اصلا به ما چه میدرند و میبرند!!!
چون رسم نمک خوردن و نمکدان نشکستن میدانیم؛ به محض بمب گذاری در فرانسه و آلمان و پاریس؛ من باب همدردی و گل کردنِ حس انسان دوستانه مان، های های اشک میریزیم و حجله میزنیم …[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پرنیان گیل ، به مناسبت روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی ، زهرا اسعدبلنددوست در یادداشتی نوشت :
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پرنیان گیل,در زمانهای نه چندان دوووور در سزمینی درست پشتِ کوه، پیری فرفر موی میزیسته که هرچند وقت یکبار جهت نصیحت و هدایت اهالی ِپشت کوه، به مسجد آنها رفته و چند ساعتی نطق نموده و سرها به درد می آورده..
,به همین منوال روزی بی خبر از حضور زنش در پای منبر، من باب نجس شدن قالی به واسطه ی ادرار کودک بر آن، گفت و راهکار ارائه نمود که اگر طفلتان قالی را به ادرارش مزین فرمود، هیچ راهی جز بریدنِ آن قسمت از قالی و دور انداختنش برای رهایی از شر نجاست وجود ندارد..
,خلاصه شب هنگام، بعد از طوماری نصایح و پند آموزی، وقتی به خانه میرسد، چشمانش چهار چنگولی عزم خروج از کاسه میکنند. دلیل اش؟؟؟
,گفتن ندارد. اما همسر پیر فرفر موی، بعد از آن سخنرانی وقتی به منزل آمده و دور افشانی طفلش را بر قالی میبیند، طبق گفته ی شویِ پیرو فرفر مویش به جان قالی افتاده و هر قسمت که به ادرار کودکش نجس و عطراگین بوده را بریده و به دور انداخته است..
,پیر فرفر موی با دیدن این صحنه دو دستی بر سرش کوفته و عربه میزند که چه کردی زن؟؟
,زن هم در جواب، سخنان او را یاد آور میشود و با تعجب بر رفتار آنرمالِ شوی اش نظاره مینماید..
,اما پیر فرفر موی با چشمانی خیس از اشک فریاد برمی آرد که (ای زن، قالی خودمان را نگفتم..)
,و اینست حکایت قطعنامه های حقوق بشر و تبصره هایش در این روزها..
,هی بیانیه و منشور و قطعنامه پشت هم .. اما چه فایده..؟؟ نه غربی ها قالی (بمبهای ضد حقوق بشر) خودشان را میگویند
,نه عربها..
,واین وسط بشر میماند و حوضش که نه حقوقِ مسیحی_یهودی به فریادش رسید نه اسلامی_عربی..
,اگر هم حق و منشوری هست منحصر به حیوانات میشود که مبادا سگی آزرده شود و سوسکی شکار دمپایی..
,و برود بمیرد انسانی که پوستش رنگین باشد و دینش به کام جهانخواران خوش نیاید..
,غرب میکشد.. عرب میکشد..
,و در این میان ما هم کم از آن پیر فرفر موی نداریم و قالی خودمان را نمیگوییم..
,در یمن کودک به آتش میکشند، ما دوغمان را مینوشیم..
,در کشمیر زن به سلابه میکشند؛ ما فلافلمان را گاز میزنیم..
,در سوریه و عراق وپاکستان و بحرین و.... آدم و آدمیت کباب میکنند، و ما مردد هستیم که سالاد فصل سفارش بدهیم یا نه..
,اگر هم قیمت منوی سفارشیمان گران شد، چهار فحش آبدار به با غیرتان ساندیس خور میدهیم که به جای دلسوزی برای مردم آن طرف مرز و خرج کردنِ پولهای مملکت و گرفتن حقوقهای 200 میلیونی؛ به فکر مردم خودمان باشند و چاره ایی به حال مهارِ قیمت غذاهایی فست فودی کنن..
,اصلا به ما چه میدرند و میبرند.. خودمان به اندازه کافی مشکله حل نشده داریم..
,گاهی هم آن رگِ نژاد پرستانه مان ورم میکند و نطق میفرماییم که عرب و عرب زاده را چه دخلیست به ما.. ما فرزندان سرزمین پارسیم و از نژاد آریایی .. (چو ایران نباشد تن من مبادا..)
,بماند که ایران پرستیم مان منوط به اعراب است و مردمان جهان سوم..
,چون به موقع اش گوشی اپل به دست میگیرمو برندهای غربی را خوراک لباسهایمان میکنیم
,و به مرگ اوباما قسم که میخواهم دنیایش نباشد، یک جمله هم از ایران و پارس و کوروش نمیگوییم..
,و چون رسم نمک خوردن و نمکدان نشکستن میدانیم؛ به محض بمب گذاری در فرانسه و آلمان و پاریس؛ من باب همدردی و گل کردنِ حس انسان دوستانه مان، های های اشک میریزیم و حجله میزنیم که ( آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست..)
,دیگر از عزای عمومی و خیرات و وسایل ایاب و ذهاب چیزی به میان نمیآورم..
,البته این حس حقوق بشرانه ی مان یکبار دیگر هم گل میکند و آن درست زمانیست که سگی دچار شکست عشقی یا کمبود امکانات رفاهی شده باشد و ما بفهمیم..
,وااااای به آن روز.. دنیا را در هم میکشیم..فریاد ( بنی آدم اعضای یکدیگرند..) سرمیدهیم . شوخی که نیست، حق مظلومی ضایع شده..
,و باز هم قالی خودمان را نمگوییم.. قالی به اسم شیعه.. به اسم مسلمان.. به اسم اسلام.. به اسم انسان..
,قالی فقط قالی غربی...
,اصلا انگار نه انگار که آدم، آدمست..
,اما این را خوب میدانم که از ماست که بر ماست..
,باشد که رستگار شویم..
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه