یادداشت
چارچوب های امنیتی و رفتاری در خاورمیانه
خاورمیانه به عنوان یک مجموعه امنیتی منطقهای، الگوی رفتاری خاصی را به کشورهای واقع در این منطقه تحمیل میکند؛ به گونهای که معمای امنیت در این منطقه، شکل خاصی به خود میگیرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دانا رضوی، در یک تحلیل کلان میتوان ادعا کرد که ریشههای بحران امروز خاورمیانه، منبعث از چارچوبهای امنیتی حاکم بر روابط کشورهای منطقه است؛ چارچوبهایی که محصول واقعیتهای ساختاری خاورمیانه هستند. مهمترین ویژگی ژئوپلتیک این منطقه، نفوذپذیری زیاد آن، همراه با شکنندگی سیاسی اجتماعی بسیاری از کشورهای واقع در این منطقه است؛ چارچوبهایی که محصول واقعیتهای ساختاری خاورمیانه هستند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانا رضوی,,
مهمترین ویژگی ژئوپلتیک این منطقه، نفوذپذیری زیاد آن، همراه با شکنندگی سیاسی اجتماعی بسیاری از کشورهای واقع در این منطقه است؛ کشورهایی که محصول نظم پسااستعماری هستند. به این ترتیب، دخالت خارجی منجر به بههم خوردگی نظم درونی و خارج شدن ساختار نظم منطقهای از حالت طبیعی و درونزای خود میشود و شکنندگی دولتهای این منطقه باعث شده رقابتهای منطقهای به سمت کشورهای با ساختار سیاسی ضعیف سرریز شود. از این رو کشورهایی که از همبستگی درونی مناسبی برخوردار نیستند مانند لبنان از دیرباز محل نزاع و کشمکش قدرتهای منطقهای بودهاند.
,,
بر همین مبنا خاورمیانه به عنوان یک مجموعه امنیتی منطقهای، الگوی رفتاری خاصی را به کشورهای واقع در این مجموعه امنیتی تحمیل میکند؛ به گونهای که معمای امنیت در این منطقه، شکل خاصی به خود میگیرد که کشورها را مجبور میکند به سمت بازدارندگی و توازن قدرت حرکت کنند. در این فضای امنیتی، رقابت و تخاصم به الگوی غالب روابط کشورها تبدیل میشود و کمتر شاهد همکاری بین کشورهای واقع در این منطقه هستیم.
,,
اندک همکاریهای شکل گرفته نیز بیشتر ناشی از نیازهای امنیتی بوده است و نه ناشی از درک و حرکت نخبگان سیاسی به سمت رشد و توسعه منطقهای. با چنین ویژگیهایی، خاورمیانه به عنوان یک مجموعه امنیتی منطقهای با چالش بزلرگ دیگری نیز روبهروست و آن نبود یک نظم منطقهای مطلوب است؛ نظمی که بتواند بحرانهای منطقهای را مدیریت کند و مانع از همهگیری آن شود.
,,
بلوکبندی قدرت در خاورمیانه
, بلوکبندی قدرت در خاورمیانه,پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، توازن قوا در خاورمیانه دستخوش تغییر شد و نیروی جدیدی به نام انقلاب اسلامی در صحنه خاورمیانه پدیدار شد که اساسا ماهیت ضدصهیونیستی و ضدامپریالیستی دارد. پس از سقوط نظام اتحاد جماهیر شوروی، توازن قدرت چهار ضلعی خاورمیانه شامل محور مقاومت( به رهبری ایران و عضویت سوریه، حزبالله و جنبش فلسطین)ف بلوک غرب به رهبری آمریکا، بلوک شرق به رهبری شوروی و ارتجاع عرب(به محوریت سعودی و مصر مبارک) به سه ضلع کاهش یافت؛ اتفاقی که به شکل گیری یک نظم جدید، از بین رفتن بلوک بندیهای قدیم و تشکیل ائتلافهای جدید انجامید.
,,
خاورمیانه از سه دهه پیش تاکنون (در فضای نظم پساکمونیسم) شاهد حضور دو جریان و ائتلاف بزرگ منطقهای بوده است که همواره در تقابل با یکدیگر تعریف شدهاند. موفقیت یکی در منطقه به معنی کاهش نفوذ دیگری بوده است و بر عکس. این دو محور عبارتند از محور «ارتجاع عربی» به رهبری ریاض و قاهره (در زمان حسنی مبارک) و پشتیبانی امریکا که حمایت از منافع غرب و حفظ وضعیت کنونی در حمایت از پادشاهان و خاندانهای حاکم در منطقه را سرلوحه عمل خویش فرار داده است؛ و «محور مقاومت» با حضور تهران، دمشق، حزبالله و حماس که دفاع از آرمان فلسطین و مقابله با مدیریت حاکم بر جهان و کارگزارهای منطقهای آن را در دستور کار خود داشتهاند.
,,
به دنبال خیزش بزرگ ملتهای عرب در سال ۲۰۱۱ توازن قوا میان ائتلافهای منطقهای دستخوش تغییر شد. ائتلاف سازش با سقوط بنعلی و مبارک از یک سو و فرار عبدالله صالح و قیام مردم بحرین از سوی دیگر دچار بحران جدی شد. به گونهای که شاهزادگان سعودی به صراحت به انتقاد از سیاستهای آمریکا به ویژه حمایت نکردن این کشور از حسنی مبارک در جریان قیام مردم مصر پرداخته و هشدار دادند که ادامه این رویه باعث جدایی میان غرب و حامیان منطقهای آن خواهد شد.
,,
تلاش برای ایجاد باشگاهی از پادشاهیهای سالخورده در قالب توسعه شورای همکاری خلیج فارس و ایجاد ائتلاف جدید، نشانههایی جدی از آشفتگی محور سازش یا ارتجاع عربی در منطقه خاورمیانه است. در همین حال دمشق نیز به عنوان ستون محور مقاومت بیش از چهار سال است که دستخوش ناآرامیهای خیابانی و بتدریج جنگ داخلی شده است. نقش پررنگ قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای در بحران سوریه و عزم آمریکا برای تغییر رژیم در سوریه را برخی، تلاش برای تغییر توازن قوا در منطقه خاورمیانه به نفع ائتلاف همپیمان با غرب توصیف کردهاند.
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه