استاد و قاری قرآن؛
ضرورت آسیبشناسی رویه هدررفت نیروها
با گذشت حدود ۸ سال تدریس و تحمل ناملایمات متعدد، با انبوهی از گله ها و انتقادات به خاطر عارضه های جسمی و روحی ناشی از این سنوات، به هیچ عنوان از روحیه و توانمندی ۸ سال پیش برخوردار نبوده و حتی برخی شب ها به دلیل تنگی نفس، قدرت خوابیدن هم ندارم![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛پایگاه خبری تحلیلی دزفول امروز بر اساس رسالت خبری خود مبنی بر بیان و تحلیل نقاط قوت و ضعف فرهنگی جامعه، اقدام به انجام مصاحبه با “محسن حاجی؛ استاد و قاری قرآن” و نیز درج یادداشتی در نقد عدم استفاده از پتانسیل های قرآنی شهرستان دزفول نمود که ارائه توضیحاتی تکمیلی از طرف وی را در پی داشت که در ادامه می آید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دزفول امروز,(برای مشاهده متن “مصاحبه” اینجا کلیک کنید.)
(برای مشاهده متن “یادداشت” اینجا کلیک کنید.)
پس از مطالعه دست نوشته ی اخیر در سایت دزفول امروز در مورد عدم استفاده از توانمندی های برخی نیروهای بومی در داخل شهرستان، لازم دانستم مطالبی را بیان کنم تا توضیحات یا نقدی باشد بر برخی سطور آن.
در ابتدا از پایگاه خبری دزفول امروز بابت کوشش در ادای تکلیف رسانه ای خود و پیگیری موضوعات مرتبط با مسائل فرهنگی دارالمومنین دزفول کمال تشکر و سپاس را دارم هر چند که هماهنگی بیشتر قبل از نشر گزارش اخیر، موجبات بیشترین تقدیر را فراهم می نمود.
باید اذعان نمود، ابراز لطف و مردم فهیم و متدین دزفول نسبت به خادمان و تالیان قرآن پیش از نمایاندن دغدغه آنها نسبت به فضای عمومی جامعه، نشانه عشق و ارادت آنها به ساحت کلام وحی است.
حضور اینجانب در شهرستان لالی به انتخاب خود اینجانب و بدون اجبار بوده است، البته با این ذهنیت که اولا منشا خدمت و ارائه فعالیت های قرآنی در آن منطقه باشد و ثانیا بعد از سه سال مقدمات بازگشت برای اینجانب فراهم گردد، که متاسفانه هیچ یک محقق نشد.
دغدغه حقیر در این میان این است که اذهان مخاطبان اشتباها به مسیری هدایت نشوند که این مسئله مربوط به رفع مشکل شخصی یک فرد است یا اینکه نیروهای مذکور، دست زیرچانه، منتظرند تا بدین واسطه مورد توجه قرار گرفته و یک نفر در یک ارگانی آنها را به شهرستان دزفول منتقل کند! بلکه مربوط به آسیب شناسی و اصلاح یک رویه غلط و نامیمون است که در صورت عدم اصلاح آن به هدر رفت نیروهایی که سال ها برای تربیت آنها زمان و هزینه صرف شده است منجر خواهد شد.
در اکثرسنوات گذشته هفته ای سه یا چهار روز دور از خانواده، بیتوته کرده و بقیه هفته در دزفول حاضر بوده ام اما با این وجود به طور عامدانه و آگاهانه نه در مرکز دارالقرآن دعوت به همکاری شدم (حتی در دوره های تابستانه!) و نه در داوری و برگزاری مسابقات قرآن و نه….! که چرایی آن را مسئولین مربوطه باید توضیح دهند!
از آنجایی که نمی پسندیدم این عدم مشارکت، از بی رغبتی و عدم تمایل اینجانب قلمداد گردد، در سال ۹۳ درخواست کتبی خود را به منظور آمادگی جهت ادامه فعالیت در کادر اداری و قرآنی و یا آموزشی تقدیم آموزش و پرورش دزفول نمودم، اما با جواب منفی اداره مواجه شدم (آن هم با دلایل و جرح و تعدیل هایی که میزان صحت و سقم آنها قابل پیگیری است!)
ازابتدای حضور در شهرستان لالی به دلیل برخورداری از امتیاز زوج فرهنگی در راس درخواست های انتقال از آن شهرستان بوده ام، اما با وجود ناعدالتی های مفرط و علنی و عدم پیگیری های جدی شهرستان دزفول، الان تنها نیروی غیر بومی حاضر در لالی در جمع همکاران خود می باشم! حتی در یک مورد فردی که بجای بنده به دزفول منتقل شد، سال بعد به دلیل عدم توانمندی و نیز سایر معضلات! از مجموعه آموزش و پرورش اخراج گردید! با وجود اینکه پیش از آن مراتب را به اطلاع حراست آموزش و پرورش دزفول رسانده بودم. (چون در انتقالات هم شهرستان مبدا شرط است و هم مقصد).
با گذشت حدود ۸ سال تدریس و تحمل ناملایمات متعدد، با انبوهی از گله ها و انتقادات به خاطر عارضه های جسمی و روحی ناشی از این سنوات، به هیچ عنوان از روحیه و توانمندی ۸ سال پیش برخوردار نبوده و حتی برخی شب ها به دلیل تنگی نفس، قدرت خوابیدن هم ندارم! و متاسفانه چندین ماه است که به دلیل معضل حنجره و ریه (ناشی از تدریس فشرده و فشار روانی) اجبارا از تلاوت تحقیق در محافل و مجالس قرآنی خودداری می کنم لذا در حداکثر توان ممکن قادر خواهم بود به صورت نیروی قرآنی-اداری و با دوری موقت از صحنه تلاوت و تدریس مفرط به خدمت ادامه بدهم.
در سال جاری، مدیریت محترم آموزش و پرورش دزفول با پیگیری برخی همکاران خدوم و دلسوز آن مدیریت، پیگیر ادامه خدمت این حقیر در قالب یکی از کارشناسان قرآنی اداره می باشند که فارغ از میزان نیل به موفقیت، قابل سپاس و قدرشناسی می باشد.
بسیاری مطالب و درد دل های دیگر را که متاسفانه یا خوشبختانه در این مجال بیان آنها را به صلاح نمی دانم به زمان دیگر موکول می کنم.
محسن حاجی
(برای مشاهده متن “مصاحبه” اینجا کلیک کنید.)
, برای مشاهده متن “مصاحبه” اینجا کلیک کنید.,(برای مشاهده متن “یادداشت” اینجا کلیک کنید.)
, برای مشاهده متن “یادداشت” اینجا کلیک کنید.,پس از مطالعه دست نوشته ی اخیر در سایت دزفول امروز در مورد عدم استفاده از توانمندی های برخی نیروهای بومی در داخل شهرستان، لازم دانستم مطالبی را بیان کنم تا توضیحات یا نقدی باشد بر برخی سطور آن.
,در ابتدا از پایگاه خبری دزفول امروز بابت کوشش در ادای تکلیف رسانه ای خود و پیگیری موضوعات مرتبط با مسائل فرهنگی دارالمومنین دزفول کمال تشکر و سپاس را دارم هر چند که هماهنگی بیشتر قبل از نشر گزارش اخیر، موجبات بیشترین تقدیر را فراهم می نمود.
,باید اذعان نمود، ابراز لطف و مردم فهیم و متدین دزفول نسبت به خادمان و تالیان قرآن پیش از نمایاندن دغدغه آنها نسبت به فضای عمومی جامعه، نشانه عشق و ارادت آنها به ساحت کلام وحی است.
,حضور اینجانب در شهرستان لالی به انتخاب خود اینجانب و بدون اجبار بوده است، البته با این ذهنیت که اولا منشا خدمت و ارائه فعالیت های قرآنی در آن منطقه باشد و ثانیا بعد از سه سال مقدمات بازگشت برای اینجانب فراهم گردد، که متاسفانه هیچ یک محقق نشد.
,دغدغه حقیر در این میان این است که اذهان مخاطبان اشتباها به مسیری هدایت نشوند که این مسئله مربوط به رفع مشکل شخصی یک فرد است یا اینکه نیروهای مذکور، دست زیرچانه، منتظرند تا بدین واسطه مورد توجه قرار گرفته و یک نفر در یک ارگانی آنها را به شهرستان دزفول منتقل کند! بلکه مربوط به آسیب شناسی و اصلاح یک رویه غلط و نامیمون است که در صورت عدم اصلاح آن به هدر رفت نیروهایی که سال ها برای تربیت آنها زمان و هزینه صرف شده است منجر خواهد شد.
,در اکثرسنوات گذشته هفته ای سه یا چهار روز دور از خانواده، بیتوته کرده و بقیه هفته در دزفول حاضر بوده ام اما با این وجود به طور عامدانه و آگاهانه نه در مرکز دارالقرآن دعوت به همکاری شدم (حتی در دوره های تابستانه!) و نه در داوری و برگزاری مسابقات قرآن و نه….! که چرایی آن را مسئولین مربوطه باید توضیح دهند!
,از آنجایی که نمی پسندیدم این عدم مشارکت، از بی رغبتی و عدم تمایل اینجانب قلمداد گردد، در سال ۹۳ درخواست کتبی خود را به منظور آمادگی جهت ادامه فعالیت در کادر اداری و قرآنی و یا آموزشی تقدیم آموزش و پرورش دزفول نمودم، اما با جواب منفی اداره مواجه شدم (آن هم با دلایل و جرح و تعدیل هایی که میزان صحت و سقم آنها قابل پیگیری است!)
,ازابتدای حضور در شهرستان لالی به دلیل برخورداری از امتیاز زوج فرهنگی در راس درخواست های انتقال از آن شهرستان بوده ام، اما با وجود ناعدالتی های مفرط و علنی و عدم پیگیری های جدی شهرستان دزفول، الان تنها نیروی غیر بومی حاضر در لالی در جمع همکاران خود می باشم! حتی در یک مورد فردی که بجای بنده به دزفول منتقل شد، سال بعد به دلیل عدم توانمندی و نیز سایر معضلات! از مجموعه آموزش و پرورش اخراج گردید! با وجود اینکه پیش از آن مراتب را به اطلاع حراست آموزش و پرورش دزفول رسانده بودم. (چون در انتقالات هم شهرستان مبدا شرط است و هم مقصد).
,با گذشت حدود ۸ سال تدریس و تحمل ناملایمات متعدد، با انبوهی از گله ها و انتقادات به خاطر عارضه های جسمی و روحی ناشی از این سنوات، به هیچ عنوان از روحیه و توانمندی ۸ سال پیش برخوردار نبوده و حتی برخی شب ها به دلیل تنگی نفس، قدرت خوابیدن هم ندارم! و متاسفانه چندین ماه است که به دلیل معضل حنجره و ریه (ناشی از تدریس فشرده و فشار روانی) اجبارا از تلاوت تحقیق در محافل و مجالس قرآنی خودداری می کنم لذا در حداکثر توان ممکن قادر خواهم بود به صورت نیروی قرآنی-اداری و با دوری موقت از صحنه تلاوت و تدریس مفرط به خدمت ادامه بدهم.
,در سال جاری، مدیریت محترم آموزش و پرورش دزفول با پیگیری برخی همکاران خدوم و دلسوز آن مدیریت، پیگیر ادامه خدمت این حقیر در قالب یکی از کارشناسان قرآنی اداره می باشند که فارغ از میزان نیل به موفقیت، قابل سپاس و قدرشناسی می باشد.
,بسیاری مطالب و درد دل های دیگر را که متاسفانه یا خوشبختانه در این مجال بیان آنها را به صلاح نمی دانم به زمان دیگر موکول می کنم.
,محسن حاجی
,]
ارسال دیدگاه