گاهی اوقات باید «هیس» کرد؛

چرا مردم این شهر به هم می‌پَرند؟!

چرا مردم این شهر به هم می‌پَرند؟!
طبق اذعان مسئولین قضایی، بیشترین پرونده‌های ارجاعی به دادسرا مربوط به ضرب و جرح و نزاع است اما تاکنون مسئولین دولتی درصدد حل مشکل بر نیامده‌اند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آناج، در خیابان‌ها که قدم می‌زنیم آدم‌هایی را می‌بینیم که ناخشنودی و عصبانیت از چهره‌هایشان گویاست و منتظر تلنگری هستند تا خشونت نهفته در درونشان را خالی کنند و فریاد بزنند؛ دلیل حجم انبوه پرونده‌های نزاع خیابانی در دادگستری را هم باید در همین فریادها و انسان‌هایی که نمی‌توانند خشم خویش را کنترل نمایند، جست‌وجو کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

اگر نیم‌نگاهی به همین پرونده‌های در جریانِ دادسرا داشته باشیم می‌بینیم در شهر دعواهایی سر مسایل هیچ رخ داده و در برخی موارد منجر به قتل شده است، برای مثال دو نفر بر سر زود سوار شدن به تاکسی در میان ازدحام جمعیت دست به یقه شده‌اند و ضرب و جرحی رخ داده که تا ابد منتهی به پشیمانی و افسوس گشته است.

یا جوانی در پشت میله‌های زندان در انتظار گرفتن رضایت اولیاء دم مقتول است که به خاطر شنیدن یک فحش، عصبانیت او را فرا گرفته و در کمال ناباوری جوان دیگری را با ضربات چاقو از پای درآورده است.

حال با دیدن تمام این وقایع سوالی ضمیر آدمی را به خود مشغول می‌کند و آن "چرا نمی‌توانیم گذشت کنیم" است؛ در همین مثال‌ها چرا شخص نتوانسته است اندکی صبر کند تا تاکسی دیگری از راه برسد و یا چرا آن پسر جوان در غلبه بر خشم خویش ناکام بوده و شخص دیگری را به قتل رسانده است؟ آیا با 10 دقیقه صبر و اندگی گذشت نمی‌توانستیم از وقوع یک فاجعه و عمری پشیمانی جلوگیری کنیم؟

شاید ریشه برخی از این مشکلات در مباحث اقتصادی داشته باشد و عده‌ای بگویند «جوان بیکار هرکاری می‌تواند انجام دهد» و یا «شخصی که بار زندگی بر دوش وی سنگینی می‌کند در لحظاتی غیرقابل کنترل می‌شود و فشار حاصل از ناملایمتی‌های روزگار فرد را به خشونت وا می‌دارد»؛ اتفاقا این نظریه نیز قابل قبول است و نمی‌توان آن را رد کرد اما آیا تمام این خشونت‌ها از مسایل اقتصادی نشأت می‌گیرد؟

اگر در همین پرونده‌های قضایی سیری کنیم افرادی را نیز می‌یابیم که از نظر مالی تامین بوده‌اند و تعدادشان نیز کم نیست لکن در مسایل تربیتی نقصان داشته‌اند و خانواده‌ها در آشنا کردن آنان با مباحث دینی، اسلامی و مرام امیرالمونین(ع) کوتاهی نموده‌اند.

مملکت ما اسلامی است اما از آنجایی که درگیر اندیشه‌های غربی شده‌ایم و به فکر درست کردن ظاهر فرزندان‌مان هستیم از درون آنان غافل گشته و نمی‌توانیم اسلام را در باطن آنان پیاده کنیم و برای ساختن آینده‌ای بهتر برای وی، از گذشت، محبت و دوستی بگوییم.

مسئولین و فعالان حوزه فرهنگی و اجتماعی اگر نمی‌دانند، بدانند! با غفلت از مسایل تربیتی امروز ما بدتر از دیروز ما شده است و در چنین برهه‌ای بهتر است دست اندرکاران به جای اینکه در کارگروه‌های بی‌نتیجه وقت خویش و دیگران را بیهوده سپری نمایند تا حق جلسه‌ای به جیب بزنند، کمی هم به فکر ریشه‌یابی باشند و از شعارهای پوچ و تکراری که هیچ‌گاه به آن‌ها عمل نمی‌شود، دست بردارند.

 شاید ساده‌ترین کار برای جوانانی که سنی از آن‌ها گذشته است، ایجاد اوقات فراغت سالم و سرگرم کردن آن‌ها باشد تا در خیابان‌ها وِل نگردند و به یکدیگر بپرند!

,

اگر نیم‌نگاهی به همین پرونده‌های در جریانِ دادسرا داشته باشیم می‌بینیم در شهر دعواهایی سر مسایل هیچ رخ داده و در برخی موارد منجر به قتل شده است، برای مثال دو نفر بر سر زود سوار شدن به تاکسی در میان ازدحام جمعیت دست به یقه شده‌اند و ضرب و جرحی رخ داده که تا ابد منتهی به پشیمانی و افسوس گشته است.

,

یا جوانی در پشت میله‌های زندان در انتظار گرفتن رضایت اولیاء دم مقتول است که به خاطر شنیدن یک فحش، عصبانیت او را فرا گرفته و در کمال ناباوری جوان دیگری را با ضربات چاقو از پای درآورده است.

,

حال با دیدن تمام این وقایع سوالی ضمیر آدمی را به خود مشغول می‌کند و آن "چرا نمی‌توانیم گذشت کنیم" است؛ در همین مثال‌ها چرا شخص نتوانسته است اندکی صبر کند تا تاکسی دیگری از راه برسد و یا چرا آن پسر جوان در غلبه بر خشم خویش ناکام بوده و شخص دیگری را به قتل رسانده است؟ آیا با 10 دقیقه صبر و اندگی گذشت نمی‌توانستیم از وقوع یک فاجعه و عمری پشیمانی جلوگیری کنیم؟

,

شاید ریشه برخی از این مشکلات در مباحث اقتصادی داشته باشد و عده‌ای بگویند «جوان بیکار هرکاری می‌تواند انجام دهد» و یا «شخصی که بار زندگی بر دوش وی سنگینی می‌کند در لحظاتی غیرقابل کنترل می‌شود و فشار حاصل از ناملایمتی‌های روزگار فرد را به خشونت وا می‌دارد»؛ اتفاقا این نظریه نیز قابل قبول است و نمی‌توان آن را رد کرد اما آیا تمام این خشونت‌ها از مسایل اقتصادی نشأت می‌گیرد؟

,

اگر در همین پرونده‌های قضایی سیری کنیم افرادی را نیز می‌یابیم که از نظر مالی تامین بوده‌اند و تعدادشان نیز کم نیست لکن در مسایل تربیتی نقصان داشته‌اند و خانواده‌ها در آشنا کردن آنان با مباحث دینی، اسلامی و مرام امیرالمونین(ع) کوتاهی نموده‌اند.

,

مملکت ما اسلامی است اما از آنجایی که درگیر اندیشه‌های غربی شده‌ایم و به فکر درست کردن ظاهر فرزندان‌مان هستیم از درون آنان غافل گشته و نمی‌توانیم اسلام را در باطن آنان پیاده کنیم و برای ساختن آینده‌ای بهتر برای وی، از گذشت، محبت و دوستی بگوییم.

,

مسئولین و فعالان حوزه فرهنگی و اجتماعی اگر نمی‌دانند، بدانند! با غفلت از مسایل تربیتی امروز ما بدتر از دیروز ما شده است و در چنین برهه‌ای بهتر است دست اندرکاران به جای اینکه در کارگروه‌های بی‌نتیجه وقت خویش و دیگران را بیهوده سپری نمایند تا حق جلسه‌ای به جیب بزنند، کمی هم به فکر ریشه‌یابی باشند و از شعارهای پوچ و تکراری که هیچ‌گاه به آن‌ها عمل نمی‌شود، دست بردارند.

,

 شاید ساده‌ترین کار برای جوانانی که سنی از آن‌ها گذشته است، ایجاد اوقات فراغت سالم و سرگرم کردن آن‌ها باشد تا در خیابان‌ها وِل نگردند و به یکدیگر بپرند!

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه