یادداشت/
کودکان کار؛ خیلی دور، خیلی نزدیک
برای این کودکان خیابان به منزله خانه است وآنها در خیابان در پی سرپناه و غذا هستند و دیگر افراد خیابانی برای آنان حکم خانواده را دارند .
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از خاورستان توی این شهر که خیلی ها توی خونه های بزرگ و با آرامش زندگی می کنند یه جاهای هست که خیلی خیلی کوچیکه ولی آدمایی رو توی خودش جا داده که دلای خیلی بزرگی دارن خونه های قدیمی که وقتی من برای اولین بار رفتم باورم نمی شد که درست اومده باشم ... علی کوچولو بچه یکی از این خونه هاست بدنش سیاه شده بود و دنده هاش زیر کتک های پدرش شکسته بود و هیچ حرفی نمی زد و وقتی دلیلش رو پرسیدم گفت:
,
شبکه اطلاع رسانی دانا,
خاورستان ,
خوب بابامه دیگه ... باید کتک بزنه وگرنه بابا که نمی شه ..از مادرش گفت زنی که پاش با چوب شوهرش شکسته بود و نرفته دکتر و حالا یه استخون اضافه روی پاش داره...
,

,

,
علی کوچولو تند تند برام حرف می زنه و وقتی می بینه دارم یادداشت می کنم احساس غرور میکنه! سلام، حالت خوبه؟ ممنون، خسته ای؟ آره خیلی، چه کار می کنی؟ با چرخ دستی داخل زباله ها می گردیم و زباله پلاستیکی پیدا می کنم.چند سالته ؟12 سال، با پدر و مادرت زندگی می کنی؟ آره شبها کجا می خوابی ؟ مدرسه نرفتی؟ تا سوم خوندم. غذا چی می خورید ؟نون و ماست ، نون و تخم مرغ ، نون و گوجه پنیر. چند بار هم از قصابی استخوان گرفتیم و آبگوشت درست کردیم .چرا دستت زخمیه ؟ دستکش نداری؟ نه ، تابحال دستکش نداشتیم . دستم را شیشه بریده. می ترسه ازش عکس بگیرم. به من می گوید اسمش را جایی نگم
,
کودکان کار؛ دو کلمه که وقتی در کنار هم مینشینند آهنگ بیان ترکیب آنها راحت و شیرین است، اما در میان ماشینهای پشتِ چراغقرمزها، در اتوبوسها، ایستگاههای اتوبوس، خیابانها و بسیاری جاهای دیگر تصاویر دلآزار و ناخوشایندی را به پیشِ چشم هر کدام از ما میتواند تصویر کند. این روزها تصور خیابانهای بدون کودکان کار در شهری که زندگی میکنیم آرزو و خواستی است دور از دسترس
,

,

,
اما این بچههای کمسنوسالی که با بستههای دستمال، آدامس، دعا، فال، جوراب و بسیاری جنسهای کمارزش و بیارزش دیگر وقتی بالِ پیراهن آدم را بگیرند ولکن نیستند و چه خریدار جنسهایشان باشیم چه نباشیم، در روز با آنها مواجه خواهیم شد، زندگی کودکانهشان چگونه است؟ از کجا میآیند، زندگیشان چگونه است، بازی و تفریحشان چیست؟ کجا مدرسه میروند، چرا و برای چه کسی کار میکنند؟
,
بچههایی که هر کدام زخمی بر دست و پا دارند؛ با چهرههایی به دور از تقلاهای ساختگی برای فروش جنسهایشان؛ برای تهیه مواد پدر یا مادر یا هردوشان!یاد بگیریم که با «میم» به غیر از معتاد میتوان مادر هم نوشت؛ حتی اگر طلاق گرفته باشد، حتی اگر معتاد باشد.
,
زیور، زینب، فاطمهزهرا، علی، امیر بچههای کار هستند، کودکان اعتیاد و کودکان زندگی سخت. که معتاد نباشند، درآمد کار این بچهها هم صرف اعتیاد والدین میشود.»
,
وقتی از فاطمه که گوشه لبش زخم بزرگی دارد میپرسم که پدرت چهکاره است در جواب میگوید: «چیزی نمیکشد!» به نظر میآید سؤالی که بیشتر در ارتباط با پدر از او پرسیده شده، این بوده که آیا پدرت معتاد است یا خیر؟!
,
فاطمه میگوید در پنج شنبه بازار و مزار شهدا دعا میفروشد، خوششانس باشد روزی دو بسته میفروشد. پولش را هم در پایان روز به پدرش میدهد.
,
بچههایی که چیزی برای فروختن ندارند دستشان را جلوی رهگذران پیادهروها و یا مسافران اتوبوس دراز میکنند. زیور میگوید با برادرش میروند گدایی. پول این گدایی هم خرج دود پدری میشود که به گفته او «مریض است و در خانه افتاده است.»
,
,
عارضه شوم کودک کار
,
همه کودکان حق دارند از شراط خوب زندگی برخوردار باشند . حق دارند بازی کنند؛ آموزش ببینند تا شرایط مناسب شکوفایی توانایی ها و رشد جسمی و معنوی و اخلاقی و اجتماعی آنها فراهم گردد.
,
این عارضه ی شوم منحصر به کشور ما نیست.از کوچه های غبار آلود افغانستان تا خیابانهای پرزرق و برق نیویورک این پدیده ی شوم در سراسر پهنه ی گیتی به نام کودک خیابانی شناخته شده است و معمولترین آسیب اجتماعی است که تقریبا نتایج یکسان و دقیقا مشابهی دارد.فقر والدین ؛ طلاق ، مرگ و اعتیادشان بستر آشکار ساز این آسیب است و خیابانها برای این سرمایه های ملی به مانند دانشگاهی است که آزمون ورودی آن دله دزدی ، وقاحت و سماجت است و دوران تخصصی آن در مراکز کانون اصلاح و تربیت و نهایتا زندانهاست.
,
در ورودی اتاقهای دادگاه کودکان خیابانی را میبینید که به جرمهای پیش پا افتاده ای چون خربزه دزدی ؛ کف زنی و همانند آنها دستبند به دست و ردیف به ردیف نشسته اند و منتظر ورود به ندامتگاه ها هستند. آگاهی جامعه نسبت به پدیده ی کودک خیابانی امری است لازم چرا که موج کودکان خیابانی بزودی از حالت کودکی خارج شده و تبدیل به جوان خیابانی شده و جوان خیابانی به مانند بمب است.کودک خیابانی به عنوان گروهی از کودکان جامعه است که با توجه به شرایط خاص سنی خود در حال گذراندن دوران بلوغ و بحران هستند.اینان نیازمند حمایت جدی بیشتر والدین هستند ولی از انجا که به دلایل گوناگون از حمایت والدین محروم هستند در خیابانها رها شده و آمادگی لازم برای کسب هر نوع آسیب پذیری را دارند.
,
برای این کودکان خیابان به منزله خانه است وآنها در خیابان در پی سرپناه و غذا هستند و دیگر افراد خیابانی برای آنان حکم خانواده را دارند . این افراد یا سرپرستی ندارند و یا در صورت داشتن خانواده ، به دلیل مسائل مختلف ، زندگی در خیابان برایشان امن تر از زندگی در خانه است . کودکان رها یا طرد شده نیز گاهی به عنوان گروهی مجزا مطرح میشوند ، اما نظر به اینکه در خیلی از موارد بازگشتی ندارند و در مدت کوتاهی به کودکان خیابان بدل میشوند ، در بعضی تقسیم بندیها جز گروه کودکان خیابان محسوب میشوند.که 5% کودکان خیابانی را تشکیل میدهند.
,
,

,
دکان خیابانی؛ چالشها و راهکارها
,
اما کودکان خیابانی ، اغلب کودکان مطرود و طرد شده هستند. کودک مطرود ، کودکی است که از طرف والدین اصلی خود طرد شده است. طرد کودک ممکن است به درجات مختلف صورت گیرد. یعنی کودک کاملاً از محبت والدین محروم شود یا نسبت به سلامت و خواسته های او بی توجهی شود و یا کودک از زمان طفولیت از والدین خود جدا شود. بیشترین مسائل و مشکلات کودک مطرود یا محرومیت کشیده عاطفی ناشی از مناسبات نا سالم کودک و والدین است. کودکان مطرود، اعتراض خود را به صورت رفتار ناخوشایند ، اضطراب و افسردگی ظاهر می سازند. غالب کودکان به اعمالی از قبیل فرار از خانه ، مدرسه ، دزدی ، لجبازی ، کتک کاری و رفتارهای ناشایست دیگر دست می زنند.کودکی که به نرفت و خصومت مواجه شود ، متقابلاً نفرت خصومت تحویل خواهد داد
,
,
نتیجه گیری
,
پدیده کودکان خیابانی یک مساله جهانی است. برابر برآورد سازمان جهانی دفاع از حقوق بشر در حدود ۱۰۰ میلیون کودک در سراسر جهان در خیابان کار و زندگی می کنند. آنها برای زنده ماندن به کارهای گوناگون از جمله گدایی، فروشندگی و تن فروشی مشغول اند. این کودکان ، آسیب پذیرترین بخش جامعه اند که قادر به دفاع از خود نیستند و نیاز به حمایت بزرگسالان دارند.
,
با توجه به تعریفی که در مقدمه تحقیق ارائه شد ، که بر اساس آن، مساله اجتماعی به عنوان جنبه ای از جامعه تعبیر می شود که مردم نگران آن هستند و یکی از زمینه هایی است که مردم دوستی دارند تغییر کند ، این پدیده در ایران بویژه در مرکز آن ، با توجه به حضور این کودکان در خیابانهای سطح شهر که به اشکال مختلف اعم از فروش آدامس ، روزنامه ، گل ، دعا، واکسی و …نمود پیدا می مکند و سبب آزردگی خاطر و دغدغه وجود جمع کثیری از مردم نوع دوست و با فرهنگ ایران شده است ، می توان در زمره یکی از مهمترین آسیبهای اجتماعی با روند افزایشی که متاثر از سایر عوامل و زمینه های اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی و سیاسی جامعه است ، قرار گیرد.
,
نکته قابل ذکر در باب مساله کودکان خیابانی در ایران مطرح می باشد که مساله کودکان خیابانی بر حسب درجه و شدت اهمیت آسیب های اجتماعی هنوز تبدیل به یک بحران ملی نشده است.
,
در کشور ما که آمار مشخصى در زمینه کودکان وجود ندارد؛ مساله اشتغال کودکان نیز مانند کودک آزارى ، کودکان خیابانى ، کودکان بزهکار و سایر کودکانى که به نوعى در معرض آسیب هاى اجتماعى قرار دارند؛ نه تنها مورد توجه قرار نگرفته و براى کاهش آن نیز اقدامات موثرى به عمل نیامده است؛ که در جمع آورى آمار و اطلاعات نیز دقت و حساسیت لازم توسط نهادها و سازمان هاى مربوطه مبذول نشده است
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه