یادداشت
نابود کردن گرانبهاترین آثار تاریخی اسلام توسط وهابیت
در کمتر کشوری به اندازه حجاز آثار باستانی مربوط به قرون نخستین اسلام وجود داشته است ،چرا که زادگاه اصلی اسلام آنجاست و آثار گرانبهایی از پیشوایان اسلام در جای جای این سرزمین دیده می شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به گزارش طوبی گلستان؛ حجة الاسلام والمسلمین بهرامعلی صفابخش کارشناس مسائل مذهبی، طی یاداشتی به مناسبت سالروز تخریب بقاع متبرکه ائمه بقیع توسط وهابیون در 8 شوال 1344 ه ق، نوشت: مراقد وقبور آنها، زادگاه آنها،آثار صحابه وتابعین وآثار گرانبهای امامان اهل بیت علیه السلام و دانشمندان وفقها وحتّی سلاطین ومراکز حکومت آنها ،آثار هنری ومعماری و...ولی «متعصبان خشک وهابی»غالب آنها را به بهانه واهی«آثارشرک»از میان بردند!وکمتر چیزی از این آثار پرارزش باقی مانده است و سزاوار است مسلمین برای نابودی این آثار گرانبها خون گریه کنند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, طوبی گلستان؛,امروز همه می دانیم هر ملتی برای اثبات اصالت خود برگذشته تاریخ خود تکیه می کند وآثار مهمی را که از گذشته باقی مانده است شاهد و گواه آن می شمرد وبه همین جهت از آثار تاریخی خود به دقت نگهداری می کند.
,اما این گروه در این سرزمین های مقدس تقریباً چیزی از آثار تاریخی اسلام را بجای نگذاشتند وهمه را ویران کرده واز میان بردند،آثاری که از نظر ارزش،بهایی نمی توان برای آنها تعیین کرد.
,نمونه بارز آن قبرستان بقیع است،این قبرستان مهمترین قبرستان در اسلام است که بخش مهمی از تاریخ اسلام را در خود جای داده و کتاب بزرگ وگویایی از تاریخ ما مسلمین است. قبور همسران و فرزندان پیامبر اسلام ، امامان اهل بیت علیه السلام ،فقها و علمای بزرگ، صحابه والامقام ،شهدای گرانقدر،سرداران رشید اسلام و ...همه وهمه در آن جای دارد؛ شاید بیش از ده هزار صحابی در آن جا مدفون است وبه یک معنی بخش عظیمی از تاریخ اسلام در دل بقیع نهفته است .
,ولی اکنون که وارد بقیع می شویم ویرانه ای غریب،بدون هیچ علامت ونشانه می بینیم که اشک را از دیدگان انسان سرازیر می کند .این متعصبان خشک با نهایت تأسف این آثار گرانبهای تاریخی را به بهانه واهی «مبارزه با شرک» از میان برده اند وجهان اسلام راگرفتار خسارت عظیمی کرده اند که هرگز نمی توان آن را جبران کرد.
,راستی که انسان متعصب چقدر خطر آفرین است و سرمایه های ارزشمند کشور خود را چگونه برباد می دهد،سرمایه هایی که به همه تعلق دارد به انسان های امروز وگذشته وآینده.
,,
تضادّی دیگر:چرا هنوز بارگاه پیامبر برپاست؟!
,کسانی که به مکه ومدینه مشرف شده اند،می دانند علی رغم ویرانی تمام قبرستان بقیع وقبور شهدای احد وغیر آنها، گنبد وبارگاه ملکوتی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله برپاست ومسلمانان از همه جای دنیا به زیارت آن حضرت می شتابند واین وضع سوال مهمی در اذهان همه زائران ترسیم می کند ، که چرا این گروه به سراغ بارگاه پیامبر (ص) نرفته اند؟!
,حقیقت آنست که آنها خود را کوچک تر از آن دیدندکه دست به این کار زنند. وتمام جهان اسلام را بر ضد خود بشورانند.آری وهابییهای متعصب نتوانستند ،بارگاه ملکوتی پیامبر اسلام (ص) را از میان بردارند ،وگنبد خضرا را ویران سازند وضریح مقدس حضرت را نابود کنند.
,هنگامی که از آنها سوال شد چگونه تمام وبارگاهایی را که برفراز قبور ائمه بقیع علیه السلام وشهدای احد وغیر آنها بود از میان برداشتید ولی گنبد وبارگاه پیامبر همچنان پاربرجاست؟ این تناقض در عمل چه مفهمی دارد؟ اگر اینها نشانه بت پرستی وشرک است ، چرا این نشانه بزرگ را در کنار این مسجد باشکوه وبا عظمت نگه داشته اید،واگر نیست ،چرا بقیه را از میان برداشته اید؟آنها پاسخی در برابر این سوال ندارند وبراستی وا می مانند.در یکی از سفرهای زیارتی که مدت ها قبل داشتم به دیدار «امام مدینه»رفتم واز او که مرد فاضل و با انصافی بود همین سوال را کردم.او سعی کرد با ذکر یک داستان تاریخی ذهن مرا از این سؤال آزار دهنده و بدون جواب منصرف کند؛ داستانی مربوط به زمان«ناصرالدوله» نقل کرد که دونفر یهودی از خانه های مجاور حرم نقب زده بودند که به قبرپاک پیامبر(ص) دست یابند.«ناصرالدوله»در خواب دید که پیامبر(ص) به او می گوید مرا از دست این دو نفر نجات بده! چندبار در چند شب این خواب تکرار شد.او در حیرت فرو رفت وفهمید خبری در مدینه است. به مدینه آمد وتمام مردم شهر را به صف کرد ونگاه کرد آن دونفر را که در خواب دیده بود،در میان آنها دید، دستور داد آنها را گرفتند وتوطئه را خنثی کرد ومجازات سختی برای آنها قائل شد.
,سپس دستور داد اطراف قبر شریف راکندند وآن را با فلزگداخته پرکردند تا دیواری پولادین به وجود آید وکسی جرأت این گونه کارها را در آینده نداشته باشد.روشن است که این جواب هرگز قانع کننده نبود، زیرا حدّاکثر ساختن بخش زیر زمین قبر مطهّر را توجیه می کرد، ولی جوابی برای گنبد وبارگاه و ضریح محسوب نمی شد،امّا رعایت ادب واحساس این که طرف مقابل حرفی برای گفتن ندارد وممکن است شرمنده شود، مانع از ادمه بحث از طرف اینجانب شد.
,اخیراً شنیده شد که یکی از متعصبان وهابی گفته است در آینده گنبد وبارگاه پیغمبر(ص) را نیز خراب خواهیم کرد که البته این سخن هرچند با اصول فکری متعصبان آنها سازگار است ،ولی به یقین هرگز چنین جرأتی در برابر جهان اسلام نخواهند داشت، به خصوص این که با پیدا شدن موج جدید در میان اعتدال گرایان این مسلک، هرگز چنین حادثه ای رخ نخواهد داد وکسی جرأت براین کار نخواهد داشت.
,عجب این که این سخن را به پیشوای وهّابیّون محمدبن عبدالوهاب نیز نسبت داده اند. ولی او در بعضی از سخنانش چنین نسبتی را کذب دانسته است، هرچند حسن بن فرحان مالکی در کتاب خود«داعیه ولیس نبیّاً» چنان که در پایان همین کتاب خواهد آمد- معتقداست در کلمات شیخ محمّداشاره ای به این سخن دیده می شود که اگر توانایی یابم گنبد وبارگاه پیامبر(ص) را نیز ویران می کنم! .
,حجةالاسلام بهرامعلی صفا بخش
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه