به مناسبت روز تکریم مادران و همسران شهدا؛
محمد عاشق خدا بود
محمدٍ من به عشق همان خدا در سیر و سلوک خود ورق های معراج السعادۀ را در مسافتی 24 ساله با مولای خود التماس شهادت کرده است .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا و به نقل از سفیرافلاک، ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لا تشعرون....
, شبکه اطلاع رسانی دانا,کسی را که در راه خدا کشته شد مرده مپندارید بلکه اورا زنده ی جاوید است و لیکن همه ی شما این حقیقت را در نخواهید یافت.
,محمد برایم آغاز مردانگی بودی همان طور که پایانش از جان شیرین تر، چیزی نداشتی که در کف بگیری و برای معشوقت، آیینت، سرزمینت ارزانی کنی.
,ارزان نه که تو به بیشترین و ارزشمندترین قیمت خودرا معامله کردی. معامله ای که در آن هرگز زیانی نیست و کم ترین پاداشش دیدار با معشوقت بود.به راستی جز شهادت لایق تو نبود .گوارای وجود نازینت، تمام دلخوشی من .
,ستوانیکم تکاور مرزبان شهید محمد سپهونددر 22آذر سال 1366 در خانواده ای متدین و معتقد به ولایت فقیه در شهر خرم آباد مرکز استان شهید پرور لرستان دیده به جهان گشود.که در اربعین حسینی سال 1390در مرزصفر خسروی به شهادت رسیدند.
,به مناسبت وفات ام البنین(سلام علیها) که روز تکریم مادران و همسران شهدا نام گذاری شده است .فرصت را غنیمت شمرده ایم که با مادر یکی از شهدای مرزبان جوان ارتش جمهوری اسلامی شهید ستوانیکم محمد سپهوند که در اربعین حسینی مصادف با 90/10/24به شهادت رسیدند هم کلام شویم تا علاوه بر تکریم و احترام و عرض ارادت خود به مادر بزرگوار شهید محمد سپهوند از خصوصیات آن شهید بزرگوار نیز مطلع شویم.
,سراغ خانه شهید را گرفته ایم در یکی از محله های قدیمی دره گرم واقع در شهرستان خرم آباد خانه شهیدرا پیدا کردیم دررا باز نموده اند خانه ای بود مملو از عطر شهید. به هر گوشه ای که نگاه می انداختیم عکس شهید را می دیدم چشممم به تصویر حضرت آقا مقام معظم رهبری افتاد، روبرو را که نگاه می کردم تصویر بین الحرمین، طرف راستم را نگاه می کردم تصویر ضریح شش گوشه ی اباعبدالله الحسین(ع)را می دیدم شاید از خود بپرسید چرا دیدن این تصاویر را بازگو کردم چون متوجه شدیم این شهید بزرگوار خود این عکس ها را به دیوار چسبانده بود ....
,پای گفتگوی مادر که می نشینیم خدایا مادری بود که اثرات گریه از چشمانش پیدا بود .؛ خدایا امروز وفات ام البنین مادر ابوالفضل(ع) هست والان پای سخنان مادری که فرزندش در اربعین حسینی به شهادت رسیده است.
,,
*مادر، شما چگونه از شهادت فرزند دلبندتان اطلاع حاصل نمودید و عکس العمل شما چگونه بود؟
,پسر بزرگم مارا از این واقعه مطلع نمودند ظاهراً از گردان 119 کرمانشاه با ایشان تماس گرفته بودند و خبر شهادت فرزندم را به ایشان گفته بودند.
,قرار بود همان روزی که خبر شهادت را به من دادند معمول هرساله مراسم روضه در منزل خودم برپاشود که مجلس روضه ی من به مراسم سوگواری شهادت فرزندم مبدل شد.
,شب گذشته که در واقع محمد به شهادت رسیده بود من در حال نصب پرچم های روضه در داخل منزل بودم که صبح خبر شهادت به ما رسید...خیلی سخت بود.باور کردنی نبود برای من.البته مطمئن بودم شهید میشه ولی نه اینقدر زود.
,,
*محمد فرزند چندl شما بود؟ ومحمد با سایر فرزندانت چه تفاوت هایی داشت؟
,محمد فرزند چهارم بود کوچکترین پسرم.محمد اسمش در خانواده یمان تک بود چون پدرش قرار بود اسمش رو سبحان بزاره چون بقیه پسرام به اسم سجاد، سعید و سلمان و هرسه تاشون با سین شروع شده بودند قرار شد اسم ایشان بزاره سبحان بعد به خاطر حدیثی از پیامبر که فرمودند حتما نام یکی از فرزندان پسرتان محمد بزاری .تصمیم گرفت محمد سبحان بزاره.... که تو ثبت احوال میگه بزار به عشق نبی پیامبرحضرت محمد(ص) اسمش تک بزارم محمد.انگار محمد پسرم از همان ابتدا انتخاب شده ی خدا بود...
,,
اشک در چشمان مادر سرازیر می شود...
,

, *ما اعتقادمان بر این است که شهدا جزء کسانی هستند که خداوند آنها را از ابتدا برای خودش انتخاب می کند؛ یکی از ویژگی هایی از محمد که نشان از این برگزیدگی باشد بفرمایید؟
,اگر عشق به معشوق نباشه جان دادن در راه خدا سخت است اما وقتی عشق باشد خیلی شیرین و آسان هست. پسرم محمد به گفته ی سربازانش یک ساعت قبل از شهادتش زیارت عاشورا را می خواند محمد فرزند همین نسل هست انگار می دانست خبر ی هست...
,*از عبادت های محمد بگویید؟
,عبادت های محمد وصفشان ناگفتنی است . محمداز همان دورا ن نوجوانی وکودکی نماز و روزه اش ترک نمی شد. تقریبا 10 ساله بود که روزه هایش را کامل می گرفت. قبل از افطار(روزه های تابستان) نمازش (مغر بو عشا)را کامل می خواند آن هم نمازی طولانی .آنقدر باانرژی بود انگار نه انگار روزه هست.
,صبح آخرین عاشورا که محمد پسرم بعداز نماز صبح خودرا برای مراسم عاشورا آماده کرد نزدیکای ظهر بود با سرو صورت گلی معطر( که از رسوم شهرستان خر م آباد برای عزاداری امام حسین (ع) در روز عاشوراهست) به خانه آمد عصر همان روز در حال خواندن زیارت عاشورا در اتاقش دیدم.همه ی آن روز غمگین و گریان به سر برد و برای حرمت گذاشتن به روز عاشورا لحظه ای لبخند بر لبانش جاری نشد..
,انگار می دانست تا چند وقت دیگر خودش مهمان ابا عبدالله هست...
,,
* ویژگیهای اخلاقی محمد چگونه بود؟
,ایشان بسیار با وقار سنگین مودب و کم حرف بودند همیشه همسایگان می گفتند این پسر شما بسیار مودب و سر به زیر و افتاده است ایشان در میان همسن و سالان خود الگو و سرمشق بودند و علاقه ی خاصی به شهدا داشتند.
,چه خاطره ای از محمد دارید بیان بفرمایید؟
,خاطره ها زیاد است مثلا دوران دانشجویی هر وقت از تهران که دانشجو دانشکده ی افسری فارابی تهران بودندبه خرم آباد میومدند حتما سی دی های مداحی و شهدا رو تهیه می نمودند که از شدت علاقه ایشان به اهل بیت و شهدا خبر می داد.
,ناگفته نماند در کیف تو جیبی ایشان عکس مقام معظم رهبری ،عکس شهید صیاد شیرازی و عکس شهید همت بودند.یادمون نره محمد فرزند همین نسل بوده است .
,و خاطره ناب دیگر محمد این بود :
,بعداز شهادت ایشان تازه متوجه شدیم توی وسائل شخصی ایشان پلاکی که خود سفارش داده بود برایش حک کرده بودند شهید محمد سپهوند انگار قبلا با خدا معامله کرده بود اصلا من اینو ندیده بودم خدایا چه وقت این پلاک سفارش داده بود نمی دانم؟
,*دوستانش از او چه می گفتند؟
,او را بسیار دوست داشتند وبه او احترام می گذاشتند و یکی از دوستان ایشان در مراسم سوگواری این شهید گفتند که محمد واقعا لیاقتش چیزی جز شهادت نبود.
,وحرف آخرتون ...
,پسرم محمد در راه خدا شهید و فدای حضرت اباعبدالله شد عین ابوالفضل (ع) چون ظاهرا خیلی گرسنه بودند شام نخورده بعداز اقامه نماز مغرب و عشا و زیارت عاشورا به کمین می روند اونجا ناجوانمردانه توسط یکی از قاچاقیان از ناحیه سر به شهادت می رسند.
,انشاءالله به حق همین شهدا در روز قیامت شرمنده شهدا نشویم و ان شالله انقلاب اسلامی به انقلاب حضرت مهدی (عج) متصل خواهدشد.
,الهی آمین....
,من به گلایه نیامده ام ولی 24/10/1390 ثبت تاریخی دیگر بر زخم قوم لر است که تو در دعای «اللهم اشغل الظالمین بالظالمین ..» دستان سرد مرا در دست فشردی؛
,ای کرمانشاه از انحطاط و پستی انسان در آن سوی مرزها برایم هیچ نگو زیرا آنان در مرام کشتن محمد ها حصاری به دور خود کشیده اند که فریاد می زنند جز خدا همه داخل شوید ؛ آنان صفات کریهه نفسانی را از تاریخ اعاده می کنند و محمدٍ من به عشق همان خدا در سیر و سلوک خود ورق های معراج السعادۀ را در مسافتی 24 ساله با مولای خود التماس شهادت کرده است .(یحیی بیگی)
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه