یادداشت
غربت قرآن در بین مسلمانان
مقالتی که تحت عنوان فوق تقدیم شد از پنج بخش تشکیل شده بود که در مباحث قبلی چهار بخش آن عنوان گردید و اینک بخش پایانی آن ( موارد و عوامل 19 الی 30) را از نظر می گذرانیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از عصر ایذه:19) مراجعات و مواجهات فصلی و مقطعی به قرآن؛
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, عصر ایذه,عمدهٔ مراجعات و مواجهات ما با قرآن کریم در ماههای مبارک شعبان، رجب و رمضان است، آنهم آنچنان که در بین تودههای مسلمانان مرسوم شده است از برای کسب ثواب میباشد! درحالیکه قرآن برنامهٔ زندگی است و چشمه ساری زلال و مطهری است که به نوازشهای هرروزهٔ آن نیازمندیم و آنچنانکه هوا را برای تنفس احتیاج داریم به قرآن نیز بهمثابهٔ اکسیژن روح و جانمان محتاجیم. ازجملهٔ عاداتی که به نادرست در بین ما رایج شده است این است که معمولاً در مشقتها و گرفتاریها دین را میطلبیم و بهصورت موعدی و مقطعی به قرآن متمسک میشویم! آنچنانکه بیشتر امام حسین (ع) را در محرم، امام زمان (عج) را در شعبان، رسول اکرم (ص) را در صفر و علی متعالی (ع) را در رمضان و قرآن را در لیالی قدر طالب میشویم! و برای آن کتاب آسمانی نیز تحت عناوینی همانند؛ شبی با قرآن و محافل انس (گرچه در مجال خود مناسب و شایسته هستند) برگزار مینماییم. درحالیکه چرخهٔ زندگی حقیقی ما بدون تمسک عملی به قرآن، حضرت نبی (ص) و معصومین (ع)، بهدرستی و نیکی نخواهد چرخید! و باید تاکنون آموخته باشیم که در همه حال خدای قرآن و قرآن خدا را، حضرت رسول (ص) و معصومین (ع) را دریابیم تا به حیات طیبه الهی متوسل و متصل شویم. البته فقدان چنین دیدگاهی، مراجعات و مواجهات مقطعی و فصلی به این معجزهٔ مقدس، غربت آن را در تعاقب خواهد داشت.
,20) یک سویه نگری در مسابقاتی کردن قرآن؛
,برگزاری مسابقات قرآنی در مدارس و سطح کشور از نعمات و حسنات بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ماست و قطعاً این برنامه در جذب مردم و رهنمون آنان بهسوی فرهنگ قرآنی مؤثر است. اما یکبعدی نگری در مسابقاتی کردن این تحفهٔ الهی، تفریط در ایجاد بستر «سبقت» در اعمال قرآنی و کمتوجهی به پرورش دادن «السابقون» غربت قرآن را به دنبال خواهد داشت. به امید روزی که در مسابقات قرآن علاوه بر جنبههای تجوید، ترتیل، صوت، مفاهیم، تفسیر و… مسابقات «عمل قرآنی» نیز مطرح و معمول شود که صد البته تمام مقدمات قرآن برای رسیدن به کردار قرآنی است و مسابقات عمل قرآنی (مجسم کردن رفتارهای قرآنی و انتقال آنها به سطوح جامعه) میتواند ما را در تقریب به قلب و جان قرآن مساعدت نماید.
,21) عدم تعادل بین محبت و معرفت به قرآن؛
,بدون تردید، قرآن کریم در بین مسلمانان از محبوبیت خاصی برخوردار است. بهعبارتدیگر شور و محبتی که نسبت به قرآن در بین ماست کمنظیر و مثالزدنی است اما دوست داشتن قرآن و شور قرآنی زمانی که بامعرفت به قرآن و شعور قرآنی به نحوهٔ متعادل ممزوج و آمیخته نشود ما را در تقید و رعایت فرامین قرآن مددرسانی نخواهد کرد! بنابراین گرچه محبت از شعبات بعد عاطفی انسان است و او بهراستی بدان نیازمند میباشد و از خصلتهای ذاتی آدمیان است اما اگر محبت محصول معرفت و شناسایی نباشد به تظاهر منتهی خواهد شد! از جهت دیگر معرفت هم بدون محبت به گستاخی ختم میگردد! بهعبارتدیگر اگر معرفت قرآنی به جهت اثر در قلب و دل، محبت قرآنی ما را ایجاد نکند، در غرور و تهور خواهد ماند! بنابراین دو بال و جناحی که ما را در متابعت از قرآن مساعدت خواهد نمود یکی معرفت است و دیگری محبت، که هردوی اینها، گوهر ایمان ما را بنا مینهند و درواقع معرفت و محبت نسبت به این اعجاز الهی، هم ایمان ساز است، هم ایمان نواز و البته عمل صالح را نیز میزبانی خواهد نمود. درحالیکه عدم تعادل و توازن بین آنها عمل قرآنی را معلق کرده است و در غربت قرآن مدخلیت خواهند داشت.
,22) نامناسب بودن سرانهٔ مطالعه قرآن؛
,پایین بودن و مناسب نبودن سرانه مطالعه قرآن کریم در ایران اسلامی (که فیالواقع پایتخت فرهنگی و فکری جهان اسلام است) متأثر از فضای نابسامان سرانهٔ مطالعهٔ کتاب ماست. آمار سرانهٔ مطالعهٔ کتاب در کشور ما عجیب، غریب و حقیقتاً متناقض عنوان میگردد! گاهی سرانه را ۲ دقیقه، گاهی ۷۶ دقیقه! زمانی آن را ۷ یا ۸ دقیقه و… اما آنچه که هست در حد شأن و فرهنگ ملت متمدن و مسلمان ایران اسلامی نیست بهگونهای که دراینباره مقام معظم رهبری نیز در دیدار مسئولان نهاد کتابخانههای عمومی کشور در ۲۹ تیرماه سال ۹۰ مراتب نارضایتی خویش را اعلام کردند. آنگونه که مطرح گردید، سرانهٔ مطالعه قرآن و ادعیه هم از این فضای کلی متأثر است شاید یکی از آمارهای رسمی سرانه قرآن و ادعیه همان رقم ۲۰ دقیقه است. (خبرگزاری بینالمللی قرآن به نقل از معاون استانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور)
,از طرفی کشور اسلامی ما که قطب و کعبه آمال مسلمانان در جهان اسلام است. (اسلامی که خود علمدار مطالعه میباشد و اسم بامسمای معجزهٔ آن به معنای «خواندنی» است و آغاز نزول آن با دستور به خواندن است!) اما آیا وقتیکه در کشور ژاپن سرانه مطالعه ۹۰ دقیقه است و در سایر کشورها هم آمار مناسب میباشد، جای تألم و تأثر نیست که ما مجهز به «دین کتاب» و مطالعه باشیم ولی سرانهٔ مطالعهمان به این حد باشد؟! و سرانه مطالعه قرآن آنهم با ادعیه یک هفتاد و دوم زمان شبانهروز ما قلمداد گردد؟! گرچه ما از سرانهٔ مطالعه قرآن در جهان اسلام اطلاعی بهدست نیاوردهایم و یا اینکه آماری نیست! اما وقتیکه در قبلهگاه جهان اسلام (ایران اسلامی) وضعیت اینگونه باشد، میتوان میزان آن را به حدس و گمان تخمین زد که مناسب نبودن سرانه مطالعه قرآن میتواند این کتاب را به سمتوسوی غربت سوق دهد.
,23) عدم پرداختن به جنبههای علمی و بهروز قرآنی برای تودهٔ مردم مسلمان؛
,قرآن کریم گرچه کتاب علمی نیست بلکه کتابی است وحیانی و فراتر از علم، حس و حتی عقل! اما ازآنجاییکه مافوق علم، تجربه، عقل و احساس است، بر این موارد استیلا وبرتری دارد مگر نه اینکه شأن خالقیت خدا فراتر و والاتر از مرتبهٔ مخلوقیت است؟! بااینوجود عدم پرداختن به جنبههای اعجاز علمی آن، علتی است در جهت به غربت افتادن قرآن کریم. چراکه گاهی بهگونهای تصور میکنند که گویی قرآن برای فالگیری (خوب و بد حوادث) و یا تنها برای استخاره و… غیره و ذالک است! درحالیکه قرآن حلال مشکلات مسلمانان و جهانیان است و مدعی به سعادت رساندن آنان و البته بیانگر معجزات علمی نیز هست بهگونهای که دانشمندان و فیلسوفان مغرب زمین از این اعجازها بهرههای فراوان بـردهاند! جهت مثال به مورد «ازدواج موقت» کـه در سورهٔ نساء آیهی ۲۴ آمده است اشاره میکنیم. فیلسوف انگلیسی «برتراند راسل» در کتاب «زناشویی و اخلاق» از عنوان «ازدواج رفاقتی یا تجربی» که با ازدواج موقت اندکی تفاوت دارد، اشارهکرده است. (نظام حقوقی زن در اسلام – شهید مطهری)
,گرچه این رهنمود قرآنی (ازدواج موقت) ضد فحشا و منکر است و در قانون مدنی ایران ماده ۱۰۷۵ هم به رسمیت شناختهشده است اما در جامعهٔ ما بهعنوان عاملی در جهت گستاخیها، هرزه انگاری اخلاقی، جنسی و تجری شهوات تبلیغشده است! از ناحیه دیگر عدم پرداختن به شگفتیهای قرآنی (که البته سراسر قرآن شگفتی است) در بین توده مردم ازجمله «تعیین مساحت دریاها و خشکیها» – اعجاز پزشکی تین و زیتون در تولید پروتئین خاص به همان تکرار نسبتی که در قرآن آمده است (یکبار تین و هفت بار زیتون) – معجزه ریاضی قرآن – معجزهٔ نماز، شگفتی شادی در قرآن و… علاقهمندان میتوانند در این بار به معجزات علمی قرآن «منبع اینترنت» و کتاب قرآن، علم، اعجاز (نوشته رضا افضلی) مراجعه نمایند. بااینهمه، عدم پرداختن به جنبههای علمی و مسائل روز قرآنی در بین تودهٔ مردم، غربت را برای قرآن منظور کرده است.
,24) بیعنایتی عملی برخی از متولیان، مسئولان و عالمان درزمینهٔ آموزهها و فرامین قرآن؛
,در آموزههای دینی ما آمده که؛ «صنفان من النّاس إذا صلحا صلح النّاس و إذا فسدا فسد النّاس العلماء و الامراء.»
,دو گروه از مردماند که اگر صالح بودند، مردم به صلاح آیند و اگر فاسد بودند، به فساد گرایند. دانشوران و زمامداران.
,(بحار الانوار ج 92 ص 178)
,بنابراین کمتوجهی و کم عنایتی قلیلی از دانشوران، متولیان و مسئولان به آموزهها و فرامین قـرآنی در اذهان تودهی مردم اثرات منفی برجای خواهد گذاشت. وقتیکه غیبت مذموم و گناه کبیره است و آنگاه برخی از متولیان و مسئولان بهراحتی غیبت میکنند! وقتی در حین تلاوت قرآن در محافل و مجالس بشدت به صحبت کردن و حرف زدن مشغول هستند و انصات و استماع را رعایت نمیکنند! وقتیکه عدهای از متولیان و مسئولان نسبت به حلال و حرام شرعی حساس و پایبند نیستند! وقتیکه تبعیض، بیعدالتی، رانتخواری، رشوهخواری و گاهی اختلاس عادی و معمولی میشود! مـردمی که این قبیل مسئولان و متـولیان را میبینند از دین و قرآن رمیده می شوند!
,درحالیکه رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان نظام در مورخهٔ 1384/08/06 فرمودند: «آتش دوزخ کسانی را که مسئولیت مضاعف دارند، بیشتر تهدید میکند» (سایت انصار الخمینی)
,و از همه سوزندهتر با ناخدمتی به مردم در ایجاد فضای به غربت افتادن قرآن صد البته کمکی بزرگ را مرتکب شدهایم!!
,انتظارات نادرست از قرآن و دیدگاه های غیر اسلامی؛
,گاهی غربت قرآن در بین مسلمانان از این جا ناشی می شود که ما انتظاراتی داریم و آرزوهایی، اما محقق نمی شوند و از آن نظر که اهل قرآن و قرائت هستیم از قرآن کریم (نعوذبالله) شکوه و گلایه می کنیم! که فی المثل چرا به اجابت دعاهایمان نرسیده ایم و روزگارمان چنین است و چنان! یا شاید با خود نجوا کنیم که پس با این همه قرآن بر سر نهادن ها و … به چه دلیلی دعاهایمان مستجاب نمی شوند!! غافل از اینکه هدف از قرآن خواندن این نیست که حتماً دعاها و خواسته های ما اجابت و بر طرف شوند! و قطعاً به آرزوهایمان واصل شویم! حقیقتاً قرآن فی حد ذاته عهده دار اجابت قطعی دعاها و ارتفاع حتمی انتظارات ما نیست! پس وظیفة ما تلاوت قرآن، درک معانی و تداوم کردار قرآنی است. البته ما دعاها و مناجات های خود را نیز به جای می آوریم. اما دیگر آن که اگر وضع زندگی مادی و معیشتی ما از این رو به آن رو نشده است یا نیایش های ما بلا اجابت مانده اند! مربوط به ساحت مبارک و مقدس قرآن نیست بلکه این موارد به زندگی خودمان (مسئولیت پذیری، برنامه ریزی، تلاش و …) مربوط می شود و از طرف دیگر به شرایط استجابت دعا و نظر متعالی حق تعالی بستگی دارد. گرچه این دیدگاه نیز اصالت و حقیقت دارد که اگر حیات ما حیات طیبه و قرآنی باشد به هر آنچه خوبی ها، نیکی ها، معیشت متعالی و … خواهیم رسید. ان شاءالله.
,از سمت و سویی دیگر (دیدگاه های غیر اسلامی)؛ گهی نظرات و اندیشه های غیر اسلامی و غیر قرآنی از نواحی و جهت هایی در بین توده ی مردم مسلمان رایج و معمول می شود اما فقط در بین خواص و در آکادمی های مذهبی پاسخ بدان ها داده می شود ولیکن این موارد همچنان مبهم و بلا جواب در میان توده مردم جاری و ساری میشوند! مثلاً برخی از آنات گفته می شود که؛ قرآن و اسلام ، کتاب و دین قتل، کشتن و جنگ هستند!! یا این که مگر نه این است که انسان ها در انتخاب دین و مذهب آزادند و صاحب اختیار، پس چرا اگر فی المثل فردی مسیحی، یهودی و … مسلمان شود حرجی و مشکلی نیست!اما اگر یک مسلمان مسیحی یا یهودی یا … شود مرتد است و باید به قتل برسد! آیا این سلب آزادی فکری و عقیدتی نیست!!؟ متأثرانه و دردمندانه این قبیل نظرها، هم چنان در میان توده ی مسلمان و حتی تحصیلکرده! زبان به زبان ترویج و توزیع می شوند و اثرات و خطرات منفی و سلبی بر جای می گذارند! در حالی که پرداختن به این قبیل مسائل در مساجد، تکایا، مجامع عمومی، مناسبت ها و … توسط مبلغان، معلمان محقق، اساتید و … یک ضرورت دینی، اجتماعی و حتی سیاسی است! گرچه پاسخ مجمل دادن به مسائل فوق به نوعی انحراف از مبحث اصلی است اما جهت تنویر و توضیح (با استمداد از نظر علمای دین) باختصار می توان گفت: در دین اسلام و قرآن، قتال و جهاد، اصالتاً و ذاتاً دفاعی است.
,به عبارت دیگر اسلام و قرآن به دنبال جنگ، خونریزی و قتال نیست مگر آن که به مردم یا ممالک اسلامی تعرض یا تعدی شود پس آنگاه مبارزه، جهاد، قتال و دفاع یک ضرورت عقلانی، دینی و سیاسی است و این هم خاص اسلام نیست. در باب موضوع مطروحه دوم (ارتداد – مرتد) می توان گفت که اولاً منظور از مرتد در این جا تنها مرتد فطری است. (آن که اصالتاً پدر و مادرش مسلمان بوده و خود نیز دین اسلام را انتخاب کرده است نه مرتد ملی) آن هم اگر مرد باشد نه زن، آن هم در صورتی که مرتد فطری در صدد نشر عقیده، تبلیغ آن، موضع گیری در سطح جامعه اسلامی و نهایتاً مقابله و منازعه با دین و حکومت باشد. (وگـرنه صرف داشتن عقیده از آن جایـی که انسان ها در عقاید آزادند، حکم قتـل را بر نمیتابد.) که در این جا مرتد می خواهد ایمان توده مردم را که غالباً در مرتبه ای پایین یا متوسط است در مخاطره قرار دهد و به نوعی ایجاد فساد و مفسده کند. بنابراین توضیحات گفته می شود که؛ حکم قتل برای مرتد فطری است در حالی که این حکم و برخورد نیز خاص دین اسلام نیست و سایر ادیان هم آن را دارند. با این همه این گونه انتظارات ناصواب و عقاید نادرست در بین مسلمانان عاملی است که غربت قرآن را تقویت و تسری می دهد!
,- فقر اعتقادی در خانواده ها و جامعه؛
امروزه اگر بگوییم که با وجود بزرگترین کتاب آسمانی و بزرگترین پیامبر الهی و ائمة هدی ، باز هم از جهت اعتقادی در خانواده ها و جامعه دچار فقر هستیم به ناصواب سخن نگفته ایم! هم اینک حتی در دورترین نقاط روستایی و عشایری ما ، ماهواره یکی از میهمانان طراز اول خانواده ها و جامعه است! آن هم جنبه های منفی، مخرب، ضد اعتقادی و دجال واره ای آن ! نه از جنبه های مثبت، علمی، فرهنگی و … به راستی چرا این گونه است؟! چون فقر اعتقادی ، علمی، فرهنگی و ایمانی بر خانواده ها و جامعه حکم فرما است! علل آن (فقر معنوی ) دوست نداشتن قرآن، پیامبر و ائمه نیست بلکه دوری علمی و عملی از قرآن ، پیامبر و ائمه است! علاوه بر آن، روش های ناکارآمد تربیتی، بـروز و مـدرن نبودن روش های تبلیغی و تعلیمی در سطوح مبلغان، معلمان، روشنفکران و خانوادهها نیز در این فقر معنوی مؤثر می باشند. آری؛ به درستی در سبد ارزش های عملی مسلمانان، قرآن کریم چند درصد عملاً حضور مؤثر دارد؟! عجیب ایـن است کـه گاهی ناجوانمردانه، کاستی ها و کمبودهای خویش را به حساب قرآن کریم و اسلام مبین میگذاریم! در حالی که این فقر و ناداری معنوی و روحی در به غربت افتادن قرآن کریم نقش اساسی خواهد داشت.
,- فقدان جشنواره مهدیان قرآنی؛
شاید مهدیان قرآنی برای جهانیان و حتی مسلمانان، روایت و حکایت زنده و تازه ای از وجوه و جنبه های اعجازی قرآن باشد. هدایت یافتگانی که داستان اسلام آوردن آنان توسط قرآن کریم برای همگان و بنحوه ای ویژه برای مسلمانان الهام بخش ، آموزنده و خشنود کننده است. اما عدم ارائه مسیر چگونگی مسلمان شدن ایشان برای تودة مردم مسلمان به نحوهی نوشتاری، گفتاری و سمعی و بصری در مجامع و جشنواره ها غربت قرآن را تقویت خواهد کرد! از جمله مهدیان قرآنی می توان به افراد ذیل اشاره کرد؛ *سارا – لورن بوس خبرنگار انگلیسی و فعال جامعه زنان که می گوید؛ آن گاه که از پیر زنی مسلمان و فقیر پرسیدم که چرا روزه می گیری؟ جواب داد: روزه می گیرم که فقرا را به یاد بیاورم! در حالی که خود شدیداً فقیر بود این موضوع برایم الهام بخش و عجیب به نظر رسید! بعد از آن با تلاوت قرآن اسلام آوردم و …
,* رحیم جان لندنی از دیگر مهدیان قرآنی است که اهل موسیقی و نوازندگی بوده است او می گوید ؛ عاشق این هستم که از الله بشنوم! آن گاه که می گوید در بین بندگانم داخل شو! و … این آیات را دوست دارم، قرآن بر دلم می نشیند و خدا را خیلی دوست می دارم …
,استاد ریاضیات دانشگاه کانزاس – دکتر جفری لانگ- سارا جوزف ، دنی بلوم فوتبالیست مشهور تیم نورنبرگ آلمان، ادواردو انیلی (مهدی آنیلی) فرزند مولتی میلیاردر مشهور ایتالیایی سناتور جووآنی آنیلی ، راکل پلیس زن آمریکایی و هزاران انسان دیگر اشاره نمود که علاقمندان می توانند جهت دیدن کلیپ های هدایت یافتگان قرآنی به فضای مجازی در اینترنت مراجعه نمایند. به راستی اگر مدرسان قرآنی در سطوح جامعه، مدارس و مراکز و مؤسسات فرهنگی و قرآنی جهان اسلام چنین فیلم و کلیپ ها را به رایگان و به آسانی در اختیار مسلمان قرار دهند، به شگفتی می تواند در روح و دل جوانان و دانش آموزان انقلابات و دگرگونی ها، عینی و عملی ایجاد کند. قرآنی که علامه اقبال لاهوری در «جاوید نامه» این گونه توصیفش کرده است؛
,« نقش قرآن تا درین عالم نشست نقش های کاهن و پایا شکست
,فاش گویم آنچه در دل مضمر است این کتابی نیست چیزی دیگر است
,چون بجان در رفت جان دیگر شود جان چو دیگر شد جهان دیگر شود»
,اما فقدان ارائه منسجم عظمت جشنواره مهدیان قرآنی (حداقل بصورت سالیانه) در هجرت و غربت قرآن مؤثر است.
,- عنایت به طبع و نشر به جای متعابعت و فرمانبرداری؛
پرداختن به طبع و نشر قرآن کریم، علاوه بر اجور معنوی و الهی می تواند در گسترش قرآن دوستی و عشق بدان مؤثر باشد. اما اگر تیراژ چاپ قرآن افزون گردد ولی مطابق آن گستردگی در طبع و نشر، میزان متابعت، فرمانبرداری و تسلیم دل و جان ما در جوار و پیشگاه قرآن کریم رشد و تعالی پیدا نکند، همین نشر حداکثری و اطاعت و فرمانبرداری اندک و حداقلی گرچه محبوبیت قرآن را به نحوه ای دنبال می کند ولی با کم اعتنایی در مطیع قرآن بودن، در غربت آن کوشیده ایم! چنان چه گاهی می بینیم که در خانه های ما نه یک جلد بلکه چند جلد کلام الله موجود است اما از رفتارهای قرآنی و دینی ما چندان خبری و اثری نیست! چونان برخی از عصرها در دهکدهها یا محلات ما، که چندین و چند مسجد دارند و مردمان در تعمیر مساجد الله و آباد کردن آن مصمم هستند ولی در هر مسجدی کمترین تعداد از نمازگزاران جهت اقامة این فریضه الهی حضور می یابند! این است که قرآن کریم در بین ما هم چنان دچار غربت می شود تـا جایی که حضرت علـی (ع) از ایـن غـربت شکـوه می کنـد و می فرماید: «یاتی علی الناس زمان لا یبقی فیهم من القرآن الا رسمه و من الاسلام الا اسمه»؛ روزگاری بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز نشانی و از اسلام جز نامی باقی نخواهد ماند. (نهج البلاغه – حکمت 369)
,حضرت علامـه حسن زاده آملـی در کتاب « تکمله منهاج البـراعه فی شرح نهج البلاغه » ، در تشریح این حدیث مینویسد؛ مقصود از رسم قرآن، خط و نقوش اطراف آن است زیرا مفهوم رسم الخط عبارتست از خط آن و شاهد صدق کلام آن حضرت همین است که در عصر ما تلاوت قرآن کم شده است ولی نشر و طبع آن زیاد شده است. به هر تقدیر این مورد از علل به غربت افتادن قرآن است.
,- فراموش شدن فلسفه زندگی؛
امروزه در اثر استیلای مادیت و ماده پرستی در جامع بشری زندگی از معنا و محتوا شانه خالی کرده است! و بشر امروزی حیران و سرگردان شده است که کیست؟ چیست؟ از کجا و برای چه آمده است؟ ! و از آن جایی که دریافت پاسخ این معانی بزرگ را بدون دل کندن از آثار و تبعات ماده محوری و نگاه ماتریالیستی، به سامان نمی رساند خود را به دامنه ی تن آسایی نیهیلیستی (پوچ گرایانه) رها می کند تا در این آغوش نرم و مرطوب ! و خوش خال! فلسفه زیستن را فراموش کند! شاید دردمندانه و سنگین است اگر بگویم که این خود فراموشی و فقدان فلسفه ی زندگی تا حدودی در بین مسلمانان نیز رخنه و رسوخ کرده است! به حقیقت راز این مصیبت سیاه تاریخی، اجتماعی، معنوی، مذهبی و دینی چیست؟! در جواب به درستی می توان گفت که؛ راز آن دوری جستن از سخن خداست! آری وقتی که ما کلام خدا (قرآن کریم) را به حاشیه و کناره ای از غربت و مهجوریت رها کرده باشیم چیزی از زندگی و فلسفه ی آن برای ما باقی نخواهد ماند!
,این است که با فراموشی فلسفه زندگی، مرگ را نیز از خاطره می بریم و نداشتن دلایلی برای زیستن و مردن است که قرآن را غریبانه به کنج غربت، عزلت و انزوا می کشاند! و این گونه می شود که ما مسلمانیم اما نه فلسفه ای برای زندگی داریم؛ نه عقیده ای برای مردگی و نه دوای شفا بخشی که آن را طلب کنیم! آری، وقتی که مسلمانان فلسفة زیستن خویش را گم می کنند و در تاریکی های قتل ها، خودکشی ها، منازعات، مرافعات، دنیا طلبی و … بشدت گرفتار می شوند و در اسارت پوچی به دام می افتند! در این میان و میانه است که قرآن خدا غریب می ماند! غریبانه خاک هجران می گیرد و مظلومیت خویش را فریاد می کشد!
,- تنوع سرگرمی ها و مشغولیت های کاذب (شبه لهو و لعب)؛
در تعبیـر مبارک قرآن کریم، متاع دنیا با این همه زرق و برق متاعی قلیل است که از آن به «لهو و لعب» تعبیر میشود. ( سوره های ؛ عنکبوت آیه 64 ، حدید آیه 20 ، انعام آیه 32 ، محمد آیه 36 ، انعام آیه 70 و اعراف آیه 51 که در دو مورد اخیر به همراهی لهو و لعب با فریب دنیا اشاره و تأکید شده است.)
,حال اگر در ذات و زوایای (این دنیا) تنوع سرگرمی و دل مشغولی های کاذب را نیز افزوده کنیم چه مصیبت هایی که تصور نمی گردد! فی المثل؛ مدل گرایی های مبتنی بر شهوت طلبی، گرایش های روز افزون به قرص های روان گردان و مواد مخدر! استعمال مشروبات الکی ، ربا خواری، پول پرستی، اشاعه فحشا و منکرات ، اختلاط های آشکار و پنهان زن و مرد نامحرم، قتل و غارت ها و … را ملاحظه کنید! که غالباً این گرویدن های کاذب و معاصی کشنده در زمانی اتفاق می افتند که انسان از دنیا و مافیها بریده است! و هیچ سرپناه ، مأوی و ملجایی برای روح رنجور و بیمارش پیدا نمی کند! و چونان کسی است که از دار دنیا بریده و نومید شده است! اما او به جای در راه افتادن به بیراهه می رود، از چاله نجات می یابد و در عمق چاه گرفتار می گردد! از نیش مار رهایی می یابد اما خود را در دهان اژدها و افعی می اندازد! در این گونه لحظات ناب پر کشیدن به سوی آسمان و لحظات ایمان راستین اگر مصابیح رحمانی(قرآن و سنت) نه سراب های شیطانی برای ما روشن شوند یا بدان ها پناه ببریم، گرفتار لهو و لعب دنیا نخواهیم شد. بنابراین به میزانی که ما مسلمانان به لهو و لعب ، خوشگذرانی و تن آسایی بپردازیم! از قرآن کریم مفارقت پیدا کرده و آن وجود مقدس را در غربت خویش تنها گذاشته ایم.
,,
هومان مرادی اشکفتی
,انتهای پیام/*
]
ارسال دیدگاه