فراکسیون امید و کوهی که موش زایید!
این روزها فراکسیون امید وضعیت خوشایندی ندارد و تبلیغات پرطمطراقش مبنی بر در اختیارداشتن اکثریت مجلس رنگ باخته است، به گونهای که حتی برخی قرائن از رایزنیها برای تشکیل فراکسیونی کوچکتر حکایت میکند![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از یزدرسا؛ گویا همین دیروز بود که مدعیان اصلاحات و اعتدال زیر یک بیرق گرد آمده بودند تا به زعم خود، مجلس دهم را در دست گیرند. از چند ماه قبل از برگزاری انتخابات مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی، اشخاص و رسانههایی خاص کوشیدند تا با موجسازی و سپس موجسواری، رایدهندگان را مجاب سازند تا نیروهای همسو با آنان را به مجلسین خبرگان و شورای اسلامی راهی کنند تا به گمان خود، حرکت خرداد 92 را تداوم بخشند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یزدرسا,انتخابات هفتم اسفند برگزار شد و این طیف پرمدعا در تبلیغاتی سنگین خود را به نوعی پیروز هر دو انتخابات معرفی کرد. در گام نخست، آنها تمام تلاشهای خویش را به کار بستند تا فرد مورد نظر خود را در جایگاه ریاست خبرگان مشاهده کنند؛ بخصوص اینکه مدعی بودند همفکران زیادی از آنان به مجلس خبرگان راه یافتهاند! اما علیرغم همه تلاشها و رایزنیها در خلوت و جلوت، نمایندگان مجلس خبرگان شخصیتی را به ریاست خبرگان برگزیدند که به تمام معنا انقلابی و دارای سبقه و صبغههای مشخص مجاهده در راه دفاع از آرمانهای ناب انقلاب بوده و همواره آماج هجمههای مدعیان اصلاحطلبی قرار داشته است: «آیتالله احمد جنتی».
پس از این ناکامی، نوبت به انتخابات رئیس مجلس رسید. رسانههای اصلاحطلب در بوق و کرنا کرده بودند که مردم در انتخابات هفتم اسفند بیاعتنا به نقدهای اصولگرایان به دولت و دولتمردان، به لیست امید رای دادهاند و اکثریت مجلس از آنِ امیدیان است. شدت این تبلیغات چنان بود که در آغاز برخی نیروهای حزباللهی نیز در موضعی انفعالی قرار گرفته بودند؛ اما ناکامی اصلاحطلبان در ماجرای ریاست موقت محمدرضا عارف در مجلس، به سان آب سردی بود که به صورت دلبستگان به لیست امید فروریخت و رؤیاهایشان را به باد داد. این ناکامی برای محمدرضا عارف بسیار سنگین بود به گونهای که وی برای انتخابات هیئت رئیسه دائم، حتی نامزد هم نشد؛ چه اینکه میدانست ادعاها مبنی بر اکثریتداشتنشان در مجلس دهم، بلوفی بیش نبوده است! وانگهی انتظار داشت با توجه به انصرافش به نفع روحانی در خرداد 92، روحانی و دولت هم در جریان انتخاب ریاست مجلس به طور ضمنی از او حمایت کنند؛ که بر حسب قرائن، چنین انتظاری محقق نشد.
شاید از همین رو بود که پس از آن رفتارهایی کجدار و مریز در پیش گرفت و از جمله در ضیافت افطار روحانی با نمایندگان مجلس هم غایب بزرگ بود. این روزها فراکسیون امید وضعیت خوشایندی ندارد و تبلیغات پرطمطراقش مبنی بر در اختیارداشتن اکثریت مجلس رنگ باخته است، به گونهای که حتی برخی قرائن از رایزنیها برای تشکیل فراکسیونی کوچکتر حکایت میکند! و این یعنی پوچ بودن آن همه تبلیغات پرسروصدا و نادیدهگرفتن ضمنی شعور بخشهایی از جامعه.
نکته به ظاهر ساده اما پراهمیت دیگر در این باره این که جوانترین نماینده مجلس دهم که از قضا جزو فراکسیون امید است و با شعارهای جذاب درباره رسیدگی به مشکلات جوانان و بیصدایان خاموش به مجلس راه یافته، در نخستین نطقش در مجلس رفتار بسیار تاسفانگیزی از خود نشان داد و وقت مجلس را صرف دفاع از حقوق محیرالعقول پدرش سیدصفدر حسینی اصلاحطلب کرد! همان پدری که افزون بر یک میلیون تومان از فیش 45 میلیونیاش بابت حق اوقات فرزندش از بیتالمال برداشت میشد!! رفتار فاطمه حسینی چنان دور از شان و مغایر با آیین نامه مجلس بود که حتی علی مطهری در جایگاه ریاست وقت جلسه، اقدام به قطع میکروفن وی کرد! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
انتخابات هفتم اسفند برای مدعیان اصلاحات و اعتدال، خوش نمودی داشت اما آنچنان بودی نداشت! درباره خودپیروزپنداری مدعیان اصلاحات و شگردهای تبلیغاتی آنان، سخنها بسیار است که در آینده بیشتر به آنها خواهیم پرداخت؛ شگردهایی که بیگمان هرچه به انتخابات 96 نزدیک میشویم، بیش از پیش مورد تمسک اصلاحطلبان در راستای مهندسی افکار عمومی و اذهان قشرهای گوناگون جامعه قرار خواهد گرفت.
نویسنده: عبدالله بشنیغانی
انتخابات هفتم اسفند برگزار شد و این طیف پرمدعا در تبلیغاتی سنگین خود را به نوعی پیروز هر دو انتخابات معرفی کرد. در گام نخست، آنها تمام تلاشهای خویش را به کار بستند تا فرد مورد نظر خود را در جایگاه ریاست خبرگان مشاهده کنند؛ بخصوص اینکه مدعی بودند همفکران زیادی از آنان به مجلس خبرگان راه یافتهاند! اما علیرغم همه تلاشها و رایزنیها در خلوت و جلوت، نمایندگان مجلس خبرگان شخصیتی را به ریاست خبرگان برگزیدند که به تمام معنا انقلابی و دارای سبقه و صبغههای مشخص مجاهده در راه دفاع از آرمانهای ناب انقلاب بوده و همواره آماج هجمههای مدعیان اصلاحطلبی قرار داشته است: «آیتالله احمد جنتی».
پس از این ناکامی، نوبت به انتخابات رئیس مجلس رسید. رسانههای اصلاحطلب در بوق و کرنا کرده بودند که مردم در انتخابات هفتم اسفند بیاعتنا به نقدهای اصولگرایان به دولت و دولتمردان، به لیست امید رای دادهاند و اکثریت مجلس از آنِ امیدیان است. شدت این تبلیغات چنان بود که در آغاز برخی نیروهای حزباللهی نیز در موضعی انفعالی قرار گرفته بودند؛ اما ناکامی اصلاحطلبان در ماجرای ریاست موقت محمدرضا عارف در مجلس، به سان آب سردی بود که به صورت دلبستگان به لیست امید فروریخت و رؤیاهایشان را به باد داد. این ناکامی برای محمدرضا عارف بسیار سنگین بود به گونهای که وی برای انتخابات هیئت رئیسه دائم، حتی نامزد هم نشد؛ چه اینکه میدانست ادعاها مبنی بر اکثریتداشتنشان در مجلس دهم، بلوفی بیش نبوده است! وانگهی انتظار داشت با توجه به انصرافش به نفع روحانی در خرداد 92، روحانی و دولت هم در جریان انتخاب ریاست مجلس به طور ضمنی از او حمایت کنند؛ که بر حسب قرائن، چنین انتظاری محقق نشد.
شاید از همین رو بود که پس از آن رفتارهایی کجدار و مریز در پیش گرفت و از جمله در ضیافت افطار روحانی با نمایندگان مجلس هم غایب بزرگ بود. این روزها فراکسیون امید وضعیت خوشایندی ندارد و تبلیغات پرطمطراقش مبنی بر در اختیارداشتن اکثریت مجلس رنگ باخته است، به گونهای که حتی برخی قرائن از رایزنیها برای تشکیل فراکسیونی کوچکتر حکایت میکند! و این یعنی پوچ بودن آن همه تبلیغات پرسروصدا و نادیدهگرفتن ضمنی شعور بخشهایی از جامعه.
نکته به ظاهر ساده اما پراهمیت دیگر در این باره این که جوانترین نماینده مجلس دهم که از قضا جزو فراکسیون امید است و با شعارهای جذاب درباره رسیدگی به مشکلات جوانان و بیصدایان خاموش به مجلس راه یافته، در نخستین نطقش در مجلس رفتار بسیار تاسفانگیزی از خود نشان داد و وقت مجلس را صرف دفاع از حقوق محیرالعقول پدرش سیدصفدر حسینی اصلاحطلب کرد! همان پدری که افزون بر یک میلیون تومان از فیش 45 میلیونیاش بابت حق اوقات فرزندش از بیتالمال برداشت میشد!! رفتار فاطمه حسینی چنان دور از شان و مغایر با آیین نامه مجلس بود که حتی علی مطهری در جایگاه ریاست وقت جلسه، اقدام به قطع میکروفن وی کرد! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
انتخابات هفتم اسفند برای مدعیان اصلاحات و اعتدال، خوش نمودی داشت اما آنچنان بودی نداشت! درباره خودپیروزپنداری مدعیان اصلاحات و شگردهای تبلیغاتی آنان، سخنها بسیار است که در آینده بیشتر به آنها خواهیم پرداخت؛ شگردهایی که بیگمان هرچه به انتخابات 96 نزدیک میشویم، بیش از پیش مورد تمسک اصلاحطلبان در راستای مهندسی افکار عمومی و اذهان قشرهای گوناگون جامعه قرار خواهد گرفت.
نویسنده: عبدالله بشنیغانی
انتخابات هفتم اسفند برگزار شد و این طیف پرمدعا در تبلیغاتی سنگین خود را به نوعی پیروز هر دو انتخابات معرفی کرد. در گام نخست، آنها تمام تلاشهای خویش را به کار بستند تا فرد مورد نظر خود را در جایگاه ریاست خبرگان مشاهده کنند؛ بخصوص اینکه مدعی بودند همفکران زیادی از آنان به مجلس خبرگان راه یافتهاند! اما علیرغم همه تلاشها و رایزنیها در خلوت و جلوت، نمایندگان مجلس خبرگان شخصیتی را به ریاست خبرگان برگزیدند که به تمام معنا انقلابی و دارای سبقه و صبغههای مشخص مجاهده در راه دفاع از آرمانهای ناب انقلاب بوده و همواره آماج هجمههای مدعیان اصلاحطلبی قرار داشته است: «آیتالله احمد جنتی».
,پس از این ناکامی، نوبت به انتخابات رئیس مجلس رسید. رسانههای اصلاحطلب در بوق و کرنا کرده بودند که مردم در انتخابات هفتم اسفند بیاعتنا به نقدهای اصولگرایان به دولت و دولتمردان، به لیست امید رای دادهاند و اکثریت مجلس از آنِ امیدیان است. شدت این تبلیغات چنان بود که در آغاز برخی نیروهای حزباللهی نیز در موضعی انفعالی قرار گرفته بودند؛ اما ناکامی اصلاحطلبان در ماجرای ریاست موقت محمدرضا عارف در مجلس، به سان آب سردی بود که به صورت دلبستگان به لیست امید فروریخت و رؤیاهایشان را به باد داد. این ناکامی برای محمدرضا عارف بسیار سنگین بود به گونهای که وی برای انتخابات هیئت رئیسه دائم، حتی نامزد هم نشد؛ چه اینکه میدانست ادعاها مبنی بر اکثریتداشتنشان در مجلس دهم، بلوفی بیش نبوده است! وانگهی انتظار داشت با توجه به انصرافش به نفع روحانی در خرداد 92، روحانی و دولت هم در جریان انتخاب ریاست مجلس به طور ضمنی از او حمایت کنند؛ که بر حسب قرائن، چنین انتظاری محقق نشد.
,شاید از همین رو بود که پس از آن رفتارهایی کجدار و مریز در پیش گرفت و از جمله در ضیافت افطار روحانی با نمایندگان مجلس هم غایب بزرگ بود. این روزها فراکسیون امید وضعیت خوشایندی ندارد و تبلیغات پرطمطراقش مبنی بر در اختیارداشتن اکثریت مجلس رنگ باخته است، به گونهای که حتی برخی قرائن از رایزنیها برای تشکیل فراکسیونی کوچکتر حکایت میکند! و این یعنی پوچ بودن آن همه تبلیغات پرسروصدا و نادیدهگرفتن ضمنی شعور بخشهایی از جامعه.
,نکته به ظاهر ساده اما پراهمیت دیگر در این باره این که جوانترین نماینده مجلس دهم که از قضا جزو فراکسیون امید است و با شعارهای جذاب درباره رسیدگی به مشکلات جوانان و بیصدایان خاموش به مجلس راه یافته، در نخستین نطقش در مجلس رفتار بسیار تاسفانگیزی از خود نشان داد و وقت مجلس را صرف دفاع از حقوق محیرالعقول پدرش سیدصفدر حسینی اصلاحطلب کرد! همان پدری که افزون بر یک میلیون تومان از فیش 45 میلیونیاش بابت حق اوقات فرزندش از بیتالمال برداشت میشد!! رفتار فاطمه حسینی چنان دور از شان و مغایر با آیین نامه مجلس بود که حتی علی مطهری در جایگاه ریاست وقت جلسه، اقدام به قطع میکروفن وی کرد! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
,انتخابات هفتم اسفند برای مدعیان اصلاحات و اعتدال، خوش نمودی داشت اما آنچنان بودی نداشت! درباره خودپیروزپنداری مدعیان اصلاحات و شگردهای تبلیغاتی آنان، سخنها بسیار است که در آینده بیشتر به آنها خواهیم پرداخت؛ شگردهایی که بیگمان هرچه به انتخابات 96 نزدیک میشویم، بیش از پیش مورد تمسک اصلاحطلبان در راستای مهندسی افکار عمومی و اذهان قشرهای گوناگون جامعه قرار خواهد گرفت.
,نویسنده: عبدالله بشنیغانی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه