عمر بلند و عمر کوتاه؛ سرنوشت دو کودتا

عمر بلند و عمر کوتاه؛ سرنوشت دو کودتا
درست آن لحظه بود که فهمیدم نیروهای مذهبی در ۲۸ مرداد چه حالی داشته اند و چرا به حمایت از دکتر مصدق و دولتش به خیابان نیامدند. شاید آن ها هم مانند ما که از دست اقدامات اردوغان به ستوه آمده بودیم، از دست کارهای مصدق به خط پایان رسیده بودند
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، این خیلی جالب بود که درست در شبی که سریال معمای شاه قسمت مربوط به کودتا علیه دولت مصدق را نشان می داد، یک ساعت بعد در ترکیه کودتا شد! و جالب تر اینکه در قسمتی که این هفته پخش شد، کودتا خیلی سریع شکست خورد، دقیقا شبیه آن اتفاقی که در ترکیه افتاد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,

راستش من همیشه دل چرکین بودم از کسانی که از کودتا و سقوط مصدق اعلام رضایت کرده بودند. برای مثال آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی، در مصاحبه های بعد از کودتایش، از دولت مصدق بدگویی کرده بود گویا که از رفتن او رضایت دارد. من همیشه با خودم می گفتم که چرا یک چنین حالتی باید در مذهبی ها باشد در حالی که بعد از کودتا آن بلاها را سر نواب و کاشانی آوردند در حالی که تا مصدق بود، لااقل خبری از این چیزها نبود.

,

بامداد شنبه، وقتی اخبار کودتا روی گوشی هایمان ظاهر می شد، من و تقریبا همه دوستانم، شادمان بودیم و احساس بدی نداشتیم. این در حالی بود که کودتا توسط ارتش ترکیه صوت گرفته بود و همه می دانیم ارتش ترکیه اگر گرایش فرماسونری نداشته باشد، در بهترین حالت تازه سکولار است.

,

اما جدا از تمام این حرف ها لحظه ای خوشحال شدیم. گفتیم که آه مظلوم جواب داد. نفرین مردمان سوریه بالاخره اردوغان را گرفت. اردوغانی که این گونه همسو با رژیم صهیونیستی در سوریه از تروریسم حمایت کند، بگذار تا سقوط کند اصلا چه بهتر. لحظات نشاط وجودم را فرا گرفت.

,

کودتا ترکیه

, کودتا ترکیه,

درست آن لحظه بود که فهمیدم نیروهای مذهبی در ۲۸ مرداد چه حالی داشته اند و چرا به حمایت از دکتر مصدق و دولتش به خیابان نیامدند. شاید آن ها هم مانند ما که از دست اقدامات اردوغان به ستوه آمده بودند، از دست کارهای مصدق به خط پایان رسیده بودند. مصدقی که چندین اشتباه جبران ناپذیر داشت که در سریال معمای شاه هم بیان شد. دست توده ای ها را باز گذاشت. به آمریکا اعتماد کرد، همان ها که آخر کار زمینش زدند. بدتر از همه با منش دیکتاتوری مجلس را منحل کرد و زمینه عزل خودش را فراهم کرد و دست آخر اینکه عاملین و قاتلین قیام سی تیر را محاکمه نکرد. این ها همه را بگذارید یک طرف، عناصر شاه و دربار هم مدام میان ملی ها و مذهبی، بنزین روی آتش می ریختند و توطئه می کردند. این شد که قلب ها از هم جدا شد و محبت زمان نهضت ملی کردن نفت به تنفر داغ مرداد ۱۳۲۸ رسید.

,

خوب یا بد؟

, خوب یا بد؟,

مصدق یا کاشانی خوب یا بد و جدا از آنکه تقصیرها را گردن چه کسی بیندازیم، تا وقتی با هم بودند حرکت رو به جلو داشتند و چون جدا شدند، راه به جایی نبردند. مصدق در میان هم لباس های خود شاید در تاریخ بهترین باشد اما کاشانی در میان هم لباس های خود در مقایسه با دیگران در طول تاریخ، بهترین نیست. مصدق اشراف زاده بود و تحصیل کرده غرب. عقایدش مشکل داشت و با بوم و سنت این مردم همخوانی نداشت. کارهایی کرد که حسابی صدای مذهبیون را درآورد و دست آخر دولت خودش را بی پشتوانه کرد اما هرچه بود با بیگانه نبود و دست انگلیسی ها را کوتاه کرد و پای مجازاتش هم ایستاد.

,

در هر صورت مصدق هر که بود، از شاه بهتر بود و شاه هر که بود از اجنبی بهتر. اما روزی که مصدق را انداختند چندان کسی به خیابان نیامد و با وجود اینکه همه می دانستند از پس کودتای زاهدی، چه روزگار سیاهی برایشان در راه است، خیلی ها خوشحال شدند. چیزی شبیه خوشحالی من پس از شنیدن اخبار کودتای ترکیه.

,

به هر حال سی ام تیر است و باید یادی کنیم از شهدای آن: کسانی که به فرمان آیت الله کاشانی به خیابان آمدند و دولت مصدق را با اهدای خون خود نگهداشتند. چیزی شبیه اشاره اردوغان که هوادارانش را به کف شهر آورد و قدرت از دست رفته را دوباره بازگرداند. به راستی چه می شود که روزی دولتمردی چون اردوغان حرفش این گونه خریدار دارد و روزی مصدق این گونه بی یاور می ماند؟

,

اردوغان اگرچه در تولید و اقتصاد کارنامه خوبی دارد اما بعید می دانم کسی به خاطر این چیزها جلوی تانک برود. فعلا در مورد خوب و بد اردوغان و دولت و اقداماتش حرفی نیست. حرف از خروش جوانانی است که شباهنگام و بامدادان الله اکبر می گفتند. چیزی که همه می دانیم این است که اردوغان آمد و اندکی و حداقل بیشتر از قبلی ها در تاریخ ترکیه، به اعتقادات و باورهای مردمش توجه کرد و دولت خودش را به عرف و بوم مسلمانان ترک نزدیک ساخت، شاید این راز این پیوند قلبی میان مردم و یک دولتمرد باشد که بارها در انتخابات او را همراهی کردند و حالا هم برایش جانفشانی نمودند.  چیزی که در روزهای آخر، مصدق به کل فراموش کرده بود.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه