تنازع و تضاد!
فرهنگ جهادی حیات بخش عالم مرفه خیالی
کار فرهنگی در دنیای مدرن متمرکز بر ابزار و ایجاد جاذبه ها و مکر و فریب و حیله های شیطانی است. لذا فقط بر تحریک احساسات استوار است. در مقابل فرهنگ انقلاب اسلامی از جنس توحید ابراهیم ع که با جاری شدن در تاریخ تا حکومت مهدی عج ادامه می یابد...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، فرهنگ روحی است که همه ی عالم را به اصل خویش متصل می گرداند و در همه ی خلقت ها و ابزارهای الهی جریان می یابد. به عبارت دیگر فرهنگ آب حیاتی است که جان را در عالم و آدم می دمد و ابدیت را به انسان هدیه می کند. لذا انسان خودمدار نمی تواند مولد فرهنگ باشد. فرهنگ آفرینی صرفا در ید حضرت حق و بالتبع در دست فرستادگان او و هر کسی است که جانش را ذیل نور اولیای الهی و اهل بیت علیهم السلام قرار دهد. بنابراین در عصر حاضر فقط جمهوری اسلامی که ذیل نور ولایت مطلقه ی فقیه است می تواند مدعی فرهنگ اصیل باشد. هر آن چه در عالم فرهنگ خوانده می شود شبه فرهنگ هایی است که به دلیل ترس از بی هویتی نام فرهنگ بر آن گذارده اند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,فرهنگ یعنی ما به آسمان تعلق داریم و با جاری کردن آن در عالم نمی خواهیم عهد ملکوتی خویش را با حضرت حق بگسلیم. فرهنگ یعنی غلبه بر زندگی بی روح و انتهاپذیر دنیای مدرن که بشر را با آرزوی رفاه خیالی به قعر جهنم کشاند.
,عالم عرصه ی تنازع ها و تضادها و رنج های تکوینی است. دنیای مدرن می اندیشید می توان با اختراع «تکنیک» رنج را از بدن انسان و زندگانی بشر بزداید و او را در بهشت مرفه زمینی اسکان دهد. انسان مدرن نمی خواست عالم را آن طور که خداوند حکیم و علیم مقدر کرده بپذیرد. لذا روحی که این تمدن را پدید آورد اوهام انسان خودمداری بود که می خواست از جهاد و مبارزه با نفس خود و سختی ها بگریزد و در یک کلام می خواست در عالم سروری کند. بنابراین فرهنگی که در تمام اجزای این تمدن دمیده شد نشان حق گریزی داشت.
,در مقابل انقلاب اسلامی می خواست عالم را آن گونه که خداوند عزیز مقدر کرده در راستای تعالی ابدی انسان به کار گیرد. انقلاب اسلامی می خواست زندگی آرام و شرعی و نه مرفه برای بشر مهیا کند. چرا که معتقد بود زندگی مرفهانه در هستی با سنت های جاری در هستی امکان وقوع نداشت. انقلاب اسلامی می خواست با روح جهادی قابلیت های مکنون در عالم را به ظهور برساند.
,شیعه معتقد است زندگی عرصه ی جهاد است؛ جهاد اکبر و جهاد اصغر و وظیفه ی امروز او آن است که برای جهاد با شیطان درون و برون تمدن اسلامی را محقق کند. از آن جا که تنها ایران اسلامی به دلیل حاکمیت دینی می تواند مدعی تمدن سازی در مقابل عالم مرفه خیالی مدرن باشد جهاد تمدن سازانه فقط ذیل ولایت مطلقه ی فقیه ممکن می گردد.
,دنیای مدرن برای فرار از واقعیت ها سینماها، دیسکوتک ها و میکده ها و شهربازی ها ساخت تا عالم را صحنه ی حقایقی که باید در آن جهاد کند نبیند. آن ها خیال کردند با ندیدن، با فرار کردن از حقایق، بر عالم سیطره می یابند اما در آن سرمستی خودمداری نیاندیشیدند با حجاب های ظلمانی عنکبوتی نمی توان برای همیشه پرده بر حقیقت بگذارند.
,فرهنگ از جنس باور است. از جنس سنت های الهی است. نمی توان با نهادهای فرهنگی دولتی و غیر دولتی که ریشه در باورهای حقیقی انسان ندارد بشر را از انواع گرفتاری ها نجات داد. هرگز نمی توان با واژه های پوشالی شوری در عالم ایجاد کرد تا انسان ها همواره بر آن بمانند.
,کار فرهنگی در دنیای مدرن متمرکز بر ابزار و ایجاد جاذبه ها و مکر و فریب و حیله های شیطانی است. لذا فقط بر تحریک احساسات استوار است. در مقابل فرهنگ انقلاب اسلامی از جنس توحید ابراهیم علیه السلام است که با جاری شدن در تاریخ تا حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ادامه می یابد. لذا با طوفان هایی از جنس ۱۸ تیرها و فتنه ی۸۸ مورد دستبرد قرار نمی گیرد. دولت های تکنوکرات و مدرن هم با رویکردهای سکولار نه تنها نمی توانند انقلاب را از اهدافش دور کنند بلکه با بی ثمر نشان دادن راه حل های مدرن خود مهر تاییدی بر فرهنگ انقلاب می زنند.
,آقایانی هم که سر از استودیوهای بیگانه درآوردند در دولت سازندگی به عالم مرفه خیالی معتقد شدند و چون روحیه ی جهادی رنگ باخت همان دین حداقلی شان از دست رفت. جنگ تحمیلی روحیه ی جهادی را تقویت کرد و ما را در عین تهی دستی مادی با غنای پیوستن به حق نه تنها از مصائبی صعب تر از آن چه امروز در تحریم ها آشکار شده است عبور داد بلکه خلاقیت هایی در تولید صنایع نظامی بروز کرد که باور کردن آن چه به وقوع پیوست فقط با ایمان ممکن بود.
,قصد ما آن نیست که ملت همچنان در اضطرار جنگ زندگی کند، لکن این ملت بداند اگر در برآوردن نیازهایش به دولت های تکنوکرات و مدرن که به عالم مرفه خیالی معتقدند گرایش نشان دهد برکت را از زندگی آن ها خواهد ربود، همان گونه که ملل اروپایی و امریکایی علی رغم توسعه ی تکنیکی در چنبره ی نظام ربا خوار مدرن هر روز بدهکارتر می شوند.
,ما اگر از گرانی و تورم و بحران های اجتماعی و فرهنگی می گریزیم باید خودمان شویم، خود خودمان. همان خودی که عهد بستیم فراتر از آن چه خدای حکیم در عالم مقدر فرموده زیاده خواهی نکنیم.
,همان خودی که طواغیت زمان را شیطان های مجسمی می داند که از دوستی با آن ها هیچ خیری بر نمی آید.
,همان خود اصیلی که به اصل سود در اقتصاد نه می گوید و دست رد بر سود بانک هایی که سپرده های ملت را در پروژه های تجملی و دلالی خرج می کنند می زند تا با رواج فرهنگ قرض الحسنه گره از مشکلات تولید داخلی و جوانانمان گشوده شود.
,همان خود اصیلی که با تحریم کالاها و خدمات نهادهایی که با جایزه های عجیب و غریب تبلیغ می شوند تا بیشتر مصرف شوند دست رد بر فرهنگ مصرف گرای سرمایه داری می زند.
,همان خودی که جانش را گورستان خوراکی های صنعتی و مدرن بی کیفیت و محرک نمی کند تا با جهاد با نفس اسیر شیطان درون و برون نگردد.
,همان خودی که با تحریم نمادهای بیگانه راه را برای رسوخ فکر شیطانی و خودمدار سد می کند تا بلکه اهالی فرهنگ چاره اندیشی کنند.
,و بالاخره همان خودی که جهادگرانه از حریم دل و قلب خویش و جامعه اسلامی با توسعه زدگی و ابزار سالاری مبارزه می کند تا گذر از پیچ تاریخی میسر شود.
,انقلاب اسلامی چون ریشه در انقلاب انبیا دارد ذاتا نمی تواند ابزار گرا باشد لذا یک انقلاب فرهنگی است. فرهنگ قبل از هر چیز بینش انسان ها نسبت به عالم و آدم است. بنابراین تا بینش الهی بر زندگی ما حاکم نشود نهادهای فرهنگی هر چه کنند ثمرات بلند مدت نخواهد داشت. از این رو عالمی دیگر باید ساخت!
]
ارسال دیدگاه