شهدای تیپ فاطمیون باید مفقودالاثر بمانند
استاد و امام ما امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید: «کسی که از خانۀ خود خارج نشود و از مردمی که مقابل دشمن ایستادهاند، دفاع نکند، مَرد نیست و نامرد است!».[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از چشم برخوار، اولین و در حال حاضر؛ آخرین شهدای مدافع حریم اهل بیت (ع) در شهرستان برخوار، از تیپ فاطمیون هستند که بر روی دست اندکی از مردم ولایتی به خانه ابدی خود رهسپار شدند و امیدواریم که یادشان همراه با خودشان مدفون نشده باشد.
شهید محمدجمعه رسولی که اولین شهید مدافع حریم اهل بیت شهرستان برخوار است شاید برایش بهتر بود که برای همیشه مفقودالاثر می ماند. چون نه مادری بود که بیاید و مزارش را گلباران کند و نه خواهر و نه برادری…، اما در افغانستان محمدجمعه هم مانند بسیاری از شهدا دوست دارد غروب پنجشنبه مادرش بر سر مزارش بیاید و برایش درد و دل کند، قبرش را با گلاب بشوید و مادر مست دیدار پسرش شود، بوی خوشی به مشامش برسد و محمد گوش به قبر، صدای مادرش را بشوند…. ولی افسوس!!!
ضیاگل خواهر کوچک محمدجمعه است که این روزها عجیب دلتنگ برادرش است و به زودی این خانواده راهی ایران هستند.
بیایید با دید دیگر به این مسئله بنگریم، مسئله شهید برای ما اهمیت فراوانی دارد؛ به طوری که در عصر کنونی آرزوی بچه های بسیجی و هیئتی ما شهادت است و به قول دوستی، پایان ماموریت بسیجی شهادت است.
طی دیدارهایی با بازماندگان این شهدا، به این نتیچه رسیدم که اکثر این شهدا از ناحیه پهلو به شهادت رسیده اند، بی شک الهاماتی بوده که نام این تیپ را فاطمیون گذاشته اند، فاطمیونی که هنوز در شهرستان ما برای بسیاری جا نیفتاده است و متاسفانه دید مردم نسبت به این شهدا مادی است.
,
,
,
, ,
,
,
به قول حمید علیمی در مراسم هفتم شهید سید محمد شاه حسینی؛ ما حتی از یک موتور سیلکت خودمان نمی توانیم بگذریم و چطور این شهدا از فرزندان خودشان گذشتند و رفتند؟! شما حاضرید به خاطر پول خطر را به جان بخرید؟
خانواده های این شهدا نیاز به برگزاری همایش و تجلیل ندارند، بیایید همه با هم فرهنگ سازی کنیم که عشق قیمت ندارد و ذهنتان از اینکه اینها برای پول رفتند را پاک کنید، بیایید و به دیدار این خانواده هایی بروید که بی شک تسلای دل مادر داغدار و فرزندان بی پدر می شوید.
,
,
خبری آمده از شام که دلگیر شدی
به گمانم که توهم بسته به زنجیر شدی
بال در بال فلک فکر رهایی بودی
در حلب بود که یکباره زمین گیر شدی
به خیالش که تو را نقش زمینت کرده
لیک از کوری چشمش تو فراگیر شدی
مطمئنم که می آیی, و بگویی مادر؟!!
چند روزی که نبودم چقدرپیر شدی!!
دل پر از ناله و آه است بیا و برگرد!!
پدرت چشم به راه است بیا و برگرد!!
,
,
,
,
,
,
,
,
,
این حرف شهید قربانی را در طول چندین ماه گذشته از شهادتش بارها خواندهام و شنیدهام: شهادت خوب است اما تقوا از آن بالاتر است. روحالله قربانی را میگویم؛ «شهید مدافع حرم»، صفتی که خیلی از ماها آرزو کردهایم، التماس می کنیم و دعا و توسل که روزی کنار نام ما هم بنویسند. خیلی از ما همه گونه تلاشی کرده ایم برای رفتن، برای رسیدن به مقصدی که آنها رفتند و رسیدند. آنقدر دلمان مشغول رسیدن به این هدف شده است که از راهی که به مقصد می رسد و می رساند غفلت کردهایم، که یک آن غفلت ما، شیطان را بس است که تمام وجود ما جولانگاهش شود.
, ,
,
,
یادمان رفته است تقوا یعنی خواهرم، برادرم با نامحرم به حد ضرورت باید برخورد داشت و خودمان را گول نزنیم که برخورد اعم است از گفتوگو و ملاقات و چت و پیامک… یادمان رفته این حدیث قدسی را که: «هر وقت دو نفر نامحرم با هم به گفتوگو نشستند نفر سوم میان آنها شیطان است.» یادمان رفته که جبهه رفتند که چه بشود؟ ما می خواهیم برویم که چه بشود؟ آیا جز برای حفظ حریم اسلام و مسلمان بوده است؟ آیا حریم اسلام فقط خیابانها و شهرهای دور و اطراف حرم است؟ حریم اسلام یعنی صدای و کلام تو خواهرم، یعنی نگاه، سخن تو برادرم. یادمان رفته مولای ما فقط برای درآوردن خلخال از پای زن یهودی فریاد نزد؛ یادمان رفته صدای اعتراض علی به فرماندارش را که: شنیدهام در بازارهای شما، زنان دوشادوش مردانتان حاضر می شوند.» یادمان رفته مادرمان فاطمه را، که وقتی به حد ضرورت در خانه با تک تک مهاجر و انصار برخورد کرد؛ ولی همان فاطمه از مرد نابینا رخ پوشاند.
به راستی خواهرم یادمان رفته مرام مولا و مسلک زهرا را، وگرنه شهادت را بین توپ و تانک و گلوله جستوجو نمیکردیم. یادمان رفته زهرای مرضیه، پاره تن رسول، چطور مدافع حریم ولایت شد، شمشیر دست گرفت! یادمان رفته زینب، عقیله بنیهاشم، دختر علی مرتضی، چطور مدافع حریم شد؟ به راستی برادرم یادمان رفته علی در کوچه قبل از زنها سلام میکرد تا صدای آنها را نشنود. حیدر کرار معصوم نبود آیا؟
خلاصه به نظر می رسد همه چیز یادمان رفته که «تحبس الدعا» شدهایم و کار این روزهایمان شده است حسرت روی حسرت گذاشتن و آرزوی شهادت کردن، نمیدانم شاید به استغفار سحرگاهان، راه برایمان باز شود «رب انی استغفرک استغفار حیاء و استغفرک استغفار رجاء…».
,
,
,
در ماجرای درآوردن خلخال از پای زن یهودی، امیرالمؤمنین علی(ع) نمیفرماید که «چرا چنین ظلم بزرگی رخ داده است؟! و انسان اگر در این غصه بمیرد، حق دارد!» بلکه حضرت بعد از اینکه از غارت آنان سخن میگوید، میفرماید: در مقابل این غارتگری آنها، مردم منطقه چه کردهاند؟ جز اینکه طلب ترحم کردهاند و ملتمسانه از آنها خواستهاند: «خواهش میکنم به ما لطف کنید، خواهش میکنم گردنبندها را نبرید، خواهش میکنم ما را نزنید!» اما کسی در دفاع از این مردم و این زنانی که غارت شدهاند، شمشیر نکشیده است و آن غارتگران بدون اینکه زخم بردارند، بدون اینکه خونشان ریخته شود و احدی از آنها کشته شود، سالماً و غانماً برگشتهاند(مَا تُمْنَعُ مِنْهُ إِلَّا بِالاسْتِرْجَاعِ وَ الِاسْتِرْحَامِ ثُمَّ انْصَرَفُوا وَافِرِینَ مَا نَالَ رَجُلًا مِنْهُمْ کَلْمٌ وَ لَا أُرِیقَ لَهُ دَمٌ؛ همان)
,بعد از این است که حضرت میفرماید: «آدم اگر به خاطر این خبر از غصه بمیرد حق دارد؛ فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا کَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ کَانَ عِنْدِی بِهِ جَدِیراً»(همان) یعنی آن چیزی که موجب میشود امیرالمؤمنین علی(ع) احساسِ درد و رنج کنند، این است که: «چرا وقتی به شما حمله کردند از خودتان دفاع نکردید؟!» چیزی که موجب میشود امیرالمؤمنین علی(ع) بگوید: «انسان اگر از خبر این غصه دِق کند، حق دارد» این است که چرا اجازه دادید دشمنانتان سالم برگردند؟! چرا علیه آنان شمشیر نکِشیدید و از خود دفاع نکردید؟! چرا التماسشان کردید؟! آدم با دشمنش با زبان التماس حرف نمیزند!
,در همین خطبه امیرالمؤمنین علی(ع) قبل از بیان این کلمات، میفرماید: «بارها من به شما گفتهام که از خانۀ خود بیرون بروید و در آن نقطهای که دشمن میخواهد به سوی شما حمله کند، در همان جا به دشمن ضربه بزنید! نگذارید دشمن به لبِ مرز خانههای شما برسد که آنگاه ذلیل خواهید شد و ضربه خواهید خورد.(أَلَا وَ إِنِّی قَدْ دَعَوْتُکُمْ إِلَى قِتَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَیْلًا وَ نَهَاراً وَ سِرّاً وَ إِعْلَاناً وَ قُلْتُ لَکُمُ اغْزُوهُمْ قَبْلَ أَنْ یَغْزُوکُمْ فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا؛ همان) امیرالمؤمنین(ع) صریحاً میفرماید: قبل از اینکه دشمنان به شما حمله کنند به آنان حمله کنید! قبل از اینکه آنها به خانههای شما یورش بیاورند خانمان آنها را به هم بریزید!
,امیرالمؤمنین علی(ع) در همین خطبۀ شریف و بعد از این کلمات، به مردمی که سخن او را گوش میکردند ولی آن را اجرا نمیکردند و از خود دفاع نمیکردند و در مقابل دشمنانشان غیورانه مقاومت نمیکردند، اینچنین میفرماید: «یَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَال»(همان) ای نامردهایی که شبیه مردها هستید، اما مرد نیستید! شما ذهن کودکانه دارید و خیالبافیهای اطفال، شما را در برگرفته است! اینها آخرین سخنرانیهای امیرالمؤمنین علی(ع) است که با این غصهها، دار فانی را وداع کردند!
,امیرالمؤمنین علی(ع) سخنش و دردش این بود که چرا در خانههای خود نشستهاید و منتظر هستید که دشمن به شما حمله کند؟! خدایا، تو شاهد باش که جوانانِ ما در اینجا در مجلسی به نام «مدافعان حرم» دور هم جمع شدهاند که اعلام آمادگی کنند که «ما حاضریم از خانههای خود بیرون برویم و دشمن را در آنسوی مرزها نابود کنیم! مبادا دشمنان به حرم امیرالمؤمنین علی(ع) تعدّی کنند! مبادا به جامعۀ مؤمنان و مسلمانان تعدّی کنند!»
,ما دفاع از خانۀ خود را آنچنان گسترده میدانیم که حتی حاضریم از غیرمسلمانانی که در منطقه هستند نیز در مقابل دشمنان دیوْسیرت -که تماماً ایادی صهیونیستها هستند- دفاع کنیم! استاد و امام ما امیرالمؤمنین علی(ع) است که میفرماید: «کسی که از خانۀ خود خارج نشود و از مردمی که مقابل دشمن ایستادهاند، دفاع نکند، مَرد نیست و نامرد است!» ما اعلام میکنیم که میخواهیم به دستور امیرالمؤمنین(ع) مردانه رفتار کنیم.
,جوانان ما میدانند که امروز مصلحت نیست از اینجا لشکر لشکر نیرو اعزام شود، چون جوانان عراق و شام، خودشان غیرتمندانه دفاع میکنند. هرچند گاهی در میان ما کسانی توفیق پیدا کنند خدمات مستشاری ارائه دهند، ولی این سینۀ سوختۀ جوانان ما است که وقتی میشنوند دخترکانی در اقصی نقاط این منطقه، در همسایگیهای ما، غارت میشوند-میگویند-چرا باید به دشمنان مجال داد؟!
,و من الآن میخواهم عرض کنم: یا امیرالمؤمنین(ع)! عراقِ امروز دیگر عراق آن روزی که شما دردمندانه در آن سخنرانی میکردید نیست! عراق امروز عراقی است که شیعیان به مناطق اهلسنت میروند و در آنجا از مؤمنین اهلسنت دفاع میکنند! عراق امروز عراقی است که اخیراً رزمندگان عراقی اعلام کردهاند: «ما بعد از اینکه تکفیریها را در عراق نابود کنیم به سوریه خواهیم رفت و در آنجا هم دشمنان را نابود خواهیم کرد.» عراق امروز، عراقی است که سخنان امیرالمؤمنین(ع) و دردهای دل او را گوش کرده است! و ما افتخار میکنیم که چنین مؤمنانی در همسایگی ما مقاومت میکنند و مقابل دشمن ایستادهاند!
,یا امیرالمؤمنین(ع)! جوانان ما آماده هستند برای انتقام خونِ مظلومیتِ تو، خون مظلومان کربلا و خون همۀ مظلومانی که در این منطقه سرهایشان از بدنها جدا شده، خانههایشان به غارت رفته و نوامیسشان به غارت رفتهاند! خدایا، صبر جوانان ما به پایان رسیده است! خدایا، مهدی موعود را به ما برگردان! -دستهایی که میخواهند پای رکاب مهدی فاطمه، علمداری کنند و منطقه را و بلکه جهان را پاک کنند، برای آمین گفتن به سوی آسمان برفراز باشند.
,نریمانی
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه