سرویس طنز؛
نمایش نامه ای به رنگ فریب
بازیگران: کلفت- کویتچی- مردم خوش باور - جوانان انقلابی «صحنه تاریک است در گوشه ای از صحنه صدای به هم خوردن تعدادی کلید می آید صدا بیشتر میشود مردی در گوشه ی صحنه ایستاده و میگوید ۱۰۰ روزه درستش می کنم»[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از «دانشجویان بیدار» نمایش نامه ی به رنگ فریب - بازیگران: کلفت- کویتچی- مردم خوش باور - جوانان انقلابی
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجویان بیدار,
«صحنه تاریک است در گوشه ای از صحنه صدای به هم خوردن تعدادی کلید می آید صدا بیشتر میشود
مردی در گوشه ی صحنه ایستاده و میگوید ۱۰۰ روزه درستش می کنم»
کلفت: کویتچی به نظرت برنامش چیه
کویتچی: کلفت جان به نظرم رو تو بسته میخواد تو بری واسش ی کاری بکنی
کلفت: من
کویتچی: پس کی، زبانت قوی نیست که هست با اونا نشست و برخاست نداشتی که داشتی خارج رفته نیستی که هستی فقط
کلفت : فقط چی ؟؟؟
کویتچی: هیچی میخواستم بگم که ، اصلا میدونی هسته ای و مشکل ما با غرب و تحریم وگره زدن مشکلات اقتصادی مملکت به تحریم ها وfatf و... چیه که ولش کن مهم نیست خودم ی جوری ردیفش می کنم
(تابلویی که رویش نوشته چند وقت بعد توسط فردی از جلوی سن رد میشود)
جوانان انقلابی: بابا این چ وضعشه ن چرخ زندگی مردم چرخید ن چرخ سانتریفیوژ ها، این چه توافقی بستین، خوب اگه قرار بود اینطوری می نوشتیم که خیلی زودتر از اینا باهشون می بستیم
کویتچی: تا کور بشه چشمای کسایی که نمیتونن آفتاب برجام رو ببینن دلواپسای افراطی تند روی فلان فلان شده
« پرده بسته میشود مجددا پرده ها به کنار رفته و تماشاچی به قسمت های تازه ای از این بازی پی می برد
کویتچی: کلفت جون حال داری ی بازی با هم بکنیم
کلفت: ن جون کویتچی اصلا حالش نیست، اینقدر این غربی ها نامردن هر کار می کنم بازم بهم خیانت می کنن، خدا ازم بگذره اون جریان توتال هیچوقت یادم نمیره با اون همه مکافات فرانسه رو به خطش کردم حالا خیر ندیده رفته نشسته منافقایی که علیه کشورما کار می کنن رو تو کشورش راه انداخته، جراتم نمی کنیم ی بیانیه ای چیزی بدیم که نکنه خیر سرشون ناراحت بشن اونم از بان کی مون که
کویتچی: ( صحبت کلفت را قطع می کند)بابا ولش کن ، خودت رو عذاب نده اگه قول بدی باهم بازی کنی بهت ی راهکار خوب میدم
کلفت: قول، قول میدم بگو خواهشا تا زودتر از این گرداب خلاص بشم
کویتچی: باشه پس بیا بازی کنیم تا بعد بهت بگم
کلفت: باشه چیبازی ای؟؟؟
کویتچی: بازیش از این قراره که هر کی بیشتر دروغبگه برندس
کلفت: باشه پس اول تو بگو
کویتچی: من، باشه
تحریم دلار ریشه تو تحریم اولیه داره و اصلا هیچ ربطی به بحث هسته ای نداره یا مثلا امروز برای انتقال پول های مختلف به کشور هیچمشکلی نداریم یا در برجام تمام شروط رهبری عملیاتی شد یا...
کلفت: هووو بسه بابا چخبره، یک مسابقه ی سادس هااا، کنتور که نمیندازه
کویتچی: خوب حالا تو بگو
کلفت: ی روز کویتچی میره شبکه ی ۲ گفت و گوی ویژه خبری هر چی میگه راست میگه
کویتچی: ای نامرد دمت گرم، تو بردی بیا راهکارو بهت بدم، این تلفنو بردار یه زنگ بزن به بانکی مون یا هر کی دوس داری سر جیغ بزن بعدم فوت کن و گوشی رو هم قطع کن
کلفت: همین
کویتچی: آره بابا همین کلیه، خیلی تاثیرگذاره، باید حساب کار دستشون بیاد که ما هم می فهمیم ولی به روی خودمون نمیاریم
کلفت : کویتچی جون تو واقعاذمنو یاد جیبوتی میندازی، قوی بزرگ
دمت گرم
« پرده جمع میشود»
و مردم خوش باوری که به تماشای بازی این بازیگران ادامه می دهند و صدایشان در نمی آید که تا کی فریب تا کی نیرنگ
مگر ما به شما چه هیزم تری فروخته بودیم
انتهای خبر/
«صحنه تاریک است در گوشه ای از صحنه صدای به هم خوردن تعدادی کلید می آید صدا بیشتر میشود
مردی در گوشه ی صحنه ایستاده و میگوید ۱۰۰ روزه درستش می کنم»
کلفت: کویتچی به نظرت برنامش چیه
کویتچی: کلفت جان به نظرم رو تو بسته میخواد تو بری واسش ی کاری بکنی
کلفت: من
کویتچی: پس کی، زبانت قوی نیست که هست با اونا نشست و برخاست نداشتی که داشتی خارج رفته نیستی که هستی فقط
کلفت : فقط چی ؟؟؟
کویتچی: هیچی میخواستم بگم که ، اصلا میدونی هسته ای و مشکل ما با غرب و تحریم وگره زدن مشکلات اقتصادی مملکت به تحریم ها وfatf و... چیه که ولش کن مهم نیست خودم ی جوری ردیفش می کنم
(تابلویی که رویش نوشته چند وقت بعد توسط فردی از جلوی سن رد میشود)
جوانان انقلابی: بابا این چ وضعشه ن چرخ زندگی مردم چرخید ن چرخ سانتریفیوژ ها، این چه توافقی بستین، خوب اگه قرار بود اینطوری می نوشتیم که خیلی زودتر از اینا باهشون می بستیم
کویتچی: تا کور بشه چشمای کسایی که نمیتونن آفتاب برجام رو ببینن دلواپسای افراطی تند روی فلان فلان شده
« پرده بسته میشود مجددا پرده ها به کنار رفته و تماشاچی به قسمت های تازه ای از این بازی پی می برد
کویتچی: کلفت جون حال داری ی بازی با هم بکنیم
کلفت: ن جون کویتچی اصلا حالش نیست، اینقدر این غربی ها نامردن هر کار می کنم بازم بهم خیانت می کنن، خدا ازم بگذره اون جریان توتال هیچوقت یادم نمیره با اون همه مکافات فرانسه رو به خطش کردم حالا خیر ندیده رفته نشسته منافقایی که علیه کشورما کار می کنن رو تو کشورش راه انداخته، جراتم نمی کنیم ی بیانیه ای چیزی بدیم که نکنه خیر سرشون ناراحت بشن اونم از بان کی مون که
کویتچی: ( صحبت کلفت را قطع می کند)بابا ولش کن ، خودت رو عذاب نده اگه قول بدی باهم بازی کنی بهت ی راهکار خوب میدم
کلفت: قول، قول میدم بگو خواهشا تا زودتر از این گرداب خلاص بشم
کویتچی: باشه پس بیا بازی کنیم تا بعد بهت بگم
کلفت: باشه چیبازی ای؟؟؟
کویتچی: بازیش از این قراره که هر کی بیشتر دروغبگه برندس
کلفت: باشه پس اول تو بگو
کویتچی: من، باشه
تحریم دلار ریشه تو تحریم اولیه داره و اصلا هیچ ربطی به بحث هسته ای نداره یا مثلا امروز برای انتقال پول های مختلف به کشور هیچمشکلی نداریم یا در برجام تمام شروط رهبری عملیاتی شد یا...
کلفت: هووو بسه بابا چخبره، یک مسابقه ی سادس هااا، کنتور که نمیندازه
کویتچی: خوب حالا تو بگو
کلفت: ی روز کویتچی میره شبکه ی ۲ گفت و گوی ویژه خبری هر چی میگه راست میگه
کویتچی: ای نامرد دمت گرم، تو بردی بیا راهکارو بهت بدم، این تلفنو بردار یه زنگ بزن به بانکی مون یا هر کی دوس داری سر جیغ بزن بعدم فوت کن و گوشی رو هم قطع کن
کلفت: همین
کویتچی: آره بابا همین کلیه، خیلی تاثیرگذاره، باید حساب کار دستشون بیاد که ما هم می فهمیم ولی به روی خودمون نمیاریم
کلفت : کویتچی جون تو واقعاذمنو یاد جیبوتی میندازی، قوی بزرگ
دمت گرم
« پرده جمع میشود»
و مردم خوش باوری که به تماشای بازی این بازیگران ادامه می دهند و صدایشان در نمی آید که تا کی فریب تا کی نیرنگ
مگر ما به شما چه هیزم تری فروخته بودیم
انتهای خبر/
«صحنه تاریک است در گوشه ای از صحنه صدای به هم خوردن تعدادی کلید می آید صدا بیشتر میشود
مردی در گوشه ی صحنه ایستاده و میگوید ۱۰۰ روزه درستش می کنم»
کلفت: کویتچی به نظرت برنامش چیه
کویتچی: کلفت جان به نظرم رو تو بسته میخواد تو بری واسش ی کاری بکنی
کلفت: من
کویتچی: پس کی، زبانت قوی نیست که هست با اونا نشست و برخاست نداشتی که داشتی خارج رفته نیستی که هستی فقط
کلفت : فقط چی ؟؟؟
کویتچی: هیچی میخواستم بگم که ، اصلا میدونی هسته ای و مشکل ما با غرب و تحریم وگره زدن مشکلات اقتصادی مملکت به تحریم ها وfatf و... چیه که ولش کن مهم نیست خودم ی جوری ردیفش می کنم
(تابلویی که رویش نوشته چند وقت بعد توسط فردی از جلوی سن رد میشود)
جوانان انقلابی: بابا این چ وضعشه ن چرخ زندگی مردم چرخید ن چرخ سانتریفیوژ ها، این چه توافقی بستین، خوب اگه قرار بود اینطوری می نوشتیم که خیلی زودتر از اینا باهشون می بستیم
کویتچی: تا کور بشه چشمای کسایی که نمیتونن آفتاب برجام رو ببینن دلواپسای افراطی تند روی فلان فلان شده
« پرده بسته میشود مجددا پرده ها به کنار رفته و تماشاچی به قسمت های تازه ای از این بازی پی می برد
کویتچی: کلفت جون حال داری ی بازی با هم بکنیم
کلفت: ن جون کویتچی اصلا حالش نیست، اینقدر این غربی ها نامردن هر کار می کنم بازم بهم خیانت می کنن، خدا ازم بگذره اون جریان توتال هیچوقت یادم نمیره با اون همه مکافات فرانسه رو به خطش کردم حالا خیر ندیده رفته نشسته منافقایی که علیه کشورما کار می کنن رو تو کشورش راه انداخته، جراتم نمی کنیم ی بیانیه ای چیزی بدیم که نکنه خیر سرشون ناراحت بشن اونم از بان کی مون که
کویتچی: ( صحبت کلفت را قطع می کند)بابا ولش کن ، خودت رو عذاب نده اگه قول بدی باهم بازی کنی بهت ی راهکار خوب میدم
کلفت: قول، قول میدم بگو خواهشا تا زودتر از این گرداب خلاص بشم
کویتچی: باشه پس بیا بازی کنیم تا بعد بهت بگم
کلفت: باشه چیبازی ای؟؟؟
کویتچی: بازیش از این قراره که هر کی بیشتر دروغبگه برندس
کلفت: باشه پس اول تو بگو
کویتچی: من، باشه
تحریم دلار ریشه تو تحریم اولیه داره و اصلا هیچ ربطی به بحث هسته ای نداره یا مثلا امروز برای انتقال پول های مختلف به کشور هیچمشکلی نداریم یا در برجام تمام شروط رهبری عملیاتی شد یا...
کلفت: هووو بسه بابا چخبره، یک مسابقه ی سادس هااا، کنتور که نمیندازه
کویتچی: خوب حالا تو بگو
کلفت: ی روز کویتچی میره شبکه ی ۲ گفت و گوی ویژه خبری هر چی میگه راست میگه
کویتچی: ای نامرد دمت گرم، تو بردی بیا راهکارو بهت بدم، این تلفنو بردار یه زنگ بزن به بانکی مون یا هر کی دوس داری سر جیغ بزن بعدم فوت کن و گوشی رو هم قطع کن
کلفت: همین
کویتچی: آره بابا همین کلیه، خیلی تاثیرگذاره، باید حساب کار دستشون بیاد که ما هم می فهمیم ولی به روی خودمون نمیاریم
کلفت : کویتچی جون تو واقعاذمنو یاد جیبوتی میندازی، قوی بزرگ
دمت گرم
« پرده جمع میشود»
و مردم خوش باوری که به تماشای بازی این بازیگران ادامه می دهند و صدایشان در نمی آید که تا کی فریب تا کی نیرنگ
مگر ما به شما چه هیزم تری فروخته بودیم
انتهای خبر/
«صحنه تاریک است در گوشه ای از صحنه صدای به هم خوردن تعدادی کلید می آید صدا بیشتر میشود
مردی در گوشه ی صحنه ایستاده و میگوید ۱۰۰ روزه درستش می کنم»
کلفت: کویتچی به نظرت برنامش چیه
کویتچی: کلفت جان به نظرم رو تو بسته میخواد تو بری واسش ی کاری بکنی
کلفت: من
کویتچی: پس کی، زبانت قوی نیست که هست با اونا نشست و برخاست نداشتی که داشتی خارج رفته نیستی که هستی فقط
کلفت : فقط چی ؟؟؟
کویتچی: هیچی میخواستم بگم که ، اصلا میدونی هسته ای و مشکل ما با غرب و تحریم وگره زدن مشکلات اقتصادی مملکت به تحریم ها وfatf و... چیه که ولش کن مهم نیست خودم ی جوری ردیفش می کنم
(تابلویی که رویش نوشته چند وقت بعد توسط فردی از جلوی سن رد میشود)
جوانان انقلابی: بابا این چ وضعشه ن چرخ زندگی مردم چرخید ن چرخ سانتریفیوژ ها، این چه توافقی بستین، خوب اگه قرار بود اینطوری می نوشتیم که خیلی زودتر از اینا باهشون می بستیم
کویتچی: تا کور بشه چشمای کسایی که نمیتونن آفتاب برجام رو ببینن دلواپسای افراطی تند روی فلان فلان شده
« پرده بسته میشود مجددا پرده ها به کنار رفته و تماشاچی به قسمت های تازه ای از این بازی پی می برد
کویتچی: کلفت جون حال داری ی بازی با هم بکنیم
کلفت: ن جون کویتچی اصلا حالش نیست، اینقدر این غربی ها نامردن هر کار می کنم بازم بهم خیانت می کنن، خدا ازم بگذره اون جریان توتال هیچوقت یادم نمیره با اون همه مکافات فرانسه رو به خطش کردم حالا خیر ندیده رفته نشسته منافقایی که علیه کشورما کار می کنن رو تو کشورش راه انداخته، جراتم نمی کنیم ی بیانیه ای چیزی بدیم که نکنه خیر سرشون ناراحت بشن اونم از بان کی مون که
کویتچی: ( صحبت کلفت را قطع می کند)بابا ولش کن ، خودت رو عذاب نده اگه قول بدی باهم بازی کنی بهت ی راهکار خوب میدم
کلفت: قول، قول میدم بگو خواهشا تا زودتر از این گرداب خلاص بشم
کویتچی: باشه پس بیا بازی کنیم تا بعد بهت بگم
کلفت: باشه چیبازی ای؟؟؟
کویتچی: بازیش از این قراره که هر کی بیشتر دروغبگه برندس
کلفت: باشه پس اول تو بگو
کویتچی: من، باشه
تحریم دلار ریشه تو تحریم اولیه داره و اصلا هیچ ربطی به بحث هسته ای نداره یا مثلا امروز برای انتقال پول های مختلف به کشور هیچمشکلی نداریم یا در برجام تمام شروط رهبری عملیاتی شد یا...
کلفت: هووو بسه بابا چخبره، یک مسابقه ی سادس هااا، کنتور که نمیندازه
کویتچی: خوب حالا تو بگو
کلفت: ی روز کویتچی میره شبکه ی ۲ گفت و گوی ویژه خبری هر چی میگه راست میگه
کویتچی: ای نامرد دمت گرم، تو بردی بیا راهکارو بهت بدم، این تلفنو بردار یه زنگ بزن به بانکی مون یا هر کی دوس داری سر جیغ بزن بعدم فوت کن و گوشی رو هم قطع کن
کلفت: همین
کویتچی: آره بابا همین کلیه، خیلی تاثیرگذاره، باید حساب کار دستشون بیاد که ما هم می فهمیم ولی به روی خودمون نمیاریم
کلفت : کویتچی جون تو واقعاذمنو یاد جیبوتی میندازی، قوی بزرگ
دمت گرم
« پرده جمع میشود»
و مردم خوش باوری که به تماشای بازی این بازیگران ادامه می دهند و صدایشان در نمی آید که تا کی فریب تا کی نیرنگ
مگر ما به شما چه هیزم تری فروخته بودیم
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای خبر/
,
]
ارسال دیدگاه