امدادهای غیبی و شگفتی های انقلاب اسلامی ایران

امدادهای غیبی و شگفتی های انقلاب اسلامی ایران
آیا می توان همه ی این حوادث را که دشمن برای ضربه زدن به انقلاب آغاز می کند و کلی هم روی آن سرمایه گذاری می کند اما به گونه ای معجزه وار به نفع انقلاب و اسلام تمام می شود اتفاقی و تصادفی فرض کرد؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، شگفتی های انقلاب اسلامی یکی دوتا نیست، تقریباً حوادث مهم انقلاب که منجر به پیروزی های بزرگ و راهبردی برای انقلاب گردید همگی شگفت انگیز، غیر عادی و معجزه وار است، یکی از جهات غیرعادی بودن آنها این است که همه ی این حوادث در ابتدا به دست دشمن آغاز شده، اما در پایان صد درصد به نفع ما و به ضرر دشمن تمام شده است، حال اگر یکی دو تا از این حوادث اینگونه بود، می شد گفت که از سر اتفاق بوده ولی وقتی تقریباً همه ی آنها از این ویژگی برخوردار بوده اند، آنها را باید از نصرت های الهی و امدادهای غیبی تلقی کرد، در اینجا به سیر بعضی از حوادث مهم انقلاب نظر می کنیم تا این خصوصیت معجزه گونه را در آن ملاحظه کنیم:

, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,

ـ قیام ۱۹ دی مردم قم: که جرقه ی انقلاب اسلامی بود، اما آغازگر آن چاپ مقاله ی اهانت آمیز از طرف رژیم شاه در روزنامه ی اطلاعات بود.

,

ـ قیام ۲۹ بهمن تبریز: که کلید آغاز آن اهانت یکی از مأمورین رژیم به مسجد محل برگزاری مراسم چهلم شهدای قم بود.

,

ـ حادثه ی سینما رکس آبادان: که برای بدنام کردن نیروهای مبارز انقلابی به دست رژیم شاه ایجاد شد، اما کسی این اتهام را باور نکرد و نتیجه ی معکوس داد و دشمنی های مردم نسبت به شاه کماً و کیفاً رو به فزونی گذارد که این قضیه برای طوفان انقلاب بسیار لازم بود.

,

ـ حماسه ی ۱۷ شهریور: که باعث حضور حداکثری مردم در صحنه های مختلف انقلاب گردید.

,

ـ هجرت امام به پاریس: که بر اثر فشارهای سیاسی رژیم شاه به رژیم بعث عراق، امام مجبور شدند عراق را ترک کنند و با مهاجرت به پاریس ارتباط ایشان با حرکت های انقلابی داخل کشور آسان تر و سریع تر گشت.

,

ـ فتح لانه ی جاسوسی: که در عکس العمل به پناه دادن شاه توسط دولت آمریکا، دانشجویان اقدام به تصرف سفارت آمریکا در تهران می کنند، قصد دانشجویان از این اقدام، وادار کردن آمریکا به استرداد شاه به ایران برای محاکمه وی بود، اما شاه در این زمان به درک واصل شد و موضوع خود به خود منتفی شد، اما آثار و برکات این اقدام برای انقلاب تا زمان حاضر نیز ادامه دارد که شرح آن را در جای خود بیان خواهیم کرد.

,

ـ جنگ تحمیلی: که دشمن خونخوار انقلاب یعنی صدام حسین با چراغ سبز آمریکا، برای نابودی انقلاب آن را آغاز نمود، اما پس از گذشت سال ها از پایان جنگ، امروزه همه می دانند که قدرت سیاسی ـ نظامی ایران مرهون جنگاوری مردان دلاوری است که در مکتب خمینی رزم عاشورایی آموختند و خداوند نیز اجر صبوری های امام و امت و خون شهیدان دفاع مقدس را، قدرت سیاسی بی سابقه ی امروز ایران در صحنه ی جهان و نابودی و اضمحلال دشمنانش قرار داده است.

,

ـ حادثه ی هفتم تیر: که اقدامی جنایتکارانه از طرف گروهک های ضد انقلاب بود، اما به قول حضرت امام خمینی باعث بیداری مردم در رابطه با ماهیت پلید گروهک ها و نابودی آنها و اثبات مظلومیت رهبران نظام شد.

,

ـ قبول قطعنامه ی آتش بس جنگ تحمیلی از طرف امام که فشارهای اقتصادی، نظامی و سیاسی آن را به امام تحمیل کرد اما بازتاب ها و نتائج قبول قطعنامه صد در صد به نفع ایران و به ضرر دشمن تمام شد.

,

ـ اشغال دو کشور عراق و افغانستان برای محاصره ی نظامی ایران و ضربه زدن به حرکت رو به رشد اسلام گرایی با گرایش شیعی و عاشورایی در منطقه ی خاور میانه و بلکه کل جهان، که نتیجه ی این حرکتِ مستکبرین جهان به رهبری آمریکا، ابتدا باعث نابودی دو رژیم دشمن انقلاب، یعنی رژیم بعث عراق و رژیم طالبان در افغانستان گردید و سپس موجب گسترش نفوذ سیاسی بی سابقه ی ایران در منطقه و جهان شد. با این حرکت آمریکا و متحدینش در منطقه ی خاورمیانه، ایران کوچکترین ضرری نکرد اما آمریکا قدرت سیاسی و اقتصادی سابق خود را از دست داد.

,

پرچم ایران

, پرچم ایران, پرچم ایران,

حال سؤال این است: آیا می توان همه ی این حوادث را که دشمن برای ضربه زدن به انقلاب آغاز می کند و کلی هم روی آن سرمایه گذاری می کند اما به گونه ای معجزه وار به نفع انقلاب و اسلام تمام می شود اتفاقی و تصادفی فرض کرد، اتفاق و تصادف در یک مجموعه ی حوادث، یک بار یا دو بار قابل تصور است، اما تکرار مکرر این پیروزی ها، که باعث و محرک اولیه ی همه ی آنها دشمن انقلاب بوده را نمی توان اتفاقی فرض کرد، بلکه همه ی آنها را می توان حاکی از نصرت های بی سابقه ی الهی در جهت پیروزی حق بر باطل و غلبه ی نهـایی اسلام بر کفر جهانی دانست، برای آنها که ایمان به قدرت الهی و ایمان به امور غیبی دارند، پذیرفتن امدادهای غیبی در این حوادث هیچ گونه استبعادی ندارد.

,

حال به موضوع پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن سال ۵۷ می پردازیم؛ نحوه ی شکل گیری درگیری ها ۲۰ بهمن تا ۲۲ بهمن که منجر به پیروزی انقلاب گردید، نشانی آشکار و عیان از امدادهای غیبی الهی دارد باز هم می بینیم کلید پیروزی ۲۲ بهمن هم تحرک اشتباه دشمن بود، البته این اشتباه دشمن از آثار قضیه بازگشت امام به کشور بود، شاید تعجب کنید که بگوئیم ریشه ی این حرکت اشتباه، ممانعت دولت بختیار از پخش مستقیم مراسم ورود امام به فرودگاه مهرآباد بود، در آن زمان کسی فکر نمی کرد که این حرکت بختیار جرقه ی جنگ مسلحانه ای خواهد شد که نتیجه ی این جنگ که دو روز هم بیشتر طول نکشید سقوط دولت بختیار و فرار او از کشور و پیروزی نهایی انقلاب خواهد گردید.

,

ما در اینجا به بررسی این قضیه می پردازیم تا بار دیگـر ایـن کلام گوهربار مولایمان علی بن ابیطالب (علیه السلام) را به نظاره بنشینیم که فرمودند: «چنان امور عالم ذلیل و تسلیم مقدارات الهی هستند که گاهی سقوط یک شخص در تدبیر او قرار می گیرد» و از این کلام عبرت می گیریم که خداوند پیروزی های مکرر انقلاب اسلامی و سقوط پی در پی دشمنانش را در تدبیر آنان قرارداده است.

,

در صبحگاه دوازدهم بهمن ۱۳۵۷ مردم ایران دو دسته شده بودند، یک دسته در خیابان های تهران در مسیر حرکت امام از فرودگاه به بهشت زهرا یا اطراف فرودگاه مهرآباد و یا در خود بهشت زهرا، در اطراف محل سخنرانی امام گرد آمده بودند که در آن زمان این جمعیت حدود ۱۰ میلیون نفر تخمین زده می شد، و دسته ی دیگر که شامل بقیه ی مردم ایران در سراسر کشور می شد، آنهایی بودند که توفیق حضور در مراسم استقبال از امام را نداشتند، لذا پای تلویزیون ها برای تماشای پخش مستقیم مراسم ورود امام به کشور نشسته بودند. همه ی آنها که آن زمان را درک کرده اند می دانند که مردم چگونه بی صبرانه و در اوج احساسات عاشقانه و محبت آمیز نسبت به امام منتظر قدوم آن عزیز سفر کرده بودند. ملت انقلابی ایران، صبح روز ۱۲ بهمن پای تلویزیون ها لحظه شماری می کردند تا تصویر امام خود را بر صفحه ی تلویزیون هنگام خروج از هواپیما ببینند، اما در آستانه ی این لحظه ی تاریخی و پر التهاب، ناگهان تصویر تلویزیون قطع می شود و به جای آن تصویر شاه و سرود شاهنشاهی پخش می شود، مردم برای یک لحظه در جای خود خشکشان می زند، آنها به جای تصویر امام عزیزشان، تصویر کسی را می دیدند که دستش به خون فرزندانشان آغشته بود، پس از آن شوک اولیه از دیدن این تصویر نابهنجار ناگهان همه به طرف تلویزیون های خود هجوم می برند، بعضی آن را خاموش کردند، بعضی به آن ضربه زدند و حتی عده ای از مردم، تلویزیون های خود را شکستند و به بیرون از خانه پرتاب کردند[۱].

, [۱],

بعد از این حرکت احمقانه ی دولت بختیار، او تحت شدیدترین فشار افکارعمومی قرار گرفت، بختیار در دفاع از خود، تقصیر را به گردن مأمورین حکومت نظامی مستقر در صدا و سیما انداخت، اما این عذر تقصیر هیچ فایده ای نداشت و بحران دیگری دامن دولت بختیار را گرفته بود، بطوری که برای فرار از این بحران، مجبور شد که قبول کند بار دیگر در یک زمان مناسب این مراسم از تلویزیون پخش شود، زمان پخش عصر جمعه ۲۰ بهمن تعیین شد، و خداوند که تنها طراح و کارگردان حوادث هستی است، جرقه ی درگیری های مسلحانه ی ۲۱ و ۲۲ بهمن را در همین پخش تلویزیونی مراسم ورود امام به کشور قرار داد. نحوه ی شکل گیری واقعه به این ترتیب بوده است که عده ای از نظامیان طرفدار امام در یکی از آسایشگاه های پادگان نیروی هوایی تهران، برای تماشای صحنه های تاریخی ورود امام به ایران اجتماع کرده بودند؛ وقتی چهره ی نورانی امام بر صفحه ی تلویزیون ظاهر می شود، جوانان غیرتمند ارتشی برای سلامتی امام صلواتی ختم می کنند که طنین صدای با صلابت و مردانه ی آنها در تمام پادگان می پیچد، در این هنگام گاردی های طرفدار شاه که در پادگان حضور داشتند از شنیدن صدای صلوات به شدت خشمگین می شوند و به آسایشگاه مذکور، بطور مسلحانه حمله می کنند، و تعدادی از نفرات حاضر در آن محل را به خاک و خون می کشند؛ در عکس العمل به این هجوم ناجوانمردانه، سربازان دلیر انقلاب در این آسایشگاه، برای دفاع از خود به اسلحه خانه ی پادگان هجوم می برند و پس از مسلح شدن، به مصاف نیروهای گارد شاهنشاهی می روند، به این ترتیب درگیری های شدیدی در پادگان شکل می گیرد؛ صدای تیراندازی شدید در پادگان، مردم تهران را کنجکاو و نگران می کند که در این پادگان چه خبر است، بزودی همه می فهمند که درگیری بین نظامیان طرفدار امام و گاردی های طرفدار شاه است، لذا جمعیت زیادی به کمک همافران و ارتشیان انقلابی داخل پادگان می شتابند، و در اطراف پادگان اجتماع می کنند، به این ترتیب پادگان به محاصره ی ده ها هزار نفر از مردم انقلابی تهران در می آید؛ خبر می رسد که تعداد زیادی از همافران داخل پادگان به شهادت رسیده اند، گاردی ها، همچنین مردم محاصره کننده پادگان را هدف قرار دادند وعده ای از آنها را بی محابا به شهادت رساندند. جمعه شب خونین به صبح ۲۱ بهمن نزدیک می شد در حالی که عده ی زیادی در پادگان و اطراف آن به شهادت رسیده بودند.

,

از بامداد روز شنبه نیروهای دیگری از لشگر گارد برای سرکوبی مردم و پرسنل انقلابی داخل پادگان اعزام می شوند، اما با خیل عظیم مردمی روبرو می شوند که مسلح به کوکتل مولوتف هستند و تانک ها را با آن هدف قرار می دهند، در این زمان تعداد زیادی نیز با سلاح های داخل پادگان که توسط همافران و ارتشیان طرفدار انقلاب از لای نرده ها به آنها تحویل داده شده بود، مسلح می شوند، مردم در مدت کوتاهی کیسه و گونی جمع می کنند و اقدام به سنگربندی در اطراف پادگان و راه های دسترسی به آن می نمایند، بدین ترتیب افراد کمکی گارد، نتوانستند به صحنه ی اصلی نبرد دست یابند و در بین راه توسط مردم سرکوب شدند؛ از ظهر ۲۱ بهمن پادگان نیروی هوایی کاملاً به تصرف نظامیان طرفدار انقلاب و مردم در آمد، سلاح های پادگان که به دست مردم افتاده بود در راه تصرف دیگر مراکز رژیم شاه به کار گرفته شد و تمام تهران تبدیل به صحنه ی یک جنگ مسلحانه ی مردمی علیه رژیم شاهنشاهی می شود، از هر گوشه ی شهر صدای رگبار مسلسل بلند بود، هزاران نفر اسلحه بدست در خیابان ها به طرف مناطق مهم و حساس مانند کلانتری ها، پادگان ها، نخست وزیری، صداوسیما، کاخ های شاه و دیگر مناطق حساس شهر در حرکت بودند؛ ارتش و بختیار چاره را در آن دیدند که برای خالی کردن خیابان ها از مردم مسلح که می رفت به سرعت رژیم شاه را از پا درآورند، از ساعت ۵/۴ بعد ازظهر اعلام حکومت نظامی کنند، اما امام هوشیار و زیرک انگار که به عمق توطئه پی برده باشند به مردم دستور دادند که به حکومت نظامی اعتنا نکنند و خیابان ها را ترک نکنند. این فرمان امام، درآن زمان، خطرناک تلقی می شد، اما بعد از پیروزی انقلاب، معلوم شد که قرار بوده در ساعات حکومت نظامی، ارتش به مقر امام هجوم برده و ایشان را دستگیر و به نقطه ای نامعلوم انتقال دهند و اطرافیان ایشان را هم دستگیر و یا قتل عام کنند؛ بار دیگر تفضلات و نصرت های الهی بر ذهن و قلب امام جاری شد و ایشان با صدور فرمان شکستن حکومت نظامی، این توطئه بسیار خطرناک را خنثی کردند. این  فرمان ساده و کوتاه، شلیک تیر خلاص به ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی در ایران بود؛ مردم خود را در مقابل حکم شرعی نایب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مکلف می دیدند که در خیابان ها باقی بمانند و همه ی آنها هم که در خانه ها بودند به خیابان ها ریختند؛ دیده شده بود بعضی افراد که بیمار و زمین گیر بودند از اطرافیان خود خواهش می کردند که بستر آنها را به کوچه و خیابان ببرند تا آنها هم به تکلیف شرعی خود عمل کنند، و به این ترتیب با این حضور عمومی مردم در سطح خیابان ها، همه ی توطئه های دشمن خنثی شد و روز ۲۲ بهمن با یک ضربت مردم ولایت پذیر تهران کار رژیم برای همیشه ساخته شد[۲]، امام خود درباره ی این پیام سرنوشت ساز که منجر به شکست آخرین مقاومت های رژیم شاه شد پس از پیروزی انقلاب فرمودند:

, [۲],

« … دیدید که با اطلاعیه ای که صادرکردم، حکومت نظامی شکسته شد، و بعد هم دیدیم که توطئه بود و همانطور که متوجه شدید قرار بود همان شب کودتا کنند و مردم را از بین ببرند، آن هم خواست خدا بود که باید این طور می شد…[۳]»

, [۳],

امام خمینی

, امام خمینی, امام خمینی,

امام خمینی در کنار دخترشان

,

 

,

آری این فرمان، خواست خدا بود، و شاید حساس ترین و مهم ترین امداد غیبی الهی در طول تاریخ انقلاب اسلامی هم بود، چرا که ضربه ی نهایی را به پیکر رژیم شاه وارد نمود و معلوم نبود اگر این فرمان صادر نمی شد چه اتفاقی می افتاد و چه بر سر انقلاب و امام می آمد؛ اما همیشه خداوند در حساس ترین و خطرناک ترین لحظات، انقلاب را به پیروزی رسانده و دشمن غدار و مجهز را به خذلان و هزیمت کشانده، و البته این قضیه ده ها بار در تاریخ انقلاب اتفاق افتاده و در حوادث آینده نیز باز هم نصرت های الهی در جهت حفظ انقلاب اسلامی را بطور مکرر خواهیم دید.

,

_________________________________________

,

 صاحب نیوز- محسن کاظمی (مدرس حوزه و دانشگاه)

,  صاحب نیوز- محسن کاظمی (مدرس حوزه و دانشگاه)]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه