مضرات بی قانونی از قانون بد بیشتر است
وقتی عمل به قانون برای برخی نمی صرفد!
با این منطق هر کسی در هر جایی میتواند شروع به ادعای نصرفیدن کند و عملی غیر قانونی را رقم بزند. زیاد هم فرقی نیست بین راننده تاکسی،کاسب ،کارمند، پزشک، معلم، باغدار یا ...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح محلات،بسیاری از باغدارن محلات به عشق درخت و هویت باغشان و ... با تمام سختیها و کمبودها باغشان را حفظ کردهاند اما جدای از این افراد زحمتکش، ما با باغدارانی مواجه هستیم که در چرایی خشک سازی باغاتشان فراتر از کمبود آب و ... این استدلال محوری را عرضه میکنند:
, به گزارش , شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ؛, , به نقل از صبح محلات،, صبح محلات, صبح محلات, صبح محلات, صبح محلات, بسیاری از باغدارن محلات به عشق درخت و هویت باغشان و ... با تمام سختیها و کمبودها باغشان را حفظ کردهاند اما جدای از این افراد زحمتکش، ما با باغدارانی مواجه هستیم که در چرایی خشک سازی باغاتشان فراتر از کمبود آب و ... این استدلال محوری را عرضه میکنند:,,
چرا باید هزینه فضای سبز و حفظ شادابی و ریههای شهر فقط بر دوش رنجور چند باغدار باشد؟ من پنجاه سال زحمت کشیدم و یک باغ را درست کرده ام الان دوست دارم خشکش کنم!
,,
جدای از اینکه آیا پنجاه سال پیش و حتی سه، چهار سال پیش (قبل از ساخت خیابان جدید شهیدان حاج رضایی) این باغداران عزیز به فکر ریههای شهر بوده اند؟ یا به فکر فضای سبز مردم که محبت کردهاند و باغات را ایجاد کردهاند؟
,,
نکته اصلی این است که برای باغدار دیگر عمل به قانون نمیصرفد. پس باغش را خشک میکند تا به سود مادی فراوان از طریق تغییر کاربری دست پیدا کند و تازه منت سالهای سال باغداری و انتفاع شخصی از باغ را هم سر همه مردم محلات میگذارد که بلی دیگر فداکاری بس است!
,,
این منطق برخی باغداران محترم برای توجیه کار غیر قانونیشان را به تمامی عرصه های اجتماعی و تمامی مشاغل میتوان تسری داد:
,,
به عنوان مثال:
,,
پزشکی احساس میکند برایش نمیصرفد که با قیمتهای مصوب و قانونی طبابت نماید، به همین خاطر سعی میکند وجدان خودش را بخشکاند و زیر میزی بگیرد.
,,
کارمندی احساس میکند با اختلاف حقوقی میلیونی که بین خودش و مدیرش وجود دارد، برایش نمیصرفد که در سیستم اداری کار ارباب رجوع را انجام دهد. یا کار ارباب رجوع را انجام نمیدهد یا برای انجام دادن کار، دست به عمل غیر قانونی گرفتن رشوه می زند تا بار سنگین ارباب رجوع دیگر بر دوشش سنگینی نکند.
,,
میلیونها جوان بیکار که برایشان نمیصرفد اصلی ترین سرمایه زندگیشان یعنی وقت و زمان را بدون درآمد طی کنند. دست به فعالیتی غیر قانونی همچون دزدی میزنند تا بار سنگین امنیت اقتصادی برای طبقات برخوردار و شاغلین بر دوششان نباشد.
,,
,
در واقع با این منطق هر کسی در هر جایی میتواند شروع به ادعای نصرفیدن کند و عملی غیر قانونی را رقم بزند. زیاد هم فرقی نیست بین راننده تاکسی یا کاسب یا پزشک و معلم یا باغدار.
,,
اتفاقا اگر بنا بر عدم صرفیدن باشد آن پلیس خدمتگذاری که از جانش برای امنیت مردم مایه میگذارد یا آن جوان بی کار که اصلی ترین سرمایهاش یعنی جوانی و عمرش را دارد از دست میدهد "به طریق اولی" میتوانند ادعای عدم صرفیدن کنند و بگویند این همه سال عمر و جانم را برای شما گذاردهایم و دیگر تن رنجورمان نمیتواند!
,,
بر همین اساس از مسئولین محترمی که به دنبال به صرفه سازی باغات برای باغداران هستند تقاضا میشود:
,,
۱_پیگیر عدم صرفه های بی پایان دیگر اقشار جامعه باشند.
,,
۲_این حق اعتراض به قانون را در همه عرصههایی که برای شهروندان نمیصرفد، در نظر بگیرند.
,,
۳_در صورت ارتکاب هر گونه عمل غیر قانونی(با توجه به عدم صرفه) از طرف دیگر شهروندان، مسئولین همان برخوردی را با مردم انجام دهند که در حال حاضر با باغداران انجام میدهند!
,,
,
عدم صرفه قانونی و عدم صرفه غیر قانونی
, عدم صرفه قانونی و عدم صرفه غیر قانونی, عدم صرفه قانونی و عدم صرفه غیر قانونی, عدم صرفه قانونی و عدم صرفه غیر قانونی,در پس این استدلال که برایم نمیصرفد، پس دوست دارم خشکش کنم؛ نکته ایی نهفته است به نام "صرفه غیر قانونی" یا "صرفه غیر واقعی" که من اسم اختصار صرفه را بر آن میگذارم. (زیرا اگر عدم صرفه واقعی بود باید با روشی یا باغ را به صرفه کرد یا باغ را فروخت).
,,
نکته اینجاست اگر ادعای عدم صرفه واقعی باشد باید لحظه ای تامل نکرده و به سرعت خود را از این ضرر و خسران برهانیم. اما در کمال تعجب شمایی که برایتان نمیصرفد باغتان را حفظ کنید ولی حاضر به فروش باغ به کسی که مدعی صرفیدن باغ با همین شرایط موجود است، هم نیستید! چرا؟ زیرا هراس آن را دارید که دست شما از امکان سودهای هنگفت درآینده کوتاه شود. در واقع این منطق به صرفه رساندن باغات دارد بر علیه خودش عمل میکند. مسئولین میخواهند باغات را از لحاظ ملکی تقویت کنند تا برای باغدار، حفظ باغ به صرفه باشد. اما خود این منطق باعث شده باغداری که حتی حاضر نیست به باغش آب دهد منتظر سود هنگفت باشد، حالا این وسط درختان بیچاره باغ خشک بشود یا نشود تا زمانی که برخورد قانونی نباشد، اهمیتی ندارد.
,
چون مالکیت ملک که عوض نشده و این ملک قرار است که سود رسان باشد نه آن درختان بیچاره!
,
,
چرا باغات با قانون ویلا سازی باز هم از میان خواهند رفت؟
, چرا باغات با قانون ویلا سازی باز هم از میان خواهند رفت؟ , چرا باغات با قانون ویلا سازی باز هم از میان خواهند رفت؟ , چرا باغات با قانون ویلا سازی باز هم از میان خواهند رفت؟ ,هر کدام از حوزه های زندگی منطق جلو برنده خاص خود را دارد. مثلا منطق زندگی اقتصادی سود و فایده مادی است اما منطق ازدواج، عشق و محبت زناشویی یا منطق علم، پژوهش است یا منطق پیش برنده و حافظ دین، ایمان است.
,,
حالا در جامعه ایی که سود محوری بر همه عرصههای آن سایه افکنده آیا میتوان انتظار داشت بدون عشق و محبت زندگی زناشویی، فقط به خاطر سود دو طرفه مادی پایدار باشد؟ یا در جامعهایی که میتوان مدارک تحصیلی را خریداری کرد آیا میتوان به پیشرفت علم اعتقاد داشت؟ یا در جامعه ایی که میتوان بهشت و جهنم را با پول خرید و فروش کرد آیا میشود به دین اعتقاد داشت و ...
,,
داستان باغداری و حفظ باغات هم بر همین اساس است تا زمانی که فقط به ایجاد ارزش مادی برای حفظ باغات بیاندیشیم شاید و تنها شاید در کوتاه مدت بتوانیم باغات را حفظ و احیا کنیم و بالاخره روزی میرسد که باغدار به دنبال صرفه باغ ویلایش را هم خراب کند و ساختمان چندین طبقه ای بسازد همانطور که در تهران خراب کردند و ساختند.
,,
در واقع تا زمانی که بر صرفه اقتصادی صرف برای باغات تاکید کنیم، مشکلی را حل نکردهایم. باغات باید در دست کسانی باشد که فایدههای معنوی باغ از جمله فضای تفرجگاهی یا میراث خانوادگی و دیگر انگیزه های طبیعت دوستی آنقدر در آنان بالا باشد که در برابر وسوسه های مادی حاضر به تخریب باغات نشوند و برای اینکه باغات در دست چنین افرادی بیافتد قانون باید با حداکثر قدرت خود اعمال شود و جلوی هرگونه تخطی را بگیرد تا
,,
اولا: کسی امید به تغییر کاربری نداشته باشد
, اولا: کسی امید به تغییر کاربری نداشته باشد,ثانیا: اگر شخصی فقط به دنبال سود مادی بیشتر است از حوزه باغداری خارج شود و این حوزه را به دوستدارانش بسپارد.
, ثانیا: اگر شخصی فقط به دنبال سود مادی بیشتر است از حوزه باغداری خارج شود و این حوزه را به دوستدارانش بسپارد. ,عدم توجه به این نکته ظریف که باغات علاوه بر صرفه اقتصادی املاکی، نیاز به "پرنسیب" و منطق درونی خود دارند و باید این منطق درونی را هم پر رنگ کرد تا باغات حفظ شود، باعث عدم تصمیم گیری صحیح و رعایت اولویتها در مسئولین هم شده. دوستان مسئول دو سال تمام انواع و اقسام جلسات و پیگیریها را برای قیمتدار کردن ملک باغات انجام میدهند و البته در نهایت هم به نتیجهای نمیرسند، و ناگهان بعد از این همه مدت یادشان میافتد کمبود آب اصلی ترین مشکل باغداران واقعی است که بدنبال حفظ باغات خود هستند، و اینچنین است که مسئولان بعد از این همه فرصت سوزی تازه در تیرماه ۹۵ به فکر ساخت استخر افتادهاند! شاید که در بهار سال ۹۶ به بهربرداری برسد.
,,
,
,
اجرای قانون فعلی تنها راه
, اجرای قانون فعلی تنها راه, اجرای قانون فعلی تنها راه, اجرای قانون فعلی تنها راه,,
کسانی که به قانون فعلی باغات اعتراض دارند باید اعتراضات خود را انجام دهند، با مسئولین سخن بگویند، متحد شوند و پیگیر مطالبات خود باشند، اما نباید به عمل غیر قانونی دست بزنند.
,,
بر طبق دستورالعمل ماده ۱۰ قانون اصلاح قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغات، خشکاندن و سوزاندن باغات مصداق تغییر کاربری است و بر اساس ماده ۳ قانون اصلاح قانون حفظ اراضی و باغات متخلفین تا ۳ برابر قیمت زمین و تا شش ماه حبس محکوم خواهند شد.
,,
عمل به قانون فعلی حداقلها را برای حفظ باغات فراهم کرده و هرکدام از باغداران محترم که برایشان عمل به این قانون نمیصرفد یا باید باغشان را بفروشند یا هزینه عمل غیر قانونیشان را بپردازند به جز این هیچ راه دیگری وجود ندارد. قانون شکنی، دلسوزی و مماشات ندارد که اگر داشته باشد قانون شکنی به عرف و اجرای قانون به استثناء تبدیل خواهد شد و همگان از این وضعیت متضرر خواهند گشت. برخی خواهند گفت عمل به قانون فعلی وضعیت باغات را به اینجا کشانده از این دوستان باید پرسید آیا قانون فعلی اجازه داده تا شهرداری قسمتی از باغات را در محدوده شهری خود وارد کند و از وسط آنها خیابان بکشد و امید به تغییر کاربری و سود مادی را در باغداران زنده کند؟ از این دوستان باید پرسید این همه باغاتی که طی چند سال گذشته تخریب شدهاند چه تعدادشان به مراجع قضایی رفته و پیگیریهای موثر انجام گرفته؟ همین روزها که ۱۰ هزار متر از باغات محلات در آتش سوخته و به گزارش آتش نشانی؛ عمدی هم بوده، پیگیریها به کجا رسیده؟ وقتی قانونی به صورت کامل اجرا نشده چگونه میتوانیم بگوییم این قانون مسئول وضعیت فعلی است؟ آیا در قانون فعلی ماده یا تبصرهایی برای نساختن استخر و تامین نشدن آب باغات آورده شده که مشکل اصلی کمبود آب را نادیده گرفتهایم و فرصت را برای بهانه جویی مستعد!
,نتیجه کلام اینکه بی قانونی مضراتش از قانون بد بسیار بیشتر است و عدم اجرای قانون مانند بی قانونی است. مطالبه اجرای تمام و کمال قانون باغات بهترین و تنها راه حفظ و نجات باغهای محلات در وضعیت فعلی است.
,امیرحسین رضوانی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه