یاداشت/
پرسشی از چگونگی اندیشیدن به تمدن غرب
در چند سال اخیر جریانی در کشور به صحنه قدرت بازگشت که در مسئله چگونگی برخورد و نحوه اتخاذ موضع نسبت به تمدن غرب، قرائت متفاوتی نسیت به سایر جریانات داشت و نیز دارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری «دانشجویان بیدار» 1. در چند سال اخیر جریانی در کشور به صحنه قدرت بازگشت که در مسئله چگونگی برخورد و نحوه اتخاذ موضع نسبت به تمدن غرب، قرائت متفاوتی نسیت به سایر جریانات داشت و نیز دارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجویان بیدار,دراین سالیان تلاشی بسیاری صورت گرفت تا بتواند دیدگاه خود را در مسئله مذکور به جامعه القا کند، اما غافل از اینکه نتیجه، خلاف تبلیغ جهتگیری کرد. سوالاتی که در شرایط فکری و فرهنگی ایجادشده، میتوان پرسید این است که: نسبت به تمدن غرب چه موضعی باید اتخاذ کرد؟ چگونه باید در باره آن اندیشید؟ و در بیان کلان از چگونگی اتخاذ موضع نسیت به تمدن غرب باید پرسش کرد.
,از این مسئله نمیتوان گذر کرد که تمدن غرب به عنوان واقیعت موجود، در تاریخ معاصر حضور دارد و کسی انکار نخواهد کرد که برای پرواز به سمت آرمانها، واقیعتها را باید در نظر گرفت، اراده ما بر توجه نکردن به این تمدن، سبب عدم شناخت و درک نادرستی از نقش انسان در عالم خواهد شد.
,هر چقدر که در جهت فهم تمدن غرب گام برداریم، انحراف بر ما عیانتر و مسیر حقیقت و عبودیت روشنتر خواهد شد. از طرفی باید نسیت و جایگاه خود با تمدن غرب را بعد از فهم آن، به درستی مشخص کنیم. اگر بنابه تعامل است، از چگونگی تعامل و حد و مرزهای آن صحبت شود و اگر بنا به تهاجم است به طور مشابه نیز باید مسئله روشن شود.
,شناخت چارچوب فکری و اندیشهای اسلام نسبت به فلسفه تاریخی و فرهنگی تمدن غرب، سبب خواهد شد مسیر اصلی چگونگی اندیشدن به مسئله غرب را گم نکنیم.
,2. ابتدا جامعه شناختی در مسئله تفکر به غرب، باید در نظر گرفت در مقابل تمدن غرب سه نوع موضع میشود اختیار کرد؛ الف) موضعگیری اول آن است که فکر کنیم امکان دارد در کنار زندگی غربی به دینداری خود بپردازیم. با این تصور که تمدن غربی مظهر پیشرفت بشر است و لذا نهتنها نباید از آن کراهت داشت بلکه باید آن را تأیید نمود و تقویت کرد و در بستر تمدن جدید بهترین زندگیها را بهدستآورد و در عین حال در جلسات دینی هم حاضر شد و به عبادات خود هم مشغول بود.
,ب) موضعگیری دوم نسبت به غرب؛ به این صورت است که نسبت به دنیای مدرن بیتفاوت باشی، بدون آن که غرب را تأیید کنی؛ جدای از غرب و تمدن آن به زندگی دینی خود بپردازی، کاری هم نداشته باشی که غرب تا کجاها پیشرفت کرده و چگونه نظام فکری و فرهنگی جوامع را تحت تأثیر خود قرار داده است.
,ج) موضعگیری سوم نسبت به غرب؛ این است که معتقد باشی اگر بخواهی به نحو درست دینداری کنی و راه عالم قدس و معنا را به سوی جان جامعه بگشایی، نه تنها باید به بهترین نحو جامعه را متوجه معارف عالیهی دین نمود، بلکه باید با فرهنگ غرب بهعنوان حجاب حقیقت، مخالفت کرد و آن روزی که ضد تمدنِ غرب فکر نکرده باشی و حرف نزده باشی و عمل نکرده باشی، آن روز را برای خود زندگی ندانی.
,3. حال به سراغ اندیشه اسلام نسبت به تمدن غرب میرویم تا بتوانیم، موضع صحیح را اتخاذ کنیم. در بیان قرآن در آیه 120 سوره بقره داریم « وَلَن تَرضىٰ عَنکَ الیَهودُ وَلَا النَّصارىٰ حَتّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم ۗ قُل إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُدىٰ ۗ وَلَئِنِ اتَّبَعتَ أَهواءَهُم بَعدَ الَّذی جاءَکَ مِنَ العِلمِ ۙ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلِیٍّ وَلا نَصیرٍ». «هرگز یهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد تا (بطور کامل تسلیم خواسته هاى آنها شوى و) از آئین (تحریف یافته ) آنان پیروى کنى بگو هدایت تنها هدایت الهى است، و اگر از هوى و هوسهاى آنها پیروى کنى، بعد از آنکه آگاه شدهاى هیچ سرپرست و یاورى از ناحیه خدا براى تو نخواهد بود».
,در بیان تفسیر المیزان ذیل این آیه میخوانیم: « این یهودیان و مسیحیان که تاکنون درباره آنها سخن مىگفتیم و دامنه سخنان ما به مناسبت بکفار و مشرکین کشیده شد، هرگز از تو راضى نمیشوند مگر وقتى که تو به دین آنان درآئى، دینى که خودشان به پیروى از هوى و هوسشان تراشیده و با آراء خود درست کردهاند.
,و لذا در رد این توقع بجاى آنان، دستور میدهد بایشان بگو: (ان هدى اللّه هو الهدى ) هدایت خدا هدایت است، نه ساختههاى شما، مىخواهد بفرماید: پیروى دیگران کردن، بخاطر هدایت است و هدایتى بغیر هدایت خدا نیست، و حقى بجز حق خدا نیست تا پیروى شود و غیر هدایت خدا یعنى این کیش و آئین شما هدایت نیست، بلکه هواهاى نفسانى خود شماست که لباس دین بر تنش کردهاید و نام دین بر آن نهادهاید».
,این سوال در اینجا مطرح میشودکه؛ در مقابل تمدنی که هیچگاه نسبت به سایر جوامع راضی نخواهند شد مگر اینکه به کیش آنان درآیند، چه موضعی باید اتخاذ کرد؟ آیا تعامل در پاسخ این سوال خواهد بود؟ چطور با تمدنی که هیچگاه راضی نخواهد شد، تعاملی گفت و گوی باید شکل داد؟ گفت و گوی تمدنها، چگونه تعاملی است؟ تعاملی که به هزنیه از دست دادن آئین و کیش ختم خواهد شد؟ شاید که به جای واژه تعامل باید تهاجم را انتخاب کرد، چرا که تمدن غرب اندیشهای جز تهاجم و نابودی ندارد.
,انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه