امام صادق (علیه السلام) زعیم دینی یا سیاسی؟

امام صادق (علیه السلام) زعیم دینی یا سیاسی؟
از دیرباز و بعد از رحلت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) دشمنان اسلام و اهل بیت (علیهم السلام) برای دور کردن ائمّه ی معصوم از مرکزیت خلافت و حکومت اسلامی، شعار جدایی دین از سیاست را مطرح کردند تا علاوه بر به نابودی کشیدن آموزه های اسلام و سیره ی سیاست مداری ائمه ی معصومین (علیهم السلام)، زمام حکومت و ثروت را در دست داشته باشند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از توفارقان،از دیرباز و بعد از رحلت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) دشمنان اسلام و اهل بیت (علیهم السلام) برای دور کردن ائمّه ی معصوم از مرکزیت خلافت و حکومت اسلامی، شعار جدایی دین از سیاست را مطرح کردند تا علاوه بر به نابودی کشیدن آموزه های اسلام و سیره ی سیاست مداری ائمه ی معصومین (علیهم السلام)، زمام حکومت و ثروت را در دست داشته باشند. مسلمانان با اینکه زعامت پیامبر اسلام و علی (علیها السلام) را مصداق کامل سیاستمداری می دانستند و می ستودند، در مقابل تبلیغات شوم دشمنان اسلام، عدّه ی کثیری از مسلمانان به همراهی و هم اعتقادی با این شعار سوق داده شدند؛ همین امر موجب گردید که گروهی از مسلمانان بعد از شهادت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در خلافت امام حسن (علیه السلام) و امامان بعدی اهتمام به زعامت سیاسی این بزرگواران نداشته باشند و نتیجه ی این امر شهادت ائمّه ی معصوم (علیهم السلام) و مشکلات جدّی در جامعه ی اسلامی بوده است.
با این احوال، ائمّه ی معصوم (علیهم السلام) سوای پیشوای دینی، زعامت سیاسی مسلمانان را فراموش نمی کردند؛ اینکه شبانگاه و ناشناس به خانه ی تهیدستان آذوقه میبردند، گاه برخی از کارگزاران حکومتی را عتاب می کردند و با وجود خلفای جور مصلحت را در این می دیدند که برخی در دستگاه خلافت باشد تا به مؤمنان بیشتر ظلم نکنند (۱)، تنها و تنها گوشه ای از نگرش سیاسی امامت بود که با وجود دور بودن از خلافت به آن عمل می کردند.
در مورد امام صادق (علیه السلام) اوضاع بیش از امامان پیش، خفقان آور بود. ابتدای آن با کشمکش های سیاسی بنی امیّه و بنی عباس همراه بود که در این دوره می توان به بهترین وجه سیاست و پیش بینی سیاسی امام را مشاهده کرد در حالی که منصور برای بیعت گرفتن مسلمانان با محمد بن عبدالله، در نزد مسلمانان به ظاهر می کوشید، امام از دسیسه ی سیاسی او آگاه بود و این مطلب را به عبدالله بن حسن هشدار داد و فرمود : « کار بیعت مردم با محمد سر نخواهد گرفت و او به دست منصور کشته خواهد شد. » (۲)و چون عبدالله به سفارش امام اعتنایی نکرد بعدها با جمعی از فرزندان امام حسن (علیه السلام) به شهادت رسید.(۳) بعدها با به حکومت رسیدن منصور دوانیقی (لعنه الله علیه) اوضاع خفقان تر از پیش شد؛ منصور با کمترین سوء ظن از سوی هر کسی که احساس می کرد حکومت او را تهدید می کند، به فجیع ترین وضع فرد را می کشت؛ امام (علیه السلام) با مشاهده ی چنین اوضاعی، سیاست تقیه را در پیش گرفتند. (۴)
با این حال بودند کسانی که احساس می کردند امام از مقابله ی مسلحانه با حکومت فاسد و ظالم منصور دفاع می کند و یا احساس ترس می کند؛ حال آنکه امام در دیدار کسانی که برای قیام به محضر ایشان شرفیاب شده بودند بارها از عدم وجود شیعیان و یاران حقیقی خبر داده بودند ( ۵ ) پس امام ناگزیر، حیات مبارک خود را صرف تعلیم آموزه های فقه شیعه و زدودن غبار شبهاتی نمودند که وارد دین می کردند و با تأسیس بزرگترین دانشگاه شیعه در جهان اسلام تا عصر خود، دانش آموختگان فرهیخته ای را به جهان اسلام تقدیم کردند. امّا در این جایگاه نیز هیچ گاه دغدغه ی زعامت سیاسی را به طور مطلق فراموش نکرده و خود را از آن دور نداشتند. چنانچه علما را از حضور در درگاه خلفا جور به پرهیز می خوانند و علمایی را که به دربار خلافت جور می رفتند مورد اطمینان و امانت دار نمی دانستند. (۶) شجاعت و بیان جسورانه ی امام صادق (علیه السلام) در مواجهه با خلفای جور لرزه بر اندام استکباریشان می انداخت و عظمت امام آنان را به تواضع وا می داشت همین امر سبب می شد تا منصور امام (علیه السلام) را مانعی بر سر اهداف سیاسی خود ببیند او که پیشتر با رودررو ساختن برخی از شاگردان امام (علیه السلام) نتوانسته بود وجهه ی علمی، دینی و حتی سیاسی امام را خدشه دارد کند برای هشتمین بار بر جان امام (علیه السلام) قصد کرد و سرانجام امام صادق (علیه السلام) را در ۲۵ شوال سال ۱۴۸ هجری به شهادت رساند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, توفارقان،,
,
,
,

منابع:
۱- آیت الله بروجردی،۱۳۸۸٫ منابع فقه شیعه (ترجمه ی جامع احادیث شیعه) ترجمه ی احمد اسماعیل تبار، احمدرضا حسینی و و محمد حسین مهوری ، ج۲۲، تهران، انتشارات فرهنگ سبز، ص ۵۸۷
۲- کلینی، محمد بن یعقوب .۱۳۵۰٫ الروضه من الکافی، ترجمه محلاتی، ج۲، انتشارات قم، ص۲۵۸
۳-مطهری، مرتضی . ۱۳۹۰، سیری در سیره ی ائمه ی اطهار علیهم السلام، تهران، انتشارات صدرا. ص۱۲۱
۴-مظفر، محمد حسین.۱۳۷۳ . صفحاتی از زندگی امام صادق علیه السلام، ترجمه ی سید ابراهیم علوی، چاپ دوم، قم، انتشارات رسالت قلم،ص ۲۱
۵- کلینی، محمد بن یعقوب . اصول کافی، تحقیق علی اکبر غفاری ج ۲، ص ۱۹۰
۶- پیشوایی، مهدی . ۱۳۸۸٫ سیره ی پیشوایان، تهران، انتشارات موسسه ی تحقیقات و نشر معارف اهل بیت علیهم السلام، ص۳99

,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه