است .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

این دست از افراد، حجاب را برای استفاده از مزیت هایش، دوست دارند تا به عنوان دختری با حجاب مورد توجه یا خواستگاری قرار گیرند و مورد نقد و انتقاد جامعه و افراد مذهبی و معتقد قرار نگیرند، این افراد حجاب را برای جلب اعتماد خانواده به سر می کنند تا به خاطر چادر داشتن به آنان اجازه حضور در مجامع خاصی داده شود؛ در حقیقت آنان آزادی در روابط را مدیون حجاب خود هستند  و به برکت حجاب از خانواده یا شوهر خود اجازه بیرون رفتن و تعاملات اجتماعی را می گیرند؛ اما به اعتبار حجاب خود خیانت کرده و کمال لذت را از ارتباط کلامی و مصاحبت و نگاه کردن و نگاه شدن می بَرند و گاهی این خیانت به نهایت رسیده و به کشیده شدن ورطه حرام و دریده شدن همین حجاب ظاهری می انجامد.

چنین حجابی که نتواند روابط بین دو نامحرم را کنترل کند و جلوی لذت جویی حرام را بگیرد خاصیت پرورش دهندگی، تکامل و ایمان حجاب را نخواهد داشت، وقتی بحث سوء استفاده از حجاب مطرح می شود شاید در نگاه اول فکرها به افرادی منحرف شود که باحجاب هستند اما روابط نامشروع دارند اما غیر آنها کسانی هستند که با پایمال کردن حرمت حجاب و فرهنگ و آینده فرهنگ حجاب، به این مقوله حجاب و عفاف ضربه می زنند .

این گروه از افراد اعتماد اجتماعی و تاریخی به زنان محجبه را نیز با سوء استفاده‌های نرم و نامحسوس از حجاب خدشه‌دار می‌کنند.

                                             

اگر تا چند سال قبل پسر جوانی به خاطر داشتن چادر و حجاب به دختر و تقوای او اعتماد می کرد و با او ازدواج می کرد دیگر در آینده حجاب به تنهایی دلیل اعتماد نخواهد بود، چون حجاب به تنهایی نشان از تقوای درونی زن نیست. این موج بی تقوایی و سوء استفاده از حجاب می تواند در آینده حجاب و حتی دین را با چالش جدی فرهنگی مواجه سازد و حتی جوانان مذهبی به ازدواج با سایر دختران که پوششی صادقانه و بدور از ریا دارند ، روی بیاورند.

پس هدف از حجاب، احتجاب و پوشاندن خود از هر گونه ارتباط ناسالم و لذت جویی حرام و نفسانی است و اگر این کار صورت نگیرد از حجاب سوء استفاده شده است.

                                              

 در جامعه ما برخی مانند دوزیستان در تیررس چشم خانواده و اهل محل باحجاب هستند اما در محیط کار و ناشناس بدون چادر و پوشش کامل است؛ این نوع حرکات به خاطر تضاد بین فشار فرهنگی مذهبی و گرایش خانواده و گرایش متفاوت زن و دختر امروزی است، دوست دارد بدون حجاب باشد اما خانواده و آشنایان از او نمی‌پذیرند لذا به دو زیستی پوششی روی می‌آورد این رفتار را می توان "نفاق پوششی" نام نهاد. بررسی دلایل چنین رفتارهای دوگانه و متضاد فرصتی جداگانه را می‌طلبد که حتما صاحب نظران به جای خود به بررسی آن پرداخته‌اند.

به نوعی دیگر می‌توان گفت که این دست رفتارها مختص جامعه ایران است که در حال گذر فرهنگی از حجاب و فرهنگ دینی و سنتی به گسیختگی و تشتت فرهنگی و غرب‌گرایی مدرن است و در جوامع دیگر این رفتارهای متضاد دیده نمی‌شود. در جوامع دیگر موج گرایش به حجاب، موج غالب و به روز جامعه است اما در ایران برعکس این جریان در حال وقوع است که تحلیل آن چشم پوشی می‌کنیم.

انتهای پیام/

,

این دست از افراد، حجاب را برای استفاده از مزیت هایش، دوست دارند تا به عنوان دختری با حجاب مورد توجه یا خواستگاری قرار گیرند و مورد نقد و انتقاد جامعه و افراد مذهبی و معتقد قرار نگیرند، این افراد حجاب را برای جلب اعتماد خانواده به سر می کنند تا به خاطر چادر داشتن به آنان اجازه حضور در مجامع خاصی داده شود؛ در حقیقت آنان آزادی در روابط را مدیون حجاب خود هستند  و به برکت حجاب از خانواده یا شوهر خود اجازه بیرون رفتن و تعاملات اجتماعی را می گیرند؛ اما به اعتبار حجاب خود خیانت کرده و کمال لذت را از ارتباط کلامی و مصاحبت و نگاه کردن و نگاه شدن می بَرند و گاهی این خیانت به نهایت رسیده و به کشیده شدن ورطه حرام و دریده شدن همین حجاب ظاهری می انجامد.

چنین حجابی که نتواند روابط بین دو نامحرم را کنترل کند و جلوی لذت جویی حرام را بگیرد خاصیت پرورش دهندگی، تکامل و ایمان حجاب را نخواهد داشت، وقتی بحث سوء استفاده از حجاب مطرح می شود شاید در نگاه اول فکرها به افرادی منحرف شود که باحجاب هستند اما روابط نامشروع دارند اما غیر آنها کسانی هستند که با پایمال کردن حرمت حجاب و فرهنگ و آینده فرهنگ حجاب، به این مقوله حجاب و عفاف ضربه می زنند .

این گروه از افراد اعتماد اجتماعی و تاریخی به زنان محجبه را نیز با سوء استفاده‌های نرم و نامحسوس از حجاب خدشه‌دار می‌کنند.

                                             

اگر تا چند سال قبل پسر جوانی به خاطر داشتن چادر و حجاب به دختر و تقوای او اعتماد می کرد و با او ازدواج می کرد دیگر در آینده حجاب به تنهایی دلیل اعتماد نخواهد بود، چون حجاب به تنهایی نشان از تقوای درونی زن نیست. این موج بی تقوایی و سوء استفاده از حجاب می تواند در آینده حجاب و حتی دین را با چالش جدی فرهنگی مواجه سازد و حتی جوانان مذهبی به ازدواج با سایر دختران که پوششی صادقانه و بدور از ریا دارند ، روی بیاورند.

پس هدف از حجاب، احتجاب و پوشاندن خود از هر گونه ارتباط ناسالم و لذت جویی حرام و نفسانی است و اگر این کار صورت نگیرد از حجاب سوء استفاده شده است.

                                              

 در جامعه ما برخی مانند دوزیستان در تیررس چشم خانواده و اهل محل باحجاب هستند اما در محیط کار و ناشناس بدون چادر و پوشش کامل است؛ این نوع حرکات به خاطر تضاد بین فشار فرهنگی مذهبی و گرایش خانواده و گرایش متفاوت زن و دختر امروزی است، دوست دارد بدون حجاب باشد اما خانواده و آشنایان از او نمی‌پذیرند لذا به دو زیستی پوششی روی می‌آورد این رفتار را می توان "نفاق پوششی" نام نهاد. بررسی دلایل چنین رفتارهای دوگانه و متضاد فرصتی جداگانه را می‌طلبد که حتما صاحب نظران به جای خود به بررسی آن پرداخته‌اند.

به نوعی دیگر می‌توان گفت که این دست رفتارها مختص جامعه ایران است که در حال گذر فرهنگی از حجاب و فرهنگ دینی و سنتی به گسیختگی و تشتت فرهنگی و غرب‌گرایی مدرن است و در جوامع دیگر این رفتارهای متضاد دیده نمی‌شود. در جوامع دیگر موج گرایش به حجاب، موج غالب و به روز جامعه است اما در ایران برعکس این جریان در حال وقوع است که تحلیل آن چشم پوشی می‌کنیم.

انتهای پیام/

,

این دست از افراد، حجاب را برای استفاده از مزیت هایش، دوست دارند تا به عنوان دختری با حجاب مورد توجه یا خواستگاری قرار گیرند و مورد نقد و انتقاد جامعه و افراد مذهبی و معتقد قرار نگیرند، این افراد حجاب را برای جلب اعتماد خانواده به سر می کنند تا به خاطر چادر داشتن به آنان اجازه حضور در مجامع خاصی داده شود؛ در حقیقت آنان آزادی در روابط را مدیون حجاب خود هستند  و به برکت حجاب از خانواده یا شوهر خود اجازه بیرون رفتن و تعاملات اجتماعی را می گیرند؛ اما به اعتبار حجاب خود خیانت کرده و کمال لذت را از ارتباط کلامی و مصاحبت و نگاه کردن و نگاه شدن می بَرند و گاهی این خیانت به نهایت رسیده و به کشیده شدن ورطه حرام و دریده شدن همین حجاب ظاهری می انجامد.

چنین حجابی که نتواند روابط بین دو نامحرم را کنترل کند و جلوی لذت جویی حرام را بگیرد خاصیت پرورش دهندگی، تکامل و ایمان حجاب را نخواهد داشت، وقتی بحث سوء استفاده از حجاب مطرح می شود شاید در نگاه اول فکرها به افرادی منحرف شود که باحجاب هستند اما روابط نامشروع دارند اما غیر آنها کسانی هستند که با پایمال کردن حرمت حجاب و فرهنگ و آینده فرهنگ حجاب، به این مقوله حجاب و عفاف ضربه می زنند .

این گروه از افراد اعتماد اجتماعی و تاریخی به زنان محجبه را نیز با سوء استفاده‌های نرم و نامحسوس از حجاب خدشه‌دار می‌کنند.

                                             

اگر تا چند سال قبل پسر جوانی به خاطر داشتن چادر و حجاب به دختر و تقوای او اعتماد می کرد و با او ازدواج می کرد دیگر در آینده حجاب به تنهایی دلیل اعتماد نخواهد بود، چون حجاب به تنهایی نشان از تقوای درونی زن نیست. این موج بی تقوایی و سوء استفاده از حجاب می تواند در آینده حجاب و حتی دین را با چالش جدی فرهنگی مواجه سازد و حتی جوانان مذهبی به ازدواج با سایر دختران که پوششی صادقانه و بدور از ریا دارند ، روی بیاورند.

پس هدف از حجاب، احتجاب و پوشاندن خود از هر گونه ارتباط ناسالم و لذت جویی حرام و نفسانی است و اگر این کار صورت نگیرد از حجاب سوء استفاده شده است.

                                              

 در جامعه ما برخی مانند دوزیستان در تیررس چشم خانواده و اهل محل باحجاب هستند اما در محیط کار و ناشناس بدون چادر و پوشش کامل است؛ این نوع حرکات به خاطر تضاد بین فشار فرهنگی مذهبی و گرایش خانواده و گرایش متفاوت زن و دختر امروزی است، دوست دارد بدون حجاب باشد اما خانواده و آشنایان از او نمی‌پذیرند لذا به دو زیستی پوششی روی می‌آورد این رفتار را می توان "نفاق پوششی" نام نهاد. بررسی دلایل چنین رفتارهای دوگانه و متضاد فرصتی جداگانه را می‌طلبد که حتما صاحب نظران به جای خود به بررسی آن پرداخته‌اند.

به نوعی دیگر می‌توان گفت که این دست رفتارها مختص جامعه ایران است که در حال گذر فرهنگی از حجاب و فرهنگ دینی و سنتی به گسیختگی و تشتت فرهنگی و غرب‌گرایی مدرن است و در جوامع دیگر این رفتارهای متضاد دیده نمی‌شود. در جوامع دیگر موج گرایش به حجاب، موج غالب و به روز جامعه است اما در ایران برعکس این جریان در حال وقوع است که تحلیل آن چشم پوشی می‌کنیم.

انتهای پیام/

,

این دست از افراد، حجاب را برای استفاده از مزیت هایش، دوست دارند تا به عنوان دختری با حجاب مورد توجه یا خواستگاری قرار گیرند و مورد نقد و انتقاد جامعه و افراد مذهبی و معتقد قرار نگیرند، این افراد حجاب را برای جلب اعتماد خانواده به سر می کنند تا به خاطر چادر داشتن به آنان اجازه حضور در مجامع خاصی داده شود؛ در حقیقت آنان آزادی در روابط را مدیون حجاب خود هستند  و به برکت حجاب از خانواده یا شوهر خود اجازه بیرون رفتن و تعاملات اجتماعی را می گیرند؛ اما به اعتبار حجاب خود خیانت کرده و کمال لذت را از ارتباط کلامی و مصاحبت و نگاه کردن و نگاه شدن می بَرند و گاهی این خیانت به نهایت رسیده و به کشیده شدن ورطه حرام و دریده شدن همین حجاب ظاهری می انجامد.

چنین حجابی که نتواند روابط بین دو نامحرم را کنترل کند و جلوی لذت جویی حرام را بگیرد خاصیت پرورش دهندگی، تکامل و ایمان حجاب را نخواهد داشت، وقتی بحث سوء استفاده از حجاب مطرح می شود شاید در نگاه اول فکرها به افرادی منحرف شود که باحجاب هستند اما روابط نامشروع دارند اما غیر آنها کسانی هستند که با پایمال کردن حرمت حجاب و فرهنگ و آینده فرهنگ حجاب، به این مقوله حجاب و عفاف ضربه می زنند .

این گروه از افراد اعتماد اجتماعی و تاریخی به زنان محجبه را نیز با سوء استفاده‌های نرم و نامحسوس از حجاب خدشه‌دار می‌کنند.

                                             

اگر تا چند سال قبل پسر جوانی به خاطر داشتن چادر و حجاب به دختر و تقوای او اعتماد می کرد و با او ازدواج می کرد دیگر در آینده حجاب به تنهایی دلیل اعتماد نخواهد بود، چون حجاب به تنهایی نشان از تقوای درونی زن نیست. این موج بی تقوایی و سوء استفاده از حجاب می تواند در آینده حجاب و حتی دین را با چالش جدی فرهنگی مواجه سازد و حتی جوانان مذهبی به ازدواج با سایر دختران که پوششی صادقانه و بدور از ریا دارند ، روی بیاورند.

پس هدف از حجاب، احتجاب و پوشاندن خود از هر گونه ارتباط ناسالم و لذت جویی حرام و نفسانی است و اگر این کار صورت نگیرد از حجاب سوء استفاده شده است.

                                              

 در جامعه ما برخی مانند دوزیستان در تیررس چشم خانواده و اهل محل باحجاب هستند اما در محیط کار و ناشناس بدون چادر و پوشش کامل است؛ این نوع حرکات به خاطر تضاد بین فشار فرهنگی مذهبی و گرایش خانواده و گرایش متفاوت زن و دختر امروزی است، دوست دارد بدون حجاب باشد اما خانواده و آشنایان از او نمی‌پذیرند لذا به دو زیستی پوششی روی می‌آورد این رفتار را می توان "نفاق پوششی" نام نهاد. بررسی دلایل چنین رفتارهای دوگانه و متضاد فرصتی جداگانه را می‌طلبد که حتما صاحب نظران به جای خود به بررسی آن پرداخته‌اند.

به نوعی دیگر می‌توان گفت که این دست رفتارها مختص جامعه ایران است که در حال گذر فرهنگی از حجاب و فرهنگ دینی و سنتی به گسیختگی و تشتت فرهنگی و غرب‌گرایی مدرن است و در جوامع دیگر این رفتارهای متضاد دیده نمی‌شود. در جوامع دیگر موج گرایش به حجاب، موج غالب و به روز جامعه است اما در ایران برعکس این جریان در حال وقوع است که تحلیل آن چشم پوشی می‌کنیم.

انتهای پیام/

,

این دست از افراد، حجاب را برای استفاده از مزیت هایش، دوست دارند تا به عنوان دختری با حجاب مورد توجه یا خواستگاری قرار گیرند و مورد نقد و انتقاد جامعه و افراد مذهبی و معتقد قرار نگیرند، این افراد حجاب را برای جلب اعتماد خانواده به سر می کنند تا به خاطر چادر داشتن به آنان اجازه حضور در مجامع خاصی داده شود؛ در حقیقت آنان آزادی در روابط را مدیون حجاب خود هستند  و به برکت حجاب از خانواده یا شوهر خود اجازه بیرون رفتن و تعاملات اجتماعی را می گیرند؛ اما به اعتبار حجاب خود خیانت کرده و کمال لذت را از ارتباط کلامی و مصاحبت و نگاه کردن و نگاه شدن می بَرند و گاهی این خیانت به نهایت رسیده و به کشیده شدن ورطه حرام و دریده شدن همین حجاب ظاهری می انجامد.

, این دست از افراد، حجاب را برای استفاده از مزیت هایش، دوست دارند تا به عنوان دختری با حجاب مورد توجه یا خواستگاری قرار گیرند و مورد نقد و انتقاد جامعه و افراد مذهبی و معتقد قرار نگیرند، این افراد حجاب را برای جلب اعتماد خانواده به سر می کنند تا به خاطر چادر داشتن به آنان اجازه حضور در مجامع خاصی داده شود؛ در حقیقت آنان آزادی در روابط را مدیون حجاب خود هستند  و به برکت حجاب از خانواده یا شوهر خود اجازه بیرون رفتن و تعاملات اجتماعی را می گیرند؛ اما به اعتبار حجاب خود خیانت کرده و کمال لذت را از ارتباط کلامی و مصاحبت و نگاه کردن و نگاه شدن می بَرند و گاهی این خیانت به نهایت رسیده و به کشیده شدن ورطه حرام و دریده شدن همین حجاب ظاهری می انجامد., این دست از افراد، حجاب را برای استفاده از مزیت هایش، دوست دارند تا به عنوان دختری با حجاب مورد توجه یا خواستگاری قرار گیرند و مورد نقد و انتقاد جامعه و افراد مذهبی و معتقد قرار نگیرند، این افراد حجاب را برای جلب اعتماد خانواده به سر می کنند تا به خاطر چادر داشتن به آنان اجازه حضور در مجامع خاصی داده شود؛ در حقیقت آنان آزادی در روابط را مدیون حجاب خود هستند  و به برکت حجاب از خانواده یا شوهر خود اجازه بیرون رفتن و تعاملات اجتماعی را می گیرند؛ اما به اعتبار حجاب خود خیانت کرده و کمال لذت را از ارتباط کلامی و مصاحبت و نگاه کردن و نگاه شدن می بَرند و گاهی این خیانت به نهایت رسیده و به کشیده شدن ورطه حرام و دریده شدن همین حجاب ظاهری می انجامد.,

چنین حجابی که نتواند روابط بین دو نامحرم را کنترل کند و جلوی لذت جویی حرام را بگیرد خاصیت پرورش دهندگی، تکامل و ایمان حجاب را نخواهد داشت، وقتی بحث سوء استفاده از حجاب مطرح می شود شاید در نگاه اول فکرها به افرادی منحرف شود که باحجاب هستند اما روابط نامشروع دارند اما غیر آنها کسانی هستند که با پایمال کردن حرمت حجاب و فرهنگ و آینده فرهنگ حجاب، به این مقوله حجاب و عفاف ضربه می زنند .

,

این گروه از افراد اعتماد اجتماعی و تاریخی به زنان محجبه را نیز با سوء استفاده‌های نرم و نامحسوس از حجاب خدشه‌دار می‌کنند.

,

                                             

, ,

اگر تا چند سال قبل پسر جوانی به خاطر داشتن چادر و حجاب به دختر و تقوای او اعتماد می کرد و با او ازدواج می کرد دیگر در آینده حجاب به تنهایی دلیل اعتماد نخواهد بود، چون حجاب به تنهایی نشان از تقوای درونی زن نیست. این موج بی تقوایی و سوء استفاده از حجاب می تواند در آینده حجاب و حتی دین را با چالش جدی فرهنگی مواجه سازد و حتی جوانان مذهبی به ازدواج با سایر دختران که پوششی صادقانه و بدور از ریا دارند ، روی بیاورند.

,

پس هدف از حجاب، احتجاب و پوشاندن خود از هر گونه ارتباط ناسالم و لذت جویی حرام و نفسانی است و اگر این کار صورت نگیرد از حجاب سوء استفاده شده است.

,

                                              

, ,

 در جامعه ما برخی مانند دوزیستان در تیررس چشم خانواده و اهل محل باحجاب هستند اما در محیط کار و ناشناس بدون چادر و پوشش کامل است؛ این نوع حرکات به خاطر تضاد بین فشار فرهنگی مذهبی و گرایش خانواده و گرایش متفاوت زن و دختر امروزی است، دوست دارد بدون حجاب باشد اما خانواده و آشنایان از او نمی‌پذیرند لذا به دو زیستی پوششی روی می‌آورد این رفتار را می توان "نفاق پوششی" نام نهاد. بررسی دلایل چنین رفتارهای دوگانه و متضاد فرصتی جداگانه را می‌طلبد که حتما صاحب نظران به جای خود به بررسی آن پرداخته‌اند.

,

به نوعی دیگر می‌توان گفت که این دست رفتارها مختص جامعه ایران است که در حال گذر فرهنگی از حجاب و فرهنگ دینی و سنتی به گسیختگی و تشتت فرهنگی و غرب‌گرایی مدرن است و در جوامع دیگر این رفتارهای متضاد دیده نمی‌شود. در جوامع دیگر موج گرایش به حجاب، موج غالب و به روز جامعه است اما در ایران برعکس این جریان در حال وقوع است که تحلیل آن چشم پوشی می‌کنیم.

,

انتهای پیام/

,

 

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه